چرا صیغه کردن (ازدواج موقت) جایز است؟

بیشتر
3 سال 10 ماه پیش #333 توسط علیرضا فرشچی
آنچه در ادامه می‌آید درسی است که ما در سال سوم طلبگی خواندیم:
۱- ﴿وَ أُحِلَّ لَكُمْ مٰا وَرٰاءَ ذٰلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوٰالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسٰافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ۝٢٤ النساء﴾.
جدای از توضیح‌های استاد ذوقی در پیوست که به نظر ایشان با صرف معنی واژه‌های استمتاع (بهره جستن یا بهره بردن) و اجور (جمع اجر: مزد) نمی‌توان معنی ازدواج موقت را فهمید، نزد شیعه و سنی به اتفاق پذیرفته است که این آیه ناظر به نکاح متعه است. اهل سنت ادعا نمی‌کنند که این آیه ناظر به نکاح مُتعه (یعنی صیغه یا ازدواج موقت) نیست، بلکه ادعا می‌کنند این آیه نسخ شده‌است. گرچه این ادعا ثابت نیست و حقیقت این است که آیه را شخص عمر بن خطاب خلیفهٔ دوم نسخ کرد نه پیغمبر اکرم، و چون خلیفه حق نسخ آیه ندارد -زیرا قرآن از خدا است و تنها او می‌تواند تغییرش دهد و این تغییر را به پیغمبرش وحی کند تا اعلام نماید- و این را برخی کتاب‌های حدیثی اهل سنت تایید می‌کند که «مُتْعَتان مُحلَّلتان ...» (دو بهرهٔ حلالی هست که من حرامشان می‌کنم: ...).
در واقع در فرهنگ واژگانی قرآن کریم یا در فرهنگ عرب آن روز از واژهٔ «استمتعتم» (بهره بردید) ازدواج موقت فهیمده می‌شده‌است. گرچه واژه‌شناسان سنی کوشیده‌اند که این واژه را جور دیگری معنی کنند، ولی می‌دانیم که همیشه واژه با صرف ریشه‌اش فهمیده نمی‌شود و باید کاربرد را دید. مثلا -تا جایی که می‌دانم- «فرقان» یعنی جداکننده ولی در فرهنگ عربی یعنی «جداکنندهٔ حق از باطل» یا مُتعه یعنی بهره بردن ولی در فرهنگ عربی یعنی «بهره بردن موقت مرد از زن» یا ازدواج موقت، یا ... و فعل استمتاع نیز در این آیه به معنی بهره بردن ازدواج موقت فهم می‌شده‌است. این تلاش مذبوحانه برای نفی اصل قضیه در میان برخی دیگر دانشمندان هم دیده می‌شود.
۲- تواتر حدیثی (تواتر یعنی آن قدر حدیث محکم داریم که دیگر نمی‌شود احتمال داد که این مضمون از امامان (ع) صادر نشده‌باشد. مثلا گاهی ما حدیثی داریم که چون راویانش همه ثقه و مورداعتماد اند حدیث را می‌پذیریم ولی بازهم احتمال دارد که اشتباهی یا تصحیفی رخ داده‌باشد، اما وقتی روایت متواتر است یعنی دیگر جای شکی نیست.)
نمونهٔ آن روایت تندی است که امام باقر (ع) در آن عالمی که متعه را قبول نداشت به ملاعنه (مباهله) فراخواند و فرمود: «... فانت على قول صاحبك و انا على قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فهلمّ ألاعنك ان الحق ما قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و ان الباطل ما قال صاحبك ...» (پس تو بر سخن صاحبت [عمر بن خطاب] ای و من بر سخن پیغمبر خدا (ص)، پس بیا با تو لِعان [مباهله] کنم که حق آن است که پیغمبر خدا (ص) گفت و باطل آن که صاحبت گفت) {کافی ج۵ ص۴۴۹، سند: درست طبق مبنای کتاب ما}

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.