اول پاک شو...

User Rating: 0 / 5

بنابراین آن چیزى که در رأس همه امور است، براى همه ماها، اول تهذیب نفس است و در خلال آن تهذیب مردم است. اگر انسان خودش مهذب نباشد، نمی­تواند دیگران را تهذیب کند. حرف، اثر ندارد… تمام آن مسائلى که در اسلام [است‏] حتى مسائل سیاسی­اش، مسائل تهذیبى است، براى درست کردن آدم است. ما نباید همه مسائل را حالا دنبال مسائل سیاسى قرار بدهیم. باید همه مسائل را دنبال مسائل اسلامى و خصوصاً، این وجهه تهذیب مردم [قرار دهیم‏]. شما ملاحظه می­فرمایید که لحن قرآن در این باب از همه ابواب دیگر، زیادتر و بیشتر تأکید در آن دارد؛ چندین آیه قسم هست و بعدش «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها - وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها»* این به ما می­فهماند که اساس مسائلى که همه چیز به آن درست‏ می­شود، آن تهذیب است و اساس همه مسائلى که انحرافى است، این عدم تهذیب است؛ بنابراین باید ما سرلوحه همه امورمان را این قرار بدهیم.

صحیفه امام، ج‏۱۵، ص ۵۰۶

*9 و 10 سوره مبارکه شمس

ذکر او...

User Rating: 0 / 5


حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام ) فرموده اند: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز دل گرفتگی و بیم دارد، چگونه به چهار (ذکر) پناه نمی برد!*

۱-  در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر"حسبنا الله و نعم الوکیل" (۱۷۱ آل عمران) پناه نمی برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: فانقلبوا بنعمة من الله و فضل لم یمسسهم سوء (پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.)

۲-  در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر "لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین" (۸۷ انبیاء) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: فاستجبنا له ونجیناه من الغم وکذلک ننجی المؤمنین «پس ما (دعای یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده) استجابت کرده و از اندوه نجاتش دادیم و همین گونه مؤمنان را نجات می بخشیم.» (۸۸ انبیاء)

۳-  در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده ، چگونه به ذکر "افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد" (۴۴ غافر) ... پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: فوقاه الله سیئات ما مکروا «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر (فرعونیان) مصون داشت.» (۴۵ غافر) 

۴-  در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر "ماشاءالله و لاقوة الا بالله" (39 کهف) پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود:انْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مالًا وَ وَلَداً فَعَسى‏ رَبِّی أَنْ یُؤْتِیَنِ خَیْراً مِنْ جَنَّتِکَ (عسی در آیه حتم و یقین است) اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی پس (بدان  که) حتما خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

*عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ‏: عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ کَیْفَ لَا یَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ :

عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ کَیْفَ لَا یَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ‏ فَإِنِّی سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ بِعَقِبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ 

وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اغْتَمَّ کَیْفَ لَا یَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ تَعَالَى لا إِلهَ‏ إِلَّا أَنْتَ‏ سُبْحانَکَ‏ إِنِّی‏ کُنْتُ‏ مِنَ‏ الظَّالِمِینَ‏ فَإِنِّی سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ بِعَقِبِهَا فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ‏ 

وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُکِرَ بِهِ کَیْفَ لَا یَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ تَعَالَى أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّی سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ بِعَقِبِهَا فَوَقاهُ اللَّهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا 

وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ الدُّنْیَا وَ زِینَتَهَا کَیْفَ لَا یَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ تَعَالَى ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏ فَإِنِّی سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ بِعَقِبِهَا إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مالًا وَ وَلَداً فَعَسى‏ رَبِّی أَنْ یُؤْتِیَنِ خَیْراً مِنْ جَنَّتِکَ‏  وَ عَسَى مُوجِبَةٌ .

________________________________________
من لا یحضره الفقیه، ج4 ص 392-393،روایت شماره: 5835؛ خصال صدوق ، ج1 ص218-219؛ بحارالانوار، ج90 ص 184-185

لذت اُنس با قرآن

User Rating: 0 / 5

علامه مجلسي قدس‌سره در کتاب بحارالانوار نقل مي‌کنند:

در يکى از جنگ‏ها، تيري از طرف دشمن به عباد بن بشر که نگهبان بود زدند. او مشغول عبادت بود و چيزى نگفت. تير دوم را هم که زدند، چيزى نگفت و نماز خود را به سرعت تمام کرد. عمار ياسر از خواب بيدار شد و به او گفت: «چرا مرا بيدار نکردى؟» او در جواب گفت: «مشغول قرائت سوره کهف بودم و نمي‌خواستم آن را قطع کنم و اگر از حمله دشمن به مسلمين نمي‌ترسيدم، نمازم را سريع نمي‌خواندم»
بعضي افراد چنين لذتي از قرآن مي‌برند. اگر انسان در چينش عبارات قرآن دقت کند، درمي‌يابد آهنگى بر آن حاکم است که اگر کسى يک مقدار با آن آشنا شود به سرعت از دنيا، دل‌کنده مي‌شود. منتهي انس بايد به دل سرايت کند و مانند يک آتش، در سينه کار کند. نبايد دل انسان، مرده باشد تا لذت قرآن را بتواند بچشد.
نمونه ديگر، زماني است که مسلمان‏ها به حبشه رفته بودند و سوره مريم را براى پادشاه حبشه خواندند. او آن قدر تحت تأثير قرار گرفت که از آن‏ها درخواست کرد يک مقدار توضيح در مورد اسلام بدهند. آنها مقداري از اسلام گفتند. پادشاه گفت: «شما را به هيچ کس تحويل نمي دهم. مثل بقيه مردم، آزاد باشيد» لحن و سبک آيات اوليه سوره مريم، حالت خاصي دارد.
همه مشکل ما در تشتّت قوه وهميه است که با قرائت قرآن، مي‌شود آن تشتت را کم کرد؛ قواى وهمى را منسجم نمود و از تخيّل بيرون آمد.
منبع:
 

استفاده از اسباب رشد

User Rating: 0 / 5

خداوند متعال در قرآن کریم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فرماید:

إِنَّا مَکَّنَّا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَ آتَیْناهُ مِنْ کُلِّ شَیْ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ءٍ سَبَبا؛ (۱)

ما برای ذوالقرنین امکاناتی فراهم کردیم، [برای این که توسعه پیدا کند و پیش برود،] سببی را برای رشد در اختیار او قراردادیم.

فَأَتْبَعَ سَبَبا؛(۲)

پس او تبعیت کرد.

از مجموع آیات، این چنین برداشت می‌شود: عمده کسانی که به حرکت در مسیر حق، موفق نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوند، مربوط به این است که اگر اسبابی برای رشد آن‌ها فراهم می‌شود، اقدام‌های لازم را در قبال آن انجام نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهند. این غفلت (عدم تبعیت از سبب) برای سالک، عیب بزرگی است و باعث می‌شود زمان را از دست بدهد؛ مثلاً اگر کسی اقبال دل و حال عبادت پیدا کند، هم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند هشتاد درصد از آن اقبال استفاده کند و هم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند پنج درصد استفاده کند و می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند اصلا استفاده نکند. در روایتی از نبیّ مکرم اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله آمده است:

إِنَّ لِرَبِّکُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا؛ (۳)

همانا در ایام زندگی‌تان نفحاتی [از جانب حق تعالی به سوی شما] می‌وزد. آگاه باشید و خود را در معرض آن‌ها قرار دهید.

کمتر کسی است که سبب را متابعت کند. اشخاص، اوقات را در این زمینه از دست می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهند؛ امّا ذوالقرنین از امکانات به نحو احسن استفاده کرد. خلاصه این که همّت گماشت، عزم کرد و بهره برد.

 
 

 [۱] . سوره کهف، آیه ۸۴.
 [۲] . سوره کهف، آیه ۸۵.
[۳]. بحار، ج ۶۸، ص۲۲۱

منبع:http://bonyadhad.ir/5182

 

توفیق

User Rating: 0 / 5

خداوند متعال در قرآن کریم از زبان حضرت شعیب علیه‌السلام می‌فرماید:

وَ ما تَوْفیقی‌‌‌‌‌‌ إِلاَّ بِاللَّه‌‌‌‌‌‌؛ 

توفیقات من فقط از ناحیه پروردگار است.

براى رسیدن به خیر، توفیق لازم است. توفیق، امرى نیست که خود انسان به طور مستقیم آن را حاصل کند. توفیق، یعنى سامان‌یابی و هماهنگ شدن ابعاد و زوایایى براى رسیدن به مقصد که چه بسا خارج از دسترس و قدرت عبد است.

توفیق، روآوردن امورى است که متفاوت و دور از همدیگر هستند و باید سامان داده شوند تا با انسان، ارتباط پیدا کنند و انسان را به مقصدی که دارد نزدیک‌‌‌‌‌‌تر کنند. آن قدر این امور، زیاد هستند که تنظیم آن‌ها خارج از قدرت ما است. آن چه که در قدرت ما است، اموری مانند نماز اول وقت، شرکت نکردن در مجالس لهو و … است. خداوند متعال این‌چنین اعمالی را از انسان انتظار دارد. خداوند متعال به انسان نفرموده است که ابعاد و زوایاى توفیقى را به نفع خود سامان بده! خداوند متعال آن‌چه که از انسان مى‌‌‌‌‌‌خواهد، سامان‌یافتن امورى است که قدرت بر انجام آنها دارد و این که اوقات خود را به اهمال و فراموشى سپری نکند.

اگر انسان آن‌چه را که خداوند از او انتظار دارد انجام دهد، بقیه امور را خود خداوند درست مى‌‌‌‌‌‌کند. وقتی انسان، نماز اول وقت و مشابه آن را انجام داد، این نماز اول وقت به صورت زنجیره‌‌‌‌‌‌وار، ارتباط با امور دیگر پیدا می‌کند و با آن‌‌‌‌‌‌ها هماهنگ می‌شود.

عبد باید بخش اختیاری را از بخش غیراختیاری تمییز دهد و آن بخش اختیاری را انجام دهد. بعضی از افرادی که در این مسیرها قدم مى‌‌‌‌‌‌گذارند خلط بین مراتب می‌کنند؛ مثلا به یک روایت برخورد مى‌‌‌‌‌‌کند که مربوط به سرّ یک نبى بوده است و آن شخص می‌خواهد به آن عمل کند؛ در حالی که این عمل، مخصوص به مرتبه آن نبی بوده است.

به هر حال، خداوند متعال، حاکم بر تمام امور است. ما ضربه این را مى‌‌‌‌‌‌خوریم که آن‌چه بر عهده ما گذاشته شده است را خوب اجرا نکرده‌ایم. بعضى‌‌‌‌‌‌ها مى‌‌‌‌‌‌گویند: من ناامید هستم؛ چون موقع انعقاد نطفه، پدرم حالات خوبی نداشته است.

در جواب این افراد باید گفت: هزاران مشکل دیگر دارى‌‌‌‌‌‌ که با اختیار خود آن‌ها را ایجاد کرده‌ای؛ آنها را حل کن!

منبع:http://bonyadhad.ir/5236

 

زینت زمین

User Rating: 0 / 5

مثل زندگی دنیا، همانند آبی است که از آسمان نازل کرده‌ایم؛ که در پی آن، گیاهان (گوناگون) زمین -که مردم و چهارپایان از آن می‌خورند- می‌روید؛ تا زمانی که زمین، زیبایی خود را یافته و آراسته می‌گردد، و اهل آن مطمئن می‌شوند که می‌توانند از آن بهره‌مند گردند، (ناگهان) فرمان ما، شب‌هنگام یا در روز، (برای نابودی آن) فرامی‌رسد؛ (سرما یا صاعقه‌ای را بر آن مسلّط می‌سازیم؛) و آنچنان آن را درو می‌کنیم که گویی دیروز هرگز (چنین کشتزاری) نبوده است! این گونه، آیات خود را برای گروهی که می‌اندیشند، شرح می‌دهیم! 24 یونس 

یک سوء تفاهم بزرگ و رایج که ما را آسیب پذیر می کند این است که چیزهایی که مایه زینت زمین است را مایه آراستگی خودمان بدانیم.

چیزی از من بگیر...

User Rating: 0 / 5

خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ - 103 توبه

از اموالشان صدقه (زكات) بگير تا بدين وسيله آنان را پاك‌سازى و رشدشان دهى و بر آنان درود فرست (و دعا كن). زيرا دعاى تو، مايه‌ى آرامش آنان است و خداوند شنوا و داناست.

آيه در ماه رمضان سال دوّم هجرى در مدينه نازل شد و پيامبر فرمود: ندا دهند كه خداوند، زكات را نيز همچون نماز واجب ساخت. پس از يك سال نيز فرمان داد كه مسلمانان زكاتشان را بپردازند.

"عياشى ره از امام سجاد (ع) نقل نموده كه من ضامنم صدقه واقع نشود در دست بنده تا واقع شود در دست خدا و مراد از قول خداوند هو يقبل التّوبه عن عباده و يأخذ الصّدقات اين است و نيز از آن حضرت روايت شده است كه چون بسائل عطا مى‌فرمود دست او را مي­بوسيد عرض كردند چرا اينكار را مي­كنى فرمود براى آنكه صدقه واقع مي­شود در دست خدا پيش از دست بنده و هر چيزى ملكى موكلّ قبض دارد مگر صدقه كه در دست خدا واقع مي­شود راوى مي­گويد گمان مي­كنم او نان يا درهم را مي­بوسيد و در كافى و عياشى ره از امام صادق (ع) نقل نموده كه پدرم وقتى تصدّق مي­داد چيزي را مي­گذارد در دست سائل و بعد از او مي­گرفت و مي­بوسيد و مي­بوئيد آنرا و بسائل مسترد مي­فرمود."

پ.ن. یارسول الله... طلا و نقره و شتر و گاو و گوسفند و گندم و جو و خرما و كشمش نداریم... کاش چیزی داشتیم که از ما بگیری... خیالِ داشتن خرده علمی هست که کاش زکاتش را بگیری و رشدمان بدهی... و دعامان کنی... دعای تو خوب است... به آرامش بعد از دعای تو سخت محتاجیم...

اواصر

User Rating: 0 / 5


در آیه‌ی معروف سوره‌ی مبارکه‌ی اعراف میفرماید: «الّذین یتّبعون الرّسول النّبیّ الأمّیّ الّذی یجدونه مکتوبا فی التّوراة و الانجیل یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یحلّ لهم الطّیّبات و یحرّم علیهم الخبائث و یضع عنهم اصرهم و الأغلال الّتی کانت علیهم».157 اعراف

این واضح‌ترین آیه در قرآن برای آزادی است، که «اصر» را برمی­دارد. «اصر» آن طنابهائی است که به پایه‌ی خیمه می­بندند تا باد آن را نبرد؛ یعنی آن را متصل می­کند به زمین. «و لکنّه اخلد الی الأرض» 176 اعراف. این اخلاد الی الأرض است. «اواصر» ما آن چیزهائی است که ما را می­چسباند به زمین، مانع پروازمان می­شود. «غل» هم که غل است دیگر، غل و زنجیر است؛ که پیغمبر آمده است غل و زنجیر را بردارد. در همین آیه، قبل از آنکه «یضع عنهم اصرهم و الأغلال الّتی کانت علیهم» را بگوید، می­گوید: «و یحلّ لهم الطّیّبات و یحرّم علیهم الخبائث». خب، حلال و حرام یعنی چه؟ حلال و حرام یعنی حد گذاشتن، منع کردن؛ ممنوعیت همراهش است. از وجود محدودیت و ممنوعیت در ذهنمان، هنگامی که راجع به آزادی بحث می­کنیم، اصلاً ابا نداشته باشیم.۱۳۹۱/۰۸/۲۳

بیانات رهبری در چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی

اعراف

User Rating: 0 / 5


"اعراف" در اصل به معنى زمین­هاى برجسته است و با قرائنى که در آیات قرآن و احادیث پیشوایان اسلام آمده، روشن مى شود: مکان خاصى است میان دو قطب سعادت و شقاوت، یعنى بهشت و دوزخ که همچون حجابى میان این دو کشیده شده.

در بسیارى از روایاتى که از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده مى خوانیم: "نَحْنُ الاَعْرافُ"؛ (اعراف مائیم)1
یا: "آلُ مُحَمَّد هُمُ الاَعْرافُ"؛ (خاندان پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) اعرافند)، (2) و مانند این تعبیرات.
و در بعضى دیگر از روایات مى خوانیم: ”هُمْ اَکْرَمُ الْخَلْقِ عَلَى اللّهِ تَبارَکَ وَ تَعالى”؛ (آنها گرامى ترین مردم در پیشگاه خدایند).3
و یا: ”هُمُ الشُّهَداءُ عَلَى النّاسِ، وَ النَّبِیُّونَ شُهَدائُهُم”؛ (آنها گواهان بر مردمند و پیامبران گواهان آنها هستند)4
و روایات دیگرى حکایت دارد: آنها پیامبران و امامان و صلحاء و بزرگانند.
ولى دسته دیگرى از روایات مى گوید: آنها واماندگانى هستند که بدى ها و نیکى هایشان مساوى بوده است یا گنهکارانى هستند که اعمال نیکى نیز داشته اند، مانند حدیثى که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: ”هُمْ قَوْمٌ اسْتَوَتْ حَسَناتُهُمْ وَ سَیِّئاتُهُمْ فَاِنْ اَدْخَلَهُمُ النّارَ فَبِذُنُوبِهِمْ وَ اِنْ اَدْخَلَهُمُ الْجَنَّهَ فَبِرَحْمَتِهِ”؛ (آنها گروهى هستند که حسنات و سیئاتشان مساوى است، اگر خداوند آنها را به دوزخ بفرستد به خاطر گناهانشان است و اگر بهبهشتبفرستد به برکت رحمت او است.5
روایات متعدد دیگرى در تفاسیر اهل تسنن از “حذیفه”، “عبداللّه بن عباس”، “سعید بن جبیر” و امثال آنها به همین مضمون نقل شده است. 6
 از مجموع آیات و روایات چنین استفاده مى شود: “اعراف” گذرگاه سخت و صعب العبورى بر سر راه بهشتسعادت جاویدان است.
طبیعى است افراد نیرومند و قوى، یعنى صالحان و پاکان با سرعت از این گذرگاه ع     بور مى کنند اما افرادى که خوبى و بدى را به هم آمیختند، در این مسیر وا مى مانند.
همچنین طبیعى است که سرپرستان جمعیت و پیشوایان قوم در گذرگاه هاى سخت همانند فرماندهانى که در این گونه موارد در آخر لشکر راه مى روند تا همه سپاهیان بگذرند، در آنجا توقف مى کنند تا به کمک ضعفاى مومنان بشتابند و آنها که شایستگى نجات را دارند در پرتو امدادشان رهائى یابند.
بنابراین، در “اعراف” دو گروه وجود دارند، ضعیفان و آلودگانى که در رحمتند و پیشوایان بزرگى که در همه حال یار و یاور ضعیفانند، بر این اساس قسمت اول آیات و روایات اشاره به گروه نخستین یعنى ضعفا است و قسمت دوم اشاره به گروه دوم یعنى بزرگان و انبیاء و امامان و صلحا.
در بعضى از روایات نیز شاهد این جمع به خوبى دیده مى شود مانند روایتى که در تفسیرعلى بن ابراهیم از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود:
“الاَعْرافُ کُثْبَانٌ بَیْنَ الْجَنَّهِ وَ النّارِ وَ الرِّجالُ الاَئِمَّهُ یَقِفُونَ عَلَى الاَعْرافِ مَعَ شِیعَتِهِمْ وَ قَدْ سَبَقَ الْمُوْمِنُونَ اِلَى الْجَنَّهِ بِلا حِساب...”؛ (اعراف، تپه اى است میان بهشتو دوزخ، و امامان، آن مردانى هستند که بر اعرافدر کنار شیعیانِ (گنهکارشان) قرار مى گیرند، در حالى که مومنان [خالص] بدون نیاز به حساب در بهشتجاى گرفته اند...).
بعد از آن اضافه مى کند: امامان و پیشوایان در این موقع به پیروان گناهکار خود مى گویند خوب نگاه کنید، برادران با ایمانخود را که چگونه بدون حساب به بهشتشتافته اند، و این همان است که خداوند مى فرماید: ”سَلامٌ عَلَیْکُمْ لَمْ یُدْخِلُوها وَ هُمْ یَطْمَعُونَ”؛ (یعنى آنها به بهشتیان درود مى فرستند در حالى که خودشان هنوز وارد بهشتنشده اند و آرزو دارند. 7
سپس به آنها گفته مى شود: دشمنان حق را بنگرید که چگونه در آتشند و این همان است که خداوند مى فرماید: ”وَ اِذا صُرِفَتْ اَبْصارُهُمْ تِلْقاءَ اَصْحابِ النّارِ قالُوا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ...”. 8
بعد به دوزخیان مى گویند: اینها (پیروان و شیعیانى که آلوده گناهانى بوده اند) همان ها هستند که شما مى گفتید: هرگز مشمول رحمت الهى نخواهند شد، (چگونه رحمت الهى شامل حال آنها شده)؟
و به این دسته از گنهکاران (که بر اثر ایمانو اعمال صالحى شایستگى عفو و آمرزش را دارند) از طرف امامان و پیشوایان دستور داده مى شود: “به سوى بهشتبروید نه ترسى دارید و نه غمى”.9

1). تفسیر “برهان”، جلد 2، صفحات 17، 18 و 19؛ “کافى”، جلد 1، صفحه 184، دار الکتب الاسلامیة؛ “بحار الانوار”، جلد 8، صفحات 338 و 339 و جلد 24، صفحه 249؛ تفسیر “عیاشى”، جلد 2، صفحه 19، چاپخانه علمیه تهران، 1380 هـ ق؛ تفسیر “فرات”، صفحات 143 و 144، مؤسسه چاپ و نشر، 1410 هـ ق.
(2). تفسیر “برهان”، جلد 2، صفحه 18؛ “الشیعة فى احادیث الفریقین”، صفحه 357، مطبعة امیر، طبع اول، 1416 هـ ق؛ “بحار الانوار”، جلد 8، صفحات 335، 336 و 337 و جلد 24، صفحات 250، 252 و...؛ تفسیر “عیاشى”، جلد 2، صفحه 18، چاپخانه علمیه تهران، 1380 هـ ق.
(3). “بحار الانوار”، جلد 24، صفحه 252؛ تفسیر “برهان”، جلد 2، صفحه 19؛ “بصائر الدرجات”، صفحه 500، کتابخانه آیت اللّه مرعشى نجفى، 1404 هـ ؛ “المیزان”، جلد 8، صفحه 144، انتشارت جامعه مدرسین قم
(4). “نور الثقلین”، جلد 2، صفحه 33، موسسه اسماعیلیان قم، طبع چهارم، 1412 هـ ق؛ “بحار الانوار”، جلد 30، صفحه 39؛ “کشف المحجة ثمرة المهجة”، صفحه 191، مطبعة الحیدریة، نجف، 1370 هـ ق؛ “نهج السعادة”، جلد 5، صفحه 138، مطبعة النعمان، النجف، طبع اول، 1386 هـ ق؛ تفسیر “صافى”، جلد 2، صفحه 199، مکتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 هـ ق.
(5). تفسیر “برهان”، جلد 2، صفحه 17؛ “کافى”، جلد 2، صفحه 381، دار الکتب الاسلامیة؛ “شرح اصول کافى”، جلد 10، صفحه 51؛ “میزان الحکمة”، جلد 4، صفحه 3401، دار الحدیث، طبع اول؛ تفسیر “صافى”، جلد 2، صفحه 200، مکتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 هـ ق؛ “نور الثقلین”، جلد 2، صفحه 35 و جلد 5، صفحه 340، مؤسسه اسماعیلیان قم، طبع چهارم، 1412 هـ ق.
(6). “جامع البیان” ابن جریر طبرى، جلد 8، صفحه 249 به بعد، ذیل آیه، دار الفکر بیروت، 1415 هـ ق؛ “فتح القدیر”، جلد 2، صفحه 208، عالم الکتب؛ “درّ المنثور”، جلد 3، صفحات 87 و 88، دار المعرفة، طبع اول، 1365 هـ ق؛ تفسیر “ثعالبى”، جلد 3، صفحه 33، دار احیاء التراث العربى، طبع اول، 1418 هـ ق.
(7). سوره اعراف آیه 46.
(8). سوره اعراف آیه 47.
(9). “بحار الانوار”، جلد 8، صفحه 335 و جلد 24، صفحه 247؛ تفسیر “على بن ابراهیم قمى”، جلد 1، صفحه 231، مؤسسه دار الکتاب قم، 1404 هـ ق؛ تفسیر “صافى”، جلد 2، صفحه 202، مکتبة الصدر تهران، طبع دوم، 1416 هـ ق.
برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی
 آيت الله العظمي مکارم شيرازی/

قوی باش، فقط ادامه بده

User Rating: 0 / 5

 
بگو: «پليد و پاك يكسان نيستند، هر چند كثرت پليد[ها] تو را به شگفت آورد. پس اى خردمندان، عشق بورزید، باشد كه رستگار شويد.»-۱۰۰ مائده
 
ناپاکیها به طرز شگفت انگیزی زیاد شده و ظاهرا راه حل آن تنها رفتار عاشقانه (باتقوا) است.

وسیله

User Rating: 0 / 5

وابتغوا الیه الوسیله- ۳۵ مائده

بچه ها لطفا یک لحظه همه وسیله هامونو برای رسیدن چک کنیم...
و بررسی کنیم آیا وسیله بهتر و سریعتر و رساننده تری هست...
 

بدون وکیلم حرف نمیزنم 😊

User Rating: 0 / 5

وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ كَفى‌ بِاللَّهِ وَكِيلًا «132»نساء

و براى خداست آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمين است و خداوند  برای وکیل بودن بس است.

 

چقدر آرامش بخشه که همه چیز مال خداست و او کفایت وکالت ما را می کند

 

#روز_پنجم

کیمیای یاد تو

User Rating: 0 / 5


وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى‌ ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ – 135 آل عمران

و آنان که چون کار زشتی مرتکب شوند یا بر خود ستم ورزند ، خدا را یاد کنند و برای گناهانشان آمرزش خواهند و چه کسی جز خدا گناهان را می آمرزد؟ و دانسته و آگاهانه بر آنچه مرتکب شده اند ، پا فشاری نمی کنند 

امام صادق (ع) فرمود: وقتى آیه «وَ الَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً ...» نازل شد، ابلیس بر بالاى یکى از کوه‏هاى مکه رفت، که نامش را "ثور" مى‏گویند، و با بلندترین فریاد عفریت‏هاى (شاگردان) خود را صدا کرد، که همه دورش جمع شدند و گفتند: براى چه ما را خوانده‏اى اى بزرگ ما؟ گفت: این آیه نازل شده: خواستم ببینم کدام یک از شما حریف خنثى کردن آن هستید؟ عفریتى از شیطانها برخاست و به ابلیس گفت: من حریف آن هستم و ... آن را خنثى مى‏کنم، ابلیس گفت: نه تو حریف نیستى، دیگرى برخاست و سخنى نظیر او گفت، ابلیس به او نیز گفت که: تو هم حریف آن نیستى، تا آنکه (شخصى به نام) وسواس خناس برخاست و گفت: من حریف آنم، پرسید از چه راه؟ گفت: من به فرزندان آدم وعده مى‏دهم، و تشنه گناهان مى‏کنم تا مرتکب شوند، و بعد از ارتکاب توبه و استغفار را از یادشان مى‏برم، ابلیس گفت: حقا که تو حریفى و او را مامور به خنثى کردن اثر این آیه کرد، که تا روز قیامت به این کار بپردازد.

وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا

User Rating: 0 / 5

 

بسم الله
 
وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا... - 141 آل عمران
قانون خدا این است که كسانى را كه ايمان آورده‌اند خالص گرداند. 
 
"تَمحیص" در لغت به معنی تصفیه ، تلخیص از مواد دیگر و تطهیر از آلودگی آمده است.
 
پ.ن. حضرت امام سجاد(ع)، در صحیفه مبارکه سجادیه دعای 44، در نیایش به هنگام داخل شدن به ماه مبارک رمضان، نام این ماه مبارک را "شهرالتمحیص" گذاشته است.

 

لن تنالو البر حتی تنفقوا مما تحبون*

User Rating: 0 / 5

میگویند "بر" جناب امیرالمومنینند...

به همین دلیل است که "بر" "من آمن بالله" و ... است

"کسی" است...

همه "برّ" در وجود ایشان خلاصه است و راه نیل به ایشان انفاق است... از آنچه دوستش می دارید

 

* 92 آل عمران

گل سر سبد دستاوردها

User Rating: 0 / 5

بسم الله

 

«یا ایها الذین امنوا انفقوا من طیبات ما كسبتم ...» 267 بقره

اى كسانى كه ایمان آؤرده ‏اید، از بهترین مواهب و نعمت هایى كه به دست آوردید انفاق كنید 
 
بهترین دستاوردتون که باب طبعتونه و مایه خرسندیتونه چیه؟
از اون انفاق کنید... باهاش سوراخهای اطرافتونو پر کنید
 

روزهای سخت برای همه هست...

User Rating: 0 / 5

 

ام حسبتم ان تدخلوا الجنه و لما یاتکم مثل الذین خلوا من قبلکم مستهم الباساء و الضراء و زلزلوا حتى یقول الرسول و الذین ء امنوا معه متى نصر اللّه . الا ان نصر اللّه قریب -214 بقره


آیا مى پندارید بدون اینکه آنچه بر سر اقوام و ملل گذشته آمد بر سر شما آید داخل بهشت می شوید؟ ( نه ممکن نیست. شما نیز مانند آنها امتحان خواهید شد) آنها آنچنان آزمایش سختى شدند که لرزیدند... حتى رسول و کسانی که با او ایمان آوردند گفتند: پس نصرت خدا چه وقت است آنگاه به ایشان گفته شد: آگاه باشید که نصرت خدا نزدیک است.

نیکوکاری کیست نه چیست

User Rating: 0 / 5

لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ - 177 بقره 

نیکوکارى به این نیست که به مشرق و مغرب رو کنید، لیکن نیکوکاری "کسى " است که به خدا و روز رستاخیز و فرشتگان و کتاب آسمانى و پیامبران ایمان آورده و مال خود را در راه دوستى خدا به خویشان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان انفاق کند و نماز را برپا دارد و زکات را بپردازد و (همچنین) کسانی که به عهد خود- به هنگامی که عهد بستند- وفا می کنند و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می دهند. اینها کسانی هستند که راست می گویند و اینها عاشقانند!

 

حافظ اگر قدم زني در ره خاندان به صدق                    بدرقه رهت شود همت شحنه نجف

روشن و آمرانه

User Rating: 0 / 5

 

وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ -197 بقره

و توشه برداريد، كه بهترين توشه‌ها تقوی است اى خردمندان، عشق بورزید...

 

قال علی علیه السلام: أَلاَ وَ إِنَّ مِنَ النِّعَمِ سَعَةَ الْمَالِ وَ أَفْضَلُ مِنْ سَعَةِ الْمَالِ صِحَّةُ الْبَدَنِ وَ أَفْضَل مِنْ صِحَّةِ الْبَدَنِ تَقْوَى الْقَلْبِ;

آگاه باشيد كه يكى از نعمت هاى مهم الهى وسعت مال است و از وسعت مال برتر صحت بدن است و از صحت بدن برتر تقواى قلب است.

دلبستگی

User Rating: 0 / 5

بسم الله الرحمن الرحیم

وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ 164 بقره

 

سمیرا در جلسه تفسیر سوره علق می گفت خلق الانسان من علق یعنی انسان جوری خلق شده که باید به یک چیزی خیلی علاقه داشته باشه...

 

#روز_دوم

کوک چهارم...

User Rating: 0 / 5

وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ  إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِير ٌ237 بقره

و فزون بخشی و نیکوکاری (فضل) را در میان خودتان فراموش نکنید که خدا به آنچه انجام می دهید، بیناست.

 

این متن را یک جایی خواندم...

 

یک روز بعد از پایان کلاس مثنوی، استاد علامه جعفری فرمودند: من خیلی فکر کردم و به این جمع‌بندی رسیده‌ام که رسالت هزار پیغمبر در عبارتی خلاصه می‌شود و آن "کوک چهارم" است...

جمع مریدان با چشم‌هایی گرد، پرسان بودند که "کوک چهارم" چیست!؟

علامه با آن لهجه‌ی شیرین در تمثیل شرح می‌دهند که: کسی کفشش را برای تعمیر، نزد کفاش می‌برد. کفاش با نگاهی می‌گوید این کفش سه کوک می‌خواهد و هر کوک مثلاً ده تومان و خرج کفش می‌شود سی تومان...

مشتری هم قبول می‌کند. پول را می‌دهد و می‌رود تا ساعتی دیگر برگردد و سوار کفش تعمیر شده بشود. 

کفاش دست ‌به ‌کار می‌شود. کوک اول، کوک دوم و در نهایت، کوک سوم و تمام...

اما ... اما با یک نگاه عمیق در می‌یابد اگر چه کار تمام است، ولی یک کوک دیگر اگر بزند، عمر کفش، بیش‌تر می‌شود و کفش، کفش‌تر خواهد شد.

از یک‌سو، قرار مالی را گذاشته و نمی‌شود طلبِ اضافه کند و از سوی دیگر، دو دل است که کوک چهارم را بزند یا نزند...

او میان نفع و اخلاق، میان دل و قاعده‌ی توافق، مانده است...

یک دوراهی ساده که هیچ کدام خلاف عقل نیست...

اگر کوک چهارم را نزند، هیچ خلافی نکرده؛ اما اگر بزند، به رسالت هزار پیامبر تعظیم کرده...

اگر کوک چهارم را نزند، روی خط توافق و قانون، راه رفته؛ اما اگر بزند، صدای لبیک او، آسمان اخلاق را پر خواهد کرد...

 

دنیا پر از فرصت کوک چهارم است، و من و تو کفاش‌های دو دل...