ذوالحال و معنی «غير مضار» در آیهٔ ۱۲ نساء (۷۴)

بیشتر
3 سال 11 ماه پیش #326 توسط علیرضا فرشچی
﴿وَ لَكُمْ نِصْفُ ما تَرَكَ أَزْواجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ كانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصينَ بِها أَوْ دَيْنٍ وَ لَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ فَإِنْ كانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِها أَوْ دَيْنٍ وَ إِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ كانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذلِكَ فَهُمْ شُرَكاءُ فِي الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصى‏ بِها أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَليمٌ ۝١٢ النساء﴾

نقش واژهٔ «غير مضار» حال است. ذوالحال چیست و منظور از ضرر نزدن چیست؟

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

بیشتر
3 سال 11 ماه پیش #330 توسط امیر ذوقی
سلام علیکم. از آنجا که «أوصی» فعل لازم است یا به عبارت دقیق تر، متعدی به واسطه حرف جر است، وقتی مجهول می شود، نائب فاعل آن همان جار و مجرور است یعنی در «یوصی به» نائب فاعل آن همان جار و مجرور «به» است که متعلق به «یوصی» و در محل رفع است و به هر صورت هیچ ضمیری در «یوصی» مستتر نیست. از این رو باید گفت «مضارّ» حال از فاعل مفهوم از این جمله است. متاسفانه کتاب های اعراب القرآن بعضا در تشخیص ذو الحال به مسیر اشتباهی رفته اند.
منظور از مضارّه نیز آن است که مورث در بیش از ثلث مال خود وصیت نکند یا در ثلث مال خود، برخی افراد را بی جهت مورد عنایت خاص قرار ندهد به گونه ای که بقیه ذوی الحقوق به کلی بی نصیب بمانند. و روشن است که مضارّه به وصیت برمی گردد نه به دین.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

بیشتر
3 سال 11 ماه پیش #334 توسط علیرضا فرشچی

امیر ذوقی نوشته: سلام علیکم. از آنجا که «أوصی» فعل لازم است یا به عبارت دقیق تر، متعدی به واسطه حرف جر است، وقتی مجهول می شود، نائب فاعل آن همان جار و مجرور است یعنی در «یوصی به» نائب فاعل آن همان جار و مجرور «به» است که متعلق به «یوصی» و در محل رفع است و به هر صورت هیچ ضمیری در «یوصی» مستتر نیست. از این رو باید گفت «مضارّ» حال از فاعل مفهوم از این جمله است. متاسفانه کتاب های اعراب القرآن بعضا در تشخیص ذو الحال به مسیر اشتباهی رفته اند.
منظور از مضارّه نیز آن است که مورث در بیش از ثلث مال خود وصیت نکند یا در ثلث مال خود، برخی افراد را بی جهت مورد عنایت خاص قرار ندهد به گونه ای که بقیه ذوی الحقوق به کلی بی نصیب بمانند. و روشن است که مضارّه به وصیت برمی گردد نه به دین.


پس به چه وجهی میان حال (غیر مضار) و ذو الحال (یوصی بها) عطف (او دین) فاصله انداخته‌است؟

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

بیشتر
3 سال 11 ماه پیش #339 توسط امیر ذوقی
سلام علیکم. ذو الحال، فاعلِ وصیت است که از عبارت «وصیة یوصی بها أو دین» مفهوم است یعنی «موصی=وصیت کننده» نه فعل «یوصی بها» و همان طور که در فایل صوتی مربوطه گفتم با مبنای استاد بهبودی، منظور از «دین» دینِ اعترافی است یعنی آنچه که میّت خود اعتراف کرده باشد که من به فلان کس این مقدار بدهکارم و این دین، خود جزئی از وصیت است

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.