سخن استاد ذوقی با اعضای گروه اولواالالباب

بیشتر
4 سال 7 ماه پیش - 4 سال 7 ماه پیش #179 توسط مدیر سایت
استاد ذوقی در نشست پنجشنبه ۱۵ اسفند باشگاه قرآنی نور حضور یافت و در جریان باشگاه و برخی سخنان دوستان قرار گرفت.
ایشان پس از نشست پرونده‌ای صوتی پر کرده‌است که دربارهٔ برنامه توضیح داده از دوستان درخواست کرده‌است که بشوند و ذیل همین توضیح نظرهای خویش را اعلام فرمایند.
دانلود فایل صوتی
آخرین ویرایش: 4 سال 7 ماه پیش توسط مدیر سایت.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

بیشتر
4 سال 7 ماه پیش - 4 سال 7 ماه پیش #182 توسط احمد اصغریان رضایی
با سلام و احترام خدمت استاد بزگوار دکتر ذوقی . جا دارد در ابتدا از زحمات جنابعالی در تدوین فایل‌های صوتی به سهم خودم تشکر کنم. علاوه بر این از زحمات سایر دست اندر کاران این برنامه بالاخص دوست خوبم آقای علیرضا فرشچی به صورت ویژه قدردانی میکنم.
از دید من آنچه که در این برنامه کمتر مورد عنایت دوستان بوده مستند سازی مباحث این طرح در قالب یادداشت‌ جلسات است. البته بنده پیشتر به دوستان پیشنهاد داده بودم که در صورت امکان ادامه برنامه را به صورت مکتوب پی‌گیریم و به جای قرار دادن صوت هر فراز، یک یادداشت (که حاوی مطالب صرفی و نحوی این فراز و سایر توضیحات مورد نیاز است)، در اختیار دوستان قرار گیرد.(واضح است که این روش وقت کمتری از دوستان میگیرد و به سهولت قابل پیگیری، ارجاع و مرور است.) ؛ اما ظاهرا بدلیل وقتگیر بودن، این ایده دنبال نشد؛ با این حال نظر فعلی من (که البته مد نظر آقای فرشچی هم هست و بناست پیگیری شود) این است که هر یک از دوستان به نوبت در هفته کار مکتوب کردن نکات یک فراز را انجام دهند (این کار در یک قالب مشخص انجام میگیرد) و سپس مجموع همه این یادداشت‌ها برای مرور و ارجاع سریع در اختیار همه دوستان قرار گیرد. با این روش (در صورت آپلود به موقع یادداشت‌ها) اگر احیانا برخی از دوستان در یک روز فرصت نکردند صوت را گوش دهند با مطالعه یادداشت تهیه شده، چیزی از دست نمیدهند.(و برای ارجاع بیشتر میتوانند بعضی از قسمت‌های صوت را هم گوش دهند.) شاید بتوان به مرور به سمتی پیش رفت که هر یک از دوستان هر هفته تنها یک صوت را گوش داده و یادداشت تهیه کنند و سایر محتوا را از طریق نوشتار (که قابلیت برداشت سریع‌تر دارد) دریافت گنند.

و توفیق از اوست.
آخرین ویرایش: 4 سال 7 ماه پیش توسط احمد اصغریان رضایی.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

بیشتر
4 سال 7 ماه پیش #186 توسط آمنه آریان
سلام عرض میکنم .مرسی بابت زحماتتون استاد واقعا .راستش حس کردم چقدر قرآن خوندن سخته
آخه چرا باید مطالب قرآن اینقدر ریزه کاری داشته باشه برای فهمش؟سوالم اینه یه آدم بیسواد قاعدتا نباید فهمی داشته باشه چون قواعد رو نمی دونه.!!؟؟؟در حالی که حسم این رو قبول نداره.
من فقط اومدم این کارگروه که درونم آروم شه.که سوالام جواب داده بشه اما نشد خیلی هاش.من نخواستم بیام رساله بدم بیرون فقط خواستم آروم شم.همین
اقای ذوقی فکر نمی کنم کسی از شما بخواد حقیقت رو به عکس جلوه بدین اما سوال این جاست که چرا چنین قانون هایی هست؟(راجع به زن ومرد و ...)میخوام علت این قانون رو بگین.همین امشب که این فایل صوتی شما رو شنیدم کلی به لحاظ ذهنی 2گانه شدم .آقای ذوقی علاقه مندم قانع بشم همین.
باز هم متشکرم واقعا
موفق باشین .بهارتون زیبا

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

بیشتر
4 سال 7 ماه پیش - 4 سال 7 ماه پیش #187 توسط علیرضا فرشچی

آمنه آریان نوشته: سلام عرض میکنم ....
آخه چرا باید مطالب قرآن اینقدر ریزه کاری داشته باشه برای فهمش؟سوالم اینه یه آدم بیسواد قاعدتا نباید فهمی داشته باشه چون قواعد رو نمی دونه.!!؟؟؟در حالی که حسم این رو قبول نداره.
من فقط اومدم این کارگروه که درونم آروم شه.که سوالام جواب داده بشه اما نشد خیلی هاش.من نخواستم بیام رساله بدم بیرون فقط خواستم آروم شم.همین
...

و قيل: ما من آية في القرآن إلّا و لها سبع معان: ظاهر و باطن و إشارات و أمارات و لطائف و دقائق و حقائق؛ فالظاهر للعوام، و الباطن للخواصّ، و الإشارات لخاصّ الخواصّ، و الأمارات للأولياء، و اللطائف للصدّيقين، و الدقائق للمحبّين، و الحقائق للنبيّين‏.
«گفته‌اند آیه‌ای در قرآن نیست مگر آنکه هفت معنی دارد: نموده و پنهان و اشاره‌ها و نشانه‌ها و لطیفه‌ها و نکته‌های دقیق و حقیقت‌ها؛ پس ظاهر برای مردم عادی است و باطن برای خاصان و اشاره‌های برای خاصان ویژه، و نشانه‌های اولیا راست و لطیفه‌ها صدیقان را و نکته‌های دقیق دوستداران را، و حقیقت‌ها از آن پیامبران باشد»

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ الْبَزَنْطِيِّ عَنْ رَجُلٍ مِنْ خُزَاعَةَ عَنْ أَسْلَمِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «تَعَلَّمُوا الْعَرَبِيَّةَ فَإِنَّهَا كَلَامُ اللَّهِ الَّذِي تَكَلَّمَ بِهِ خَلْقَه‏ ...»
به سند صحیح (طبق برخی مبناها) از امام صادق (ع): «عربی را بیاموزید که سخن خدا است که بدان با آفریدگانش سخن کرده‌است ...»
خصال ج۱ ص۲۵۸

حافظ نخوانده‌اید؟ کسی که بیسواد باشد (یعنی هیچ پارسی نداند) مانند شخصی با زبان بومی آفریقا چیزی نخواهد فهمید. اگر پارسی خوانده‌باشد چیزکی دستش می‌گیرد. اگر پارسی‌زبان باشد بیشتر می‌فهمد. برخی مصرع‌ها و بیت‌ها را. اگر مدرسه رفته‌باشد و درسش هم خوب بوده‌باشد در رشته‌های دیگر پس از دیپلم بیشترش را می‌فهمد. اگر دانشجوی ادبیات باشد و واژه‌نامه‌ای هم کنارش باشد همه‌اش را می‌فهمد. تا اینجا بعد نخست فهم بود.
تازه از اینجا وارد پله‌های بعدی فهم می‌شود. اگر چند شرح حافظ خوانده‌باشد نکته‌هایی بیشتر می‌فهمد. با تطبیق آرایه‌های ادبی لذتی بیشتر حس می‌کند. اگر با عرفان و اصطلاح‌هایش هم آشنا باشد بعد دیگری از معنی را خواهد فهمید. اگر با آیه‌ها و روایت‌های مرتبطش هم آشنا باشد چه بهتر.
اگر حافظ‌شناس شده‌باشد که خیلی بیشتر می‌فهمد. با هر مصرعش عشق‌بازی می‌کند و در دریای بیکران غزلهایش شنا.
بدانید که قرآن کمتر از حافظ نیست. هرکسی با هر سطح اطلاعاتی اگر با عربی آشنایی‌ای مختصر داشته‌باشد قرآن می‌فهمد و از زلالش بهره‌مند خواهد شد -انشاءالله-. ولی اگر خواستیم فهممان «فهم عالمانه» شود دیگر فرق می‌کند. اگر قرار بود همه از هر سطحی به یک اندازه قرآن بفهمند که نیازی نبود بزرگانی در این راه موی سپید کنند. از هنگامی که به حوزه آمده‌ام می‌فهمم که بسیار بیش از پیش قرآن می‌فهمم. درحالی که در دبیرستان نیز در عربی شاگردی قوی بودم و تسلط خوبی داشتم.
آخرین ویرایش: 4 سال 7 ماه پیش توسط علیرضا فرشچی.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

بیشتر
4 سال 7 ماه پیش #190 توسط امیر ذوقی
سلام بر خانم آريان كه فعال‌ترين عضو كارگروه اولوالالباب 1 هستند.
اما درباره سؤالاتي كه پرسيده بوديد:
1- يكي از جنبه‌هاي اعجاز قرآن آن است كه براي همه مخاطبين در همه سطوح (از عارف و عامي) سخن تازه دارد و آرامش‌بخش جانهاست. منتها هر ميزان دانش انسان بيشتر باشد، از آن بيشتر بهره مي‌برد. آنچه را كه آقاي فرشچي ذكر كرده‌اند، در اصل به حديثي از امام صادق عليه السلام برمي‌گردد كه اول بار در كتاب نزهة الناظر و تنبيه الخاطر حلواني (از علماي شيعه در نيمه دوم قرن 5 هجري) روايت شده:
كتابُ الله عزّ و جلّ علي أربعة أشياء: علی العبارة والإشارة واللطائف والحقائق؛ فالعبارة للعوام والإشارة للخواص واللطائف للأولياء والحقائق للأنبياء.
قرآن همچون اقيانوسي ژرف است كه هر ميزان انسان شناگري بيشتر بلد باشد، صيد مرواريد و درّ آن بيشتر تواند.
2- براي توضيح بيشتر نظام حقوق زن و مرد در اسلام اجازه دهيد بعدي ديگر از مسائل اجتماعي قرآن را مطرح كنم:
در آيه 32 از سوره زخرف مي‌فرمايد: نحن قَسَمنا بينهم معيشتهم في الحياة الدنيا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات ليتخذ بعضُهم بعضا سُخريًّا- يعني ما خودمان اين تفاوت در سطح معيشت آحاد جوامع بشري ايجاد كرديم و برخي را غني و توانگر و برخي را فقير و فرودست قرار داديم تا نظام اجتماع بچرخد. اگر بنا بود همه رئيس و غني باشند كه ديگر كسي حاضر نبود براي ديگري كار كند.
از آن طرف در تعاليم اسلامي داريم كه فرمود: إنّ الله سبحانه فرض في أموال الأغنياء أقواتَ الفقراء، فما جاع فقيرٌ إلا بما مُتِّعَ به غنيٌّ، والله تعالی سائلُهم عن ذلك. و در تعريف «محسنين» (آيه 16) در سوره ذاريات فرمود: و في أموالهم حقٌّ للسائل و المحروم (آيه 19). يعني به توانگران مي‌فرمايد بخشي از اموال شما حقّ محرومان است كه بر شما فرض است به آنها به محترمانه ترين وجهي پس دهيد. و از اينجاست كه مسأله انفاق و دستگيري يكي از محوري‌ترين دستورات هم فقهي و هم اخلاقي قرآن است.
در نظام خانواده نيز كه كوچك‌ترين و در عين حال بنيادي‌ترين واحد اجتماعي است، از آن جهت كه دو انسان مي‌خواهند با هم زندگي كنند، اگر در مسائل اختلافي كه به هر حال در هر زندگي ممكن است روي دهد، فصل الخطابي نباشد كه تصميم نهايي را بگيرد، زندگي هميشه آبستن نزاع‌ها و درگيري‌ها و يركشي‌ها خواهد بود. توجه داشته باشيد در همه زندگي‌ها زن و مرد مانند دو دوست عاشقانه با هم زندگي نمي‌كنند كه با تفاهم همه مسائل را حل كنند. بلكه محتمل است طرفين در سطح شعور و فهم با هم متفاوت باشند (كما اينكه در اكثر خانواده‌هاي بشري چنين مطلبي را شاهديم) و در زندگي هم عادتا مسائل اختلاف‌انگيز پيش مي‌آيد.
براي شارع مقدس كه مي‌خواهد نظامي فراگير را پي‌ريزي كند، با توجه به روحيات و توانايي‌هاي جسمي و رواني و مسائلي كه هر يك از زن و مرد در طول زندگي تجربه مي‌كنند، چنين مقرر كرده كه مرد مدير و تصميم‌گيرِ خانواده باشد و در مسائل خانوادگي، زن تابع مرد باشد ( الرجال قوّامون علی النساء ... فالصالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله). اما در عوض مرد را مكلف كرده كه تأمين زندگي زن به عهده او باشد (به نحو وجوب؛ حتي اگر زن خود توانگر باشد) و در كافي (4/12) آمده: كفي بالمرء إثماً أن يُضيِّع مَن يَعولُهُ يعني در گناه مرد همين بس كه خانواده خود را ضايع بگذارد. و ديگر توصيه‌هايي كه به مردان كرده مانند: و عاشِروهن بالمعروف (نساء:19) با زنان خود به روشي پسنديده رفتار كنيد.
بايد پذيرفت در يك نگاه كلي، در مردان: توان فيزيكي، مخاطره‌پذيري، تحمل شرايط سخت چه از نظر فيزيكي و چه از نظر رواني (همچون حكومت و قضاوت) بالاتر است و در زنان احساس، عاطفه و شورِ زندگي.
يك نكته را به عنوان حسن ختام از استاد بزرگوارم جناب آقاي دكتر پاكتچي كه يكي از تخصص‌هايشان در زبان‌شناسي است و خود به بيست زبان دنيا آشنايي كامل دارند (فارسي، عربي، تركي استانبولي، آلماني، فرانسه، روسي، اسپانيولي، ايتاليايي، يوناني، لاتين، عبري، سرياني، حبشي، پهلوي، سانسكريت و...) عرض كنم: در ريشه‌شناسي واژه «زن» در غالب زبانهاي دنيا مفهوم زندگي و حيات وجود دارد و در ريشه‌شناسي «مرد» مفهوم مرگ و ميرايي!!
موفق باشيد

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

بیشتر
2 سال 9 ماه پیش - 2 سال 8 ماه پیش #523 توسط محمدرضا سلطانی پور
سلام به استاد ذوقی عزیز که یک ترمی که در دانشگاه امام صادق بودم در درس صرف با واسطه شاگرد شمامحسوب میشوم. امید وارم حالتون خوب باشد و ایام به کامتان
از اونجا که این مساله( دیدگاه اسلام نسبت به زن) در ایامی دغدغه ی بنده بود گمان کردم شاید بد نباشد چند نکته عرض کنم.

الف ) بسیاری سعی میکنند که دین را متناسب با باور های متداول در هر عصری که زندگی میکنند تفسیر کنند و این صحیح نیست.

آقای مصطفی ملکیان جایی سه دین 1 و 2 و 3 رو از هم جدا میکنه که بنظرم جالب هست :

دین 1 : همان متون دینی هستند.
دین 2 : تفاسیر علمان دین از دین 1 (معرفت دینی)
دین 3 :تاریخ معرفت دینی و فرهنگ دین

ادعایی که من دارم اینه که بسیاری اوقات مواجه میشویم با این نکته که دین 2 یعنی تفاسیر علمان از متون دینی با این دغدغه صورت می گیرد که تفسیرشان با اخلاق متعارف همخوانی داشته باشد و با این مساله مواجه نشوند که تضادی بین اخلاق متعارف در جامعه و متون دینی رخ داده.

به طور مثال ملاصدرا که الان نماد فلسفه ی اسلامی در ایران خودمان محسوب میشود (امام خمینی اینگونه ملاصدرا را تمجید می کند: جناب محقق فلاسفه و فخر طایفه حقه، صدر المتألهین، رضوان اللّه علیه/ شرح چهل حدیث)، آیت الله خامنه ای(ما ایرانیان بیش از همه به این فلسفه الهى وامدار و بیش از همه در برابر آن مکلفیم./همایش جهانى بزرگداشت صدرالمتالهین1378.3.1) )در جل هفتم اسفار چنین میاورد :

و از عنایات الهی در خلقت زمین، تولد حیوانات مختلف است… که بعضی برای خوردن اند… و بعضی برای سوار شدن و زینت… و بعضی برای بار کشیدن… و بعضی برای تجمل و آسایش و بعضی برای نکاح و آمیزش و خداوند برای شما از جنس خودتان همسرانی قرار داد و بعضی برای تهیه ی پوشاک و خانه و اثاث...

ملاهادی سبزواری از شارحان حکمت متعالیه نیز در حاشیه اش بر اسفار اینگونه این عبارت را تفسیر می کند که:

اینکه صدرالمتالهین زنان را در عداد حیوانات در آورده است اشاره ی لطیفی دارد به اینکه زنان به دلیل ضعف عقل و جمود بر ادراک جزئیات و میل و رغبت به زیورها و زینت های دنیا، حقا و عدلا نزدیک است که به حیوانات زبان بسته ملحق شوند، اغلبشان سیرت چهارپایان دارند ولی به آنان صورت انسان داده اند تا مردان از مصاحبت با آنها اکراه نداشته باشند و به نکاح با آنان راغب باشند و از همین جاست که شرع مطهر مردان را در کثیری از احکام، مثل طلاق و نشوز و ادخال ضرر بر ضرر، بر زنان غلبه و چیرگی داده است.

نکته اینجاست که ملاهادی میگوید : "از همین جاست که شرع مطهر مردان را در کثیری از احکام، مثل طلاق و نشوز و ادخال ضرر بر ضرر، بر زنان غلبه و چیرگی داده است"
واضح است که در اون دوران مساله ی زنان رایج نبوده و گرنه جرات نذاشت اقای ملاهادی اینجوری صحبت کنه.

البته این دغدغه را من در فقها ندیدم و فکر میکنم اونها دغدغه ای داشته و دارند که بفهمند قران و پیغمبر و ائمه اطهار چه احکامی را برای انسان آورده اند.

ب) نگاه به متون دینی و اراِِی فقها البته بدون دغدغه ای که در نکته ی الف اورده ام نشان میدهد در دین ما (دین 1 و دین 2 (فقه رایج موجود) ) تا حدودی نگاه پایین تری نسبت به زن(در مقایسه با مرد) وجود دارد من یک نمونه می اورم که فکر میکنم مهم ترین نمونه است .

صحبت حضرت علی علیه السلام هست که بعد از جنگ جمل از عایشه عصبانی بودند و اینطور می گویند در بخشی از خطبشان :

"اى مردم، زنان از نظر ايمان و ارث و عقل ناقصند".. بعد راجع به نقص ایمان و ارث توضیح میدن و بعد راجع به نقص عقل میگویند که : " اما نقصان عقلشان، به اعتبار اينكه شهادت دو زن‏ برابر شهادت با يك مرد است. از بدان آنان بترسيد، و از خوبانشان برحذر باشيد، و در امور پسنديده از آنان پيروى نكنيد تا در اعمال ناشايسته طمع پيروى نداشته باشند"

خب! به نظرم اگه صادقانه با این جملات برخورد کنیم متوجه میشیم که ادعای من پر بیراه نیست و این نوع نگاه وجود دارد البته مثال بسیار زیاد هست.
آخرین ویرایش: 2 سال 8 ماه پیش توسط محمدرضا سلطانی پور.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

بیشتر
2 سال 9 ماه پیش #524 توسط علیرضا فرشچی
درست گفتی برادر، نگاهی که سعی دارد سخنان اسلام را در چارچوب‌های پیش‌فرض ذهنی جامعه بگنجاند هست، و یکی از نکته‌های دانش حدیثی همین است که پژوهشگر باید با ذهن خالی و بیطرف سراغ آیه و روایت برود.

پرسشی از دغدغه‌مندان: این نکته را بیندیشید که چرا خداوند منان این همه بر جفت آفریدن تاکید داشته‌است؟ اگر همهٔ آدمیان را مانند برخی جانداران نرماده و خوداتکا در زایش می‌آفرید، چه مشکلی پیش می‌آمد؟ باید از خود بپرسید حال که این گونه تاکید بر جفت کردن دارد، خداوند این جنس و آن جنس را چگونه می‌خواهد و برای هریک چه چیزهایی را مشترک و چه چیزهایی را اختصاصی قرار داده‌است؟
  • ﴿وَ هُوَ الَّذي مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فيها رَواسِيَ وَ أَنْهاراً وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ۝٣ رعد﴾ (اوست آن که زمین را کشید و درش کوه‌ها و رودها نهاد و از همهٔ میوه‌ها درش جفت گذاشت در حالی که روز را به شب می‌پوشاند. در آن نشانه‌هایی است برای قومی که می‌اندیشند)
  • ﴿... وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهيجٍ ۝٥ الحج﴾ (و زمین را خشکیده می‌بینی، پس چون آب بر او فروفرستادیم جنبید و رشد کرد و از هر جفتی خوش‌نما رویاند.)
  • ﴿أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنْبَتْنا فيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَريمٍ ۝٧ الشعراء﴾ (آیا به زمین ننگریسته‌اند که در آن چه اندازه از هر جفت گرانمایه رویاندیم)
  • ﴿خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها وَ أَلْقى‏ فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَميدَ بِكُمْ وَ بَثَّ فيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا فيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَريمٍ﴾
  • ﴿سُبْحانَ الَّذي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ ۝٣٦ يس﴾ (منزه است آن که همهٔ جفت‌ها را از آفرید، از آنچه زمین می‌رویاند و از خودشان و از آنچه نمی‌دانند)
  • ﴿وَ الَّذي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَ الْأَنْعامِ ما تَرْكَبُونَ ۝١٢ زخرف﴾ (و کسی که همهٔ جفت‌ها را آفرید و برای شما از کشتی و چارپایان آن آفرید که سوار می‌شوید)
  • ﴿وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهيجٍ ۝٧ ق﴾
  • ﴿وَ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ۝٤٩ ذاريات﴾ (و از همه چیز جفتی آفریدیم شاید شما یادآور شوید)
  • ﴿فيهِما مِنْ كُلِّ فاكِهَةٍ زَوْجانِ ۝٥٢ رحمان﴾ (در آن [دو بهشت] از هر میوه‌ای جفتی هست)
این آیه‌های نشان می‌دهد که نه تنها آدمیان، بسیاری از چیزها را خداوند جفت جفت آفریده، از ذره‌های بنیادین تا زن و مرد. آیا باید ساده از کنار این پدیده گذشت؟
بعد باید اندیشید که چه تفاوتی وشباهتی میان جفت‌ها در طبیعت هست؟ بعد این را دربارهٔ زن و مرد نیز اندیشید.
مثلا پروتون ماهیت اتم را مشخص می‌کند و جرم اصلی اتم را، ولی آیا مثلا پروتون از الکترون برتر است؟ آیا الکترون با پروتون مساوی است؟ آیا الکترون به خاطر پروتون آفریده شده‌است؟ آیا اینکه الکترون پیرامون پروتون پرسه می‌زند یعنی تحقیر الکترون؟
همین طور دربارهٔ میوه‌ها و شاخه‌ها نر و ماده.
از خود بپرسید چرا خداوند دو جنس آفرید؟ حال هر جنس چه جایگاهی دارد؟ آیا این دو جنس کردن پوچ بوده‌است؟
نگاهی به برترین جفت عالم یعنی امیرمومنان و حضرت زهرا (ع) بیفکنید.

یک رویکرد مبارزه با این حقیقت است و سعی می‌کند این حقیقت یعنی آفرینش جفتی را نفی کند، زن و مرد را یکی کند. رویکردی می‌پندارد یک عضو اصلی و دیگری فرعی است، رویکردی هم می‌شود داشت که این یک جفت است، «دو تا است» ولی «یک جفت» است.

محمدرضا سلطانی پور نوشته: ...
و از عنایات الهی در خلقت زمین، تولد حیوانات مختلف است… که بعضی برای خوردن اند… و بعضی برای سوار شدن و زینت… و بعضی برای بار کشیدن… و بعضی برای تجمل و آسایش و بعضی برای نکاح و آمیزش و خداوند برای شما از جنس خودتان همسرانی قرار داد و بعضی برای تهیه ی پوشاک و خانه و اثاث...

ملاهادی سبزواری از شارحان حکمت متعالیه نیز در حاشیه اش بر اسفار اینگونه این عبارت را تفسیر می کند که:

اینکه صدرالمتالهین زنان را در عداد حیوانات در آورده است اشاره ی لطیفی دارد به اینکه زنان به دلیل ضعف عقل و جمود بر ادراک جزئیات و میل و رغبت به زیورها و زینت های دنیا، حقا و عدلا نزدیک است که به حیوانات زبان بسته ملحق شوند، اغلبشان سیرت چهارپایان دارند ولی به آنان صورت انسان داده اند تا مردان از مصاحبت با آنها اکراه نداشته باشند و به نکاح با آنان راغب باشند و از همین جاست که شرع مطهر مردان را در کثیری از احکام، مثل طلاق و نشوز و ادخال ضرر بر ضرر، بر زنان غلبه و چیرگی داده است.

نکته اینجاست که ملاهادی میگوید : "از همین جاست که شرع مطهر مردان را در کثیری از احکام، مثل طلاق و نشوز و ادخال ضرر بر ضرر، بر زنان غلبه و چیرگی داده است"
...


توجه فرما که:
صدرالمتالهین در عداد جانوران نیاورده‌است. یکی از کاربردهای همسر است اعم از زن و مرد. همهٔ آدمیانْ بُعدی جانوری و حیوانی و بُعدی روحی و رحمانی دارند که در روایت‌ها هم اینها تفکیک شده‌است.
بعد هم نظر مرحوم سبزواری حالت نادری دارد که میان ما طلبه‌ها مثل است، نظری عجیب و شاذ است و نشاید که چنین نظری را گسترش دهیم به فقیهان شیعه.
تعریف‌های امام هم ملاک نیست، امام جای دیگر ظاهرا خطاب‌های تُندی به مرحوم صدرا دارد.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

بیشتر
2 سال 9 ماه پیش - 2 سال 8 ماه پیش #525 توسط محمدرضا سلطانی پور
آخرین ویرایش: 2 سال 8 ماه پیش توسط محمدرضا سلطانی پور.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

بیشتر
2 سال 8 ماه پیش - 2 سال 8 ماه پیش #526 توسط الهام دل داده
حرم- حرمت- احترام-...
ادب- آداب- تادیب-...
به نظرم بهتره کمی به این واژه ها فکر کنید
آخرین ویرایش: 2 سال 8 ماه پیش توسط مریم قاسمی.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

بیشتر
2 سال 8 ماه پیش - 2 سال 8 ماه پیش #527 توسط محمدرضا سلطانی پور
خیلی متشکر که تذکر دادید البته من بعید میدونم جایی اساعه ی ادب کرده باشم و صرفا نقل قولی از نهج البلاغه آورده ام (و توصیه ی شما در مرتبه ی اول باید به گوینده ی آن مطالب(حضرت علی) باشد و در مرتبه ی دوم به ناقل(بنده) البته ناقلی که خود در باره ی سخن قضاوتی نکرده است) و البته از اونجایی که در این گفت و گو ها قصدی به جز شنیدن و بالا تر بردن فهمم ندارم و این قصد پایین تر از اون هست که کسی خدایی نکرده ناراحت شود پاسخ آخرم رو حذف کردم.

موفق باشید.
آخرین ویرایش: 2 سال 8 ماه پیش توسط محمدرضا سلطانی پور.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

بیشتر
2 سال 8 ماه پیش - 2 سال 8 ماه پیش #528 توسط الهام دل داده
به نظر من بهتر هستش که از بین موضوعات بیشماری که در قرآن وجود داره دست روی موضوعاتی بذاریم که فهم مشترکی از اون وجود داره؛ چیزهایی که دکتر حقجو اسمشون رو گذاشتند «حرفهای روشن». این دست مسائل چالش برانگیز در طول تاریخ زیاد مورد بحث (چه مغرضانه و چه صادقانه) قرار گرفتند و البته اجماعی هم حاصل نشده... ماحصل ثابت و همیشگی این بحثها غفلت از حرفهای روشنه...
آخرین ویرایش: 2 سال 8 ماه پیش توسط مریم قاسمی.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

بیشتر
2 سال 8 ماه پیش - 2 سال 8 ماه پیش #529 توسط محمدرضا سلطانی پور
راستش تمایلی به ادامه ی این گفت و گو ندارم. اما در باب وجود خداوند هم اجماع وجود ندارد توصیه ی شما منجر به این خواهد شد که همگی بگوییم نمیدانیم خدا وجود دارد یا نه چون از زمان ارسطو تا همین امروز اجماعی نیست. و با این استدلال باید دین خود را مذهب خود را کنار بگذاریم چون اجماعی نیست و همه شیعه نیستند. و باید همه ی دانشکده های فلسفه را نیز ببندیدیم چون حتی در یک مساله اتفاق نظر نیست.

درباب اهمیت موضوع نگاه اسلام نسبت به زن همین قدر بس که الان به خاطر همین دید (که حضرت علی به همین موضوع تکیه میکنن در اون خطبه) شهادت دادن خانم ها کم ارزش تر از شهادت دادن مردهاست در دادگاه, به صرف مرد بودن یا خانم بودن و اگر من خانم بودم حتما به این مساله واکنش نشان میدادم چرا که صادق بودنم به عنوان یک شهروند زیر سوال رفته در اینجا و عملا به من گفته شده چون خانمم پس صداقتم کمتر از یک آقاست, و سوال و دغدغه ی دوست شما سرکار خانم آریان "که به نظر من کاملا صادقانه بود" و منجر به این گفت و گو شد به خاطر همین مساله هاست و اگر با خانم هایی که در حد بچه های این باشگاه دینی نیستند گفت و گویی داشته باشید میبینید که چه قدر این مساله در جامعه ی ما نقش اساسی دارد و موجب دین گریزی مردم شده است.

با احترام.
آخرین ویرایش: 2 سال 8 ماه پیش توسط محمدرضا سلطانی پور.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

بیشتر
2 سال 8 ماه پیش #532 توسط زهرا داورپناه
سلام
این بحث بسیار مهم و البته دشوار است و به نظرم همه مون باید در آن خیلی بافکر سخن بگیم چون مباحث مرتبط با "جنسیت و دین" در همه ادیان و حوزه ها واقعا چالشی و دارای مولفه های زیاد تاریخی، اجتماعی، روانی، اقتصادی و...هستند.وگرنه نتیجه می شود حرفهایی که همه جا هست.
اما نظر به ورود دیرهنگامم با عرض معذرت می خواهم به سوال اولیه برگردم
آمنه جان
من سال ها با این سوال درگیر بودم و حالا برای خودم جوابی دارم که مرا با این مفهوم به صلح رسانده.
مثال واقعی:
من زمانی آنقدر هم دلی ام و شناختم از بقیه کم بود که به هرکس فیلم هندی می دید، فحش می دادم(البته در دلم)
سال ها گذشت و من آنقدر با آدمهای مختلف آشنا شدم که فهمیدم آدمها متنوع اند و بعضی ها فیلم هندی دوست دارند و من باید به جای ناراحتی ، به آنها احترام بگذارم و اگر میتوانم سلیقه شان را بهبود دهم.
حالا حرف اصلی
1.بهشت برای هر کس، چیزی است.
خدا، خدای همه است. بخشی از این همه آدمها مثل شما خواسته های معنوی تر و والاتری دارند . افقشان این است که عند ملیک مقتدر پیش پای خدا بنشینند.بهشت شان این است.برخی دیگر علم و برخی دیگر معاشرت با نیکان و...
ولی برخی شرایطشان چنان ایجاب می کند که تقوای در حوزه جنسی برایشان سخت است. اینها به سختی از لذت هایی دوری می کنند که خیلی ها پرهیز نمی کنند. برخی از اینها ممکن است از خدا به خاطر اطاعتشان، جایزه ای از همین نوع بخواهند.
خب خدا چه بگوید؟
بگوید نه! در بهشت فقط هم نشینی با ارواح متعالی و کسب درجات معنوی است.
اصلا همه این را میفهمند؟ می خواهند؟ بهشت باید برای همه جذاب و لذت بخش باشد، نه فقط برای عارف ها و پیامبرها.
2.مراحل رشد را فراموش نکنیم.
حوری بهانه است. یک آدمی در مرحله نیازهای اولیه مزلو به دین مراجعه میکند خدا می گوید بیا من نیازهایت را پوشش می دهم.فلان غذا را نخور من غذای بهترت میدهم. فلان زن را نگاه نکن من خودم زنت میدهم.خانه مردم را نگیر من قصر بهت می دهم و...
بعد او به خاطر این تنقلات ، آدم بهتری میشود. بعد دیگر کلاسش می رود بالا و ممکن است برسد به مرحله ای که مثلا عزت بخواهد. خدا میگوید بیا < داریم.رشد می کند می رود بالاتر. باز خدا ولش نمی کند و خلاصه مرحله مرحله ، برای ما جایزه میگذارد تا بالا برویم. هرکس تا هر مرحله ای رفت، همانقدر جایزه دارد.
یکی حور می خواهد و می رسد. یکی جمال خدا میخواهد و می رسد. یکی خود خدا میخواهد که تا ابد می رود.
به این میگویند مسئله مراتب یعنی درجات. چون قرآن مختصره. درجات مختلف را خلاصه آورده.ولی مخاطب هر بحثی یک درجه ای از آدمها هست.
نتیجه این درجه بندی:
الف) دین برای همه آدمها مناسب می شود.
ب)می کوشد هر آدمی را با ایجاد جذابیت در مرحله ها ، یک قدم یک قدم جلو ببرد. کوچکترها دنبال زنگ ورزش به مدرسه میروند و بعد از بین همان ها، گروهی به جایی میرسند که فقط علم میخواهند. اما قدم قدم
به ترانه‌های شیرین به بهانه‌های زرین
بکشید سوی خانه مه خوب خوش لقا را
3.نکته نهایی
از حیث جامعه شناسی و حتی ادراک عامیانه ما
این قبیل وعده ها، بیشتر برای مخاطب مرد معنادار است. و زن ها به نسبت مردها کمتربا تقوای جنسی مشکل دارند.اگر خواستی آمارها و تحلیل های جرائم جنسی را یک نگاه بکن. مردها در آنها کنشگران مهم تری هستند.
ببخشید طولانی شد.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.