قرار صبحانه روز اول

User Rating: 0 / 5

وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَىٰ لَن نَّصْبِرَ عَلَىٰ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَىٰ بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُوا يَعْتَدُونَ ﴿البقرة: ٦١﴾ 

و چون گفتيد: «اى موسى! هرگز بر يك [نوع‌] خوراك تاب نياوريم، از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمين مى‌روياند، از [قبيل‌] سبزى و خيار و سير و عدس و پياز، براى ما بروياند» [موسى‌] گفت: «آيا به جاى چيز بهتر، خواهان چيز پست‌تريد؟ پس به شهر فرود آييد، كه آنچه را خواسته‌ايد براى شما [در آنجا مهيا]ست.» و [داغ‌] خوارى و نادارى بر [پيشانى‌] آنان زده شد، و به خشم خدا گرفتار آمدند؛ چرا كه آنان به نشانه‌هاى خدا كفر ورزيده بودند، و پيامبران را بناحق مى‌كشتند؛ اين، از آن روى بود كه سركشى نموده، و از حد درگذرانيده بودند. 
  • انحطاط به سبک سبزی و خیار و سیر و پیاز و عدس و "من"!!!

    او...
    همیشه از یک چیز کوچک آغاز میشود، از یک چیز به ظاهر ساده... اما از کجاها که سر در نمی آورد!
    فکرش را که میکنم میبینم چقدر سرنوشت آدمی عجیب است، حتی با چیزهای خیلی پیش پا افتاده ای مثل سیر و پیاز و عدس و از این دست هم، میتواند بیچاره شود! آن هم چه بیچاره شدنی: کافر... مغضوب...
    ریشه اش مثل خیلی چیزهای دیگر در منِ من است؛ در خودخواهی ها، زیاده خواهی ها و تنوع طلبی... از سرپیچی از خواست او به نفع خواست های ابلهانۀ خود...
    با خودم میگویم: هوای دلت را که تمکین کنی، چه فرقی میکند موضوع تمکینت چه باشد، همین که "او" نیست، کفرت ضمانت شده است... کافر هم که شدی هر کاری از تو می آید... حتی پیامبرکشی!!!
    اعوذ بالله من نفسی...

  • مهمان - فولادچنگ

    زبان عربی زبانی فصیح و جامع است.
    هر لغتی قیود خودش را دارد...
    ظلم و بغی و اعتدا با هم متفاوت است.
    ترجمه ی اعتداء از التحقیق در ادامه ذکر شده باشد که دوستان استفاده کنندو التحقيق:
    أنّ الأصل الواحد في المادّة: هو تجاوز الى حقوق آخرين. و بهذين القيدين تمتاز عن موادّ- الجوز، الحوز، الظلم، البغي، العتوّ، الطغيان.
    فانّ التَّجَاوُزَ: عبور خاصّ و مرور عن نقطة خاصّة معيّنة.
    و العُتُوّ: مجاوزة عن الحدّ في طريق الشرّ و الفساد.
    و الطُّغْيَانَ: مجاوزة الحدّ في المكروه مع قهر و غلبة.
    و الجَوْرَ: الميل الى شي‏ء و توجّه اليه.
    و الظُّلْمَ: إضاعة الحقّ و عدم تأدية ما هو الحقّ مطلقا.
    و البَغْيَ: الطلب الشديد و إرادة أكيدة

  • یک چیز دیگر هم هست این که وقتی کافر باشی یا نزدیک تر بگویم ایمان درست حسابی نداشته باشی چیزهای پستی را در محضر کسی چون موسی طلب می کنی و همین وسیله امتحان تو می شود و همین ها که انگار حق خود می دانی کفرت را اثبات می کنند. وقتی ایمان نداشته باشی وقتی روحت کوچک باشد همین بهانه ها ، همین خواسته ها برای اوج گرفتن نابودیت کافیست ...
    خدا یا به تو پناه می برم از اینکه خواسته های کفرانی ام من را به سمت غضب تو سوق دهد، به تو پناه می برم از این که در برابر رسولت و خودت حقی برای در خواست از تو و نه گفتن به نعمت های تو داشته باشم
    والبته که این کفر ریشه های عمیق دارد ، به تو پناه می برم از ریشه هایی و هواهایی که در درونم هست و شاید هر روز بی ایمانیم را تغذیه می کنند

  • مهمان - مومن دوست

    ای رحمن و ای رحیم!
    ..... بني‏اسرائيل دقيقاً همان چيزي را كه حضرت موسي(علی نبیّنا وآله وعلیه السلام) سفارش كرده بود، "صبر و استقامت" را نفي كردند و گفتند ما صبر نمي‏كنيم! و با خطابي چون "يا موسي" به جاي «يا رسول الله» و «يا نبيّ الله» و با تعبيري چون (فادْع لنا ربّك) «خدايت را بخوان» كه با تحقير و استهزا همراه است. گويا تو، فقط خدای موسای کلیمی و خدای آنان نیستی! در راهنمای کریمت فرموده ای که اهل دوزخ نیز در جهنم، این گونه خطابی دارند که " وَ نادَوا یا مالک..." آنها فرياد مى‏كشند: «اى مالك دوزخ! (اى كاش) پروردگارت! ما را بميراند(تا آسوده شويم)!» مى‏گويد: «شما در اين جا ماندنى هستيد!» (سوره زخرف، آیه 77)
    ....
    بی صبری هایم!
    بی طاقتی هایم!
    خسته شدم هایم...
    نکند شبیه شده ام به مغضوبینت...!
    منی که در دنیا، نان انتساب به اهل بیت رسول نازنینت(صلوات الله علیهم) را خورده ام...

افزودن نظر