ومُرْهم بالسکوت ... والمُزاوَرة

User Rating: 0 / 5

بسم الله الرحمن الرحیم

ومُرْهم بالسکوت ... والمُزاوَرة،

سلام... ذهنم حسابی مشغول پیدا کردن خصیصه‌های امام هادی از مطلب الهام دلداده1 بود.. و از شما چه پنهان سخت دلتنگ همه بچه­ های باشگاه هستم و بودم... از سارا که مکه است تا عروسی الهه که نشد بیایم تا هادیِ زهرا سهرابی که جوان­ترین عضو باشگاهه تا دیدن زایران عرفه ­ی حرم سرتاسر نور اباعبدالله تا... دنبال یک مطلب عیدانه می­گشتم که این حدیث را پیدا کردم

بسم الله الرحمن الرحیم
یا عبدالعظیم!

أبلغْ عنّی أولیائی السلامَ وقل لهم: أن لا یجعلوا للشیطان على أنفسهم سبیلاً، ومُرْهم بالصدق فی الحدیث وأداء الأمانة، ومُرْهم بالسکوت وترک الجدال فیما لا یَعْنیهم، وإقبالِ بعضهم على بعض والمُزاوَرة، فإنّ ذلک قربة إلیّ. ولا یشغلوا أنفسهم بتمزیق بعضهم بعضاً، فإنّی آلیتُ على نفسی أنّه مَن فعل ذلک وأسخط ولیّاً من أولیائی دعوتُ الله لِیعذّبه فی الدنیا أشدّ العذاب، وکان فی الآخرة من الخاسرین. وعرِّفْهم أنّ الله قد غفر لمحسنهم، وتجاوز عن مسیئهم، إلاّ مَن أشرک به أو آذى ولیّاً من أولیائی أو أضمر له سوءً، فإنّ الله لا یغفر له حتّى یرجع عنه، فإنْ رجع وإلاّ نُزع رُوح الإیمان عن قلبه، وخرج عن ولایتی، ولم یکن له نصیب فی ولایتنا، وأعوذ بالله من ذلک. اختصاص، شیخ مفید، صفحه 241

ای عبدالعظیم! سلام گرم مرا به دوستدارانم برسان و به آنان بگو: در دل­های خویش برای شیطان راهی نگشایند.
و آنان را به راستگویی در گفتار و ادای امانت دعوت کن و به سکوت و ترک جدال در کارهای بیهوده و به رفت و آمد با یکدیگر و رابطه گرم و دوستانه با هم فراخوان، که این کار باعث تقرب است.

دوستان ما نباید خود عزیزشان را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند. من با خود عهد کرده‌ام که هر کس مرتکب اینگونه امور شود یا به یکی از دوستانم و رهروانم خشم کند و به او آسیب رساند از خدا بخواهم که او را به سخت‌ترین کیفر دنیوی مجازات کند و در آخرت نیز این­گونه افراد از زیانکاران خواهند بود.

به دوستان ما توجه ده که خدا نیکوکردارانِ آنان را مورد بخشایش خویش قرار داده و بدکاران آنان را جز، آنهایی که بدو شرک ورزند و یا یکی از دوستان ما را برنجانند و یا در دل نسبت به آنان کینه بپرورند، همه را مورد عفو قرار خواهد داد اما از آن سه گروه نخواهد گذشت و آنان را مورد بخشایش خویش قرار نخواهد داد.
جز اینکه از نیت خود بازگردند و اگر از این اندیشه و عمل زشت خویش بازگردند، مورد آمرزش خواهند بود اما اگر همچنان باقی باشند، خداوند روح ایمان را برای همیشه از دل آنان خارج ساخته و از ولایت ما نیز بیرون خواهد برد و از دوستی ما اهل بیت(ع) نیز بی بهره خواهند بود و من از این لغزش­ها به خدا پناه می برم.

در این روایت عبدالعظیم حسنی از ابوالحسن الرضا(ع) روایت می‏کند. امّا از آنجایی که روایت وی از حضرت رضا (ع)، به خصوص چنین روایتی که جنبه نصیحتی دارد، متناسب با سنّ او نیست به احتمال بسیار زیاد، منظور ابوالحسن ثالث امام هادی(ع) است. اطلاق الرضا به هر کدام از امامان(ع) از اواخر دوره حاکمیّت بنی‏امیّه رواج پیدا کرد و قیام کنندگان علیه حاکمیت هم به الرضا من آل محمد دعوت می‏کردند. از این‏رو، بعید نیست که الرضا در این روایت لقب نباشد بلکه وصف عامی باشد که بر همه ائمه دلالت می‏کند و یا آنکه در سند، تصحیف به وجود آمده، ناسخان به اجتهاد خود تعبیر الرضا را افزوده‏ اند و روایت از ابوالحسن الثالث است و یا ابوالحسن ابن الرضا بوده، که باز هم بر امام هادی اطلاق می‏شد؛ چون ابن الرضا(ع) بر فرزندان با واسطه امام رضا(ع)2

صرف نظر از اینکه پیام از امام رضای رئوف است یا امام هادی علیه السلام من از امر به سکوت و مزاوره خیلی متاثر شدم... خیلی خوب بود اگر فرصت دیدار بیشتر فراهم می­شد حتی اگر قرار باشد با هم سکوت کنیم... باید با هم باشیم

و کاش این دعا مستجاب می­شد که راه­های نفوذ شیطان به خودهایمان مسدود می شد...

جایی به نقل از عارف كامل، مرحوم آيةالله‌العظمي شاه‌آبادي، استاد اخلاق و عرفان امام خميني (قدس‌سرّه) خواندم که فرمودند: دعوت خداوند به يكي از سه زبان است: لسان قال، لسان حال، لسان استعداد... دعاي به لسان استعداد، اَخفي‌الدّعوات... و بر طبق نظام كلّ است و مستجاب خواهد شد و ممتنع است كه در دار وجود، ظهور نكند3...

دعا به لسان استعداد شاید یعنی خواستن چیزی که همه شرایط تحققش فراهم شده...گاهی آدم چیزی دلش می­خواد که برای نزول فیض و رحمت تحققش هیچ ظرفیتی آماده نکرده... من اینجور موقع­ها مثل همه بچه­ های ضعیف مامان بابامو صدا می­کنم... وقتی شیطون اذیتم می­کنه بهش میگم... به مامان بابام میگما...

اللَّهُمَّ َ صَلِّ ‏عَلَى وَلِيِّ ‌‌أَمْرِكَ‌ الْقَائِمِ‌ الْمُؤَمَّلِ‌ وَ ‌الْعَدْلِ‌ الْمُنْتَظَرِ و أَيِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ـ اللَّهُمَّ أَعِزَّهُ  ـ وَ انْصُرْهُ ـ وَ انْصُرْهُ نَصْراً عَزِيزاً ـ  وَ ‏اجْعَلْ لَهُ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَاناً نَصِيراً.

  1. انگار هر سال بیش از قبل گره می­خوریم به این نام، به این نور... به حرف‌های جناب چیت‌چیان فکر می­کنم از خصیصه‌های هر معصوم؛ نه تنها شخص امام هادی بلکه ضرورت وجود این شخصیت... امام هادی شبکه‌ای تشکیل دادند از شیعیان...
  2. بحارالأنوار، ج 50، ح‏3، پاورقی دوم.
  3. شَذَرات المعارف، ص56، معرفت 64، 66،67

عملیات رمضان

User Rating: 0 / 5

سلام

قرار بود ابرهه قرآن نفهمی که کعبه دل مومنین را نشانه گرفته تا خراب کند، با حمله ابابیل وار با تکه هایی از فهم ها و برداشت هامان از سوره ها شکست دهیم.

به سوره شریف و با وقار آل عمران که رسیدیم گفتم اولوالالبابی­ها یک چیز توپ می­نویسند

از وقتی به  سوره نسا و مائده رسیدیم، منتظر بودم حقوق خوانده های باشگاه بگویند که از آیات احکامی و حقوقی قرآن چه برداشتی دارند... چطور احکام کمک می کنند در وفای به عهدهای مومنانه و تثبیت و استحکام امت... خبری نشد.

گفتم به سوره های الم برسیم بچه ها م­یترکونند...

ای شمایان که از برکت حضور در جلسات ماهیانه باشگاه برخوردارید... شکرانه این توفیق سراغ یادداشت­هایتان از جلسات بروید و هر یک از آنچه درهر جلسه طرفی بستید چیزی بر سر آنان که توفیق حضور ندارند ببارید و از داشته های معنویتان انفاق کنید که خدا صدقه دهندگان را جزای خیر دهد.

یا ایها العزیز مسنا و اهلها الضر و جئنا ببضاعة مزجاة فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین. 88 یوسف

پ.ن1. عملیات رمضان نخستین عملیات نظامی ایران پس از آزادسازی خرمشهر در سوم خردادماه ۱۳۶۱ می‌باشد. همچنین این عملیات یکی از بزرگترین عملیات‌های زرهی نظامی زمینی پس از جنگ جهانی دوم به‌شمار می‌رود. عملیات رمضان در شب ۲۱ رمضان در ساعات ۲۱ و ۳۰ دقیقه شامگاه ۲۲ تیر ماه ۱۳۶۱ با رمز یا صاحب الزمان ادرکنی آغاز شد.

پ.ن۲. از خانواده محترم دائمی که با اعلام حضورشان به سایت باشگاه صفا دادند متشکرم.

پیوسته بودن

User Rating: 0 / 5

بسم الله الرحمن الرحیم

«ثبات» مأخوذ از مادۀ «ثبت»، ضد «زوال» و به معنای "پیوستگی بودش" یا "دوام در نوعی بودن" است که معمولا لازمه اش، ایستادگی و مقاومت هم هست.

داستان من با این کلیدواژه از روزهای اول ماه مبارک امسال شروع شد... با این آیه:

وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّـهِ وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ ۗ وَاللَّـهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ. ٢٦٥ بقره

و مثل کسانی که اموالشان را برای طلب خشنودی خدا و استوار کردن نفوسشان انفاق می کنند، مانند بوستانی است در جایی بلند که بارانی تند به آن برسد، در نتیجه میوه اش را دو چندان بدهد، و اگر باران تندی به آن نرسد باران ملایمی هم برسد [برای شادابی و محصول دادنش کافی است] و خدا به آنچه انجام می دهید، بیناست.

راستش تابحال ذهنم اینقدر درگیر این کارکرد انفاق نشده بود... وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ... شاید هم هیچ وقت مثل این روزها ذهنم درگیر نگرانی از بی ثباتی نبوده... آدم اگر خودِ پیوسته مومنی داشته باشه از تکانه ها و بی ثباتی های بیرونش به هم نمی ریزه... ریشه ثبت را که جستجو کردم دیدم

  • طهارت و صبر و استغفار مقدمه تثبیت

إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلَائِكَةِ مُرْدِفِينَ ﴿٩﴾ وَمَا جَعَلَهُ اللَّـهُ إِلَّا بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ  وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّـهِ  إِنَّ اللَّـهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿١٠﴾ إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِّنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّنَ السَّمَاءِ مَاءً لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ ﴿١١﴾ . انفال

یاد کنید هنگامی را که با دعا و زاری از پروردگارتان یاری خواستید، و او درخواست شما را اجابت کرد که من مسلماً شما را با هزار فرشته که پی در پی نازل می شوند، یاری می دهم. و [یاد کنید] هنگامی را که به سبب امنیت و آرامشی که ازسوی خدا یافتید، خواب سبکی را به همه شما مسلط کرد و برایتان آبی از آسمان نازل کرد تا شما را به وسیله آن [از آلودگی ها] پاک کند و وسوسه شیطان را [که از بدترین کثافات است] از شما برطرف نماید، و دل هایتان را استحکام دهد، و گام هایتان را به آن استوار و پا برجا کند.

وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ. ﴿٢٥٠﴾ بقره

و چون [طالوت و اهل ایمان] برای جنگ با جالوت و سپاهیانش ظاهر شدند، گفتند: پروردگارا! بر ما صبر و شکیبایی فرو ریز، و گام هایمان را استوار ساز، و ما را بر گروه کافران پیروز گردان.

وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا ۗ وَاللَّـهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ ﴿١٤٦﴾ وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ. ﴿١٤٧﴾ آل عمران

چه بسا پیامبرانی که انبوهی دانشمندانِ الهی مسلک [و کاملان در دینِ] به همراه او با دشمنان جنگیدند، پس در برابر آسیب هایی که در راه خدا به آنان رسید، سستی نکردند و ناتوان نشدند و [در برابر دشمن] سر تسلیم و فروتنی فرود نیاوردند؛ و خدا شکیبایان را دوست دارد. و سخن آنان [در گرما گرم و سختی جنگ] جز این نبود که گفتند: پروردگارا! گناهان ما و زیاده روی در کارمان را بر ما ببخش و قدم هایمان را استوار بدار و ما را بر گروه کافران یاری ده.

چنانکه بر می آید... ثبات قدم، از ضروریات رزمنده بودن در هر جهادی  است.

  • تثبیت کار خود خداست

یثَبِّتُ اللَّـهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ  وَيُضِلُّ اللَّـهُ الظَّالِمِينَ  وَيَفْعَلُ اللَّـهُ مَا يَشَاءُ ﴿٢٧﴾ ابراهیم

خدا مؤمنان را تثبیت می­کند، و خدا ستمکاران را گمراه می کند، و خدا هر چه بخواهد می کند.

واگر توجهش نباشد هرکسی ممکن است بلغزد حتی پیامبر...

وَلَوْلَا أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا ﴿٧٤﴾ اسرا

و اگر تو را ثابت قدم نمی داشتیم، همانا نزدیک بود اندکی به سوی آنان متمایل شوی..

  • دعوت از هم باشگاهی ها برای توضیح قول (مخصوصا از نوع ثابتش)
  • قرآن مومنین را پیوسته پایدار می کند

قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ ﴿١٠٢﴾ نحل

بگو: آن [آیات] را روح القدس از سوی پروردگارت به درستی و راستی نازل کرده تا کسانی را که ایمان آورده اند، ثابت قدم بدارد و برای تسلیم شدگان [به فرمان های حق] هدایت و مژده باشد.

وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً  كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ  وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا ﴿٣٢

و کافران گفتند: چرا قرآن یک باره بر او نازل نشد؟ این گونه [قرآن را به تدریج نازل می کنیم] تا قلب تو را به آن استوار سازیم، و آن را بر تو با ترتیل خواندیم.

  • دعوت از هم باشگاهی ها برای توضیح مفهوم ترتیل خواندن قرآن (مخصوصا از سوی خدا)
  • بعضی فرشته ها به دستور خدا مامور تثبیتند

إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا  سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ ﴿١٢﴾ انفال

 یادکن هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد که من با شمایم، پس مؤمنان را ثابت قدم دارید، [و] به زودی در دل کافران ترس می اندازم، پس سرهایشان را در هم کوبید و همه انگشتانشان را قطع کنید.     

  • دانستن داستان پیامبران قلب را تثبیت می کند

و َكُلًّا نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ  وَجَاءَكَ فِي هَـذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿١٢٠﴾ هود

و هر سرگذشتی از سرگذشت های [پندآموز] پیامبران را که برایت می خوانیم، حقیقتی است که دل تو را به آن پابرجا و استوار کنیم، و برای تو در این سرگذشت ها حق و برای بهره بردن مؤمنان پند و تذکّری آمده است.

جایی خوانده ام که فؤاد، حساس ترین و لطیف ترین عامل درک در قلب است؛ به طوری که رؤیت الهی در شب معراج در سوره نجم به آن نسبت داده شده است: ما کذَبَ الْفُؤادُ ما رَأی

  • یاری کردن خدا مومنان را تثبیت می کند

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّـهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ ﴿٧﴾ محمد

ای مؤمنان! اگر خدا را یاری کنید، خدا هم شما را یاری می کند و گام هایتان را محکم و استوار می سازد؛

  • دعوت از هم باشگاهی ها برای یافتن مصادیق نصر خدا

پ.ن. این روزهابه قد و بالای روزه دار محمد حسن که نگاه می کنم و مقاومتش را در ساعات پایانی روز که می­بینم هی توی دلم دعای غریق می خوانم برای او و همه بچه شیعه های  دنیا "يا اَللَّهُ يا رَحْمنُ يا رَحِيمُ يا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قلْوبنا عَلي دِينِکَ.." و حال خودم که خراب می شود یادم می افتد به دعای وضو هنگام مسح پا: اللهم ثبت اقدامنا علی الصراط یوم تزل فیه الاقدام بلند می شوم زیارت عاشورا  بخوانم...

»اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ لَكَ عَلَى مُصَابِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِيمِ رَزِيَّتِي اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لِي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ الَّذِينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عليه السلام‏«

خورشید روشن رسول*

User Rating: 0 / 5

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اول. قبل ازهمراهی با رسول: مادر بزرگ عزیز و مهربان ما بانوخدیجه (سلام خدا براو باد) زنی بزرگوار و موفق که به اِمرأةالقریش (یعنی شاهزاده خانم قریش) در کتاب انجیل به عنوان بانوی مبارکه و همدم مریم در بـهشت مـعرفی گـردیده است، در این کتاب حضرت مسیح علیه السلام در وصف رسول اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: "نـسل او از مـبارکه می باشد که همدم مادرت مریم است."

با اینکه حضرت خدیجه علیها السلام بانوی بانوان قریش است و آن چـنان نـفوذ اجتماعی دارد که اشراف و اعیان مکه مدیریتش را می ستودند و آوازه طهارت، عفت، سخاوت و خوش خویی این زن تا بدانجا رسید که او را "ملیکه العرب" نامیدند، و خانه مجلل و قـصر سـبزش پشتوانه برای قبایل مستقر در مکه است؛ اما نسبت به محرومان و یتیمان و سرپرستی و دستگیری از آنها چنان مشتاق وقت گذار است که لقب امّ الایتام را بر سایر القاب ترجیح می­دهد.

دوم. مادر بزرگ باهوش ما در روزهای سیاه جاهلیت آن چنان تـدبیری بـه کار برد که داراییهای او اولاً از راه نادرست توسعه نیابد، ثانیاً با مدیریت و نـظارت صـحیح گردش اشتغال زا درست کرد. حضرت خدیجه علیها السلام با ایجاد مناسبات تجاری بین حجاز و دیگر مناطق جـهان بـه بـهبود روابط این سرزمین کمک کرد که این امر امنیت منطقه ای را افزایش داد، هشتاد هزار شتر در قالب کاروانهای متعدد اموال او را بـه کـانونهای مـهم اقتصای آن جهان همچون یمن، مصر، شام، طائف، عراق، بحرین، عمان، حبشه، فـلسطین و دیـگر نقاط حمل می کردند و در صادرات و واردات بین نواحی مذکور وارد می شدند. به غیر از اینها حضرت خدیجه علیها السلام در شمال و شرق آفـریقا نـمایندگی تجاری داشت و عده ای در نقاط مورد اشـاره مـشغول جابجایی کالاها بر اساس نیازهای اهالی مـبدأ و مـقصد بـودند. بر اساس گزارش مورخان حضرت خدیجه علیها السلام چـهارصد نـفر کارگزار، خدمه و ناظر ویژه در اختیار داشت که امور او را در این قلمرو عریض و طویل اداره و نـظارت مـی کردند.

مردانی بیکار و معمولاً از طبقات فـقیر و کـم درآمد که از خود سرمایه ای نداشتند؛ ولی دارای توانایی در فعالیتهای تجاری و ارتباطی بودند، در دستگاه خدیجه علیها السلام بـه کـار گرفته می شدند و در ازای توانایی خود حـقوق کـافی دریـافت می کردند و سود و زیـان مـعاملات مربوط به خود ایـشان بـود، این روند علاوه براشتغال زایی، جلوی عـادتهای زشـت درآمـدهای حـرام، غـارتگری و رباخواری را می گرفت و از ایـن رهـگذر زندگی مردم را از آلودگیهای گوناگون و سوء استفاده های مالی مصون می ساخت.

در شیوه دیگری بانوی قریش با افرادی قـراردادهایی مـنعقد مـی ساخت که از مقداری سرمایه برخوردار بودند، او با آنـان در مـال التـجاره شـریک مـی شد، سپس کارگزاران را در سود حاصله از اموال تجاری سهیم می کرد. اگر با پول او سودی به دست می آمد، هم او و هم عاملانش از آن بهره مند می گردیدند و اگـر متحمل خساراتی می شد، می کوشید جور شریکان را به تنهایی تحمل کند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله در مـقام حق شناسی از بخشش و بزرگ منشی این بانو فرموده اند: «من کافرمایی مهربان تر و حق شناس تر و بهتر از خدیجه علیها السلام نسبت به خدمه اش ندیده ام، هرگاه من و دوستم پس از کار و تلاش و انجام مـأموریت نـزدش می رفتیم، غذای گوارایی که به اشاره او برایمان تدارک دیده شده بود، به ما می دادند. او با خدمه و زیردستان کریمانه رفتار می کرد". (با استفاده از منابعی چون سیره ابن هشام، ج اول، صص 200- 199؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 16، ص 22؛ سفینه البحار، محدث قـمی، ج دوم، صـص 24- 23، ذیل خدج.)

سوم. بعد از همراهی با رسول: اوج داستان همراهی در لحظاتی است که آخرین فرستاده خدا بر خودش از عظمت پیامی که دریافت کرده بوده می لرزیده، و در آغوش خدیجه آرام گرفته... او اولین ایمان آورنده بـه آخـرین پیامبر بود، و در اولین نمازی که حضرت رسول اقامه فرمود، در ظهر روز جمعه همراه او بوده.

شـهید آیـت الله مطهری در سیری در سیرۀ نبوی گفته است: «در شرایطی که مسلمین و رسول اکرم صلی الله علیه و آله در نهایت سختی و تحت فشار بودند، جناب خدیجه علیها السلام ثروت خودش را در اختیار پیامبر گذاشت. اگر مال خدیجه علیها السلام نبود، فقر وتنگدستی شـاید مسلمین را از پا در می آورد، اموال خدیجه علیها السلام خدمت به این معنا [کرد] که مسلمانان گرسنه را نجات داد و آنان با پول خدیجه علیها السلام توانستند سدّ رمقی کنند".

 چهار. دهم رمضان المبارک  سال دهم بعثت. خدیجه در زمرۀ چهار بانویی است که بهشت مشتاق آنهاست و نیز این بانو همسر پیامبر-  در دنیا و آخرت است. (بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 43)

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکمْ عَلی تِجارَةٍ تُنْجِیکمْ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکمْ وَ أَنْفُسِکمْ ذلِکمْ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ تَعْلَمُونَ *یغْفِرْ لَکمْ ذُنُوبَکمْ وَ یدْخِلْکمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَساکنَ طَیبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ ذلِک الْفَوْزُ الْعَظِیمُ. 12-10 صف

ای کسانی که ایمان آورده اید! آیا شما را بر تجارتی که از عذاب دردناک(قیامت) نجاتتان دهد، راهنمایی کنم؟ به خدا و رسولش ایمان آورید و با اموال و جان هایتان در راه خدا جهاد کنید که این برای شما بهتر است، اگر بدانید.(در این صورت،) خداوند گناهان شما را می آمرزد و به باغ هایی که نهرها از زیر آنها جاری است و خانه های دل پسند در بهشت های جاودان واردتان می کند. این رستگاری بزرگی است.

*در دعای نـدبه کـه از نـاحیۀ مقدّسه امام عصر علیه السلام روایت گردیده، ازحضرت خدیجه ( سلام خدا براو باد)  به عنوان «غرّا»؛ یعنی روشن و درخشنده یاد شـده اسـت. بانو خدیجه زنی بود بسیار مهربان و بیشتر اوقات لباس زرد رنگ می‌پوشید زیرا می‌دانست همسرش محمد بن عبدالله رنگ زرد را در لباس او دوست دارد. (عایشه بعد از پیغمبر نوشته کورت فریشلر انتشارات امیرکبیر ۱۳۴۳)

نگاه قرآن به اهل کتاب به بهانه سوره آل عمران

User Rating: 0 / 5

بسم الله الرحمن الرحیم

نگاه قرآن به اهل کتاب به بهانه سوره آل عمران

یک: اهل کتاب به معنای صاحبان کتاب آسمانی و پیروان ادیان الهی است. وجود کتابهای آسمانی وجه مشترک همه ادیان‌ الهی است البته این تعبیر در قرآن و فرهنگ اسلامی برای مسلمانان به کار نمی‌رود. اصطلاح اهل کتاب ۳۱‌بار در ۳۱ آیه از ۹‌ سوره قرآن و بیش از همه یعنی ۱۲ ‌بار در سوره آل‌عمران به کار رفته است.

قرآن کریم از اهل کتاب با تعبیرهای دیگری نظیر: «الَّذینَ اوتوا الکِتبَ»،( بقره/ آیه۱۰۱و نساء/ آیه۱۴۴  و۱۴۵ وآل‌عمران آیه۱۹) و"اَلَّذینَ ءاتَینهُمُ الکِتب"،( بقره121 و146) الَّذینَ اُوتوا نَصیبًا مِنَ الکِتب» (نسا51)یاد کرده و با اختصاص بخش قابل توجهی از آیات و خطابهای خود صف آنان را از صف بت‌پرستان جدا ساخته است. در آیات مربوط به اهل کتاب، روی سخن با یهود و نصارا و گاه یکی از آن دو است. در برخی آیات بر اثر انکار رسالت پیامبر گرامی یا نفوذ شرک در عقاید اهل‌کتاب به آنان « کافر » نیز گفته شده است.

کاربرد اصطلاح اهل کتاب در برابر «اُمّی» ها و دعوت هر دو گروه به توحید، نشان می‌دهد که ساکنان شبه جزیره عرب در آستانه بعثت پیامبر اسلام به این دو گروه عمده تقسیم می‌شده‌اند: «... وقُل لِلَّذینَ اوتوا الکِتبَ والاُمِّیِّینَ ءَاَسلَمتُم فَاِن اَسلَموا فَقَدِ اهتَدَوا واِن تَوَلَّوا فَاِنَّما عَلَیکَ البَلغُ...». آل عمران آیه 20

اقلیتی که با برخورداری از کتاب آسمانی، تعالیم دینی مکتوب و نیز عالمانی آشنا به خواندن و نوشتن از برتری فرهنگی نسبت به «امی» ها برخوردار بوده‌اند. ظاهرا امّیها یا دین رایجشان بت‌پرستی بوده، فاقد کتاب دینی و ادبیات نوشتاری در حوزه دینی و اغلب ناآشنا به خواندن و نوشتن بوده، ویا بخشی از اهل کتاب بوده اند که با دین آشنایی ندارند و برداشتهای وهم آلود از کتاب آسمانی دارند.

دو:  قرآن کریم برخلاف تورات به صِرف مسلمان نبودن، اهل کتاب را مورد مذمت قرار نداده است. قرآن، غالب انسان هایی را که پایبند این اخلاق انسانی هستند، تحسین می کند. اهل کتاب نیز از این قاعده مستثنا نیستند؛ در بعضی مواقع که امری اخلاقی از آنان سر بزند مورد تأیید قرآن قرار می گیرند: "همه اهل کتاب یکسان نیستند، طایفه‏اى از آنها معتدل و به راه راست‏اند، در دل شب به تلاوت آیات خدا و نماز و طاعت حق مشغول اند.*  ایمان به خدا و روز قیامت مى‏آورند و امر به نیکویى و نهى از بدکارى مى‏کنند و در نیکوکارى مى‏شتابند و آنها خود مردمى نیکوکارند.* و هر کار خیرى انجام دهند از ثواب آن محروم نخواهند شد و خدا دانا به حال پرهیزکاران است" آل عمران 113- 115.

"مسلماً کسانى که ایمان آوردند، و یهودی ‏ها و نصرانى‏ ها و صابئى‏ ها هر کدامشان [از روى حقیقت‏] به خدا و روز قیامت ایمان آورند و کار شایسته انجام دهند، براى آنان نزد پروردگارشان پاداشى شایسته و مناسب است، و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین شوند" بقره 62

قرآن در عین اینکه اسلام را ناسخ دین های گذشته می داند، اما به اهل کتاب فرصت می دهد و با مدارا با آنان برخورد می کند به گونه ای که به آنها اجازه می دهد با پرداخت جزیه، به صورت آزادانه در کشور اسلامی زندگی کنند و بر دین خود نیز باقی بمانند هرچند تاکید می کند که ایمان آوردنشان  قطعا بهتر است آل عمران، 20 : « فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَوا»؛ 110: «وَ لَوْ ءَامَنَ أَهْلُ الْکِتَابِ لَکاَنَ خَیرْا لَّهُم.. »

در اسلام، نگاه به پیروان اهل کتاب با مشرکان کاملا متفاوت است. با هر یک ادبیاتی خاص به خود مورد استفاده قرار گرفته و هیچ وقت تمام اهل کتاب همسان با مشرکان قرار نگرفته اند. البته تنها بعضی از اهل کتاب به جهت اعمال و عقاید نابهنجار، هم ردیف با مشرکان قرار گرفته اند.

سه :  خواندن نکات این مقاله را از مجله پژوهشهای اسلامی برای روشنتر شدن موضوع توصیه می کنم.

http://jir.uk.ac.ir/article_437_9100432f2a58af0bc30b5900196b0e5c.pdf

چهار :  أَینَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْیاءِ الْکتَابِ وَ حُدُودِهِ أَینَ مُحْیی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِهِ

 کجاست آن آرزو شده برای زنده کردن قرآن و حدود آن، کجاست احیاگر نشانه‌های دین و اهل دین،

أَینَ طَامِسُ آثَارِ الزَّیغِ وَ الْأَهْوَاءِ أَینَ قَاطِعُ حَبَائِلِ الْکذْبِ [الْکذِبِ] وَ الافْتِرَاءِ أَینَ مُبِیدُ الْعُتَاةِ وَ الْمَرَدَةِ أَینَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنَادِ وَ التَّضْلِیلِ وَ الْإِلْحَادِ أَینَ مُعِزُّ الْأَوْلِیاءِ وَ مُذِلُّ الْأَعْدَاءِ أَینَ جَامِعُ الْکلِمَةِ [الْکلِمِ] عَلَی التَّقْوَی أَینَ بَابُ اللَّـهِ الَّذِی مِنْهُ یؤْتَی أَینَ وَجْهُ اللَّـهِ الَّذِی إِلَیهِ یتَوَجَّهُ الْأَوْلِیاءُ أَینَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَینَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ أَینَ صَاحِبُ یوْمِ الْفَتْحِ وَ نَاشِرُ رَایةِ الْهُدَی أَینَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَ الرِّضَا، کجاست محوکننده آثار انحراف و هوا‌های نفسانی، کجاست قطع کننده دام‌های دروغ و بهتان، کجاست نابودکننده سرکشان و سرپیچی کنندگان، کجاست ریشه‌کن کننده اهل لجاجت و گمراهی، و بیدینی کجاست عزّتبخش دوستان، و خوارکننده دشمنان، کجاست گردآورنده سخنها بر پایه تقوا، کجاست باب خدا که از آن آمده شود، کجاست وجه خدا، که دوستان به سویش روی آورند، کجاست آن وسیله پیوند بین زمین و آسمان، کجاست صاحب روز پیروزی، و گسترنده پرچم هدایت، کجاست گردآورنده پراکندگی صلاح و رضا،

أَینَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیاءِ وَ أَبْنَاءِ الْأَنْبِیاءِ أَینَ الطَّالِبُ [الْمُطَالِبُ] بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکرْبَلاءَ

کجاست خواهنده خون پیامبران و فرزندان پیامبران، کجاست خواهنده خون کشته ی کربلا..

سوره بقره بهشت مثال های قرآنی

User Rating: 0 / 5

بسم الله الرحمن الرحیم

هدف از مثال­ها در قرآن

1. تذکر: وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُون. و خداوند برای مردم مثلها می‌زند، شاید متذکر شوند.

2. تفکر: وَ تِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون.‌ اینها مثالهایی است که برای مردم می‌زنیم، شاید بیندیشید.

3. تعقل: وَ تِلْکَ الْأَمْثَلُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَ مَا یَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُو.ن اینها مثالهایی است که ما برای مردم می‌زنیم و جز دانایان آن را تعقل نمی‌کنند.

هفت مثال فکر انگیز سوره بقره

یک. أولئک الذین اشتروا الضللة بالهدی فما ربحت تجرتهم وما کانوا مهتدین مثلهم کمثل الذی استوقد نارا فلمآ أضآءت ما حوله ذهب الله بنورهم وترکهم فی ظلمت لایبصرون صم بکم عمی فهم لایرجعون. 18 بقره
(منافقان) کسانی هستند که هدایت را به گمراهی فروخته اند؛ و این تجارت سودی نداده و خود هدایت نیافته اند. مثل آنان، مثل کسی است که آتشی افروخته (تا در بیابان تاریک راه خود را پیدا کند) ولی هنگامی که آتش اطرافش را روشن ساخت، خداوند نورش را می­برد و آنها را در تاریکی وحشتناکی که چشم کار نمی­کند، رها می­سازد. آنها کر و گنگ و کور، بنابراین (از راه خطا) باز نمی­گردند.

دو. أو کصیب من السمآء فیه ظلمت و رعد و برق یجعلون أصبعهم فی ءاذانهم من الصوعق حذر الموت والله محیط بالکفرین یکاد البرق یخطف أبصرهم کلمآ أضآء لهم مشوا فیه واذآ أظلم علیهم قاموا ولو شآء الله لذهب بسمعهم و أبصرهم ان الله علی کل شی ء قدیر. 19 بقره

 یا همچون بارانی از آسمان، که در شب تاریک توأم با رعد و برق و صاعقه (بر سر رهگذران) ببارد، آنها از ترس مرگ، انگشتانشان را در گوشهای خود می­گذارند تا صدای صاعقه را نشنوند و خداوند بر کافران احاطه دارد (و آنان در قبضه قدرت الهی هستند) (روشنایی خیره کننده) برق، نزدیک است چشم آنان را برباید، هر لحظه ای که (برق جستن می­کند و صفحه بیابان را) برای آنها روشن می­سازد، (چند قدمی) در پرتو آن راه می­روند و هنگامی­که خاموش می­شود، توقف می­کنند و اگر خدا بخواهد، گوش و چشم آنها را از بین می برد، چرا که خداوند بر هر چیز تواناست.

سه. ان الله لایستحی أن یضرب مثلاً مابعوضة فما فوقها فأما الذین ءامنوا فیعلمون أنه الحق من ربهم وأما الذین کفروا فیقولون ماذآ أراد الله بهذا مثلاً یضل به کثیرا ویهدی به کثیرا وما یضل به الا الفسقین.  26 بقره
خداوند از این که (به موجودات ظاهراً کوچکی مانند) پشه و حتی کمتر از آن، مثال بزند، شرم نمی­کند. (در این میان) آنان که ایمان آورده اند، می دانند حقیقتی است از طرف پروردگارشان، و اما آنها که راه کفر را پیموده اند، (این موضوع را بهانه کرده،) می گویند: منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟! آری  خدا جمع زیادی را با آن گمراه و گروه بسیاری را هدایت می کند، ولی تنها فاسقان را با آن گمراه می سازد.

چهار. ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ؛ 74  بقره

 سپس دلهای شما) بعد از این واقعه سخت شد، همچون سنگ یا سخت‌تر چرا كه پاره‌ای از سنگ ها می‌شكافد و از آن نهرها جاری می‌شود و پاره‌ای از آنها شكاف برمی‌دارد و آب از آن تراوش می‌كند و پاره‌ای از خوف خدا به زیر می‌افتد، اما از دلهای شما، خشیت خدا چیزی نمی­ریزد و خداوند از اعمال شما غافل نیست.

پنج. ومثل الذین کفروا کمثل الذی ینعق بما لایسمع الا دعآء وندآء صم بکم عمی فهم لایعقلون. 171 بقره
مثال (تو در دعوت) کافران مثال کسی است که (گوسفندان و حیوانات را برای نجات از چنگال خطر) صدا می زند؛ ولی آنها چیزی جز سر و صدا نمی شنوند؛ (و حقیقت و مفهوم گفتار او را درک نمی کنند. این کافران، در واقع) کر و لال و نابینا هستند؛ از این رو چیزی نمی فهمند!

شش. مثل الذین ینفقون أموالهم فی سبیل الله کمثل حبة أنبتت سبع سنابل فی کل سنبلة مائة حبة والله یضعف لمن یشآء والله واسع علیم. 261  بقره
مثل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می­کنند همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند؛ که در هر خوشه، یکصد دانه باشد؛ و خداوند آن را برای هرکس بخواهد چند برابر می­کند؛ و (فضل و بخشش) خدا واسع و آگاه است.

هفت. یأیها الذین ءامنوا لاتبطلوا صدقتکم بالمن والأذی کالذی ینفق ماله رئآء الناس ولایؤمن بالله والیوم الأخر فمثله کمثل صفوان علیه تراب فأصابه وابل فترکه صلدا لایقدرون علی شی ء مما کسبوا والله لایهدی القوم الکفرین. وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (265) أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ 264 تا 266 بقره

ای کسانی که ایمان آورده اید! بخششهای خود را با منت و آزار باطل نسازید! همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق می کند و ایمان به خدا و روز رستاخیز نمی آورد؛ و (کار او) همچون قطعه سنگی است که بر آن (قشر نازکی از) خاک باشد؛ (و بذرهایی در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد (و همه خاکها و بذرها را بشوید!) و آن را صاف (و خالی از خاک و بذر) رها کند. آنها از کاری که انجام داده اند، چیزی به دست نمی آورند و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمی کند.

و حكايت آنان كه اموال خود را به طلب رضاى خدا و استوارى دادن به خویشتن خويش انفاق مى كنند، عمل شان مانند باغى است بر بالاى تپه اى ، كه رگبارى به آن رسد، و دو برابر ثمر داده باشد، و اگر رگبار نرسيده به جايش باران ملايمى رسيده ، خدا به آنچه مى كنيد بينا است . 265 بقره

آيا در ميان شما كسى هست كه دوست داشته باشد براى او باغى باشد پر از درختان خرما و انگور و همه گونه ميوه در آن باشد، و نهرها در دامنه آن جارى باشد، سپس پيرى برسد، در حالى كه فرزندانى صغير دارد، آتشى به باغش بيفتد، و آن را بسوزاند؟ خدا اينطور آيه هاى خود را براى شما بيان مى كند، شايد كه بیانديشيد. 266 بقره

زان باده که در میکده عشق فروشند. ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش

User Rating: 0 / 5

یک. خداوند در سوره مبارکه بقره فرمود:

«یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون» ; «ای کسانی که ایمان آورده اید، روزه بر شما واجب شده، همانگونه که بر کسانی­که پیش از شما [بودند] مقرر شده بود، باشد که عاشقی کنید.»

 

دو. گفتند از شراب تو میخانه‌ها به هم

رسول گرامی صلی الله علیه و آله فرمود: در شب معراج گفتم: «یا رب و ما میراث الصوم؟ قال: الصوم یورث الحکمة والحکمة تورث المعرفة، والمعرفة تورث الیقین فاذا استیقن العبد لا یبالی کیف اصبح، بعسر ام بیسر ;

در معراج عرض کردم: پروردگارا! میراث روزه داری چیست؟ ندا رسید: روزه باعث به ارث رسیدن "حکمت" است و حکمت نیز مایه پیدایش معرفت است و "معرفت" عامل حصول "یقین" [در جان آدمی] است و آن­گاه که بنده­ای به یقین برسد، باکی ندارد که چگونه زندگی وی می­گذرد; در سختی یا راحتی»

و ایشان صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند تبارک و تعالی فرمود: «الصوم لی و انا اجزی به; روزه از آن من است و من به آن پاداش می دهم.»

و مولای ما علی علیه­السلام فرمودند:

«... وصوم شهر رمضان فانه جنة من العذاب; روزه ماه رمضان سپر نجات از عذاب الهی است.»

و ریحانه نبی حضرت زهرا علیها السلام فرمودند: «فرض الله الصیام تثبیتا للاخلاص ;خداوند روزه را واجب گردانید تا اخلاص را  تثبیت نماید.»

 

سه. مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم

طایر قدسم و از دام جهان برخیزم

به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی

از سر خواجگی کون و مکان برخیزم

یا رب از ابر هدایت برسان بارانی

پیشتر زان­که چو گردی ز میان برخیزم

 

چهار. از خیال کشتنم مگذر که در میدان عشق

صید بسمل کشته افتاده در پای توام

گرچه می‌دانم که می‌آیی و می‌پرسی مرا

در شمار عاشقان ناشکیبای توام

"آمین"

User Rating: 0 / 5

یک. آمین فرشته‌ای است که در آسمان پرواز می‌کند و مدام آمین می‌گوید و اگر دعایی به آمین او اصابت کند مستجاب می‌شود.

البته آمین نام ستاره‌ای نیز هست که به هنگام طلوع آن، دعا مستجاب می‌شود.

دو. می گویند خدا نزد حسن ظن بندگانش است... پیامبر اکرم صلّى الله علیه و آله فرمودند: اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْفَالَ الْحَسَنَ؛ خداوند فال نیک زدن را دوست دارد.

وهمچنین ایشان صلّى الله علیه و آله فرمودند: «تفالوا بالخیر تجدوه» کارها را به فال نیک بگیرید (و امیدوار باشید) تا به آن برسید.

سه. رسیدن آمینِ الهام در اول ایام البیض ماه شعبان را به فال نیک می­گیریم... آمین کوچک و زیبا و نورسیده نشانه استجابت یک دعای مضطرانه قدیمی است... اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر واجعلنا من انصاره واعوانه والمستشهدین بین یدیه…

چهار. وَ هو الّذی ینزّل الغیث مِن بعدِ ما قنطوا و ینشرُ رَحمَته.

آاای بچه­ هایی که مشهدید امام رضا را به مادرشان فاطمه قسم بدهید که وقتی بارانِ آمدنش باریدن گرفت... ما آماده باشیم...

اندر احوالات استاذنا الکرام بانو فولاد چنگ‎

User Rating: 0 / 5

بسم الله الرحمن الرحیم

  

یک. شمع محفل ماست... جلسات قرآن ما در اصفهان بی سمیرا، بی‌کلاس و بی برنامه می‌شود. 

از راه می‌­رسد مهربان و صورتی و خندان و از توی کیفش لپ‌تاپ و بلندگوها را در می‌آورد... ما به او زل می‌­زنیم مثل بچه‌هایی که گرسنه و منتظرند مادرشان یک عالمه چیز خوشمزه بهشان بدهد... اصرار دارد به تلاوت سوره و بعد با سبک شیرین و منحصر بفردش شروع می­‌کند به سوال پرسیدن و اصلا هم از جواب ندادن‌ها یا اشتباهات ما خسته نمی شود... شروع می­کند از المیزان و جناب علامه عزیز و آنچه از مدرسه یاد گرفته اما چه کسی است که نداند فرشته ها لقمه های نورانی بر زبانش می­گذارند و گوشه صحبتهایش کادو و جایزه قایم می کنند و... خلاصه غوغایی است استاد ما... بودنش واقعا مایه دلخوشی و نعمت است... الحمدلله رب العالمین

 

دو. امروز سوره علق را برای میهمانی روشن عیدانه مبعثانه خانه الهام تدارک دیده بود. چقدر از خدا که از سر ربوبیتش به دل الهام انداخته بود ما را دعوت کند اتاق *آمین* دختر در راهش را ببینیم متشکرم و آمدن آمین... چقدر امیدوار کننده است که نیامده سبب این همه خیر است

بسم الله را که گفت ناگهان پرسید فعل بسم الله چیست و گفت که "شروع کردم" است و بسم الله الرحمن الرحیم هر سوره یعنی با نام خدا عمل به مفاهیم این سوره را شروع می کنم... اگرنه فعل عبثی است که بسم الله سوره ای را بگویی و عمل به آن را شروع نکنی... یا حضرت عباس آچمز شدیم😊

 

سه. پنج آیه اول را هی پرسید که مفاهیم اصلیش چیست و گفت نسبت یک انسان مخلوق معلق نادان است با رب خالق معلمی که یک لحظه توجه خالقیِ ربوبیش را از انسان معلق بردارد، انسان کارش تمام است و کریم است یعنی همین طوری بزرگ است و خوبی می­کند و یاد می­دهد و... بعد رفت سر قرائت و گفت:

ضمیمه کردن مفاهیم است به هم جوری که معنی تازه ای خلق بشود..

بنابراین اقرا یعنی هر لحظه مشغول تولید خلاقانه "به اسم رب طوری" باش از مفاهیمی که یادت داده اند و نغمه جدیدی سر ده و شوری بیفکن که تعلق تو و بقیه به رب را بیفزاید و علم ایجاد شود و انشالله "اقرا" های دیگری ایجاد کند و خلاصه..

چهار. از هر طرف که می­رویم دلتنگی نبودن تو روی قلب ما سنگینی می­کند... حتی وسط خوشی­های عیدانه میهمانی مبعث آمینِ الهام..

وَ لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنَا وَفَّقَهُمْ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَی اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَی حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا فَمَا یحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُم

 

اگر شیعیان ما که خداوند توفیق طاعتشان دهد، در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، همدل می شدند، میمنت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمی افتاد، و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان می گشت، دیداری بر مبنای شناختی راستین و صداقتی از آنان نسبت به ما؛ علّت مخفی شدن ما از آنان چیزی نیست جز آن چه از کردار آنان به ما می رسد و ما توقع انجام این کارها را از آنان نداریم.

خسته از بی عقلیها و تنبلیها و کم کاری ها و آن کارها که باید نکردنها... قول داده ایم که دفترچه یادداشتی برای "اقرا" هامان داشته باشیم و در غروب بزرگترین عید کائنات از تو مضطرانه عیدی می­خواهیم... از همانها که برای دوستان و فی العهدت با قلب­های به هم پیوسته کنار گذاشته ای... ای بنده خاص ربِّ اکرم

 

ای همه آرزوی من

User Rating: 0 / 5

ای گشاده ترین سینه جهان[1]

ای صبور[2] نرم[3] دلسوز[4] مهربان[5]

ای شاهد خوش خبر[6]

ای رحمت برای همه عالمیان[7]

ای همه آرزوی من[8]

با تو جهانم روشن می شود و بار و زنجیرهای تهدیدکننده رشد از دست و پایم برداشته می شود[9]

کاش شایسته جهاد در رکاب تو باشم[10]

 

 

 


[1] الم نشرح لک صدرک- 1 انشراح

[2] وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُک إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیهِمْ وَ لا تَک فی ضَیقٍ مِمَّا یمْکرُونَ- 127 نحل

[3] فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظاً غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی اللّه ان اللّه یحب المتوکلین- 159 آل عمران

[4] فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلی ءاثرِهِمْ اِنْ لَمْ تُؤْمِنواْ بِهذا اْلْحَدیثْ أَسِفا- 6 کهف

[5] لَقَدْ جاءَکُمْ رَسولٌ مِنْ اَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّم حَریصٌ عَلیْکُمْ بِاْلْمُؤمِنینْ رَئوفٌ رَحیمٌ- 128 توبه

[6] یا اَیُّهااْلْنَّبیُ اِنّا اَرْسَلْناکَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذیراً* وَ داعیاً اِلَی اللّهِ بِاِذْنِهِ وَ سِراجاً وَ مُنیراً- 45 و 46 احزاب

[7] وَ ما اَرْسَلْناکَ اِلاّ رَحْمَةً لِلْعالَمین- 107 انبیاء

[8] لقد کان فی رسول الله اسوة حسنة لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً- 21 احزاب

[9] الَذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ ۚ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنزِلَ مَعَهُ ۙ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ - ١٥٧ اعراف

[10] وَجَاهِدُوا فِي اللَّـهِ حَقَّ جِهَادِهِ ۚ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ ۚ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ ۚ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِن قَبْلُ وَفِي هَـٰذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ ۚ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّـهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ ۖ فَنِعْمَ الْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ النَّصِيرُ - ٧٨ حج

عارفانه‌های حاج اسماعیل دولابی

User Rating: 0 / 5

غصّه‎های دنیا را به کسی نگو. با بزرگان بنشین، غصّه‎ات از بین می‎رود. در مجلس عزای امام حسین عليه‌السّلام بنشین، غصّه‎ات زایل می‎شود. بشر به خاطر فراموش کردن خدا و ضعف ایمان آن‌قدر ترسو شده است که می‎گویند دو نفر که با هم راه می‎رفتند، صدای شلیک گلوله‎ای را شنیدند. یکی از آنها به دیگری گفت: تیر به تو خورد؟ او گفت نه، اوّلی گفت پس حتماً به من خورد؛ افتاد و مُرد. اگر رفیقش یک مؤمن قوی بود، می‎گفت به من خورد؛ تو بنشین، چیزی نیست. قیمت انسان به سکون اوست. به خودت کمک کن. چرا هِی به این در و آن در می‎زنی و به این و آن می‎گویی؟ یک «عیب ندارد» به خودت بگو. بگو اینکه چیزی نیست. با همین حرف همه‎ی آن غصّه‎ها و ترس‎ها باطل می‎شود.

خطبه ۹

User Rating: 0 / 5

خطبه ۹ نهج البلاغه 

وَ مِنْ كَلامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ 
وَ قَدْ اَرْعَدُوا وَ اَبْرَقُوا ، وَ مَعَ هَذَيْنِ الْاَمْرَيْنِ الْفَشَلُ ، وَ لَسْنَا نُرْعِدُ حَتَّی نُوقِعَ ، وَ لَا نُسِيلُ حَتَّی نُمْطِرَ .
ترجمه فارسي خطبه 9
واز سخنان آن حضرت عليه السّلام است

همانند تندر خروشيدند و چون آذرخش شعله افكندندو همراه اين دو کار سستي است.ما تا حمله نبريم

نمى خروشيم، و تا باران نباريم سيل جـارى نمى كنيم.

خلت ابراهیمی

User Rating: 0 / 5

ذی الحجه ماه ابراهیم خلیل الرحمان علیه السلام است که پدر ماست. یعنی قبل از انا و علی ابوا هذه الامه به نص صریح قرآن کریم پدر ما بوده است.

این متن دوست داشتنی را از قول استاد میرباقری در مورد ایشان گذاشتم. نوش جان

در روایتی نورانی آمده است که خدای سبحان ابراهیم خلیل را برای چند خصوصیت که در او بود به خلت برگزید؛ یکی آنکه چون از غیر خدا نخواست و از غیر خدا نگرفت. اگر انسان از دست های دیگری گرفت آرام آرام به آنها مأنوس می شود و به آنها دل می بندد و آنها را دوست می دارد لذا از جدایی آنها مضطرب و نگران می شود و تعلق به آنها پیدا می کند؛ ولی اگر فقط از خدای متعال گرفت و از هر چه هم گرفت فقط دست حضرت حق را دید، این انسان به مقام محبت خدای متعال می رسد.

صفت دومی که در حضرت ابراهیم خلیل بود این بود که حضرت ابراهیم خلیل هیچ دستی را که به طرفش دراز شد رد نکرد. انسان اگر از دستهایی که به طرفش می آید غافل باشد خیال می کند اینها تصادف است ولی اگر موحد بود می فهمد همه دستهایی که به طرف انسان دراز می شود، در حالیکه حواله های خداست؛ خدای متعال می توانست این نیاز را یک جای دیگری ارجاع بدهد هیچ کاری هم برای خدای متعال ندارد. در روایت است که اگر شما سختتان بود خدای متعال دیگران را در مسیر رحمت خودش قرار می دهد. این دستان حواله های خدای متعال هستند و اگر انسان این حواله های الهی را دید و بعد از اینکه حواله ها به سراغ انسان آمد آنها را از روی محبت خدا رد نکرد ولو اینکه از پول گذشتن و از آبرو گذشتن و از امکانات گذشتن سخت است، اما با این حال اگر حواله های خدا را انسان رد نکرد و در راه محبت خدا این دست ها را خالی برنگرداند خدای متعال آن را می گیرد و به جای آن محبت خودش را می دهد. حضرت ابراهیم هیچ دستی را رد نکرد و از غیر خدا هم نخواست؛ البته در روایات دیگر نکات دیگری هم بوده که آنها هم خوب است آدم عمل کند.

صدر اخلاء وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت هستند. آن ها مطلقاً از غیر خدا نمی گیرند و هیچ دستی را در عالم رد نمی کنند «فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ * وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ» (ضحی/۹-۱۰) همه عالم سائل هستند در مقابل آنها و آنها هم خسته نمی شوند؛ ما هم باید این گونه باشیم. در روایت دیگری هم آمده است که خدای متعال ایشان را به مقام خلت برگزید زیرا حضرت ابراهیم در محبت خدا سجده های طولانی زیاد می کرد. در یک روایت دیگری که شاید سرآمد همه آن روایات باشد آمده است که خدای متعال ایشان را به خلت برگزید چون صلوات بر محمد و آل محمد زیاد می فرستاد. جمع این روایات این است که در سجده طولانی آدم زیاد صلوات بفرستد. علی ای حال این قدمی در وادی شکر است که انسان امکانات را از خدا ببیند و این حداقل آن است.

منبع: سایت آیت الله میرباقری: بررسی مقام شاکرین و مراحل آن / بررسی نعمت حقیقی ولایت در سوره مبارکه انسان 

شش حدیث

User Rating: 0 / 5

اكمل الناس عقلا أحسنهم خلقا .
امام جعفر صادق (ع) : عاقل ترین مردم خوش خلق ترین آنهاست .
اصول كافی ، ج 1 ، ص 27

ان المسلمین یلتقیان ، فافضلهما أشدهما حبا لصاحبه .
امام جعفر صادق (ع) : از دو مسلمان كه به هم برخورد می كند آن كه دیگری را بیشتر دوست دارد بهتر است .
اصول كافی ، ج 3 ، ص 193

من زار أخاه فی الله قال الله عز و جل : إیای زرت و ثوابك علی و لست أرضی لك ثوابا دون الجنة .
امام جعفر صادق (ع) : هر كسی كه برای خدا از برادرش دیدن كند ، خدای متعال فرماید : مرا دیدن كردی و ثوابت بر من است و به ثوابی جز بهشت برایت خرسند نیستم .
اصول كافی ، ج 3 ، ص 255

تصافحوا فإنها تذهب بالسخیمة .
امام جعفر صادق (ع) : با یكدیگر مصافحه كنید ، زیرا مصافحه كینه را می برد .
اصول كافی ، ج 3 ، ص 264

شیعتنا الرحماء بینهم ، الذین اذا خلوا ذكروا الله .
امام جعفر صادق (ع) : شیعیان ما با یكدیگر مهربانند ، چون تنها باشند خدا را یاد كنند .
اصول كافی ، ج 3 ، ص 268

من أحب الاعمال الی الله عز و جل إدخال السرور علی المؤمن : اشباع جوعته أو تنفیس كربته أو قضاء دینه .
امام جعفر صادق (ع) : از جمله دوست داشتنی ترین اعمال نزد خدای متعال شادی رسانیدن به مؤمن است و سیر كردن او از گرسنگی ، یا رفع گرفتاری او یا پرداخت بدهیش .
اصول كافی ، ج 3 ، ص 276

تحضیض طعام مسکین

User Rating: 0 / 5

 بسم الله

وَلَا یَحُضُّ عَلَی طَعَامِ الْمِسْکِینِ ﴿الحاقه: ٣٤﴾

وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَی طَعَامِ الْمِسْکِینِ ﴿الفجر: ١٨﴾

 وَلَا یَحُضُّ عَلَی طَعَامِ الْمِسْکِینِ ﴿الماعون: ٣﴾

در جستجوی تحضیض می­خوانیم: حَضَّضَ‏- تَحْضِيضاً [حضّ‏]هُ على الأمر: او را بر آن امر وادار كرد، تشويق و ترغيب كرد

می فرماید نه تنها باید خودت به اطعام مسکین بپردازی، بلکه باید تحضیض داشته باشی افکار عمومی را متوجه مسکین­ها بکنی. قرآن علیه جامعه ای که نمازخوان است، اما مسکین برای او مهم نیست فریاد می­زند.

در قرآن اطعام از كارهاى پروردگار شمرده شده است: «...‌و هُوَ يُطعِمُ و لايُطعَمُ» (سوره انعام/14) ترك اطعام و حتى تشويق‌ نكردن به آن در كنار بى‌ايمانى به خدا قرار گرفته است: «اِنَّهُ كانَ لايُؤمِنُ بِاللّهِ العَظيم  و‌لا‌يَحُضُّ عَلى طَعامِ‌المِسكين» (حاقّه/ 33‌ـ‌34)

اطعام مسکین شرط عبور از گردنه عقبه " فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَهَ ﴿١١﴾ وَمَا اَدْرَاکَ مَا الْعَقَبَهُ ﴿١٢﴾ فَکُّ رَقَبَهٍ ﴿١٣﴾ اَوْ إِطْعَامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَهٍ ﴿١٤﴾ یَتِیمًا ذَا مَقْرَبَهٍ ﴿١٥﴾اَوْ مِسْکِینًا ذَا مَتْرَبَهٍ ﴿البلد: ١٦﴾" و عادت ابرار  "وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَیٰ حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَاَسِیرًا ﴿الانسان: ٨﴾" و اعتنا نکردن به آن دلیل جهنمی شدن است "وَلَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ ﴿المدثر: ٤٤﴾" و در آيات 16‌ـ‌18 سوره فجر سختى معيشت را پيامد ترك اطعام يتيمان و مساكين برشمرده است.

پ.ن.1. در روایتى «محمّد بن مسلم» از امام صادق علیه السلام یا امام باقر علیه السلام نقل کرده: از آن حضرت درباره فقیر و مسکین سؤال کردند، فرمود: الْفَقِیرُ الَّذِی لایَسْأَلُ وَ الْمِسْکِینُ الَّذِی هُوَ أَجْهَدُ مِنْهُ الَّذِی یَسْأَلُ: «فقیر کسى است که سؤال نمى کند، و مسکین حالش از او سخت تر است، و کسى است که از مردم سؤال و تقاضا مى کند». «مسکین» است که، از ماده «سکون» گرفته شده، گویا چنین کسى بر اثر شدت فقر، ساکن و زمین گیر شده است. این روایت با آنچه در سوره «بقره» آیه 273 در تعریف «فقیر»  دیده مى­شود نیز سازگار است: لِلْفُقَراءِ الَّذینَ أُحْصِرُوا فی سَبیلِ اللّهِ لایَسْتَطیعُونَ ضَرْباً فِی الأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ: انفاق براى فقیرانى است که، در راه خدا گرفتار شده اند، و آن چنان ظاهر خویش را حفظ مى­کنند که، جاهل از شدت عفت نفس آنان، چنین مى­پندارد غنى و بى­نیازند.

پ.ن.2. برنامه باشگاه برای اطعام و تحضیض اطعام چیست؟

فتح

User Rating: 0 / 5

بسم الله

فتح
 
عاشق سوره فتحم به هزار دلیل. اول اینکه نقل شده است پیامبر هنگام نزول این سوره به یارانشان فرمودند: سوره ای بر من نازل شد که نزد من محبوب تر و دوست داشتنی تر از همه آن چیزهایی است که خورشید بر آن تابیده است.
دوم اینکه هر وقت آشوب و مضطر و متزلزلم یادم می آورد که 
هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَّعَ إِيمَانِهِمْ
سوم اینکه هر وقت قصد فتح چیزی را دارم یادم میاید که
ولِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا
چهارم اینکه

مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا

محمد پیامبر خدا، و کسانی که با او هستند بر کافران سختگیرند و با، یکدیگر مهربان. آنان را بینی که رکوع می کنند، به سجده می آیند و جویای فضل و خشنودی خدا هستند. نشانشان اثر سجده ای است که بر چهره آنهاست این است وصفشان در تورات و در انجیل، که چون کشته ای هستند که جوانه بزند و آن جوانه محکم شود و بر پاهای خود بایستد و کشاورزان را به شگفتی وادارد، تا آنجا که کافران را به خشم آورد خدا از میان آنها کسانی را که ایمان آورده اند و کارهای شایسته کرده اند به آمرزش و پاداشی بزرگ وعده داده است

بقیه اش را شماحدس بزنید😊

 

 

مومنانه...

User Rating: 0 / 5

اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُ بِحَقِّکَ مِنکَ...

این عبارت اول  دعا در قرآن به سر شبهای قدر همیشه ذهنم را مشغول می کند... مومنانی که خدا در قرآن مدحشان کرده کیانند؟

مؤمن آل فرعون در قرآن که بعضی او را حزقیل نبی می دانند و بعضی از خویشاوندان یا مدیران سطح بالای فرعون، به خاطر سعی و پافشاریش در حمایت از دعوت حضرت موسی و تلاشش براى حفظ جان حضرت موسی، پيامبر زمانش، در 17 آیه در قرآن کریم مدح شده است:

«وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إيمانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَ قَدْ جاءَكُمْ بِالْبَيِّناتِ مِنْ رَبِّكُمْ وَ إِنْ يَكُ كاذِباً فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَ إِنْ يَكُ صادِقاً يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لايَهْدي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّاب»؛ مرد مؤمنى از فرعونيان كه ايمانش را پنهان مى داشت گفت: «آيا مى خواهيد مردى را بكشيد كه مى گويد: پروردگار من خداى يكتاست و دليل هاى روشنى از جانب پروردگارتان آورده است، اگر دروغ مى گويد دروغش به گردن خود اوست و اگر راست مى گويد پاره اى از  وعده هايى كه داده است به شما خواهد رسيد، به راستى كه خدا اسرافكار دروغگو را هدايت نمى كند. ( 28 غافر) امام صادق علیه السلام مى فرمايد: قوم فرعون مؤمن آل فرعون را تكه تكه كردند، اما خداوند او را از اين كه ايمانش را از او بگيرند، حفظ فرمود.

و حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: الصديقون ثلثه حبيب نجار مؤمن ال يس، و حزبيل مؤمن ال فرعون، و على بن ابى طالب مؤمن ال محمد عليهم السلام.

راستگويان در گفتار و كردار سه نفرند: حبيب نجار، مؤمن آل يس و حزبيل، مؤمن آل فرعون و على بن ابى طالب، مؤمن آل محمد عليهم السلام.

 

تفسير اثنا عشري، ج11، ص315

 

 

 

بلند شوید

User Rating: 0 / 5

تنها یک نصیحت..بایستید فکر کنید

قُل إِنَّما أَعِظُكُم بِواحِدَةٍ ۖ أَن تَقوموا لِلَّهِ مَثنىٰ وَفُرادىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّروا ۚ ما بِصاحِبِكُم مِن جِنَّةٍ ۚ إِن هُوَ إِلّا نَذيرٌ لَكُم بَينَ يَدَي عَذابٍ شَديدٍ. 46 سبا

بگو: شما را تنها به یک چیز اندرز می‌دهم، و آن اینکه: دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید، سپس فکر کنید 

این دوست و همنشین شما [= محمّد] هیچ گونه جنونی ندارد؛ او فقط بیم‌دهنده شما در برابر عذاب شدید (الهی) است!

بخوان ....

User Rating: 0 / 5

در فضیلت سوره عنکبوت از پیامبر(ص) نقل شده است هر کس سوره عنکبوت را بخواند به تعداد همه مؤمنان و همه منافقان ده حسنه به او داده می‌شود.
*طبرسی، ترجمه تفسیر مجمع البیان، ۱۳۵۸ش، ج۸، ص۵.

همچنین از امام صادق(ع) روایت شده هر کس سوره عنکبوت و روم را در شب بیست و سوم ماه رمضان قرائت کند، سوگند به خدا که از اهل بهشت است و من هیچ‌کس را از این مسئله استثنا  نمی‌کنم و نمی‌ترسم که خداوند در این سوگند قاطعِ من، گناهی بر من بنویسد و مسلماً این دو سوره در پیشگاه خدا بسیار ارج دارد.
*صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الأعمال، ص۱۰۹

از امام علی (ع) نقل است: هر کس در عصر سه بار آیات ۱۸-۱۷ سوره روم را بخواند، هیچ خیر و خوبی‌ای در آن شب از او فوت نمی‌شود و همه بدی‌ها و شرور، آن شب از او برداشته می‌شود و هر کس صبح‌گاه سه بار این آیات را بخواند نیز چنین بهره‌ای می‌برد.
*شیخ صدوق،امالی، ۱۳۵۸ش، ص۶۷۴

پیامبر اسلام(ص) فرمودند: هر شخصی سوره لقمان را بخواند؛ در قیامت لقمان با او دوست بوده و ده برابر اجر فردی که به خوبی‌ها عمل کرده و از بدی‌ها دوری نموده، به او پاداش داده می‌شود
*طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۴۸۸

در فضیلت تلاوت سوره سجده نقل شده است هر کس سوره الم تنزیل (سوره سجده) و تبارک الذی بیده الملک (سوره ملک) را بخواند، مانند آن است که شب قدر را احیا گرفته است. همچنین روایت شده هر کس سوره سجده را هر شب جمعه بخواند، خداوند نامه اعمالِ او را به دست راست او می‌دهد و گذشته او را می‌بخشد و از دوستان محمد (ص) و اهل بیتش خواهد بود
*طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۰۸

بر اساس حدیثی در کتاب مجمع البیان، اگر کسی سوره احزاب را بخواند و به خانواده‌ش بیاموزد، از عذاب قبر در امان است
*طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۲۴.

الان در کدام سفری؟

User Rating: 0 / 5

ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقیر؛ 24 قصص

سپس رو به سوى سایه آورد و عرض کرد: پروردگارا! هر خیری بر من فرستى، من به آن نیازمندم.

در حدیث معتبر از حضرت امیرالمؤمنین «علیه السلام» منقول است که: حضرت رسول «صلی الله علیه وآله وسلَّم» فرمود که هر که بسفری رود و با خود بردارد عصائی از چوب بادام تلخ و این آیات را بخواند...
هرکس به هر سفری می رود...

قوی امین

User Rating: 0 / 5

حتی برای مدیریت گوسفندها هم باید هم قوی باشی هم امین هم متخصص هم متعهد..

«إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمینُ» 26 قصص

از قول دختران چوپان بعد از مدیریت آب دادن گوسفندان توسط موسی به پدرشان: (موسی ) را بکار بگیر که بهترین کس برای بکار گرفتن قوی و امین است.

قُلْ مَا یَعْبَؤُاْ بِكُمْ رَبِّی لَوْلا دُعَآؤُكُمْ

User Rating: 0 / 5

قُلْ مَا یَعْبَؤُاْ بِكُمْ رَبِّی لَوْلا دُعَآؤُكُمْ – 77 فرقان

بگو: «اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمى‌كند».

دعا كليد عطاء و وسيله ي قرب الهى تعالى و مخّ عبادت و حيات روح و روح حيات است. دعا كوبه ي باب رحمت رحيميّه و سبب فتوح بركات شرح صدر و نور و ضياى سِرّ است . دعا موجب رسوخ حبِ ذكر الهى در دل، و مُنزِه نفس از رِين شواغل است. دعا توشه ي سالكان حرم كبرياى لايزال، و شعار عاشقان قبله ي جمال، دثار عارفان كعبه ي جلال است. دعا سير شهودى و كشف وجودى اهل كمال و تنها رابطه ي انسان با خداى متعال است .

در دعا بايد توجه داشت كه هيچگاه داعى با دست خالى بر نمی­گردد.  اصلاح جوهر نفس ناطقه و لسان استعداد است كه انسان آن را در دعا بر اثر تقرب به حق سبحانه تحصيل مى­كند.

علامه حسن زاده آملی