راستش می خواستم بپرسم آیا زیر چادر شما برای ما هم جایی هست بانو؟

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه سال سوم باشگاه نور‎

fatemehامروز روز نزول سوره هل اتی است بانو
پس از سه روز روزه و بخشش کریمانه، خدای آسمانها زبان به تعریف از شما گشوده که "یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا"
ما گرسنه‌ایم.. خسته‌ایم سر هزار سفره نشسته‌ایم هزار حرف و سخن شنیده‌ایم هزار کتاب خوانده‌ایم و شبیه گرسنگانی هستیم که به جای غذا عکس و مجسمه گچی غذا به خوردشان داده‌اند.. ضعف کرده‌ایم.. قلبمان دارد تابه تا می‌زند.. مسکین و یتیم و اسیریم.. کاش به داد ما هم برسید بانو..
پشت در خانه شما به انتظار ایستاده‌ایم تا فهم و انس با قرآن نصیبمان کنید و دل روشن و دید روشن و یقین و اخلاص و نیت روشن و عمل روشن و حکمت روشن و دوست داشتن‌های روشن و دیدارهای روشن و شادی‌های روشن..
بازهم بگویم؟ یا شما که از همه مادرترید خوب می‌دانید چگونه روشنم کنید
بانو حرف آخر دلم را بگویم؟ راستش این همه بهانه روشن آوردم آسمان و ریسمان بافتم بپرسم آیا زیر چادر شما برای ما هم جایی هست بانو؟

اعضای بسیار محترم و دوست داشتنی باشگاه نور
هر بچه‌ی آدم سالمی در پایان دو سالگی می‌تواند به راحتی بایستد، بدود، وقتی می‌افتد، دومرتبه بلند می‌شود و شروع به دویدن می‌کند
اگر به کودک در سن دو سالگی عکس‌های افراد آشنا نشان داده شود می‌تواند تشخیص دهد. کودک در این سن قادر است صفحات کتاب را ورق بزند و نکات جزئی عکس‌های کتاب را تشخیص دهد. کودک در سن دو سالگی به گوش کردن به گفتگوی پدر و مادر و دیگران علاقمند است و در حالی‌که بازی می‌کند با خود صحبت می‌نماید. او در این سن حداقل 50 کلمه می‌گوید (البته محفوظات او بیشتر از این تعداد است) و جمله‌ی کوتاهی را می‌تواند بگوید و فرمان‌های ساده را می‌تواند اجرا کند..
بچه‌ها برنامه سال سوم:
1- کار جدی تدبر روی "ان الله لا یحب.."های قرآن به ترتیبی که اعلام می‌شود با احیای قرارهای صبحانه.
اولین قرار:  "إِنَّ اللَّـهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ"


1- الْمُعْتَدِينَ 2- الْفَسَادَ/ الْمُفْسِدِينَ 3-كَفَّارٍ‌ أَثِيمٍ /الْكَافِرِ‌ينَ 4-الظَّالِمِينَ 5-خَوَّانًا أَثِيمًا /الْخَائِنِينَ 6-الْمُسْرِ‌فِينَ 7-الْمُسْتَكْبِرِ‌ينَ 8-الْفَرِ‌حِينَ 9-مُخْتَالٍ فَخُورٍ‌ 10- الْجَهْرَ‌ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَن ظُلِمَ

2- حفظ سوره یونس
3- شرکت در مسابقه‌های مطالعه موردی شخصیت‌هایی که خدا دوست دارد و ندارد
اولین مسابقه موسی
4- گزارش‌های دقیق ماهانه از سوالاتی که از مطالعه آیات در هر ماه برایتان به وجود آمده و آثار اخلاقی عملی آیات در هر ماه.
ببینم چکار می‌کنیدااااا

  • مهمان - زهرا سهرابی

    سلام
    اول از همه واقعا از شما بانیان باشگاه متشکرم که هیچگاه سست نشدید و همچنان برای آینده باشگاه فکر میکنید و برنامه میریزید.
    برنامه سال سوم خیلی منو ذوق زده کرد. هرچند در سال دوم به نظر خودم بچه تنبل باشگاه بودم، ولی دوس دارم امسال پا به پای باشگاه قدم بردارم و به یاری خدا بر معرفت قرآنی خودم هرچند ناچیز اضافه کنم.
    برایتان از خدای مهربان طلب عاقبت بخیری داری.
    ( خوشحالم، حس میکنم میتونم دوباره و بهتر شروع کنم.)

  • سلاااااام خانم دکتر ناز نازنین مهربون.
    ممنون. مثل همیشه از نوشتتون لذت بردم.
    چشم انشاالله بتونم بچه خوبی باشم ...

  • سلام
    به امید خدا ... ان شاءالله همه موفق باشند ...
    مایه ی دل خوشی من حفظ سوره ی یونسه .... شاید مثل اون وقتا که با کلی تلاش تو یه هفته کهفو حفظ کردم که پام به باشگاه باز شه و امام رضا راهم بده این دفعه هم کمکی بشه به زندگی من که شاید برکت ازش رفته خیلی وقته
    ایشالا همه واسه هم دعا کنیم ...

  • خدای مهربون مثل همیشه به نام تو
    سلام
    خدا رو شکر که کودک شیرین باشگاهمان وقت دویدنش رسیده. واقعا دیگر باید بدویم. وقت نداریم. اصلا وقت نداریم. مادرمان برای حمایت از ولایت می دوید مگه نه؟ برای نگه داشتن علی ، برای احیای غدیر، برای اینکه روزی روزگاری باشگاهی به نام نامی قرآن برپا شود. برای "ما "می دوید مگه نه؟
    حالا برای اینکه زیر چادرش زیر سایه اش زیر عَلَمش برای همیشه جاگیر شویم، باید بدویم.
    بیایید بدویم تا بعد یونس خیلی زود نوبت به هود و یوسف و نوخ و ابراهیم و سرورمان محمد ( علیهم اسلام) برسد.
    خانم دکتر
    هستیم
    مثل همیشه مواظبمان باشید

  • با سلام به شما عزیزان
    بسیار سپاسگذار که این فرصت بسیار ارزنده را برای همگی ما اعضای باشگاه قرانی و سایر دوستانی که انشالله به جمع دوستانه ما خواهند پیوست فراهم اوردید
    انشالله که در سال سوم شاهد برکات قرانی فراوان در همه لحظات زندگیمان باشیم
    یا حق

  • سلام خداوند بر مادر خاندان نبوت و کرامت!
    و سلام بر اهالی نور و اعضای باشگاهی نورانی!
    خداوند را سپاس بی نهایت که عضو باشگاهی هستم که مدیرش از سستی های موجه و غیرموجه اعضایش ناامید نمی شود...
    ...
    طاووس جنّت! خاکیان را التفاتی
    حبسی که ما داریم، زندان هم ندارد!
    ما را امید دیدن جانان نگه داشت
    هر کس که نومید است جانان هم ندارد!
    درد تو با آیات ما را آشنا کرد
    ورنه دل ما درد قرآن هم ندارد!
    در مسیر حق مستدام باشید.

  • مهمان - نام

    [b]به نام خدا
    اگه این متن را ادامه بدیم باید بگیم که وقتی انسان هشتاد سالش شد باز هم کودک 2 ساله میشه پس هرچی یاد گرفت از یادش میره!اما یه چیزی همیشه می مونه واون چیز رفتار ومنش اون انسان،آثار اعمالش توی این مدته.کاش بعضی وقتها به جای دنبال جمله ها و حفظیات دنبال چیزهای ساده تری بودیم.فکر می کنم دارید یه مقداری سخت گیری می کنید.حداقل توجامعه فعلی ماهرکی به سایتهای مشابه شما سربزنه یه جورایی کارش خیلی درسته چه برسه به این بچه ها که وقت می ذارند ومیان دنبال این مفاهیم .راستی حضرت فاطمه هم باشگاه و... داشت؟و کارهای زندگیش را کنار گذاشته بود یا اینکه کنار کارهای زندگی اصول را یاد می گرفت ویاد می داد.خواهرمن اینها یه جورایی فرشته اند اگه همینطوری حفظشون کنی جای تحسین داره.
    واما مسابقه ای تحت عنوان "مطالعه موردی شخصیت‌هایی که خدا دوست دارد و ندارد" گذاشتید چندتانکته داره اولا حتی اونایی که خداونددربارشون میگه ان الله لا یحب کل مختال فخور ،برای همیشه نمیگه چون بشری که خودش خلقت کرده را دوست داره فقط رفتارهاش را نکوهش میکنه، دوما همون بشر ی را که تنبیه میکنه وخودش با پای خودش به جهنم راهی میشه بعد از جزای عملش میبره بهشت (به شرط احقاق حق الناس)پیش خودش، حتما دوستش داره.
    حالا نظر شما راجع به آدمهایی که با عقایدتون مخالفند یا مثل شما درباره خدا وپیغمبرونمازو... فکر نمی کنند، چیه؟ گروه داعش میگن نه !شما چی؟
    جواب راه شما اینه "شخصیت‌هایی که شما دوست دارید و ندارید" و اینا بدونید که باید مردم را دوست داشته باشید تا به راه درست هدایتشون کنید مثل امام حسین که خودش را فدای مردم کرد چون دوستشون داشت.اما مثل قیم باهاشون رفتار نکرد

  • مهمان - آسمان

    السلام علیک یا زینب کبری سلام الله علیه
    خودم دیدم که صحرا لاله گون بود
    زمین از خون یاران غرقه خون بود
    خودم دیدم فضاى آسمانها
    پر از انا الیه راجعون بود
    خودم دیدم که نور چشم زهرا
    جراحات تنش از حد فزون بود
    خودم دیدم که بر هر برگ لاله
    نوشته این سخن با خط خون بود
    گلى گم کرده ام میجویم او را،
    به هر گل میرسم میبویم او را
    خودم دیدم گلوى اصغرش را
    خودم در بر کشیدم اکبرش را
    اگر چه از کنار نهر علقم
    زگریه منع کردم خواهرم را
    خودم دیدم که زهرا ناله میکرد
    خودم دیدم سرشک مادرم را
    مکن منعم اگر با اینهمه داغ
    زنم بر چوبه محمل سرم را
    گلى گم کرده ام میجویم او را
    ، به هر گل میرسم میبویم او را
    خودم دیدم که دلها مرده بودند
    خودم دیدم همه افسرده بودند
    خودم دیدم کبوترهاى معصوم
    همه در زیر پر، سر برده بودند
    خودم دیدم که گلهاى نبوت
    زبى ابى همه پژمرده بودند
    همان جایى که فرزندان زهرا
    بجرم عشق سیلى خورده بودند
    گلى گم کرده ام میجویم او را
    ، به هر گل میرسم میبویم او را
    گل من یک نشان در بدن داشت
    ، یکى پیراهن کهنه به تن داشت

افزودن نظر