سوره بقره بهشت مثال های قرآنی

User Rating: 5 / 5

بسم الله الرحمن الرحیم

هدف از مثال­ها در قرآن

1. تذکر: وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُون. و خداوند برای مردم مثلها می‌زند، شاید متذکر شوند.

2. تفکر: وَ تِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون.‌ اینها مثالهایی است که برای مردم می‌زنیم، شاید بیندیشید.

3. تعقل: وَ تِلْکَ الْأَمْثَلُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَ مَا یَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُو.ن اینها مثالهایی است که ما برای مردم می‌زنیم و جز دانایان آن را تعقل نمی‌کنند.

هفت مثال فکر انگیز سوره بقره

یک. أولئک الذین اشتروا الضللة بالهدی فما ربحت تجرتهم وما کانوا مهتدین مثلهم کمثل الذی استوقد نارا فلمآ أضآءت ما حوله ذهب الله بنورهم وترکهم فی ظلمت لایبصرون صم بکم عمی فهم لایرجعون. 18 بقره
(منافقان) کسانی هستند که هدایت را به گمراهی فروخته اند؛ و این تجارت سودی نداده و خود هدایت نیافته اند. مثل آنان، مثل کسی است که آتشی افروخته (تا در بیابان تاریک راه خود را پیدا کند) ولی هنگامی که آتش اطرافش را روشن ساخت، خداوند نورش را می­برد و آنها را در تاریکی وحشتناکی که چشم کار نمی­کند، رها می­سازد. آنها کر و گنگ و کور، بنابراین (از راه خطا) باز نمی­گردند.

دو. أو کصیب من السمآء فیه ظلمت و رعد و برق یجعلون أصبعهم فی ءاذانهم من الصوعق حذر الموت والله محیط بالکفرین یکاد البرق یخطف أبصرهم کلمآ أضآء لهم مشوا فیه واذآ أظلم علیهم قاموا ولو شآء الله لذهب بسمعهم و أبصرهم ان الله علی کل شی ء قدیر. 19 بقره

 یا همچون بارانی از آسمان، که در شب تاریک توأم با رعد و برق و صاعقه (بر سر رهگذران) ببارد، آنها از ترس مرگ، انگشتانشان را در گوشهای خود می­گذارند تا صدای صاعقه را نشنوند و خداوند بر کافران احاطه دارد (و آنان در قبضه قدرت الهی هستند) (روشنایی خیره کننده) برق، نزدیک است چشم آنان را برباید، هر لحظه ای که (برق جستن می­کند و صفحه بیابان را) برای آنها روشن می­سازد، (چند قدمی) در پرتو آن راه می­روند و هنگامی­که خاموش می­شود، توقف می­کنند و اگر خدا بخواهد، گوش و چشم آنها را از بین می برد، چرا که خداوند بر هر چیز تواناست.

سه. ان الله لایستحی أن یضرب مثلاً مابعوضة فما فوقها فأما الذین ءامنوا فیعلمون أنه الحق من ربهم وأما الذین کفروا فیقولون ماذآ أراد الله بهذا مثلاً یضل به کثیرا ویهدی به کثیرا وما یضل به الا الفسقین.  26 بقره
خداوند از این که (به موجودات ظاهراً کوچکی مانند) پشه و حتی کمتر از آن، مثال بزند، شرم نمی­کند. (در این میان) آنان که ایمان آورده اند، می دانند حقیقتی است از طرف پروردگارشان، و اما آنها که راه کفر را پیموده اند، (این موضوع را بهانه کرده،) می گویند: منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟! آری  خدا جمع زیادی را با آن گمراه و گروه بسیاری را هدایت می کند، ولی تنها فاسقان را با آن گمراه می سازد.

چهار. ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ؛ 74  بقره

 سپس دلهای شما) بعد از این واقعه سخت شد، همچون سنگ یا سخت‌تر چرا كه پاره‌ای از سنگ ها می‌شكافد و از آن نهرها جاری می‌شود و پاره‌ای از آنها شكاف برمی‌دارد و آب از آن تراوش می‌كند و پاره‌ای از خوف خدا به زیر می‌افتد، اما از دلهای شما، خشیت خدا چیزی نمی­ریزد و خداوند از اعمال شما غافل نیست.

پنج. ومثل الذین کفروا کمثل الذی ینعق بما لایسمع الا دعآء وندآء صم بکم عمی فهم لایعقلون. 171 بقره
مثال (تو در دعوت) کافران مثال کسی است که (گوسفندان و حیوانات را برای نجات از چنگال خطر) صدا می زند؛ ولی آنها چیزی جز سر و صدا نمی شنوند؛ (و حقیقت و مفهوم گفتار او را درک نمی کنند. این کافران، در واقع) کر و لال و نابینا هستند؛ از این رو چیزی نمی فهمند!

شش. مثل الذین ینفقون أموالهم فی سبیل الله کمثل حبة أنبتت سبع سنابل فی کل سنبلة مائة حبة والله یضعف لمن یشآء والله واسع علیم. 261  بقره
مثل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می­کنند همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند؛ که در هر خوشه، یکصد دانه باشد؛ و خداوند آن را برای هرکس بخواهد چند برابر می­کند؛ و (فضل و بخشش) خدا واسع و آگاه است.

هفت. یأیها الذین ءامنوا لاتبطلوا صدقتکم بالمن والأذی کالذی ینفق ماله رئآء الناس ولایؤمن بالله والیوم الأخر فمثله کمثل صفوان علیه تراب فأصابه وابل فترکه صلدا لایقدرون علی شی ء مما کسبوا والله لایهدی القوم الکفرین. وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (265) أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ 264 تا 266 بقره

ای کسانی که ایمان آورده اید! بخششهای خود را با منت و آزار باطل نسازید! همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق می کند و ایمان به خدا و روز رستاخیز نمی آورد؛ و (کار او) همچون قطعه سنگی است که بر آن (قشر نازکی از) خاک باشد؛ (و بذرهایی در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد (و همه خاکها و بذرها را بشوید!) و آن را صاف (و خالی از خاک و بذر) رها کند. آنها از کاری که انجام داده اند، چیزی به دست نمی آورند و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمی کند.

و حكايت آنان كه اموال خود را به طلب رضاى خدا و استوارى دادن به خویشتن خويش انفاق مى كنند، عمل شان مانند باغى است بر بالاى تپه اى ، كه رگبارى به آن رسد، و دو برابر ثمر داده باشد، و اگر رگبار نرسيده به جايش باران ملايمى رسيده ، خدا به آنچه مى كنيد بينا است . 265 بقره

آيا در ميان شما كسى هست كه دوست داشته باشد براى او باغى باشد پر از درختان خرما و انگور و همه گونه ميوه در آن باشد، و نهرها در دامنه آن جارى باشد، سپس پيرى برسد، در حالى كه فرزندانى صغير دارد، آتشى به باغش بيفتد، و آن را بسوزاند؟ خدا اينطور آيه هاى خود را براى شما بيان مى كند، شايد كه بیانديشيد. 266 بقره


  • چه تفاوتی میان مثال های ذکری و فکری و عقلی وجود داره؟
    به نظر میشه ازش یک ساختار تربیتی استخراج کرد. مثلا لحن و بیان مثال ذکری برای زدودن غفلت، و مثال فکری برای رفع جهل و مثال تعقلی برای رسیدن به معیار و میزان قطعی و صحیح میتونه قابل بررسی و استفاده باشه.
    طبقه بندی جالبی برای فهم مثال های قرآنی است.
    متشکرم

افزودن نظر