نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی

baharدمدمه‌های بهار همیشه برای من با آمیزه‌ای از شوق و دلشوره همراه بوده است. یادش به خیر صدای مادرم هر سال دوباره در گوشم می‌پیچد که اگر جایی را خوب تمیز نکنی بهار آن‌جا نمی‌آید... و من هر وقت که از پاک کردن آن‌همه سوراخ سنبه خسته و بی‌حوصله می‌شدم و دست از کار می‌کشیدم.. دلم برای آن‌جاها که خوب تمیز نشده بود می‌سوخت و فکر می‌کردم چقدر غصه‌دار می‌شوند اگر بهار سراغشان نرود و باز شروع می‌کردم، زیر تخت و پشت کمد و توی کشوها حتی و هرجا و هرکسی که فکر می‌کردم ممکن است دستم به سختـی بهش برسد را با دلسوزی و جدیت پیدا می‌کردم و می‌تکاندم و می‌شستم و برق می‌انداختم که دلش نگیرد از ندیدن و نیامدن بهار...
این روزها خسته‌ام دستم به آن ته‌ته‌های خودم نمی‌رسد، کاش یکی می‌تکاندم
یا ربیع الانام
چون شاخه‌های خسته و خشکیم در غبار... ما را پر از شکوفه کن ای حضرت بهار

*اسفند اما کلا سرشار از حس عبور و گذار و آغازگری است. مثل لحظه‌های استجابت دعاست... مثل بین الطلوعین است... مثل لحظات آخر یک صبر جان‌سوز و نفس گیر... مثل خوف و رجا... مثل شوق و درد لحظه تولد یک نوزاد... مثل حس یک ساعت قبل از شروع سفر وقتی همه‌ی چیزها را جمع کرده ای ولی هنوز راه نیفتاده ای...
*نه که حواسم به سنبل‌های بنفش و شقایق‌های قرمز که سرتق و جدی لابلای گله های برف سرشان را در می‌آورند نباشد نه... ولی من به آن‌ها تندیس بهترین بازیگر نقش مکمل را می‌دهم!
نقش اول سناریوی اسفند اما درخت‌ها هستند! درخت‌ها مرا یاد اولیاء خدا می اندازند...
وقتی نصفه شب توی سرمای زمستان شاخه‌های یخ زده‌شان را به سمت آسمان خدا بالا گرفته‌اند و آرام چیزی را زمزمه می‌کنند یادم می‌افتد به " از بستر خواب پهلو تهی می‌کنند و پروردگارشان را با بیم و امید می‌خوانند و از آن‌چه به آن‌ها داده‌ایم انفاق می‌کنند. ۱"
بعد هر چی در طول روز نگاهشان می‌کنم می‌بینم مومنانه چشم از آسمان برنداشته اند انگار هیچ کس به اندازه آنها باور ندارد که " رزق شما و هر چه به شما وعده داده شد در آسمان است.۲ "
توی سوز زمستان، زیر سنگینی برف‌هایی که این روزها اگر ببارد شبیه کسانی هستند که برای خدا صبر پیشه کردند و به اقامه نمازشان ادامه دادند و از هر چه روزی‌شان شده آشکار و پنهان انفاق کردند.۳
وقتی می بینم با این همه شلختگی و بی توجهی ما به محیط زیست هنوز بی هیچ وقفه‌ای بدی‌های ما را با خوبی دفع می‌کنند با خودم فکر می‌کنم درخت‌ها شاید از ما خوش عاقبت‌ترند. ۴
اما این باران‌های نزدیک بهار که می‌بارد، دیگر مجنون می شوند، در پوست خودشان نمی‌گنجند همه‌ی رزق عشق و ایمان‌شان را رو می‌کنند...
بیهوده نیست که دست کشیدن به پوست سبز و نرم و برّاق جوانه‌ها آدم را عاشق می‌کند، بیراه نیست شکوفه‌ها آدم را سرکیف می‌کنند، این همه اتفاق عاشقانه بعد از این صبوری طولانی هر قلبی را رقیق می‌کند...
*دمدمه‌های بهار که می‌شود من هم دلم می‌خواهد سر نماز درخت تو باشم... بایستم و قرآن بخوانم و نسیم عشق تو در جانم بپیچد و من برای تو آرام تکان بخورم...
از مائده عشق آسمانی‌ات ما را سرشار کن ای خدای بهار
... رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَکُونُ لَنا عيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آيَةً مِنْکَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقينَ ۵


[۱] تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ- سجده/ ۱۶
[۲] وَفِي السَّمَاء رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ -ذاریات/ ۲۲
[۳] وَ الَّذينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولئِکَ لَهُمْ عُقْبَي الدَّار-ِ رعد/۲۲
[۴] أُوْلَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ- قصص/۵۴
وَ الَّذينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولئِکَ لَهُمْ عُقْبَي الدَّار-ِ رعد/۲۲
[۵] مائده / ۱۱۴ 
  • مهمان - سارا

    سلام
    مثل همیشه عالی بود خانم دکتر عزیز
    انشالله که درون هامون هم بهار بشه و بهاری بشیم
    التماس دعا
    .

  • سلام
    براتون دعا می کنم . ان شاءالله که عاقبت به خیر شوید. از همه اعضای محترم التماس دعا دارم. شاید به دعای خیر شما خوبان امسال بهار ما هم دل سبز شویم.

  • مهمان - الهام دل داده

    عالی بود...عالی...
    در انتظار نسیم بهار؛ زیر چادر گل گلی مادر بهار:)

  • مهمان - دانشجو

    رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَکُونُ لَنا عيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آيَةً مِنْکَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقينَ...
    آمین...از دعای شما ان شاءالله;)

  • مهمان - نام

    خداي مهربان
    بخاطر تمام لحظه هايي كه منتظرم بودي و نيومدم ، منو ببخش
    بخاطر تمام لحظه هايي كه منو می دیدی و من نديدمت ، منو ببخش
    بخاطر تمام لحظه هايي كه برام خوبی خواستي و من بدی كردم ، منو ببخش
    بخاطر تمام لحظه هايي كه اميددادی ومن نا اميدت كردم ، منو ببخش
    بخاطر تمام لحظه هايي كه بهم فرصت دادی و من وقت نداشتم ، منو ببخش
    بخاطر تمام لحظه هايي كه تنهام نگذاشتي و من خودمو تنها ديدم منو ببخش
    شنیدم :اونایی که به بیداری تواعتماد دارندراحتتر می خوابند
    وتوگفتی که قبل از خواب بقیه رو ببخش تامن قبل ازاینکه بیدار بشی شما را ببخشم
    تو همه چی رو دادی و من نگرفتم،نشون دادی و ندیدم،گفتی و نشنیدم...
    اما تو سال نو بازم ازت خیلی چیزها رو میخوام
    یا مقلب قلب من دردست توست
    یا محول حال من سرمست توست
    کن توتدبیری که در لیل ونهار
    حال قلب ما شود همچون بهار
    یا مقلب قلب او را شاد کن
    یا مدبر خانه اش را اباد کن
    یا محول احسن الحالش نما
    از بدیها فارغ البالش نما
    ای لطف بیکران،ما را در راه خودت قرار بده با یاد خودت به هر طرف ببر حتی اگه راه اشتباهی رو میریم دستمون رو رها نکن .
    یکی از بزرگان گفتند برای طریقت، ابتدا باید شریعت رو درست کرد، بعضی ها هنوز شریعتشون درست نیست، میخوان طی طریقت کنن .و شریعت هم، چیزی جز عمل کردن به قرآن نیست.پس خدایا این فضا و بانی هاش رو حفظ کن واز شر آدمای بدی مثل ما حفظ کن
    واین جمله را هم از همینجا اقتباس می کنم :اسفند سرشار از حس عبور و گذار و آغازگری است. پس آغازهایتان توام با پیروزی و نوروزهایتان سرشار از شادی و آرامش باشه درخت وجودتان سبزودستهایتان به سمت آسمان کشیده تر باشه. بعضی چیزها را نمیخواد تجربه کنی یکیش خوبیه که چشم دیدن میخواد گه ظاهر وپیداست.ما به خوبی اهل تقوا ایمان داریم حتی اگه فرصت آشنایی پیدا نکرده باشیم.پس خدایا توسال جدیدآدمهای واقعی را سر راهمون قرار بده.،اهل ایمان الَّذينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا

  • مهمان - م

    باسلام وتبریک سال نو
    یه پیشنهاد داشتم اگه امکان داره یه قسمت توی سایت بذارید برای خاطرات این عزیزان که بتونه کمی حس وحال بیشترایجادکنه. وهرکسی خاطراتش بیشترین استقبال رو داشته باشهیه جایزه خوب بگیره. برای شروع هم یه خاطره تعریف می کنم. ولی شماهم بسم ا...
    راستش همین اواخر یه مقدار حالم بدشده بود واحوال مناسبی نداشتم خلاصه یکی ازدوستان زیارت یا تخت فولاد را به من پیشنهاد کرد.خودم معمولا امامزاده شاه زید را انتخاب می کردم وشهداوتخت پولاد راهم کم وبیش به مناسبت ایام سرمیزدم.اتفاقا اون روز یک دفعه کلی کار ریخت روسرم که تا دیروقت ادامه داشت منزل که رفتم هنوز حال حوصله هیچ چیزرانداشتم کم کم به سرم زد که برم و پیشنهاد عملی بشه.امادیروقت بود شاهزید که قطعا بسته بود.خلاصه حرکت کردم تارسیدم تخت پولاد چندتافاتحه خوندم دیدم یه مقدار اونطرف تر هم یه بنده خدایی که چادر به روی سرش کشیده بود سریه قبر نشسته وبرای اهل قبورفاتحه میخونه گفتم ای خدا تو چقدر بزرگی که تواین ساعت برایادمها یه جایی راگذاشتی که درد دل کنند.تواین فکرهابودم داشتم براخودم غرق خیالت می شدم که اون بنده خدا بلند شداماانگارقدش بلندتر از افراد معمولی بود اومد برگرده وبه طرف من نگاه کنه که من دوتاپاداشتم دوتادیگه هم قرض کردم. وتا سوارماشین شدم وازاونجادورنشدم پشت سرم راهم نگاه نکردم
    بعدها گفتم ای خدا اولا من که خیلی ادعای نترس بودن داشتم چه زود ترسیدم
    ثانیا بهم گفتی که الکی سرخودم معطل نشم
    ثالثا هرچیزی وقتی داره
    رابعا زیارت اهل قبور دل واقعی نیاز داره وما ادعای زیادی داریم

  • مهمان - انسان

    خاطرات سالهای گذشته فراموش نمیشه اگه عمیقا روی ادم تاثیرگذاشته باشه!
    یادمه سالها پیش که راهنمایی بودم تو مسابقات علمی ، مفاهیم و حفظ ،قرائت ،نهج البلاغه وکتابخوانی تو همش اول شده بوده ام وتو مرحله استانی بایستی شرکت می کردم.جالب بود که روز موعود فهمیدم که حفظ و قرایت هردو تاش با هم امتحان کتبی داشتند ومن می خواستم هردوتا راباهم شرکت کنم .خلاصه کسی هم پیش بینی این موضوع را نکرده بود و من نتونستم خیلی خوب امتحان هردوتا را بدم درحالی که یکی از دوستان که بعد از من بود ومیتونست جایگزین بشه ! ومطمئنا می تونستیم هردوتامون موفق بشیم را اجازه ندادم شرکت کنه واین غرور من نگذاشت وشکست خوردم!
    شام را که برگزارکننده ها می دادند من دوتا ژتون شام داشتم و هی به کارهای خودم فکر می کردم و خلاصه حالم گرفته بود.بعدهابااون دوستم به یه دبیرستان خوبی رفتیم واون خیلی چیزها را به من یاد داد چشمهای آبی اون هیچ وقت ازیادم نمیره که به من ذل می زد و حرف میزد ودایم راهنمایی ام می کرد.متاسفانه تو سال اخر دبیرستان اون تویه عمل جراحی قلب فوت کرد و نتونستم بهش بگم شرمند ه شم.حالا هر وقت سرخاکش میرم علی را صدا می زنم و یاد مسابقات قرانی می افتم وصدای دلنشین اون و قرائت قرانش.آره من تقریبا از اون فضا دور شدم اما یه چیزی را تو زندگی یاد گرفتم که خیلی چیزها تو زندگی هست که اگه از دست دادی دیگه بدست نمیاری!پس ای عزیزانی که به قیامت و خدای اون اعتقاد دارید فرصتها را از دست ندید وبرای بدست آوردن هرچیزی با تمام وجود تلاش کنید که زمان به گذشته برنمی گرده و خسارت ان قابل جبران نیست

  • مهمان - دنیا

    انشا... سال 94 سالی باشه پرازموفقیت و اتفاقات مهم توی زندگیتون که اگه ازتون پرسیدند نقطه عطف زندگیتون کی بود بگید سال 94 عجب سالی بود
    درختان، هر يك به تنهايي آيتي هستند كه قدرت و توانايي خداوند را در برابر چشم هر بيننده‌اي به نمايش مي گذارند و هر بخش از اين آفرينش عجيب و زيباي خداوند، دفتري عظيم از معرفت خداوند بزرگ است.
    برگِ درختانِ سبز در نظر هوشيار هر ورقش دفتري است معرفت كردگار
    بگیر دست دعا فاطمه برای خودت
    بخوان دعای شفا نذر زخم های خودت
    بیا و فاطمه دیگر مگو حلالم کن
    مگو که رفتنی ام،جان مرتضای خودت
    نظر نما که دو دست قنوت من بالاست
    که آمّین بگوید به ربنای خودت
    ببین که ملتمسانه به تو نظر دارند
    کنار بسترت امشب،یتیم های خودت
    کمی مراقب این سینه ی ترک زده باش
    که نشکند به زیر بار سرفه های خودت
    نفس کشیدنت این روزها که آسان نیست
    وَ بی صدا شده است سوز های های خودت
    چه آمده به سرت بین کوچه ها زهرا؟؟
    که مرگ می طلبی هر شب از خدای خودت
    به جای ناله ی « عَجِّل وفاتیِّ» هر شب...
    بیا فقط بطلب از خدا... شفای خودت
    مرو که خانه ی عمرم خراب می گردد
    سلام های علی بی جواب می گردد

  • مهمان - باران

    بوی باران بوی سبزه بوی خاک
    شاخه های شسته باران خورده پاک
    آسمان آبی و ابر سپید
    برگهای سبز بید
    عطر نرگس رقص باد
    نغمه
    شوق پرستو های شاد
    خلوت گرم کبوترهای مست
    نرم نرمک می رسد اینک بهار
    خوش به خال روزگارا
    خوش به حال چشمه ها و دشت ها
    خوش به حال دانه ها و سبزه ها
    خوش به حال غنچه های نیمه باز
    خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
    خوش به حال جام لبریز از شراب
    خوش به حال آفتاب
    ای دل من گرچه در این روزگار
    جامه رنگین نمی پوشی به کام
    باده رنگین نمی نوشی ز جام
    نقل و سبزه در میان سفره نیست
    جامت از ان می که می باید تهی است
    ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
    ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
    ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
    گر نکویی شیشه غم را به سنگ
    هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

  • مهمان - بیست

    نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
    من نگويم که کنون با که نشين و چه بنوش که تو خود دانی اگر زيرک و عاقل باشی
    چنگ در پرده همين می‌دهدت پند ولی وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی
    در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است حيف باشد که ز کار همه غافل باشی
    نقد عمرت ببرد غصه دنيا به گزاف گر شب و روز در اين قصه مشکل باشی
    گر چه راهيست پر از بيم ز ما تا بر دوست رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی
    حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد صيد آن شاهد مطبوع شمايل باشی
    قَالَ علی [عليه السلام] امْشِ بِدَائِكَ مَا مَشَى بِكَ .
    با درد خود بساز ، چندان كه با تو سازگار است.

  • مهمان - شروع بی انتها

    سال نو فرا می‌رسد
    و قلب من نیایش می‌کند:
    خدایا مرا متبرک گردان
    تا هر روز که در راه رسیدن به تو گام برمی‌دارم
    با تحسین و حیرت
    زیبایی را بجویم که همانا سرشت توست
    خدایا مرا برکت آن بخش
    که هر روز وظیفه‌ی خویش را به انجام برسانم
    به دوستانم و به اطرافیانم یاری رسانم
    تا بار خود را در فراز و نشیب زندگی بر دوش کشند
    و هر روز نیایش کنم:
    در آفتاب و باران بادا که خواست تو تحقق پذیرد.....

  • مهمان - فرهاد

    یا مقلب القلوب و الابصار
    یا مدبرالیل و النهار
    یا محول الحول و الاحوال
    حول حالنا الی احسن الحال
    با رسیدن بهار، طبیعت ردای سبز بر تن می کند و انسان ها را به مهرورزی، گره گشایی و هم گرایی فرا می خواند.
    بهار، پیام آور تعادل است و اینکه در سایه تعادل، زندگی زیبا می شود.
    با دیدن بهار، رحمت و محبت خداوند را به یاد می آوریم.
    بیاد می آوریم چشمه مهر خداوند همواره سرازیر است و اگر ما او و نشانه هایش را فراموش کنیم، او بادگرگونی فصل ها جلوه گری می کند تا شاید دلی به یاد او افتد و چشمی از خواب غفلت بیدارشود.
    واین هفت سین تقدیم شما
    سلام قولا من رب الرحیم
    سلام علی موسی و هارون
    سلام علی ابراهیم
    سلام علی نوح فی العالمین
    سلام علی المرسلین
    سلام علی آل یاسین
    سلام هی حتی مطلع الفجر
    وسلام به اهل ایمان که با نرمی دلهای سخت را به سوی خداوندرهنمون می کنند

  • مهمان - ماجده

    چه تصویر قشنگی بود...اینکه بهار فقط به جاهایی که تمیز شده باشند سر میزند. و چه قشنگتر وصف اسفندماه بود!پر از احساس مشترک!
    من که هیچ جای وجودم تمیز نشده،من که زیر غبار و کثیفی ناپدید و مات شده ام. من که بهار را درک نخواهم کرد و زمستانم حتی از درختان، کم بار تر است، به درد کدام فصل سال میخورم؟!؟

  • مهمان - بهار

    دعای تحویل سال نو در قالب جملاتی کوتاه درخواست زدودن غبار از فطرت و دستیابی به بهترین احوال است، تحویل حال به احسن الحال همان تغییر سوء حال انسان به حسن حال الهی است.
    یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول والاحوال، حول حالنا الی احسن الحال.
    عید ازعود گرفته شده و در لغت ‏به معنای بازگشتن است. دگرگونی سال جدید و بازگشت‏ بهار نو و نوروز، عیدهایی چون عید فطر را تداعی می‏کند.
    مسلمان روزه‏ دار پس از یک ماه عبادت روزی را که غبار از فطرت توحیدی‏اش زدوده شده به فطرت توحید بازگشته است، عید می‏گیرد. البته مراتب این بازگشت در افراد مختلف فرق می‏کند.دعای تحویل سال هم با جملاتی کوتاه همین مسیر را پیش پای انسان می‏گشاید. “مقلب القلوب و الابصار” پروردگار است که قلب‏ها را به سمت کمال دگرگون می‏سازد و چشم‏ها را به سوی خود می‏دوزد. قلب‏ها چون کرات دگرگون می‏شوند؛ ولی پس از دگرگونی، باید استواری یابند؛ زیرا در ادعیه وارد شده است: « و ثبت قلوبنا علی دینک؛ قلب‏های ما را بر دین خود ثابت ‏بدار.» اگر قلوب دگرگون شدند و سپس بر دین الهی استوار گردیدند، ابصار نیز چنین می‏شوند؛ زیرا ابصار فرمانبردار قلوبند. شاید از این رو اول قلوب و سپس ابصار ذکر شده است.
    “یا مدبراللیل و نهار” لیل و نهار نماد ظلمت و نورند. اگر او شب و روز را تدبیر می‏کند، ظلمت و نور را هم می‏آفریند. پس فقط او می‏تواند چنان تدبیر کند که پرده ظلمت از روی دل کنار رود و نور معرفتش بر آینه قلب بتابد. درآیه ۲۵۷ سوره بقره می‏فرماید: «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و… ؛ خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‏اند، آن‏ها را از ظلمت‏ها به سوی نور بیرون می‏برد.» محول سال و حال او است.
    قرین بودن تحویل سال با تحویل حال نکته ‏ای در خور اهمیت است که کمتر به آن التفات می‏شود . آن قدر که تحویل سال و رسوم آن خود نمایی می‏کند، تحویل حال جلوه‏ ای ندارد و در پشت پرده غفلت هیچ انگاشته شده است.
    حسن حال الهی به معنای وجود تمام کمالات به نحو اتم و اکمل در ذات اقدس الهی است. احسن الحال بودن برای ما یعنی رسیدن به تمام آن کمالات به قدر ظرفیت وجودیمان، زیرا ما حالی احسن و برتر از آن نداریم . تحویل حال به احسن الحال همان تغییر سوء حال انسان به حسن حال الهی است و این تغییر وقتی تحقق می‏یابد که :
    ▪ از پلیدی گناه رهایی یابیم، زیرا بدترین حال انسان و پست‏ترین مقام آدم هنگامی است که در باتلاق گناه فرو می‏رود.
    ▪ انجام واجبات را چون چراغی فرا راه خود قرار دهیم تا ما را به سوی حسن حال الهی رهنمون شود.
    ▪ زنگار صفات پلید را از آینه دل بزدائیم تا سوء حال ما به حسن حال نگار تبدیل شود. از این رو، یکی از اعمال عید نوروز، روزه گرفتن است تا انسان خود را در راستای رسیدن به احسن حال، یعنی وصول به حسن حال الهی، قرار دهد و به اخلاق الله متخلق سازد.
    قال علي (عليه السلام):
    «كُلُّ يَوْم لايُعْصَي اللهُ فيهِ فَهُوَ عيدٌ»;
    «هر روزي كه در آن، معصيت و نافرماني خداوند نشود عيد است»
    حضرت علي (عليه السلام) هر روزي را كه انسان موفّق شود بر هواي نفس خويش غلبه كند و از اطاعت ابليس و شيطان روي برتابد و دشمن بزرگ خويش را دشمن بگيرد و در يك كلمه عصيان نكند، آن روز را عيد مي داند.
    عيد بشر آن وقتى است كه انسان ها نو بشوند، عوض بشوند، نه آنكه درختان لباس نو بپوشند، آن انسانى كه در طول يك ماه رمضان آلودگي ها، خاك‏روبه‏ها، سياهى ها را از خود زدود و واقعاً متحول شد، بايد در روز اول شوّال عيد بگيرد
    در طليعه بهار هر سال و در آغازين روزهاي سال جديد، همواره دعاي روح‌بخش تحويل سال نو را مي‌خوانيم و مي‌شنويم و زبان جان را با فرازهاي نوراني اين دعاي شريف مترنم مي‌سازيم. حال نيكو است كه در معناي اين دعاي دلنشين بينديشيم و جان و دل خويش را با حقايق و لطايف آن زينت بخشيم. اين دعاي كوتاه، سرشار از معارف بلندي است كه چونان چشمه زلال بر بستر دل‌هاي

  • سلام علیکم و رحمه الله و برکاته...برکت و رحمت خدا بر شما خانم دکتر عزیز و بزرگوار جان ...
    تاریخ آخر نظر به حدود یک سال قبل می رسید...
    ولی امروز! این متن مرا دوباره محو خودش کرد!
    خداوند خیر کثیرتان دهد...خیری که نتوان شمردش. ..دایمی و همیشگی...پر از بوی رحمت و برکت باران...

افزودن نظر