قرار صبحانه روز صد و سی و ششم

User Rating: 0 / 5

quran

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أُولَٰئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَىٰ رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الْأَشْهَادُ هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَىٰ رَبِّهِمْ أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿هود: ١٨﴾     

و چه كسى ستمكارتر از آن كس است كه بر خدا دروغ بندد؟ آنان بر پروردگارشان دروغ عرضه مى‌شوند، و گواهان خواهند گفت: «اينان بودند كه بر پروردگارشان دروغ بستند. هان! لعنت خدا بر ستمگران باد».

به زودى در دلهاى كسانى كه كفر ورزيده‌اند بيم خواهيم افكند، زيرا چيزى را با خدا شريك گردانيده‌اند كه بر [حقانيت‌] آن، [خدا] دليلى نازل نكرده است. و جايگاهشان آتش است، و جايگاه ستمگران چه بد است.

  • مهمان - راستی

    چه کسی ستمگرتر از کسی است که به خدا دروغ بندد ؟ ! کسانی که به خدا دروغ می‌بندند و چیزهائی را بدو نسبت می‌دهند که از او نیست ، در قیامت به گونه خاصّی )آنان به پروردگارشان عرضه می‌گردند و در دادگاه عدل الهی به‌سان می‌شوند و گواهان حاضر در آنجا ، اعم از پیغمبران و فرشتگان و غیره بر آنان گواهی می‌دهند و می‌گویند : اینان بر پروردگار خود دروغ بسته‌اند و لذا زشت‌ترین گناه و رسواکننده‌ترین ستم را مرتکب شده‌اند . هان ! نفرین خدا بر ستمگران باد !‏
    می دانیم که دروغ گناه کبیره و ظلم است یعنی در مورد هر چیزی و به هر کسی انسان دروغ بگوید چون او را از حقیقت منحرف کرده بنابراین به او ظلم کرده است. دروغ به طور کلی در قرآن ظلم تلقی می شود ولی دروغ تا دروغ تفاوت دارد، هر دروغی گناه کبیره است، هیچ دروغی نداریم گناه صغیره باشد ولی در میان دروغ ها، دروغ بستن به خدا و پیامبر اکرم (ص)، شنیع ترین دروغ هاست و لهذا می بینید که روزه ماه رمضان با دروغ های عادی باطل نمی شود (البته چنین دروغی گناه کبیره است ولی روزه را باطل نمی کند) ولی اگر انسان به خدا و رسول دروغ ببندد روزه اش باطل است مثلا اگر انسان در بیان یک مسئله شرعی عمدا بر خلاف حقیقت بگوید که حکم خدا این است، اصلا روزه باطل است. این نشان می دهد این دروغ با دروغ های دیگر چقدر تفاوت دارد. باز دروغ بستن به خدا هم همه مانند یکدیگر نیست. یک وقت کسی دروغ به خدا می بندد و مثلا در مورد مسئله ای از مسایلی که در رساله ها داریم می گوید: حکم الله این است، در صورتی که حکم الله این نیست. از این بالاتر این است که کسی بیاید ادعا کند که من پیغمبر خدا هستم. این دروغ بستن به خداست ولی خیلی بالاتر از آن قبلی است. این فرد دارد ادعا می کند که خدا من را به پیغمبری مبعوث کرده است، دیگر ظلمی از این بالاتر نیست و در ردیف این ظلم این است که انسان افترای منفی به خدا ببندد یعنی کسی را که خدا فرستاده است بگوید او را خدا نفرستاده است. این هم باز دروغ بستن به خداست. یک وقت خدا کسی را نفرستاده است و فردی به دروغ می گوید خدا من را فرستاده است و یک وقت خدا کسی را فرستاده است و فردی می گوید: نه، من می فهمم، من اطلاع و خبر دارم که خدا هیچ کس را نفرستاده است. این هم در ردیف آن است یعنی تکذیب انبیای حقیقی و واقعی، چیزی در ردیف ادعای پیغمبری کردن است و این قدر این ظلم فاحش است.
    در آیه 7 سوره صف نیز آمده است: «و من اظلم ممن افتری علی الله الکذب و هو یدعی الی الا سلام و الله لایهدی القوم الظالمین؛ و کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ ببندد در حالی که به اسلام دعوت می شود؟ و خدا مردم ستمگر را هدایت نمی کند». این تعبیر و تعبیرهای مشابه در قرآن زیاد آمده است: «و من اظلم ممن افتری علی الله» (صف/7) و یا «فمن اظلم ممن کذب علی الله و کذب بالصدق؛ پس کیست ستمکارتر از آن کسی که بر خدا دروغ بست و (سخن) راست را چون به سوی او آمد تکذیب کرد؟
    دروغ بستن به خدا می تواند در بین مسلمانان نیز اتفاق بیفتد هنگامی به دلایل مختلف سعی در توجبه و اثبات موضوعی دارند حال ان موضوع صحیح یا ناصحیح باشد.اما کفر چو منی گزاف و آسان نبود محکمتر از ایمان من ایمان نبود در دهر چو من یکی و ان هم کافر پس در همه دهر یک مسلمان نبود
    سوره هود چهل و نهمين سوره‏اى است كه بر پيامبر ص نازل گرديد و نيز در اواخر سالهايى بود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مكّه به سر مى‏برد يعنى بعد از مرگ «ابو طالب» و «خديجه» و طبعا در يكى از سخت‏ترين دورانهاى زندگانى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به همين جهت در آغاز اين سوره، تعبيراتى كه جنبه دلدارى و تسلّى نسبت به پيامبر ص و مؤمنان دارد ديده مى‏شود.قسمت عمده آيات سوره را سرگذشت پيامبران پيشين مخصوصا «نوح» كه با وجود نفرات كم بر دشمنان بسيار پيروز شدند تشكيل مى‏دهد.و به هر حال آيات اين سوره، همانند ساير سوره‏هاى مكّى، اصول معارف اسلام مخصوصا «مبارزه با شرك و بت پرستى» و توجه به «معاد و جهان پس از مرگ» و «صدق دعوت پيامبر» را تشريح مى‏كند.در اين سوره علاوه بر حالات نوح پيامبر به سرگذشت «هود» و «صالح» و «ابراهيم» و «لوط» و «موسى» و مبارزات دامنه دارشان بر ضد شرك و كفر و انحراف و ستمگرى اشاره شده.

افزودن نظر