چیزی از من بگیر...

User Rating: 0 / 5

خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ - 103 توبه

از اموالشان صدقه (زكات) بگير تا بدين وسيله آنان را پاك‌سازى و رشدشان دهى و بر آنان درود فرست (و دعا كن). زيرا دعاى تو، مايه‌ى آرامش آنان است و خداوند شنوا و داناست.

آيه در ماه رمضان سال دوّم هجرى در مدينه نازل شد و پيامبر فرمود: ندا دهند كه خداوند، زكات را نيز همچون نماز واجب ساخت. پس از يك سال نيز فرمان داد كه مسلمانان زكاتشان را بپردازند.

"عياشى ره از امام سجاد (ع) نقل نموده كه من ضامنم صدقه واقع نشود در دست بنده تا واقع شود در دست خدا و مراد از قول خداوند هو يقبل التّوبه عن عباده و يأخذ الصّدقات اين است و نيز از آن حضرت روايت شده است كه چون بسائل عطا مى‌فرمود دست او را مي­بوسيد عرض كردند چرا اينكار را مي­كنى فرمود براى آنكه صدقه واقع مي­شود در دست خدا پيش از دست بنده و هر چيزى ملكى موكلّ قبض دارد مگر صدقه كه در دست خدا واقع مي­شود راوى مي­گويد گمان مي­كنم او نان يا درهم را مي­بوسيد و در كافى و عياشى ره از امام صادق (ع) نقل نموده كه پدرم وقتى تصدّق مي­داد چيزي را مي­گذارد در دست سائل و بعد از او مي­گرفت و مي­بوسيد و مي­بوئيد آنرا و بسائل مسترد مي­فرمود."

پ.ن. یارسول الله... طلا و نقره و شتر و گاو و گوسفند و گندم و جو و خرما و كشمش نداریم... کاش چیزی داشتیم که از ما بگیری... خیالِ داشتن خرده علمی هست که کاش زکاتش را بگیری و رشدمان بدهی... و دعامان کنی... دعای تو خوب است... به آرامش بعد از دعای تو سخت محتاجیم...

اواصر

User Rating: 0 / 5


در آیه‌ی معروف سوره‌ی مبارکه‌ی اعراف میفرماید: «الّذین یتّبعون الرّسول النّبیّ الأمّیّ الّذی یجدونه مکتوبا فی التّوراة و الانجیل یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یحلّ لهم الطّیّبات و یحرّم علیهم الخبائث و یضع عنهم اصرهم و الأغلال الّتی کانت علیهم».157 اعراف

این واضح‌ترین آیه در قرآن برای آزادی است، که «اصر» را برمی­دارد. «اصر» آن طنابهائی است که به پایه‌ی خیمه می­بندند تا باد آن را نبرد؛ یعنی آن را متصل می­کند به زمین. «و لکنّه اخلد الی الأرض» 176 اعراف. این اخلاد الی الأرض است. «اواصر» ما آن چیزهائی است که ما را می­چسباند به زمین، مانع پروازمان می­شود. «غل» هم که غل است دیگر، غل و زنجیر است؛ که پیغمبر آمده است غل و زنجیر را بردارد. در همین آیه، قبل از آنکه «یضع عنهم اصرهم و الأغلال الّتی کانت علیهم» را بگوید، می­گوید: «و یحلّ لهم الطّیّبات و یحرّم علیهم الخبائث». خب، حلال و حرام یعنی چه؟ حلال و حرام یعنی حد گذاشتن، منع کردن؛ ممنوعیت همراهش است. از وجود محدودیت و ممنوعیت در ذهنمان، هنگامی که راجع به آزادی بحث می­کنیم، اصلاً ابا نداشته باشیم.۱۳۹۱/۰۸/۲۳

بیانات رهبری در چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی

اعراف

User Rating: 0 / 5


"اعراف" در اصل به معنى زمین­هاى برجسته است و با قرائنى که در آیات قرآن و احادیث پیشوایان اسلام آمده، روشن مى شود: مکان خاصى است میان دو قطب سعادت و شقاوت، یعنى بهشت و دوزخ که همچون حجابى میان این دو کشیده شده.

در بسیارى از روایاتى که از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده مى خوانیم: "نَحْنُ الاَعْرافُ"؛ (اعراف مائیم)1
یا: "آلُ مُحَمَّد هُمُ الاَعْرافُ"؛ (خاندان پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) اعرافند)، (2) و مانند این تعبیرات.
و در بعضى دیگر از روایات مى خوانیم: ”هُمْ اَکْرَمُ الْخَلْقِ عَلَى اللّهِ تَبارَکَ وَ تَعالى”؛ (آنها گرامى ترین مردم در پیشگاه خدایند).3
و یا: ”هُمُ الشُّهَداءُ عَلَى النّاسِ، وَ النَّبِیُّونَ شُهَدائُهُم”؛ (آنها گواهان بر مردمند و پیامبران گواهان آنها هستند)4
و روایات دیگرى حکایت دارد: آنها پیامبران و امامان و صلحاء و بزرگانند.
ولى دسته دیگرى از روایات مى گوید: آنها واماندگانى هستند که بدى ها و نیکى هایشان مساوى بوده است یا گنهکارانى هستند که اعمال نیکى نیز داشته اند، مانند حدیثى که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: ”هُمْ قَوْمٌ اسْتَوَتْ حَسَناتُهُمْ وَ سَیِّئاتُهُمْ فَاِنْ اَدْخَلَهُمُ النّارَ فَبِذُنُوبِهِمْ وَ اِنْ اَدْخَلَهُمُ الْجَنَّهَ فَبِرَحْمَتِهِ”؛ (آنها گروهى هستند که حسنات و سیئاتشان مساوى است، اگر خداوند آنها را به دوزخ بفرستد به خاطر گناهانشان است و اگر بهبهشتبفرستد به برکت رحمت او است.5
روایات متعدد دیگرى در تفاسیر اهل تسنن از “حذیفه”، “عبداللّه بن عباس”، “سعید بن جبیر” و امثال آنها به همین مضمون نقل شده است. 6
 از مجموع آیات و روایات چنین استفاده مى شود: “اعراف” گذرگاه سخت و صعب العبورى بر سر راه بهشتسعادت جاویدان است.
طبیعى است افراد نیرومند و قوى، یعنى صالحان و پاکان با سرعت از این گذرگاه ع     بور مى کنند اما افرادى که خوبى و بدى را به هم آمیختند، در این مسیر وا مى مانند.
همچنین طبیعى است که سرپرستان جمعیت و پیشوایان قوم در گذرگاه هاى سخت همانند فرماندهانى که در این گونه موارد در آخر لشکر راه مى روند تا همه سپاهیان بگذرند، در آنجا توقف مى کنند تا به کمک ضعفاى مومنان بشتابند و آنها که شایستگى نجات را دارند در پرتو امدادشان رهائى یابند.
بنابراین، در “اعراف” دو گروه وجود دارند، ضعیفان و آلودگانى که در رحمتند و پیشوایان بزرگى که در همه حال یار و یاور ضعیفانند، بر این اساس قسمت اول آیات و روایات اشاره به گروه نخستین یعنى ضعفا است و قسمت دوم اشاره به گروه دوم یعنى بزرگان و انبیاء و امامان و صلحا.
در بعضى از روایات نیز شاهد این جمع به خوبى دیده مى شود مانند روایتى که در تفسیرعلى بن ابراهیم از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود:
“الاَعْرافُ کُثْبَانٌ بَیْنَ الْجَنَّهِ وَ النّارِ وَ الرِّجالُ الاَئِمَّهُ یَقِفُونَ عَلَى الاَعْرافِ مَعَ شِیعَتِهِمْ وَ قَدْ سَبَقَ الْمُوْمِنُونَ اِلَى الْجَنَّهِ بِلا حِساب...”؛ (اعراف، تپه اى است میان بهشتو دوزخ، و امامان، آن مردانى هستند که بر اعرافدر کنار شیعیانِ (گنهکارشان) قرار مى گیرند، در حالى که مومنان [خالص] بدون نیاز به حساب در بهشتجاى گرفته اند...).
بعد از آن اضافه مى کند: امامان و پیشوایان در این موقع به پیروان گناهکار خود مى گویند خوب نگاه کنید، برادران با ایمانخود را که چگونه بدون حساب به بهشتشتافته اند، و این همان است که خداوند مى فرماید: ”سَلامٌ عَلَیْکُمْ لَمْ یُدْخِلُوها وَ هُمْ یَطْمَعُونَ”؛ (یعنى آنها به بهشتیان درود مى فرستند در حالى که خودشان هنوز وارد بهشتنشده اند و آرزو دارند. 7
سپس به آنها گفته مى شود: دشمنان حق را بنگرید که چگونه در آتشند و این همان است که خداوند مى فرماید: ”وَ اِذا صُرِفَتْ اَبْصارُهُمْ تِلْقاءَ اَصْحابِ النّارِ قالُوا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ...”. 8
بعد به دوزخیان مى گویند: اینها (پیروان و شیعیانى که آلوده گناهانى بوده اند) همان ها هستند که شما مى گفتید: هرگز مشمول رحمت الهى نخواهند شد، (چگونه رحمت الهى شامل حال آنها شده)؟
و به این دسته از گنهکاران (که بر اثر ایمانو اعمال صالحى شایستگى عفو و آمرزش را دارند) از طرف امامان و پیشوایان دستور داده مى شود: “به سوى بهشتبروید نه ترسى دارید و نه غمى”.9

1). تفسیر “برهان”، جلد 2، صفحات 17، 18 و 19؛ “کافى”، جلد 1، صفحه 184، دار الکتب الاسلامیة؛ “بحار الانوار”، جلد 8، صفحات 338 و 339 و جلد 24، صفحه 249؛ تفسیر “عیاشى”، جلد 2، صفحه 19، چاپخانه علمیه تهران، 1380 هـ ق؛ تفسیر “فرات”، صفحات 143 و 144، مؤسسه چاپ و نشر، 1410 هـ ق.
(2). تفسیر “برهان”، جلد 2، صفحه 18؛ “الشیعة فى احادیث الفریقین”، صفحه 357، مطبعة امیر، طبع اول، 1416 هـ ق؛ “بحار الانوار”، جلد 8، صفحات 335، 336 و 337 و جلد 24، صفحات 250، 252 و...؛ تفسیر “عیاشى”، جلد 2، صفحه 18، چاپخانه علمیه تهران، 1380 هـ ق.
(3). “بحار الانوار”، جلد 24، صفحه 252؛ تفسیر “برهان”، جلد 2، صفحه 19؛ “بصائر الدرجات”، صفحه 500، کتابخانه آیت اللّه مرعشى نجفى، 1404 هـ ؛ “المیزان”، جلد 8، صفحه 144، انتشارت جامعه مدرسین قم
(4). “نور الثقلین”، جلد 2، صفحه 33، موسسه اسماعیلیان قم، طبع چهارم، 1412 هـ ق؛ “بحار الانوار”، جلد 30، صفحه 39؛ “کشف المحجة ثمرة المهجة”، صفحه 191، مطبعة الحیدریة، نجف، 1370 هـ ق؛ “نهج السعادة”، جلد 5، صفحه 138، مطبعة النعمان، النجف، طبع اول، 1386 هـ ق؛ تفسیر “صافى”، جلد 2، صفحه 199، مکتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 هـ ق.
(5). تفسیر “برهان”، جلد 2، صفحه 17؛ “کافى”، جلد 2، صفحه 381، دار الکتب الاسلامیة؛ “شرح اصول کافى”، جلد 10، صفحه 51؛ “میزان الحکمة”، جلد 4، صفحه 3401، دار الحدیث، طبع اول؛ تفسیر “صافى”، جلد 2، صفحه 200، مکتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 هـ ق؛ “نور الثقلین”، جلد 2، صفحه 35 و جلد 5، صفحه 340، مؤسسه اسماعیلیان قم، طبع چهارم، 1412 هـ ق.
(6). “جامع البیان” ابن جریر طبرى، جلد 8، صفحه 249 به بعد، ذیل آیه، دار الفکر بیروت، 1415 هـ ق؛ “فتح القدیر”، جلد 2، صفحه 208، عالم الکتب؛ “درّ المنثور”، جلد 3، صفحات 87 و 88، دار المعرفة، طبع اول، 1365 هـ ق؛ تفسیر “ثعالبى”، جلد 3، صفحه 33، دار احیاء التراث العربى، طبع اول، 1418 هـ ق.
(7). سوره اعراف آیه 46.
(8). سوره اعراف آیه 47.
(9). “بحار الانوار”، جلد 8، صفحه 335 و جلد 24، صفحه 247؛ تفسیر “على بن ابراهیم قمى”، جلد 1، صفحه 231، مؤسسه دار الکتاب قم، 1404 هـ ق؛ تفسیر “صافى”، جلد 2، صفحه 202، مکتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 هـ ق.
برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی
 آيت الله العظمي مکارم شيرازی/

قوی باش، فقط ادامه بده

User Rating: 0 / 5

 
بگو: «پليد و پاك يكسان نيستند، هر چند كثرت پليد[ها] تو را به شگفت آورد. پس اى خردمندان، عشق بورزید، باشد كه رستگار شويد.»-۱۰۰ مائده
 
ناپاکیها به طرز شگفت انگیزی زیاد شده و ظاهرا راه حل آن تنها رفتار عاشقانه (باتقوا) است.

وسیله

User Rating: 0 / 5

وابتغوا الیه الوسیله- ۳۵ مائده

بچه ها لطفا یک لحظه همه وسیله هامونو برای رسیدن چک کنیم...
و بررسی کنیم آیا وسیله بهتر و سریعتر و رساننده تری هست...
 

بدون وکیلم حرف نمیزنم 😊

User Rating: 0 / 5

وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ كَفى‌ بِاللَّهِ وَكِيلًا «132»نساء

و براى خداست آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمين است و خداوند  برای وکیل بودن بس است.

 

چقدر آرامش بخشه که همه چیز مال خداست و او کفایت وکالت ما را می کند

 

#روز_پنجم

کیمیای یاد تو

User Rating: 0 / 5


وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى‌ ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ – 135 آل عمران

و آنان که چون کار زشتی مرتکب شوند یا بر خود ستم ورزند ، خدا را یاد کنند و برای گناهانشان آمرزش خواهند و چه کسی جز خدا گناهان را می آمرزد؟ و دانسته و آگاهانه بر آنچه مرتکب شده اند ، پا فشاری نمی کنند 

امام صادق (ع) فرمود: وقتى آیه «وَ الَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً ...» نازل شد، ابلیس بر بالاى یکى از کوه‏هاى مکه رفت، که نامش را "ثور" مى‏گویند، و با بلندترین فریاد عفریت‏هاى (شاگردان) خود را صدا کرد، که همه دورش جمع شدند و گفتند: براى چه ما را خوانده‏اى اى بزرگ ما؟ گفت: این آیه نازل شده: خواستم ببینم کدام یک از شما حریف خنثى کردن آن هستید؟ عفریتى از شیطانها برخاست و به ابلیس گفت: من حریف آن هستم و ... آن را خنثى مى‏کنم، ابلیس گفت: نه تو حریف نیستى، دیگرى برخاست و سخنى نظیر او گفت، ابلیس به او نیز گفت که: تو هم حریف آن نیستى، تا آنکه (شخصى به نام) وسواس خناس برخاست و گفت: من حریف آنم، پرسید از چه راه؟ گفت: من به فرزندان آدم وعده مى‏دهم، و تشنه گناهان مى‏کنم تا مرتکب شوند، و بعد از ارتکاب توبه و استغفار را از یادشان مى‏برم، ابلیس گفت: حقا که تو حریفى و او را مامور به خنثى کردن اثر این آیه کرد، که تا روز قیامت به این کار بپردازد.

وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا

User Rating: 0 / 5

 

بسم الله
 
وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا... - 141 آل عمران
قانون خدا این است که كسانى را كه ايمان آورده‌اند خالص گرداند. 
 
"تَمحیص" در لغت به معنی تصفیه ، تلخیص از مواد دیگر و تطهیر از آلودگی آمده است.
 
پ.ن. حضرت امام سجاد(ع)، در صحیفه مبارکه سجادیه دعای 44، در نیایش به هنگام داخل شدن به ماه مبارک رمضان، نام این ماه مبارک را "شهرالتمحیص" گذاشته است.

 

لن تنالو البر حتی تنفقوا مما تحبون*

User Rating: 0 / 5

میگویند "بر" جناب امیرالمومنینند...

به همین دلیل است که "بر" "من آمن بالله" و ... است

"کسی" است...

همه "برّ" در وجود ایشان خلاصه است و راه نیل به ایشان انفاق است... از آنچه دوستش می دارید

 

* 92 آل عمران

گل سر سبد دستاوردها

User Rating: 0 / 5

بسم الله

 

«یا ایها الذین امنوا انفقوا من طیبات ما كسبتم ...» 267 بقره

اى كسانى كه ایمان آؤرده ‏اید، از بهترین مواهب و نعمت هایى كه به دست آوردید انفاق كنید 
 
بهترین دستاوردتون که باب طبعتونه و مایه خرسندیتونه چیه؟
از اون انفاق کنید... باهاش سوراخهای اطرافتونو پر کنید
 

روزهای سخت برای همه هست...

User Rating: 0 / 5

 

ام حسبتم ان تدخلوا الجنه و لما یاتکم مثل الذین خلوا من قبلکم مستهم الباساء و الضراء و زلزلوا حتى یقول الرسول و الذین ء امنوا معه متى نصر اللّه . الا ان نصر اللّه قریب -214 بقره


آیا مى پندارید بدون اینکه آنچه بر سر اقوام و ملل گذشته آمد بر سر شما آید داخل بهشت می شوید؟ ( نه ممکن نیست. شما نیز مانند آنها امتحان خواهید شد) آنها آنچنان آزمایش سختى شدند که لرزیدند... حتى رسول و کسانی که با او ایمان آوردند گفتند: پس نصرت خدا چه وقت است آنگاه به ایشان گفته شد: آگاه باشید که نصرت خدا نزدیک است.

نیکوکاری کیست نه چیست

User Rating: 0 / 5

لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ - 177 بقره 

نیکوکارى به این نیست که به مشرق و مغرب رو کنید، لیکن نیکوکاری "کسى " است که به خدا و روز رستاخیز و فرشتگان و کتاب آسمانى و پیامبران ایمان آورده و مال خود را در راه دوستى خدا به خویشان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان انفاق کند و نماز را برپا دارد و زکات را بپردازد و (همچنین) کسانی که به عهد خود- به هنگامی که عهد بستند- وفا می کنند و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می دهند. اینها کسانی هستند که راست می گویند و اینها عاشقانند!

 

حافظ اگر قدم زني در ره خاندان به صدق                    بدرقه رهت شود همت شحنه نجف

روشن و آمرانه

User Rating: 0 / 5

 

وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ -197 بقره

و توشه برداريد، كه بهترين توشه‌ها تقوی است اى خردمندان، عشق بورزید...

 

قال علی علیه السلام: أَلاَ وَ إِنَّ مِنَ النِّعَمِ سَعَةَ الْمَالِ وَ أَفْضَلُ مِنْ سَعَةِ الْمَالِ صِحَّةُ الْبَدَنِ وَ أَفْضَل مِنْ صِحَّةِ الْبَدَنِ تَقْوَى الْقَلْبِ;

آگاه باشيد كه يكى از نعمت هاى مهم الهى وسعت مال است و از وسعت مال برتر صحت بدن است و از صحت بدن برتر تقواى قلب است.

دلبستگی

User Rating: 0 / 5

بسم الله الرحمن الرحیم

وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ 164 بقره

 

سمیرا در جلسه تفسیر سوره علق می گفت خلق الانسان من علق یعنی انسان جوری خلق شده که باید به یک چیزی خیلی علاقه داشته باشه...

 

#روز_دوم

کوک چهارم...

User Rating: 0 / 5

وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ  إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِير ٌ237 بقره

و فزون بخشی و نیکوکاری (فضل) را در میان خودتان فراموش نکنید که خدا به آنچه انجام می دهید، بیناست.

 

این متن را یک جایی خواندم...

 

یک روز بعد از پایان کلاس مثنوی، استاد علامه جعفری فرمودند: من خیلی فکر کردم و به این جمع‌بندی رسیده‌ام که رسالت هزار پیغمبر در عبارتی خلاصه می‌شود و آن "کوک چهارم" است...

جمع مریدان با چشم‌هایی گرد، پرسان بودند که "کوک چهارم" چیست!؟

علامه با آن لهجه‌ی شیرین در تمثیل شرح می‌دهند که: کسی کفشش را برای تعمیر، نزد کفاش می‌برد. کفاش با نگاهی می‌گوید این کفش سه کوک می‌خواهد و هر کوک مثلاً ده تومان و خرج کفش می‌شود سی تومان...

مشتری هم قبول می‌کند. پول را می‌دهد و می‌رود تا ساعتی دیگر برگردد و سوار کفش تعمیر شده بشود. 

کفاش دست ‌به ‌کار می‌شود. کوک اول، کوک دوم و در نهایت، کوک سوم و تمام...

اما ... اما با یک نگاه عمیق در می‌یابد اگر چه کار تمام است، ولی یک کوک دیگر اگر بزند، عمر کفش، بیش‌تر می‌شود و کفش، کفش‌تر خواهد شد.

از یک‌سو، قرار مالی را گذاشته و نمی‌شود طلبِ اضافه کند و از سوی دیگر، دو دل است که کوک چهارم را بزند یا نزند...

او میان نفع و اخلاق، میان دل و قاعده‌ی توافق، مانده است...

یک دوراهی ساده که هیچ کدام خلاف عقل نیست...

اگر کوک چهارم را نزند، هیچ خلافی نکرده؛ اما اگر بزند، به رسالت هزار پیامبر تعظیم کرده...

اگر کوک چهارم را نزند، روی خط توافق و قانون، راه رفته؛ اما اگر بزند، صدای لبیک او، آسمان اخلاق را پر خواهد کرد...

 

دنیا پر از فرصت کوک چهارم است، و من و تو کفاش‌های دو دل...

وقتش شده...

User Rating: 0 / 5

بسم الله الرحمن الرحیم

یک.وَ بَشِّرِ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنّات تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ کُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَة رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ... -25بقره

 به کسانى که ایمان آورده، و عمل صالح انجام داده اند، بشارت ده که باغ هائى از بهشت براى آنهاست که نهرها از زیر درختانش جاریست. هر زمان که میوه اى از آن، به آنان داده شود، مى گویند: "این همان است که قبلاً به ما روزى داده شده بود"

وقتش شده بهشتمان را بسازیم و رزق بهشتیمان را جستجو کنیم

 

دو.فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ‌ -37 بقره

پس آدم از سوى پروردگارش كلماتى دريافت كرد، (وبا آن كلمات توبه كرد،) پس خداوند لطف خود را بر او بازگرداند. همانا او توبه‌پذير مهربان است.

وقتش شده مثل آدم توبه کنیم

 

سه.أَوْفُواْ بِعَهْدِى أُوفِ بِعَهْدِكُمْ -40 بقره

وقتش شده به عهدها وفا کنیم

 

چهار. وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْیَةَ فَکُلُوا مِنْها حَیْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَکُمْ خَطایاکُمْ وَ سَنَزیدُ الْمُحْسِنین‌ -58 بقره

و [به یاد آرید ] هنگامی را که گفتیم: "بدین شهر درآیید ، و از هر کجای آن خواستید ، فراوان بخورید ، و سجده کنان از در  درآیید، و بگویید: [حطه] گناهان ما را بریز. تا خطاهای شما را ببخشاییم ، و [ پاداش ] نیکوکاران را خواهیم افزود."

وقتش شده بگوییم حطه و وارد مهمانی شویم

 

پنج. بَلي‏ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ- 112 بقره

آرى هر کس که خود را با تمام وجود به خدا تسلیم کند و نیکوکار باشد پس مزد وى پیش پروردگار اوست و بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد  

وقتش شده که سر نهیم و از هرچه ترس و غم آزاد شویم

 

شش. صِبْغَةَ اللَّهِ  وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً ۖ وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ -138 بقره

رنگ خدایی (بپذیرید! ) و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت می‌کنیم.

وقتش شده رنگ های زشت و اضافه را بشوییم و همرنگ خدا شویم...

 

پ.ن. این یادداشت از قرائت امروز جز یک و به درخواست الهام عزیز نگاشته شده... امیدوارم به رسم باشگاه نور بر این سفره چیزی بیفزایید. اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

در ستایش تعاونوا علی البر والتقوی

User Rating: 0 / 5

سلام به همه و عیدهمگی مبارکها
 
این روزها لابلای دست و پنجه نرم کردن با یک ویروس بداخلاق آنفلوانزا، برای سخنرانیم تو پنل جایزه مصطفی در مورد این تحقیق میکردم که چی شد یهو اون همه پیشرفت و دستاورد علم و فناوری مسلمانان که جهان را تحت تاثیر قرار داده بود متوقف شد
کلی مقاله و مصاحبه از اساتید تاریخ و اسلام شناسهای سرشناس جهان خوندم. از کسانی که اصلا قائل نبودند به اینکه خبر خاصی بوده گرفته تا کسانی که با جزییات و مستندات اثر تک تک دانشمندها رو بررسی کرده بودند... از کسانی که می گفتند اصولگرایی اسلامی کلا با پیش فرضهای علم مدرن مشکل داره و دنبال شبه علمه تا کسانی که معتقد بودند نوستالژی درخشش علمی میتونه یکبار دیگه باعث بشه بدرخشیم... اما این سوال که چرا تولید علم موثر دانشمندان مسلمان متوقف شد کمتر جواب قانع کننده ای داشت.
 
جمع بندی مطالب  البته خیلی تکان دهنده بود...
این مسئله دو تا علت مهم داشته یکی اینکه جنگهای متعدد شبکه های ارتباطی بین مراکز علم و فناوری را خراب کرده یعنی شبکه های علمی بین دانشمندها خراب شد
علت مهم دوم اینکه پول تحقیقات علمی را سلطان و خلیفه میداده و هر وقت اون دیگه نمی خواسته یا نمیتونسته بده کارهای علمی متوقف میشده
برعکس غربیها که دانششونو تبدیل به دستاوردهای قابل فروش میکردند که باعث میشده فعالیتهای علمی استقلال مالی نسبی داشته باشند
 
این تلاش ناقابل را از طرف همه دانشمندان باارزش مسلمان تاریخ که تحت تعالیم حضرت پیامبر مهربانی و دانایی و فرزند دانشمندش جناب جعفر بن محمد صادق در تعالی بشریت نقش آفرینی کردند بااحترام به شما تقدیم می کنم

حکیمه

User Rating: 0 / 5

به نام خدا

یک- حکیمه، دختر امام جواد علیه السلام ونوه امام رضای رئوف است که چهار امام شیعه (امام جواد، امام هادی، امام عسکری و امام مهدی) علیهم السلام را درک کرده است. گفته‌اند او عهده‌دار آموزش و امور نرجس خاتون مادر امام زمان و شاهد ولادت امام دوازدهم شیعیان بوده است. بنابر منابع شیعه، حکیمه در زمان غیبت صغری ایشان را ملاقات کرده و رابط مردم با امام زمان بوده و برخی از روایات مربوط به ایشان از وی نقل شده است. عالمان و مورخان شیعه از وی به نیکی یاد کرده و ستوده‌اند. مقبره وی در سامرا و در حرم عسکریین است.

در آداب پیاده روی (ساقی سبو به دست و خماران به التماس)

User Rating: 0 / 5

در آداب پیاده روی

بعضی چیزها هست که یک اتفاق در زندگی نیست..همه زندگی است..یعنی اسلام می خواهد آنها  در یک جهان ایده آلی همه زندگی ما آن کار... آن اتفاق باشد... مثلا نماز... نماز البته برای خیلی از ما یک کار است که انجام می دهیم و تمام می شود... اما چشم انداز "الَّذِینَ هُمْ عَلَی صَلاَتِهِمْ دَائِمُونَ" هست... یا مثلا زیارت... یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلى رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقِیهِ (هان اى انسان! راستى که تو با رنج و تلاش بسیارى به سوى پروردگارت پیش مى روى و او را دیدار خواهى نمود. انشقاق6) و "الیه المصیر" های قرآن که انگار می گوید همه زندگی تلاشی برای شدن "صیرورت" است و همه سختی راه به خوشی آخرش که "فملاقیه" است می ارزد....
چهار آیه از ریشه مشی در قرآن را به همه روندگان باشگاه قرآنی نور تقدیم میکنم.
و عبادالرحمان الذین یمشون علی الارض هونا (فرقان63)... باید اهل (پیاده رفتن، قدم برداشتن) سبکبارانه بود و... اقصد فی مشیک (لقمان19) در راه رفتن میانه روی کرد... و برای رفتن نور داشت... يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِکُمْ کِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ يَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ (28حدید) اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، تقوا پیشه کنید و به پيامبر او بگرويد تا از رحمت خويش شما را دو بهره عطا كند و براى شما نورى قرار دهد كه با آن راه سپريد و بر شما ببخشايد، و خدا آمرزنده مهربان است. أَ فَمَنْ يَمْشي‏ مُکِبًّا عَلي‏ وَجْهِهِ أَهْدي‏ أَمَّنْ يَمْشي‏ سَوِيًّا عَلي‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ (ملک22) پس آيا آن كس كه نگونسار راه مى‌پيمايد هدايت يافته تر است يا آن كس كه ايستاده بر راه راست مى‌رود؟

اصول گرایی به سبک مسلم ابن عقیل

User Rating: 0 / 5

عبیدالله بن زیاد برای عیادت شریک بن اعور -که از شیعیان امیرالمؤمنین بود و در بستر بیماری در خانه هانی به سر می‌برد- به خانه هانی آمد. پیش از آمدن او، به پیشنهاد شریک بن اعور قرار شد مسلم در جایی پنهان شود و در زمان مناسب عبیدالله بن زیاد را به قتل رساند. هنگامی که ابن زیاد به خانه هانی آمد، مسلم بن عقیل از کشتن او امتناع کرد.( دانشنامه امام حسین، ج4، ص 175-176)

وقتی به او گفتند: چرا از این صندوقخانه بیرون نیامدی که شر او را از سر مسلمین کم کنی؟ گفت: همان وقت به فکر حدیث پیغمبر افتادم: اَلاْیمانُ قَیَّدَ الْفَتْکَ ایمان اجازه نمی دهد که مسلمان ولو به آن کسی که بیرون مرز دینی خودش هست تجاوز کند.

اگربا کمی توجیه این اصل را زیر پا گذاشته بود شاید اصلا حادثه کربلا اتفاق نمی افتاد . اما مسلم این کار را نمی کند چون متعلق به مکتبی است که که معیار دارد و به دشمن شبیخون نمی زند حتی اگر خودش کشته شود.

این خانواده عجیب: اطعام

User Rating: 0 / 5

ابراهیم خلیل علیه السلام چون می خواست چیزی بخورد، یک یا دو میل می رفت تا کسی را بیابد که با او غذا بخورد و او را «پدر مهمانان» لقب دادند. از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پرسیدند: حج مقبول چیست؟ فرمود: اطعام طعام و خوبی کلام. و فرمود: هر که سه نفر مسلمان را طعام دهد خداوند او را از سه بهشت در ملکوت آسمان ها اطعام خواهد کرد. فردوس، و بهشت عدن و درخت طوبی که در بهشت عدن روئیده و خداوند به دست( لطف ) خود آن را کاشتهاست. امام صادق علیه السلام فرمود: هر که مؤمنی را سیر کند بهشت بر او واجب است و فرمود: هر که مؤمنی را اطعام کند تا سیر شود هیچ یک از خلق خدا نمی داند بزرگی اجر او در آخرت چه قدر است، نه فرشته ای مقرب و نه پیامبری مرسل و تنها خدای ربّ العالمین می داند.

از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله پرسیدند: ایمان چیست؟ فرمود: اطعام کردن و ِاشکار سلام گفتن و فرمود: در بهشت غرفه هایی است که درون آن ها از بیرون و بیرون آن ها از درون دیده می شود. کسانی از امت من در آن ها جای می گیرند که نیکو سخن گویند و اطعام طعام کنند و سلام را بلند ادا نمایند، و شب هنگام که مردم در خوابند نماز گزارند و نیزفرمود: از محبوب ترین اعمال در پیشگاه خدای تعالی: سیر کردن مؤمن گرسنه و رهایی بخشیدن او از رنج و اندوه او و اداء قرض اوست وفرمود: خداوند، اطعام در راه خدا را دوست دارد و کسی را که در راه خدا اطعام می کند دوست دارد و ورود برکت در خانه وی از فرو رفتن کارد در کوهان شتر سریع تر است و فرمود: بهترین شما کسی است که اطعام کند و فرمود: هر که برادر مؤمن خود را طعام دهد تا سیر شود و آب دهد تاسیراب شود خداوند او را به اندازه هفت خندق، که فاصله هر دو خندق، پانصد سال راه باشد، از جهنم دور کند.

در خبر است که: خدای تعالی در قیامت به بنده خود گوید: فرزند آدم! ترسیدی و مرا اطعام نکردی. بنده گوید: خداوندا! چگونه تو را که ربّ العالمین هستی اطعام می کردم؟ می فرماید: برادرت گرسنه بود و سیرش نکردی، که اگر او را اطعام می کردی مرا اطعام کرده بودی و فرمود: هر که مؤمن تشنه ای را سیراب کند، خداوند او را از رحیق مختوم (شراب سر به مهر بهشتی) بنوشاند.

فرمود: هر که مؤمنی را از جایی که در دسترس اوست شربت آبی بنوشاند، خداوند او را به هر شربت آبی هفتاد هزار حسنه می دهد و اگر از جایی که آب در دسترس نیست آب دهد مثل این است که ده برده از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است.

«شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل»

User Rating: 0 / 5

hosain

ای حسین!
با تو چه بگویم ؟

«شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل»

و تو ای چراغ راه، ای کشتی رهایی، ای خونی که از آن نقطه صحرا، جاودان می‌طپی، و می‌جوشی، و در بستر زمان جاری هستی، و بر همه نسل‌ها می‌گذری، و هر زمین حاصلخیزی را سیراب خون می‌کنی، و هر بذر شایسته را، در زیر خاک، می‌شکافی و می‌شکوفایی، و هر نهال تشنه‌ای را به برگ و بار حیات و خرمی می‌نشانی.

ای آموزگار بزرگ شهادت !
برقی از آن نور را بر این شبستان سیاه و نومید ما بیفکن، قطره‌ای از آن خون را در بستر خشکیده و نیم مرده ما جاری ساز، و تفی از آتش آن صحرای آتش خیز را به این زمستان سرد و فسرده ما ببخش.

ای که “مرگ سرخ” را برگزیدی تا عاشقانت را از “مرگ سیاه” برهانی، تا با قطره خونت، ملتی را حیات بخشی، و تاریخی را به طپش آری، و کالبد مرده و فسرده عصری را گرم کنی، و بدان جوشش و خروش زندگی و عشق و امید دهی!

ایمان ما ، ملت ما ، تاریخ فردای ما ، کالبد زمان ما

“به خون تو محتاج است “

دکتر علی شریعتی