بارِ عام‎


يك. دیروز عصر رفتم دیدن نوزادی که تازه به دنیا آمده بود... این کار همیشه حال مرا خیلی خوب می­کند. بوی بچه­ های تازه به دنیا آمده را خیلی دوست دارم. مخلوطی از بوی بهشت و شیر و پودر بچه. هر بار یادم می ­افتد به این شعر رابیندرانات تاگور که هر نوزادی با این مژده متولد می­شود که هنوز خداوند از نوع بشر ناامید نشده است. به هر حال همه خانم دکترهای حاضر در میهمانی به مادر جوان بر اساس آخرین منابع علمی توصیه می­کردند که این بچه 9 ماه با تو بوده، با تو خیلی انس دارد. به خودت بچسبانش، نزدیک خودت بگیرش... این توصیه قدیمی­ها که بغلی می­شود اشتباه است. بچه آغوش مادر را می­خواهد تا آرامش داشته باشد. صدای مادرش، صدای قلب مادرش آرامش می­کند... من اما دیگر نمی­شنیدم، خیره شده بودم به چشم­های روشن کنجکاو و مضطرب دخترک کوچکی که تازه به دنیــــا آمده بود و در هم همه ­ی صـدای میهمانان شادی که دورش را گرفته بودند دنبال صـدا و تصـویر مـــادرش می­گشت.


دو. این رابطه مادر و کودک خیلی عجیب است. در احوال بچه ­ها که دقیق شده باشید تا چند ماه با همه غریبی می­کنند. بعد هم اگر کمی با کسی آشنا شدند و حاضر شدند در آغوشش جای بگیرند زود بی­حوصله می­شوند و برای آغوش مادر دلتنگ می­شوند. می­خواهند به آغوش مادرشان برگردند. چهار دست و پا که راه مـی­روند هی برمی­گردند پشت سرشان را نـگاه می­کنند خیـلی از مادرشـان دور نشده باشند. هروقـت احساس کنند دور شـدند تنـدتنـد برمی­گردند.


سه. توبه یعنی برگشت؛ برگشتی آنقدر با شوق و علاقه که شائبه­ ی هیچ دوری دوباره ­ای در آن نباشد. تـــوّاب یعنی نفسی که بسیار باز می­گردد. تـــوّاب یعنی تو[1] ای خــدای رحیـــم... تــوّاب یعنی آن­ها که تو دوستشان داری[2]... یعنی آن­ها که دلشان تندتند هوای تو را می­کند یعنی آن­ها که دوری از تو مضطربشان می­کند، تندی برمی­گردند به سوی تو به آغـوش تو... و اگر بر فرض محال در آغوش تو جایی نداشته باشند کولی بازی درمی­ آورند گریه می­کنند، آنقدر اشک می­ریزند تا جایی پیدا کنند در آغوش پر مهر تو که با آن انس دارند، آن­جا آرامند، فقط آن­جا آرامند و از ته دل لبخند می­زنند.
همیشه اول رمضان هزار خاطره از آغوش تو در دلم زنده می­شود... دلتنـگ می­شوم... بــارِ عـام که می­دهی می­خواهم بدوم به سوی تو، فقط می­خواهم خودم را به تو برسانم می­خواهم به سوی آغوش تو فرار کنم... تو که به وسعت کائنات آغوش گشوده ­ای برای من... تو که همیشه با عشق به سوی من می ­آیی و با عشق منتظر برگشت منی تو که با منی همیشه...

 


 

[1] فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ- 37 بقره
وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلى‏ بارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذلِکُمْ خَيْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بارِئِکُمْ فَتابَ عَلَيْکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ- 54 بقره
رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَکَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ وَ أَرِنا مَناسِکَنا وَ تُبْ عَلَيْنا إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ- 128 بقره
إِلاَّ الَّذينَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ بَيَّنُوا فَأُولئِکَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَ أَنَا التَّوَّابُ الرَّحيمُ- 160 بقره
أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ- 104 توبه
وَ عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَ ظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ- 118 توبه
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ يَأْکُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحيمٌ- 12 حجرات
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَکِیمٌ – 10 نور
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا- 3نصر
[2] وَ يَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحيضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ- 222 بقره

  • مهمان - مهمان

    یا رب نظر تو برنگردد هرگز........

افزودن نظر