آرشیو مطالب دریافتی

نوشته های این قسمت آرشیو مطالب دریافتی سایت قبلی است که توسط کاربران ارسال گردیده است.

سلام.امشب شنیدم که یک رهبر شیعی در عربستان اعدام شده و به نظرم رسید شاید بد نباشد در رابطه با افکاری که در ذهن من مرور می شد اینجا بنویسم.

برای من دین نقش بازدارندگی هم نداشته چه برسد به نقش جلو برندگی. 

به عبارت بهتر قبلا داشت آن زمانی که سعی میکردم با دین جلو بیایم عین راه رفتن بچه که سعی میکند با مادرش جلو بیاید. اما کم کم عباراتی از قرآن مرا به خود جلب کرد:

افی الله شک فاطر السماوات و الارض؟

دیدم اره! شک دارم! گفتم اگه قران به این محکمی داره میگه حتما نباید علی الاصول شک داشت. پس من چرا شک داشتم؟ مغز من رو مثل بقیه ساخته؟ اره اینطور به نظر میاد.. پس گفتم اگه فکر کنم، درست حسابی فکر کنم، شک من برطرف میشه و اون موقع هست که به ایه ی فوق رسیدم.. یعنی هییییچ شکی نخواهم داشت و کم کم فکر کردم و هرچه بیش تر فکر میکردم اون مادره یواش یواش نقشش کم رنگ تر میشد و میشد تا دیدم از دین خوشگل و یکدست و جلوبرنده من، هفده رکعت نماز یک دقیقه ای مونده و ...؟ و جواب اون سوال هنوز همونطور برای من آره هست!

و اونطرف تر من یک رهبر شیعی رو اعدام کردن برای همین اعتقاداتش.. چرا تا اینجا وایساده؟ مسلما جوابش به اون آیه ی قران مشخصا این بوده : نه! هیچ شکی نیست!

حالا باید پیدا کرد پرتغال فروش را!

in برداشت آزاد 646 24

به نام خداوند رئوف

" تو در عالم نمی گنجی ز خوبی "

 بخوان. آری حقیقت وجودت را به نام من بخوان(1) اگرچه آدمیان باز طغیان می کنند.(2)

پیامبرم! تو را به دنیایی خواهم فرستاد که حقیقت وجود تو را تاب نمی آورد و تو را میان انسان هایی قرار خواهم داد که هرگز قدر تو را نخواهند دانست و به راستی که دنیای تنگ دل و این مردمان تنگ چشم خُلق عظیم تو را تاب نمی آورند.(3)

قسم به قلم و آنچه خواهد نگاشت.(4) این مردمان حتی قلم و کاغذی را هم از تو دریغ خواهند کرد. می بایست "انَّ الرّجلَ لَیَهجُر"هایشان را بشنوی و دم برنیاوری. البته به زودی تو و مخالفانِ تو مشاهده می کنند که کدام یک از شما مفتون و دیوانه اند(5) و همانا برای تو اجر غیر ممنونی است.(6) قسم به ستاره چون فرود آید که تو هیچگاه در ضلالت و گمراهی نبوده ای و هرگز به هوای نفس سخن نمی گویی و سخن تو هیچ غیر وحی خدا نیست.(7) پیامبرم! هدایت این امت سبب ساز سپیدی گیسوانت شده و سنگینی امر رسالت نزدیک است تا پشت تو را خم کند(8) اما ما هیچگاه زحمت و رنج تو را در این امر خواهان نبوده ایم(9) و خداوند پیامبرش را که مایه ی رحمت برای عالمیان قرار داده بود از میان مردمان می بَرد....(10)

        دل در بر من  زنده  برای  غم توست                    بیگانه ی  خلق  و آشنای  غم توست

        لطفیست که می کند غمت با دل من                   ورنه دل تنگ من چه جای غم توست (11)

قسم به روز تابنده و قسم به شب هنگامی که تاریکی آن فراگیرد(12) ضحای روزگار... خداوند هیچگاه تو را رها ننموده است(13)

بزرگ پیامبرا! ما نیز تو را قسم می دهیم به قسم خدا که هیچگاه ما را، ما محتاجانِ به پناه گرم و آغوش پرمحبت تو(14) ما نیازمندان به هدایت که حتی به درک این نیازمندی خود نیز محتاجیم،(15) ما را به حال خودمان رها مکن و شیرینی ایمانی مبتنی بر اعتماد به تو و اعتماد به وعده های بی تخلف خداوندی را بر جان هایمان بچشان(16)

اگرچه تنها لباس گرم دین بر تن کرده باشیم و چون نصر خدا و فتح بی بدیل تو را که همانا فتح قلب انسان هاست را مشاهده کرده، به خیل عظیم عاشقانت وارد شده ایم.(17)

     تو میر عشقی عاشقان بسیار داری               پیغمبری با جان عاشق کار داری

همانا راه رسیدن به خدا و خودت را برایمان میسر فرما و ما را پیرو ولیّ خود قرار ده.(18)

عزیزترین خدا! این بار خودت بیا و با دستان مبارک خویش بر قلب هایمان بنویس حقیقت آن نامه ی نانوشته را....                بظهور الحجه...

1 اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِى خَلَق‏

2 كلاََّ إِنَّ الْانسَانَ لَيَطْغَى

3 وَ إِنَّكَ لَعَلىَ‏ خُلُقٍ عَظِيم

4 ن  وَ الْقَلَمِ وَ مَا يَسْطُرُون

5 فَسَتُبْصِرُ وَ يُبْصِرُون. بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُون

6 وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيرَْ مَمْنُون

7 وَ النَّجْمِ إِذَا هَوَى. مَا ضَلَّ صَاحِبُكمُ‏ْ وَ مَا غَوَى. وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الهَْوَى. إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَى

8 وَ وَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَك. الَّذِى أَنقَضَ ظَهْرَك

9. طه. مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْءَانَ لِتَشْقَى

10 إِنَّ إِلىَ‏ رَبِّكَ الرُّجْعَى

11 مولانا

12 و 13 وَ الضُّحَى. وَ الَّيْلِ إِذَا سَجَى. مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ مَا قَلى

14 فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَر. وَ أَمَّا السَّائلَ فَلَا تَنهَْر

15 وَ وَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدَى

16 فَاصْبرِْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ  وَ لَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُون

17 إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْح. وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فىِ دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا

18 فَسَبِّحْ بحَِمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ  إِنَّهُ كَانَ تَوَّابَا

in برداشت های قرآنی 410 3

از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی

از ازل تا به ابد فرصت درویشان است

+حافظ

in برداشت های ادبی 297 0

به روز های گذشته صبوری، به روز های آینده منتظر!

in برداشت آزاد 247 0

راستی بگو چه شده است که در این روز عید که عید عزیزی هم است من اصلا شاد نیستم؟ چه شد که مثل دی شدم، مثل سرما، مثل برف یخ زدم، راستی بگو چه شده است شاید تو جوابی برای این پرسش مهم من داشته باشی؟ این ابدا یک نثر ادبی، یک شکواییه یک غر نامه و از این چیز ها نیست، یک بیان مسئله است و صاحب مسئله دنبال حل مسئله است! راستی مرا چه شده است؟ این بی تفاوتی مسخره ی من به این عید و عید ها از کجا می آید؟ 

in برداشت آزاد 240 1

با خود تصور میکنم گاهی نگاهش را

چشمی که بی اندازه باید مهربان باشد...

 

in برداشت های ادبی 313 0

خدایت گفت: یتیم بودی و پناهت داده...

و همو گفت: یتیم را به قهر مران... و سائل را نیز...

و من یتیمم...

یتیم اوج نیازش پدر است...

و من سائلم...

و سوالم، اوج نیازم... پدر...

و خدایت تو را پدر آفرید... پدر همۀ یتیمان عالم...

امشب، شب میلاد توست...شبِ پایان یتیمیِ من...

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

in برداشت های ادبی 324 0

20110405_day_94_cold_night-840x630.jpg

امشب، شب یلدا، همه دور هم جمع شده‌اند.

در خانه تنها هستم.

کمی فکر می‌کنم...

Continue reading
in برداشت آزاد 358 0

النبا العظیم:

نَبِّئ عِبادِی انّی أنا الغَفُور الرَّحِیم

بنظرم ماموریتش همین بود، باید بیست و سه سال "دور" می زد این طبیب دوار تا ما این را بفهمیم.

in برداشت آزاد 467 0

صلی الله علیک یا اباعبدالله...

از خیمۀ عزای شما دل نمیکنیم

از روضۀ سری که جدا... دل نمیکنیم

تقدیر شیعه گرچه شهادت نوشته اند

از داغ سیدالشهدا دل نمیکنیم

از علقمه، عَلَم و دو دست قلم و مشک

آن لب که گفت ادرک اخا دل نمیکنیم

از پیکر رشید جوانی که بازگشت

تنها به اتکای عبا! دل نمیکنیم

از لحظه ای که تیر رسید و گلوی طفل...

والَّعن دائما ابدا... دل نمیکنیم

از حال خواهری... چه بگویم کدام حال؟!

از بغض در حجاب حیا دل نمیکنیم

آنها که ساکتند همه شان خوب واقفند

از گوش و گوشواره چرا دل نمیکنیم!

باز این چه شورش است... بخوان روضه خوان، بخوان

از هرچه نوحه، هرچه عزا دل نمیکنیم

تا صبح روز وعده که فردای دیگریست

نه! از غروب کرب و بلا دل نمیکنیم...

in برداشت های ادبی 338 1

این روزها مدام حرفهای آقای چیت چیان توی ذهنم تاب می خورد؛ آن وقتی که داشت با سوره ساده و تکراری "ضحی" اشکم را در می آورد... آن وقتی که داشت از پیامبر می گفت؛ پیامبری که حال آدم را نمی گیرد؛ دلتنگی های تو برایش مسخره و بچه گانه نیست؛ غم هایت را بهتر از هر کس دیگری درک می کند؛ تو را پس نمی زند و تو در نظرش یک موجود بی خاصیت اصلاح نشدنی نیستی...

 

این روزها مدام چهره آقای چیت چیان در نظرم می آید، آن وقتی که از زبان پیامبر می گفت: تو هم یتیمی؟! وای دقیقا میدونم چه حسی داری... بیا... اتفاقا من هم یتیمم...

in برداشت آزاد 586 2

b2ap3_thumbnail_20151120-133113.jpg

سلام بر تعبیر خواب علی (ع)

روزبه، مضطرب، به ‏محله‌ی «قبا» رسید، و جمعیتی را دید که دور پیامبر (ص) جمع شده بودند. ظرف خرمایى همراه داشت، محترمانه به پیامبر تعارف کرد و گفت «شنیده‏ام تو مرد صالحى هستى و یاران صالحى ‏دارى، این ظرف خرما صدقه است، از من بپذیر.»

Continue reading
in برداشت آزاد 394 2

مهربان ارباب من!

خاک را هم کربلایی کرده ای بیچاره من...

ای دریغ از من که حتی خاک از من بهتر است...

b2ap3_thumbnail_20151120-101628.jpg

خوشا به حال هر کس که کربلایی اش می کنند امسال. برای جامانده ها هم دعا کنید...

in برداشت های ادبی 309 0

من عاشق شروعم؛ عاشق آغاز. بین روزهای هفته، شنبه را از همه بیشتر دوست دارم و بین ساعتهای شبانه روز، سحر را. پائیز ذاتاً دوست داشتنی است اما شاید اینکه مدرسه ها از پاییز شروع می شوند، این فصل را برای من قشنگ تر کرده است.

شروع را دوست دارم... فقط نمی دانم با این ماه چه کنم... از دیروز منتظر تمام شدنش هستم... منتظر ربیع...

in برداشت آزاد 466 1

بیچاره ها خوشبخت ترند

زودتر به فکر سرپناه می افتند

بیچاره ها بهتر می فهمند "لا یمکن الفرار" را

چنگ زدن را بهتر بلدند و آویزان شدن را

چشمهایشان بازتر است... پرتگاه آتش را بهتر می بینند؛ کمتر خودشان را به آن راه می زنند

بیچاره ها خوش بخت ترند...

 

اصلا فقط بیچاره ها خوش بختند

هرچه بیچاره تر، خوش بخت تر

هرچه فقیرتر... هرچه یتیم تر... هرچه سر گشته تر، خوش بخت تر

آن زمان که احساس تنهایی می کنی؛ احساس می کنی به حال خودت رهایت کرده اند، آن زمان که احساس بیچارگی می کنی خوش بخت تری

اصلا تا احساس بیچارگی نکنی، خودت را به آغوش گرمش نخواهی سپرد... خوش بخت نخواهی شد...

 

باید بیچاره شد

باید پناه برد

بیچاره شو! بیچاره شو!

in برداشت های قرآنی 532 1

b2ap3_thumbnail_IMG_1548.jpg

در صدا کردن ِ نام ِ تو

یک «کجایی؟!» پنهان است

یک «کاش می‌بودی»

یک «کاش باشی»

یک «کاش نمی‌رفتی»

من نام ِ تو را

حذف به قرینه‌ی ِ این همه دلتنگی و پرسش صدا می‌زنم...

 علیرضا روشن

 

پ ن :به بهانه ی دلتنگی برای باشگاه...

عکس زیبا از yara kono

in برداشت های ادبی 462 0

خدای من...

از قرآنت لبریزم کن...

و کأسا دهاقا...

in برداشت های قرآنی 354 0

قرار بود تا افتتاح ورژن جدید سایت این جا پست نگذارم. قراری بود که خودم با خودم گذاشته بودم. می خواستم مدتی بروم برای خودم بنشینم فکر کنم و عمیق شوم و بعد با دست پر برگردم. می خواستم به خودم فرصت بدهم. می خواستم افکارم شسته رفته و جمع و جور دسته بندی شود. حرف پیدا کنم. می خواستم دلم را نیتم را شست و شو بدهم چرا که این جا خانه ی من است! بعد دیدم آدم نمی تواند یک مدت خود خواهانه خانه اش را رها کند و برود بعد وقتی اوضاع به سامان شد بیاید و به به و چه چه کند! یا حداقل من نمی توانم! آدمش نیستم! آدم نمی تواند جایی که به آن تعلق خاطر دارد را رها کند و کسانی را که دوستان دارد... از اولین روزی که این باشگاه نفس کشید من بودم و حالا هم باید تا آخرین لحظه تا اسباب کشی اش باشم! نمی شود که بروم و خودم را خلاص کنم. باید به اسباب کشی کمک کرد! همه ی اهل خانه همه ی خانواده باید به اسباب کشی کمک کنند! همه باید چیز هایی را روی دوششان بگیرند و بر دارند و بیاورند خانه ی جدید، همه باید غربال کنند داشته هایشان را، همه باید بعضی چیز ها را جا بگذارند! همه باید خودشان را برای مشقت اسباب کشی و بعد لذت خانه ی تازه آماه کنند! همه چیز باید نو بشود! برای دکوراسیون نظر بدهند، هر کس باید هرچه از دستش برمی آید بکند! اگر خاطره ایی داریم باید دو دستی بچسبیمش! خانه ی جدید گلدان می خواهد! اسفند می خواهد! در این روز های پیچیده، این روز ها که هر جایی بیرون از خانه بسیار ترسناک است، باید هوای دل هم را داشته باشیم! چرا که ما به جز هم کسی را نداریم.

in برداشت آزاد 305 0

حدیث " الدنیا مزرعة الآخره " را همه شنیده ایم. من همیشه اینطور فکر می کردم که منظور این حدیث آن است که: حواست باشد هر گناهی مرتکب شوی فردای قیامت یقه ات را می گیرند؛ پس بپّا که دست از پا خطا نکنی...

آمّاااااااااا!!!!!!!!!!

مگر نه اینکه "گندم از گندم بروید جو ز جو"؟! خوب چطور میخواهی در آخرت شاد باشی ولی سعی نمی کنی در دنیا شاد باشی؟!


تا دیروز مثل آدمی بودم که آرزو داشت در قرعه کشی بانک برنده شود، ولی حساب بانکی باز نکرده بود

in برداشت آزاد 480 1

السلامُ علی الجیوبِ المُضَرّجات 

سلام بر گریبان های چاک خورده

 

+زیارت ناحیه ی مقدسه

in برداشت آزاد 278 0
0