قرار صبحانه روز صد و سی و هفتم

User Rating: 0 / 5

quran

وَلَا أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلَا أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَن يُؤْتِيَهُمُ اللَّهُ خَيْرًا اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنفُسِهِمْ إِنِّي إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿هود: ٣١﴾     

«و به شما نمى‌گويم كه گنجينه‌هاى خدا پيش من است، و غيب نمى‌دانم، و نمى‌گويم كه من فرشته‌ام، و در باره كسانى كه ديدگان شما به خوارى در آنان مى‌نگرد، نمى‌گويم خدا هرگز خيرشان نمى‌دهد. خدا به آنچه در دل آنان است آگاه‌تر است. [اگر جز اين بگويم‌] من در آن صورت از ستمكاران خواهم بود.»

به زودى در دلهاى كسانى كه كفر ورزيده‌اند بيم خواهيم افكند، زيرا چيزى را با خدا شريك گردانيده‌اند كه بر [حقانيت‌] آن، [خدا] دليلى نازل نكرده است. و جايگاهشان آتش است، و جايگاه ستمگران چه بد است.

  • مهمان - انسان

    آیات این سوره، همانند سوره‌های مکی، اصول معارف اسلام یعنی توحید و مبارزه با شرک و بت‌پرستی، معاد و جهان پس از مرگ و صدق دعوت پیامبر را تشریح می‌کند و در لابه‌لای این مباحث، تهدیدهای شدیدی علیه دشمنان و دستورهای مؤکدی برای استقامت به مؤمنان دیده می‌شود.در این سوره، علاوه بر حالات حضرت نوح(ع) و مبارزات بسیارش که به تفصیل آمده، به سرگذشت هود، صالح، ابراهیم، لوط و موسی(ع) و مبارزات دامنه‌دارشان بر ضد شرک و کفر و انحراف و ستمگری اشاره شده است.
    اما این آیه پاسخ کفار است که گفتند: توهیچ برتری بر ما نداری ، حضرت نوح (ع ) در جواب می فرماید اگر منظور شما ازرجحان ، برتری و فضل مادی است و فکر می کنید که لازمه پیامبری این است که پیغمبر صاحب خزائن پروردگار باشد، هرگز چنین نیست و من خزانه داررحمت خداوند نیستیم و اگر فکر می کنید پیامبر باید مطلقا علم به غیب داشته وبر هر امری آگاه باشد، هرگز چنین نیست من تنها به آن مقدار از غیب آگاهم که پروردگار به من تعلیم داده باشد و لذا قادر بر جلب خیرات یا دفع شرور نیستیم و نیز اگر می پندارید که پیامبر باید مثل ملائکه بوده و از لوث مادیت و جسم برترباشد، هرگز چنین نیست من هم بشری هستم محتاج به خوردن و نوشیدن وسایر لوازم جسمانی ، اما این جهات برای پیامبر فضل محسوب نمی شود و پیامبرجز ابلاغ رسالت وظیفه و ادعائی ندارد و او هم بشری مثل شماست و تنها فرق او با مردم دیگر ارتباط او به عالم غیب و قدرت شنیدن وحی است و همین امرهم موجب می شود که سایرین از او پیروی نموده و دعوت او را اجابت کنند. و در ادامه گفتار خود می فرماید: همچنین افراد مؤمن فقیری که شما آنها راتحقیر می کنید و برایشان احترامی قائل نیستید، هرگز من در باره آنها نمی گویم که خدا خیری به آنان نداده ، چون ملاک در احراز خیر واقعی ، داشتن کرامت وحرمت ، ظاهر افراد نیست ، بلکه ملاک ، باطن آنهاست و تنها کسی که علم به باطن و خفایای دلها دارد خدای متعال است ، پس من و شما حق نداریم به محرومیت آنان از خیر و سعادت حکم کنیم و اگر من چنین حکمی بدهم وبدون دلیل درباره باطن آنها داوری کنم ، سخنی به گزاف گفته ام و من نباید بدون دلیل خیر را برکسانی که ممکن است استحقاق و شایستگی آن را داشته باشند تحریم کنم ، زیراچنین حکمی ظلم است و من هرگز خود را در زمره ستمکاران قرار نمی دهم . در سوره انعام نیز پیامبر(ص ) چنین جوابی را به کفار قریش می دهند ومی فرمایند:لا اقول لکم عندی خزائن الله ولا اعلم الغیب و لا اقول لکم انی ملک.
    در حقیقت تمام پیامبران بشری مثل بقیه بوده اند واگر به محدوده ای از علم آگاهی داشته اند به دلیل خواست واذن پروردگار بوده است.
    منظور از قوم مذكور قوم ثمود است كه در سرزميني در شمال حجاز زندگي مي كردند و پيامبر بزرگ الهي "صالح" براي هدايت آن ها مبعوث شد. آن ها كفر ورزيدند و سرانجام به وسيلة صيحة آسماني از ميان رفتند. شاهد اين تفسير مجازات صيحه است كه در پايان آيات مورد بحث براي آن ها ذكر شده و در سورة هود آية 67 نيز صريحاً دربارة قوم صالح آمده است. احتمال ديگر آن است كه منظور قوم عادات كه پيامبرشان هود بودو در بعضي آيات سرگذشت آن ها بلافاصله بعد از سرگذشت نوح آمده و اين قرينه اي بر اين تفسير است اما با توجه به اين كه مجازات اين قوم طبق آيات 6 و 7 سوره "الحاقه" تند باد شديدي بود كه هفت شب و هشت روز آن ها را درهم مي كوبيد، تفسير اوّل صحيحتر است.مدت رسالت حضرت هود را بعضي از مورخان 150 ساله دانسته اند.اين سوره با يادى از قرآن و امر به عبادت و استغفار و توبه شروع مى‏شود و پس از اشاره‏اى به روز قيامت، از آگاهى خداوند بر نهان و آشكار مردم و روزى رسانى و علم خدا خبر مى‏دهد، آنگاه از قدرت خداوند كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سخن مى‏گويد و هدف از خلقت جهان را آزمايش بندگان معرفى مى‏كند و پس از ذكر عكس‏ل العمل ناپسند كافران در برابر سخن خدا، از حالات روحى بشر به هنگام بروز نعمت و نقمت مى‏گويد.
    در آيات بعدى از ناراحتى پيامبر در مقابل تكذيب كنندگان و درخواستهاى غيرمنطقى آنان صحبت مى‏كند و مخالفان را به مبارزه مى‏طلبد و از آنها مى‏خواهد كه اگر مى‏توانند ده سوره مانند سوره‏هاى قرآن را بياورند. در قسمت بعدى دنياپرستان را هشدار مى‏دهد كه اگر هم در دنيا به هدف خود برسند، در آخرت نصيبى جز آتش نخواهند داشت، آنگاه از حقانيت پيامبر اسلام مى‏گويد و كسانى را كه او را تكذيب مى‏كنند ستمگرانى مى‏خواند كه سدّ راه خدا هستند و به آنان لعنت مى‏فرستد و از زيانكارى آنان در قيامت خبر مى‏دهد. پس از ذكر كافران، از مؤمنان سخن به ميان مى‏آورد و به آنان وعده بهشت مى‏دهد، سپس اين دو گروه را به كر و كور و نيز بينا و شنوا تشبيه مى‏كند.
    بخش بعدى آيات اين سوره به ذكر داستانهاى پيامبران اختصاص دارد و نخست از نوح شروع مى‏كند و دعوت او و نيز عكس العمل زشت قوم او را مى‏آورد و سرانجام كار آن قوم را كه در يك طوفان سهمگين غرق شدند بيان مى‏كند. پس از نوح از هود ياد مى‏كند كه به قوم عاد مبعوث شد و آنها را به عبادت خدا دعوت كرد و چون او را تكذيب كردند در دنيا و آخرت گرفتار لعنت شدند. پس از آن از صالح و قوم او سخن به ميان مى‏آورد و سرانجام شوم كافران از قوم صالح را بيان مى‏كند. سپس اجمالى از داستان ابراهيم و لوط و شعيب و موسى و سرانجام مخالفان آنها را مى‏آورد و خاطرنشان مى‏سازد كه ما به آنان ستم نكرديم بلكه آنان خود بر خويشتن ستم كردند و اين سنت خداوند در جامعه‏هاى بشرى است كه ستمگران را مؤاخذه مى‏كند.
    در آيات بعدى از قيامت و صحنه‏هاى عجيب آن سخن مى‏گويد و مردم را در آن روز به دو گروه شقى و سعيد تقسيم مى‏كند و از سرنوشت هر دو گروه خبر مى‏دهد. آنگاه با ذكر مجدد موسى و اينكه هر كسى پاداش كارهاى خود را خواهد ديد به پيامبر اسلام فرمان مى‏دهد كه همان‏گونه كه مأمور شده‏اى استقامت كن. آنگاه مسلمانان را از طغيان كردن و مايل شدن به سوى ستمگران نهى مى‏كند و دستور اقامه نماز و صبر مى‏دهد و از كسانى كه ديگران را از فساد در زمين نهى مى‏كردند ياد مى‏كند و تذكر مى‏دهد كه هرگز خداوند جامعه‏اى را كه مردم شايسته‏اى دارند هلاك نمى‏كند و به اين حقيقت اشاره مى‏كند كه اگر خداوند مى‏خواست مردم را از روى اجبار و اكراه امت واحدى قرار مى‏داد ولى چنين نكرد و آنان با سليقه‏هاى گوناگون زندگى مى‏كنند سپس هشدار مى‏دهد كه جهنم را از جنّ و انس پر خواهد كرد.

افزودن نظر