بیست و سومین نشست، دی ماه ۹۵

کره زمین محدود است و اساسا انسان امده خلیفه همین زمین باشد دعوا سر این است که میشود همین زمین را مدیریت کرد؟
کسی بخواهد خلیفه خدا باشد باید توانایی جمع کردن زمین را داشته باشد در زمین است که شر اینقدر جلوه دارد بنابراین موضوع خیلی مهمی است.
تاسیس سرزمین حرکت به سمت فتح زمین است. (ونجعلهم الوارثين) قرار است مستضعفین زمین را بگیرند. (رسیدن به اهداف)
این منطق وارد شود جایی برای رهبانیت وجود نخواهد داشت فرشته بودن خوب است ولی کافی نیست؟
آیا باید حکومت تشکیل بدهیم یا نه؟ ما اصلا امده بودیم زمین را بگیریم معلوم است در آسمانها که ما پیروزیم!
بعد سلسله جلیله والد و ولد / حضرت ابراهیم و اسماعیل و پیامبر (ص) و اهل بیت..
یعنی یک جریانی بین انسان و زمین وجود دارد/ قصه ما و زمین/ خاک ما را از زمین گرفته اند بعد ما خلیفه همین زمین شده ایم نهایتا ما را در همین زمین می گذارند/ ماجرای ما جذابتر و عاشقانه تر از آن است که فکر می کنیم!
زمین مادر ماست...

انسان را اساسا در در سختی آفریدیم (اگر کسی دنبال راحتی می گردد سخت در اشتباه است) در دنیا رشد تدریجی است. رسیدن به هر جایی مراحل دارد زمان دارد.. و راه در رو هم ندارد.
انسان فکر میکند بر او کسی قدرت ندارد
یک معنی: پیامبر به کسی گفتند انفاق کن معترض شدند که چقدر انفاق..
معنی دیگر: مومنانی که در سختی اند و انتظار دارند از آن خارج شوند مثلا اگر بقیه ۵ سال مریض میشوند برای او باید ۲ سال باشد... و خب این اتفاق نمی افتد و معترض می شوند خدا می گوید فکر میکنی من ناتوانم یا نمی بینم؟ نه می دانی... پس به من اعتماد کن... به هم نریز
هم می دانم و هم میتوانم
اگر فکر می کنی جلوتر بروی بهتر می شود نه اینطور نیست آیه های بعدی سخت تر هم هستند
خدا می گوید من به شما چشم و زبان و لب ندادم؟ به شما دو مسیر خیر و شر را نشان ندادم؟ دیدی هم میدانم وهم می توانم...
می‌بینید که در گمراهی رهایتان نکردم. مسیر واضح است و بسیار دشوار
در بلد هستید دوست دارید به شما خوش بگذرد یا هدایت شوید؟ هدایت شویم ..
شما را برای احسن عمل آفریدیم...
هنوز به گردنه‌ها نرسیدی... نمیدانی گردنه‌ها چیست...
برای رد شدن از عقبه‌ها: آزاد کردن برده ( مالی نیست سختی آزاد کردن برده مد نظر است) سخت ترین کار ممکن/ یا اطعام در روز اوج قحطی (آبی وجود ندارد که ببخشی و خدا بجای سیراب کردن مومنین تازه از مومنین می زندو بقیه را سیراب می‌کند... یا یتیمی که از نزدیکان است یا کمک به مسکین زمین گیر... عیار ایمان اینجاها خودش را نشان می‌دهد
در این میدان یک عده نه تنها خودشان سختی می کشند بلکه جور بقیه را هم می کشند. اینها عزیزکرده های عالمند تحت فشار است خودش، ولی نگران است بقیه مومنین نشکنند تواصی اینها باعث می شود بقیه نشکنند (می بینی یک سطح بالاتری هم وجود دارد...)
فکر نکنید آنها که هدایت را انتخاب نکردند در راحتی هستند آنها در سختی بدتری هستند.

*اگر انسان هم بودید در کبد بودید
*وارد جریان ایمان می شوید سختی کم نمیشود میدانهای روبرو فوق العاده سختترند
*پا در عرصه هدایت می گذاری و بخاطر هدایت میدان بزرگتری از سختی مقابلت قرار می گیرد
*اشتباه نکنید انهایی که این مسیر را و این سختی ها را انتخاب نمی کنند در سختی بدتری هستند

  • هیچ نظری یافت نشد
افزودن نظر