نوزدهمین نشست، شهریور ماه ۹۵

بررسی کلیت سوره
گروهی قصد خراب کردن خانه خدا را دارند که خداوند آنها را اصحاب فیل می‌نامد. خداوند در این سوره می‌فرماید: کیفیت فعل رب‌تان را در قالب ماجرای این سوره ببینید. خداوند فعل خود را در گم شدن کید آنها بیان می‌کند( کید به طور کامل باطل شد و اثری از آن نمی‌بینید.). این دفع کید به وسیله یک سری پرنده (اندازه پرستو) صورت گرفت (ابابیل را برای ذکر عظمت استفاده می‌کنند. البته عظمت در اینجا، منظور اندازه و بزرگی پرنده ها نیست. اشاره به عظمت می‌تواند در ارسال پرنده ها برای دفع یک سپاه باشد و یا اینکه مأمور اجرای امر الهی شدن امری با عظمت است). به هرصورت، این پرنده ها اصحاب فیل را با سجیل (کلوخ) رمی و آنها را له کردند.
ذکر عبارت «دیدن کیفیت فعل پروردگار» حاکی از آن است که مقصود از بیان ماجرای اصحاب فیل ذکر داستانی است که بر اساس آن، بایستی فعل رب مورد توجه قرار گیرد.
تدبر این سوره با طرح چند سؤال آغاز می‌شود.
۱- براساس این سوره، ویژگی و کیفیت فعل رب چیست؟
۲- کیفیت فعل رب در زمان حاضر و در صحنه‌های مختلف زندگی چگونه است؟ به عبارت دیگر، به غیر از سوره فیل، کیفیت فعل رب را در چه جاهای دیگری می‌توان مشاهده کرد؟ با توجه به اینکه ظاهراً اتفاقی به این شکل (سنگباران کردن) در زمان‌های مشابه مانند آتش زدن خانه کعبه در زمان امام حسین (ع) اتفاق نیفتاد و هیچ پرنده ای نیامد و سنگبارانی صورت نگرفت.
۳- چرا عذاب شدگان این سوره اصحاب فیل خوانده می‌شوند؟
۴- روش شناسی مطالعه خصوصیات اصحاب فیل چیست؟
۵- چگونه می‌شود به آیاتی از قرآن که «اسم عَلَم» (اسم خاص) دارد مراجعه کرد؟ به عنوان مثال آیاتی که ناظر به «حضرت ابراهیم» هستند، آیاتی که درباره شخصی به نام «ابی لهب» هستند و یا مشخصاً درباره قومی به نام «قریش» است... نسبت میان این آیات و بشریت چیست؟
۶- با توجه به آیات دارای اسم عَلَم معلوم می‌شود قرآن محدود به زمان و مکان خودش بوده است. بنابراین، اگر قرار بود قرآن در زمان حاضر نازل شود قطعاً برخی از عبارت‌ها و تمثیل‌های آن به صورت فعلی نخواهد بود. آيا چنین فرضی صحیح است؟

 

ردیف

سوال

پاسخ

۱

ویژگی و کیفیت فعل رب

* در فعل رب ابزار مهم نیست. خداوند محدود به ابزار نیست.

* با توجه به اینکه پرواز ابابیل بر فراز کعبه امری عادی و روزمره بوده است، لذا می‌توان گفت فعل رب از اسباب بسیار ساده و عادی استفاده می‌کند. این امر افراد را نسبت به محیط اطراف ریزبین و دقیق می‌کند. چرا که چیزهای کوچکی که به چشم نمی‌آیند، در صورت خواست خدا، مسبب نتایج مهمی می‌شوند.

* خداوند محدود به نسبت میان اسباب نیست.

* فعل رب به گونه ای است که به غیر از خداوند کسی قادر به انجام آن عمل نیست.

* در سیستم خداوند تناسب قطعی بین سبب و نتیجه وجود ندارد. لذا چه بسا سبب بزرگ که نتیجه را محقق نکند و ای بسا سبب کوچک که نتیجه را محقق کند (باز شدن رود نیل، سوخته نشدن حضرت ابراهیم در آتش، نابود شدن سپاهی بزرگ با دسته های پرندگان، حفظ پیامبر با سست ترین خانه ها(تار عنکبوت) و ... ) نمونه های از عدم تناسب سبب و نتیجه است.

۲

چگونگی کیفیت  فعل رب در زمان حاضر و در صحنه های مختلف زندگی

چیزی که مشخص است نابود شدن یک نیرنگ توسط پروردگار است. حال ممکن است این باطل شدن دفعی و عیان باشد(داستان اصحاب فیل) و یا به صورت تدریجی و برخلاف ظواهر و شواهد صورت گیرد(شهادت امام حسین در ماجرای کربلا).

از طرف دیگر، تا قبل از زمان پیامبر، معجزات حسی و از حیث خرق عادت بودند، درحالیکه در زمان پیامبر، معجزات به صورت معجزات عقلی تغییر می کنند. کاربرد این داستان حسی برای انسان قرن ۲۱، ‌باعث ایجاد حس اعتماد و اطمینان به وجود خداوند میشود. به بیان دیگر، این قبیل آیات علاوه بر اینکه بیان کننده یک جریان است، نوعی گرایش از جنس اطمینان یا ایمان هم در مخاطب خود ایجاد میکند. (چنین تحلیلی فارغ از زمان و مکان نزول و خوانش آیه می باشد).

خداوند میدان نزول عذاب و خرق عادت را برای انسان باز میگذارد و صراحتاً در بیان عذاب کفار اعلام میکند که به دست شما (مؤمنان) عذاب محقق می شود. و یا به دست شما رسول را یاری می کنم. انسانها عمدتاً از این مسئله غافل می‌شوند.

در تاریخ موارد فراوانی از فعل خداوند در زمینه عدم تناسب سبب و نتیجه وجود دارد. در این سوره با روایت یکی از آنها به طور مشخص، مدل توکل به خداوند به جای اعتماد بر اسباب در زندگی بیان میگردد. نتیجه اینکه مبنای عمل بایستی فعل رب  و خداوند باشد نه تمرکز بر اسباب. چرا که اگر در راستای فعل رب باشیم،‌ نتیجه محقق میشود. به عبارت دیگر، اگر فعل خدا بر «کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله» قرار گیرد، این اتفاق حتماً محقق می شود.حال تحقق می تواند به هر شکلی (تدریجی، ‌دفعی و ...) باشد. این درک عقلی از شناخت خداوند موضوعیت دارد.

۳

چرا عذاب شدگان این سوره اصحاب فیل خوانده می شوند

اصحاب: به معنی کسی است که مصاحبت پیدا می کند و فقط مسئله مالکیت در آن مطرح نیست.

شأن سبب، مصاحبت نمی باشد. این درحالیست که ویژگی بارز افراد این داستان این است که به جای مصاحبت با فعل رب، با سبب همنشین شده اند. و با سبب بیشتر شناخته شده تر هستند.(اعتماد بر اسباب به جای توکل بر خدا ویژگی این قوم است).

پ.ن: تصور فانتزی از کفار نداشته باشید. به بیان دیگر خود اصحاب فیل به نواقص سببشان آگاه هستند ولی چون در برخی موارد رفع کننده نیازشان بوده است،‌ در مسائل مشابه به آن سبب اعتماد کرده اند.

۴

روش شناسی مطالعه خصوصیات اصحاب فیل

۱- مهندسی مأکوس عذاب: باتوجه به اینکه عذاب در قرآن عین عمل است و انعکاس باورهای فرد است، با تحلیل ویژگی های عذاب، بخشی از این باورها شناخته میشود. در این سوره نزول عذاب به وسیله ابابیل،‌ مصداقی از تکیه اصحاب فیل به اسباب می باشد. نمونه دیگر در این سوره عَصْفٍ مَأْکُولٍ (دانه توخالی) شدن عذاب شدگان است (این افراد از درون تهی بودند.)

۲- تحلیل واژه کید: توصیف دیگری که درباره این افراد بیان شده است لفظ کید است. بنابراین با بررسی واژه کید در قرآن، برخی از ابعاد آنها شناخته می‌شود.

۳- بررسی ویژگی های اصحاب فیل: ویژگی های فیل از لحاظ اجتماعی- تاریخی و اقلیمی بررسی شود.

۴- استفاده از قاعده مضاف و مضاف الیه: براساس این قاعده، مضاف الیه معرفه است. لذا مضاف را به مضاف الیه معرفی میکنند. در این سوره اینقدر به فیل (سبب) وابسته بوده اند که در معرفی آنها از سبب استفاده می کند و به جای بیان «فیلهای آنها»، ‌عبارت صاحبان فیل مطرح می شود. این نشان میدهد ساختار شخصیت آنها به جای تکیه بر خود،‌ بر سبب متکی است.

۵- چون در ساختار الهی عذاب متناسب با عمل است، پس کسانیکه یکسان عذاب می شوند، ویژگی های مشترک دارند. نمونه دیگری از نابود شدن به وسیله سنگباران سجیل،‌ قوم لوط هستند. بنابراین، با مطالعه سوره هود میتوانید نکات مشترک رفتاری و شخصیتی این دو قوم (اصحاب فیل و قوم لوط) را بررسی کنید. به عنوان مثال،‌ قوم لوط شرایطی فراهم کرده بودند که شکست حضرت لوط و پیروزی قوم قطعی به نظر می رسید(توکل بر اسباب).

۵

نسبت میان آیات اسم عَلَم و بشریت

پ.ن: در اینجا دو سؤال مطرح میشود:

قرآن برای زمان و مکان خاصی گفته شده است؟

قرآن در زمان مشخص برای همه بشریت نازل شده است؟

نتیجه پذیرش قول اول این است که مخاطب قرآن محدود به زمان و مکان بوده و لذا با تغییر زمان و مکان تمام تمثیل ها نیز باید تغییر کند. فرض کنید این ماجرا داستان است و مبتنی بر زمان خودش. میدانیم که قرآن هدیً للناس است. پس ذکر هر داستانی در آن بیان پیامی برای همه مردم است. در این سوره، پیام «وابسته نبودن فعل خداوند به اسباب» است. چون او بر اسباب هیمنه دارد. پس اگر حتی بپذیریم که این سوره محدود به زمان خودش بوده است در هر صورت منافاتی با قوانین مستخرج شده ندارد.

اما اگر قول دوم را بپذیریم طبیعتاً نزول آن باید از یک زمانی شروع شود و بنابراین، مخاطبان آن هم تمام بشریت خواهند بود.

علامه معتقدند معانی آیات محدود به شأن نزول آن نیست، بنابراین آیات برای شأن نزول نازل نشده اند، بلکه به بهانه آن نازل شده اند. بر این اساس اگر قرار بود قرآن در زمان حاضر نازل شود، همین آیات و همین مثال ها بیان می شد. وقتی در قرآن اسم عَلَم به کار میرود منظور اسم عَلَم انتخاب شده است که به عنوان آیه(نشانه) یک سری مفاهیم را بیان می کند. پس این مصادیق (ابی لهب، قوم قریش و ...)، همه آیات الهی است که برای بیان حقایق استفاده شده اند.

۶

محدود بودن قرآن در زمان و مکان نزول قرآن

علیرغم اینکه در باور عموم نزول قرآن در عربستان با توجه به شرایط بسیار بد اعراب دلیلی بر اعجاز قرآن است، با این حال قرآن در باظرفیت ترین مکان نازل شده است. به این معنی که اگر به جای عربستان مکان دیگری مانند ایران آن زمان انتخاب میشد، برای نزول کامل قرآن نیاز به زمانی به مراتب بیشتر (فرضاً ۵۰ ساله) میباشد. چون جوامع دیگر پیچیدگی های بیشتری داشتند. در حالیکه اعراب در کف ویژگی های فطری و طبیعی بوده اند. به عبارت دیگر، بکرترین مکان برای نزول قرآن، عربستان بود.

پ.ن: قرآن به زبان فطری حرف زده است و برایش مهم است که مردم زبانش را متوجه شوند. تمامی داستان های قرآن نیز این ویژگی فطری بودن را دارند.

برای فهم قرآن باید زبان قرآن و کنایه های آن را آموخت.

 

پ.ن۱: زمان مثالهای قرآن را می توان در چند گروه دسته بندی نمود:
* برخی از مثالها مربوط به زمان طولانی تر بوده است و برای مردم زمانش هم حکم گذشته دارد مثل داستان حضرت موسی.
* برخی وقایع برای مخاطبان آن زمان، حاضر بوده و برای آیندگان گذشته خواهد بود.
* برخی وقایع برای شما آینده است و برای گذشتگان گذشته.
* برخی از مثالها مانند خروج دابه(سوره نمل) برای عرب و انسان امروز هر دو در آینده اتفاق می افتد و حکم آینده دارد.

  • هیچ نظری یافت نشد
افزودن نظر