مناجات بیچارگان گستاخ سر به هوا

ای قیام کننده­ ی آرزوشده، ای عدل وعده داده شده
قلب مرا به عشق خدا قائم کن، آرزوهایم را به آرزوهایت بچسبان، اگر عدل گذاشتن هرچیز سرجای خودش است منِ به هم ریخته را مرتب کن، لطفا مرا از اول برای خودت بچین

ای پسرِ معجزات موجود ای پسرِ دلایل روشن ای پسر راه راست ای پسر خبر بزرگ
معجزه کن مرا روشن کن به راه راست برسان بگذار در آن اتفاق بزرگ در کنار تو نقشی عاشقانه بازی کنم
آشکار شو ای دوست خدا، پسر پیغمبر، همنام رسول خدا... فکرهای باطل مرا پاره پاره کن و حق را ثابت و محقق کن
ای پناهگاه مردم ستمدیده ای کمک کننده ی هر که یاری جز خدا ندارد ای تجدید کننده­ ی احکام تعطیل کتاب خدا و ای استحکام بخش علامت­های دین و سنت­های پیغمبر
لطفاً ما را در باشگاه قرآنی نور تنها نگذار

گیریم ما بد ما بدقول ما بی خیال ما بی عرضه ما بی توجه ما بی حواس ما بی شعور تو که پسر پیغمبری هستی که "طبیب دوار بطبه" بود نباید یک سراغ از ما بگیری یک دوایی بمالی روی این دل ناسالم خراب
نباید یک آبی از حوض جدت بپاشی رویش پاک و بیدارش کنی... بعد آن روی وجه اللهیت را بالا بگذاری بتابی روشنش کنی..
.
.
.
آخر خدایا ما اصلا هیچی.. گیریم که هفت قرآن به میان ما به جهنم... حبیبت "محمد" را به دیدارش شاد کن
به گل روی رحمت للعالمینت به بیچارگی ما رحم کن...
*این دعا حاوی برداشت­هایی از دعای عهد زیارت آل یس و دعای ندبه است.

  • مهمان - فاطمه

    الهی امین

افزودن نظر