هفدهمین نشست، خرداد ماه ۹۵

*نباید از این مبحثِ استعانت نتیجه بگیریم که استمداد از وسیله‌ها غلط است. بلکه باید بر خلاف تفکر رهبانیت سراغ وسیله رفت. ابتغوا الیه الوسیله در همین راستاست ولی ساقی‌گری خدا نباید فراموش شود. کما اینکه در بسیاری موارد خدا وسیله را از شأنیت می‌اندازد. مثل آتشی که خاصیت سوزانندگی‌اش را در برابر حضرت ابراهیم از دست داد.
*سوره حمد زوج سوره زیاد دارد، یکیاش سوره حجر است. در آیه ۷۸ این سوره، سوره حمد از تمام قرآن جدا شده است. از این جهت با سوره حجر زوج می‌شود که در آیه ۷۵ سوره حجر، گفته شده این‌ها آیاتی برای متوسّمین است. یعنی کسانی که به اسم متصل می‌شوند.
*کسی که اثر را بر آب نداند و ساقی را بشناسد اگر چیزی ازش فوت شود دچار یأس نمی‌شود و با داشتنش هم خوشحال نمی‌شود، چون ممکن است خدا در لحظه اثر را از آن شی بگیرد. لکی لا تاسوا علی مافاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم. و این چنین امیرالمومنین می‌فرماید که قبل و بعد و در هر چیز خدا را می‌بیند.

*رحمت با مهربانی فرق دارد. مهربانی یعنی رافت. رحمت یعنی افاضه فیض به موجود قابل. یعنی هر فیضی از جمله وجود در عالم مخلوقات، رحمت است. بنیادی‌ترین واژه بین فقیر و غنی، رب و مربوب، مالک و مملوک، رحیم است.
*رحمانیت خدا رحمت عام است. لازم نیست برای آن کاری کنیم. مثل هوش و خانواده و... ولی برای برخورداری از رحمت خدا باید کاری کنیم و بازتابی از خودمان نشان بدهیم. لذا همه زندگی ما می‌شود اینکه از رحمانیت به رحیمیت برسیم.

*خداوند فاطر است و امکان اتساع ظرفیت به آدم‌ها می‌دهد. پس ظرفیت‌های ما موجودات علاوه بر اینکه یکسان نیست قابل توسعه هم هست.
(کتاب‌های منظومه تزکیه و تعلیم در مدرسه قرآنی در مورد صفات و شاکله و قابلیت‌ها بحث می‌کند. برای مطالعه بیشتر پیرامون موضوع ظرفیت ها و استعدادها.)
*حمد انعکاس حُسن است. با مدح تفاوت دارد. مثلا حسن آب انعطاف پذیری است. اگر ببینم و به به کنم، مدح است. اگر در خودم بازتاب دادم یا منعکس کردم می‌شود حمد. برای همین حمد فقط برای خداست. چون باقی موجودات عالم فقط اسم هستند و شایسته مدح. حمد فقط برای خدا می‌شود. خدایی که رب عالمین است.
یوم الدین اضافه ظرفی است. یعنی یوم الدین بستری است که مالکیت در آن دیده می‌شود.
نه اینکه خدا مالک این روز است. بلکه آن روز همه می‌فهمند که خدا مالک بوده.
* در سوره چند بخش داریم:
- معرفی خدا
- بیان یک عمل
- نتیجه عمل می‌شود هدایت

*صراط به معنی روح مسیر است. برای همین جمع بسته نمی‌شود. چون مقصد نهایی است. سبیل‌ها متفاوت هستند ولی همه در صراط واحدی هستند.
*نعمت یعنی آنچه آن‌گونه مصرف شده که صاحب اتی (عطا) خواسته. وگرنه آنچه داریم اتی (عطا) است. باید جوری مصرف شود که خدا در نظام الهی تعبیه کرده. پس بسیاری از چیزهایی‌که داریم نعمت نیستند. ولو اینکه اینطور به نظر می‌رسد و بسیاری چیزهایی هم که نداریم نعمتند برای ما.
*و لا الضالین شاید بیان جمله قبلی با عطف جمله به جمله است. یعنی مغضوبین همان ضالین هستند. بعضی‌ها هم می‌گویند اینها دو دسته جدا از هم اند.
هر چه به ما داده می‌شود اتی (عطا) است. استفاده صحیح از آن می‌شود شکر. شکر، اتی (عطا) را تبدیل به نعمت می‌کند و نعمت نیاز به ذکر دارد.

سوال مهم :
ما کجای سوره‌ایم؟ در کدام یک از این سه دسته افراد؟

*برای ایاک نعبد و نستعین شدن چند راه داریم:

اول: استعانت از خدا با همان معنایی که در مورد اسم‌ها گفتیم.
دوم: استفاده از فقدان‌ها به جای دنبالِ داشتن بودن. نگاه متفاوت به اینکه نعمت چی هست. و چهجور می‌شود از مشکلات و بیماری و فقر و غیره استفاده کرد.
سوم: بر اساس منطق حمد باید هر جا حُسنی دیدیم آن را در خودمان منعکس کنیم. این هم قطعا برای ما یک مسیر پیشرفت است.

  • هیچ نظری یافت نشد
افزودن نظر