باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم

User Rating: 5 / 5

1-رمضان می تواند آغازی دوباره برای هرچیزی باشد حتی برای نوشتن دوباره ی من در این خانه...
 
2- دو روز است که وقتم را وقف نظافت خانه کرده ام، گرد گیری و شست و شو و مرتبی، همه چیز برای آمدن رمضان باید آماده باشد، هیچ لک و غباری نباید باقی بماند، در کتاب آقای  نیک اقبال در توضیحات مفصلی که در باب تطهیر داشتند فصلی را در باب پاکیزگی خانه و لباس نگاشته بودند. حدیثی از پیامبر نقل کرده بودند که فرشتگان در خانه های که بوی خوش از آن نیاید و گرد و غبار گرفته و نامرتب باشند رفت و آمد نمی کنند. حالا من دو روز است که می شورم و میسابم تا همه چیز بوی گل و گلاب بدهد تا به استقبال فرشته ها بروم به استقبال نور. تا رمضان بیاید و قدم بر چشم ما بگذارد. بعضی کارها را هم محمد تقبل کرده مثل خرید و طی کشیدن که انجامش برای من دشوار تر است. اینجا همه به هم کمک می کنند که ماه خدا بیاید. سلام حضرت نور! سلام ماه مبارک!
 
3-از دوست به یادگار دردی دارم، کان درد به صد هزار درمان ندهم....

افزودن نظر