بسم الله

حرفهای روشن

درست یادم نمی‌آید منبع این حرف را.. ولی استاد می‌گفت ماه رجب ماه درست کردن اعمال است، ماه شعبان ماه درست کردن و ایجاد صفات است تا ماه رمضان ذات اصلاح بشود.. آدم باوجودتر بشود..
دو سال است در باشگاه حرف قلب می زنیم قلب سلیم، قلب باشعور، قلب آماده و از خدا قلبی می‌خواهیم که قرآن فهم باشد.. که انس داشته باشد.. که ظرفیت دریافت رحمت ریزان خدا را داشته باشد و هی زیر باران رحمت خدا خیس شود بعد بخشکد و چند قطره اش را لااقل نگه داشته باشد برای روزهای مبادا..
چیزی که مرا نگران می‌کند میزان تحقق این آرزوی بزرگ است..
خیلی وقت است که هر روز مشتاقانه منتظر کشف‌ها و برداشت‌های کارگروه‌های باشگاهم. منتظر ارسال یک تجربه شگرف شخصی.. منتظر یک نکته که دل کسی را روشن تر و هشیار تر کرده.. روزی چند بار سایت باشگاه را می‌بینم.. منتظرم.. اطمینان دارم کسی منتظر است..
این چند وقته که بیشتر از قبل به دنبال استادی بودم که به باشگاه کمک کند از خودم پرسیدم چقدر به آن‌چه که مطمئنم و می دانم عمل می‌کنم تا آن‌چه نمی‌دانم عایدم شود. فکر کردم به یمن همه روزهای بسیار خوب پیش رو بخشی را در باشگاه راه بیندازیم با نام حرفهای روشن و همدیگر را به رعایت حرف‌های خیلی روشن خدا در قرآن تشویق کنیم.

حرف روشن ۱

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الرَّحْمَنُ (۱) عَلَّمَ الْقُرْآنَ (۲) خَلَقَ الْإِنْسَانَ (۳) عَلَّمَهُ الْبَيَانَ
عاشق سوره الرحمانم به هزار دلیل. یکی اولِ سوره که با بی‌نظیرترین اسم تو شروع می‌شود. بعد که گفته‌ای: تعلیم قرآن مقدم بر خلقت انسان بوده یعنی تو قبل از آفرینش من مرا بسیار دوست می‌داشته ای، سخت می‌خواسته ای.. و بعد یک اشاره تکان دهنده.. که یکی از اولین و مهمترین ویژگی‌های خلقتم که متمایزم می‌کند حرف زدن است..
بعد یادم می افتد که عیسی با همه عظمتش کلمه تو است و تو به من قدرت داده‌ای کلمه بسازم حرف بزنم بنویسم و.. پشتم می‌لرزد وقتی یادم می‌افتد با این موهبت بزرگ تو که قدرت ایجاد دارد، قدرت خلق دارد وآه..آه.. قدرت تخریب دارد چه کرده‌ام..
خیلی وقت‌ها درباره گناهان زبان خوانده‌ایم و شنیده‌ایم و همه می‌دانیم سرمایه‌ها و دستاوردهای معنوی‌مان را چقدر اشتباهات این عضو کوچک تهدید می‌کند.
یک حرف خیلی روشن در مورد حرف زدن این است:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِيداً.. يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا (احزاب : ۷۱,۷۰)
ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا پروا کنید و سخنی درست و استوار گویید تا خدا کارهای شما را اصلاح کند و گناهان‌تان را بیامرزد و هر کس اطاعت خدا و رسولش کند، به رستگاری ( و پیروزی ) عظیمی دست یافته است!

به همین سادگی و روشنی.. مواظب حرف زدنتون باشید تا خدا کارهای تابه تا و اشتباه و ناقصتون را اصلاح کنه..
سدید به نظر من حرف محکم و استواریه که شکاف و سوراخ نداره بنابراین دچار کرم خوردگی و شیطان زدگی نمی‌شه..
نگید مثل قضیه مرغ و تخم مرغ اینجوری حرف زدن لازمش یه عقل سالم و دل پاک و یک کم توجه و هوش عاطفیه! که یک کم از هرکدومش پیش همه موجوده..
اینها هم بقیه ویژگی‌های حرف زدنه. عمل کنید و نتایجش رو به روح من هم فوت کنید و دعاکنید من هم حرف دهنم رو بفهمم. آمین
۱- قول بليغ
۲- قول صدق
۳- قول عدل
۴- قول حسن
۵- قول احسن
۶- قول ليّن
۷- قول كريم
۸- قول سديد
۹- قول معروف
۱۰- قول ميسور


۱- قول بليغ
فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَاءُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ إِحْسَاناً وَتَوْفِيقاً * أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُل لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِيغاً / نساء : ۶۲ ۶۳ .
پس [وضع و حالشان] چگونه خواهد بود هنگامى كه به سبب آن‌چه مرتكب شده‏اند، حادثه ناگوارى به آنان برسد، آن‌گاه در حالى كه به خدا سوگند مى‏خورند، نزد تو مى‏آيند كه ما [از داورى بردن نزد طاغوت] نيّتى جز نيكى و برقرارى صلح و سازش [ميان طرفين نزاع] نداشتيم. اينان كسانى هستند كه خدا آن‌چه را كه در دل‏هاى آنان است مى‏داند؛ بنابراين از آنان روى برتاب و پندشان ده، و به آنان سخنى رسا كه در دلشان اثر كند بگوى .

۲- قول صدق
أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوْا وَأُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ / بقره : ۱۷۷
اينانند كه راست گفتند و اينانند كه پرهيزكارند .

۳- قول عدل
وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى / انعام : ۱۵۲
و هنگامى كه سخن گوييد، عدالت ورزيد هر چند درباره خويشان باشد .

۴- قول حسن
وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً / بقره : ۸۳ .
و با مردم با خوش زبانى سخن گوييد.

۵- قول احسن:
وَقُل لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلاْءِنسَانِ عَدُوّاً مُبِيناً / اسرا : ۵۳
و به بندگانم بگو : سخنى را كه نيكوتر است، بگويند؛ زيرا شيطان ميان آنان [به سبب سخنان زشت و بى‏منطق] دشمنى و نزاع مى‏افكند؛ زيرا شيطان همواره براى انسان دشمنى آشكار است .

۶- قول كريم
وَقُل لَهُمَا قَوْلاً كَرِيماً / اسرا : ۲۳
و به آنان (پدر و مادر) سخنى نرم و شايسته [و بزرگوارانه] بگو .

۷- قول ليّن
اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى * فَقُولاَ لَهُ قَوْلاً لَّيِّناً لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى / طه : ۴۳ ۴۴
هر دو به سوى فرعون برويد؛ زيرا او [در برابر خدا] سركشى كرده است. پس با گفتارى نرم به او بگوييد، اميد است كه هوشيار شود و [آيين حق را بپذيرد] يا بترسد [و از سركشى باز ايستد].

۸- قول سديد
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً / احزاب : ۷۰.
اى اهل ايمان! از خدا پروا كنيد و سخن درست و استوار گوييد .
و آنجا كه مربوط به برخورد با يتيمان مردم است، در سوره مباركه نساء مى‏فرمايد :
وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافاً خَافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللّهَ وَلْيَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً / نساء ۹
و كسانى كه اگر فرزندانى ناتوان پس از خود به جاى مى‏گذارند، بر آنان [از ضايع شدن حقوقشان] بيم دارند، بايد [از اين كه حقوق يتيمان ديگران را ضايع كنند] بترسند. پس لازم است [نسبت به شأن يتيمان] از خدا پروا كنند، و [درباره آنان] سخنى درست و استوار گويند .

۹- قول معروف
وَلاَ تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيَاماً وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً / نساء: ۵.
و اموالتان را كه خدا مايه قوام و برپايى [زندگى] شما گردانيده به سبك مغزان ندهيد، ولى آنان را از درآمد آن بخورانيد و لباس بپوشانيد و با آنان به صورتى شايسته و پسنديده سخن گوييد .
وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُم مِنْهُ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً / نساء: ۸.
چون هنگام تقسيم كردن ارث، خويشاوندان و يتيمان و مستمندان حاضر شدند، چيزى از آن را به ايشان بدهيد، و با آنان سخنى شايسته و پسنديده گوييد .

۱۰- قول ميسور

وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاءَ رَحْمَةٍ مِن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلاً مَّيْسُوراً / اسرا : ۲۸.
وهمه این حرفهای قشنگو لطفا با صدای ملایم بفرمایید.
وَ اقْصِدْ في‏ مَشْيِكَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَميرِ / لقمان:۱۹.
و در راه‏ رفتنِ خود ميانه‏ رو باش، و صدايت را آهسته ساز، كه بدترين آوازها بانگ خران است.

  • "خداوند فرمود: اذکرونی اذکرکم. اول تصور می شد که معنی آیه این است که "شما مرا یاد کنید تا من شما را یاد کنم." ولی حقیقت آیه این است که: من به یاد شما هستم، شما هم مرا یاد کنید... خدا همه وقت خداست و ما هم به یاد او هستیم. هر اندازه با خدا هستی، هستی؛
    و الاّ نیستی."
    حاج اسمعیل دولابی
    حالا ما هم باید قدری "ذاکر" شویم... ذاکر بودن، پیشگیری است؛ پیشگیری هم که بهتر از درمان. ذاکر که باشی تا به تا حرف نمیزنی... شُل حرف نمیزنی... و بعد هم به خودت اجازه نمیدهی تا یک "فوت" کنی تا همه قول و قرارهای قبلی ات را باد ببرد...ذاکر که باشی، هستی؛ و الّا نیستی... .

  • مهمان - محمد دائمی

    رجب همیشه دل انگیز است ... خودش به تنهایی برای من یک بهار کامل است ... نمونه اش همین دو روز اولش ...
    ممنون از این حال خوبی که با این متن برای من به وجود آوردید خانم دکتر عزیز ...
    سلام ... که "قولی" است از خدای مهربان بر شما

  • مهمان - مسافر

    سلام
    هر آنچه از دل برآید لاجرم بردل نشیند....
    این روزها مصداق این جمله و اقوال نورانی قرآن را که ذکر کردید در خاطرات انسان های دغدغه مند وباایمانی که تجارب اقامه و احیای امربه معروف و نهی از منکرهای موثر خود را در برنامه واجب فراموش شده منتشر میکنند شاهد هستم.
    در این روزها که اغلب مردم سرشان در لاک خودشان است خواندن این تجارب بسیار روحیه بخش است.
    شما هم به جمع این دلسوزان بپیوندید.

  • سلام.
    ممنون از نوشته های زیباتون.
    ممنون که کارگروه ما را بررسی میکنید.
    ممنون که انگشت نلنگرتان را از سر ما برنداشته اید.
    دعا یمان کنید .

  • سلام . بسیار ممنون
    خواستم بگویم کاملا با شما موفقم که ته مایه های عاطفی و عقلی و فلان که لازم است ، همه برای حفظ زبان داریم پس بهانه نیاوریم . قفط تنها چیزی که به حفظ زبان برای خود من کمک می کند، این است که رذایل اخلاقی خودم را بشناسم . گاهی وقت ها دیده ام اگر غیبت کرده ام مثلا به خاطر حسادت بوده است یا به خاطر خشم نهفته ای که داشته ام ، طبیعی است هر چقدر خودمان را بیشتر بشناسیم کنترل زبانمان بیشتر و هر چه هم سعی بر کنترل زبان داشته باشیم ، شناخت خودمان بیشتر خواهد شد. هیچ وقت بهانه ای برای معطل ماندن در گناه ما نداریم .
    ممنونم. ال دعای زیاد

  • ــــــــــــــــــــــــلام...مرسی...قشنگ بود

  • عالی بود خانم دکتر... تازه دلم میخواد بگم: مامان دکتر!;)
    دایره فکرم بازتر و به طبع فهم و لذتم از کنار هم قرار دادن این آیات با محوریت "قول" چندبرابر میشه وقتی به این فکر میکنم که قول، صرفا تحرک زبان در دهان و ادای کلمات نیست... وسیعتر است... وسیع به وسعت "هر گونه ابراز..."
    یعنی تمام ابرازهایم باید مصداق بليغ/ صدق/ عدل/ حسن/ احسن/ ليّن/ كريم/ سديد/معروف و ميسور باشه... و هرکدوم چقدر جای فکر داره...

    *بخشی از کتاب التحقیق در باب "قول":
    ابراز و انشاء چیزی است که در قلب است ؛ به هر وسیله ای که باشد ، و این معنا به اختلاف دو طرف از جهت تفهیم و تفاهم متفاوت می شود . پس قول ؛ مخصوص انسان يا گوش و زبان نیست ، بلکه در هر مقام و مرتبه ای از عوالم لاهوت و عقول و ملائكه و انسان و حيوان و سائر موجودات طبيعي جریان دارد .

  • مهمان - زبان خوش

    امام باقر علیه‏ السلام می غفرمایند:
    فى قَوْلِهِ «قُولُوا لِلنّاسِ حُسْنا» قال: قُولوا لِلنّاسِ أحْسَنَ مَا تُحبّونَ أنْ یُقالَ لَکُمْ، فَاِنَّ اللّه‏َ عزَّوَجلَّ یُبْغِضُ اللَّعّانَ السَّبّابَ الطَّعّانَ عَلىَ الْمُؤمِنین، اَلفاحِشَ الْمُتَفَّحِشَ السّائَلَ الْمُلْحِفَ، وَ یُحِبُّ الحَیّى الْحَلیمَ اَ لْعفیفَ الْمُتعَفِّـفَ؛
    درباره این گفته خداوند که «با مردم به زبان خوش سخن بگویید» فرمود: بهترین سخنى که دوست دارید مردم به شما بگویند، به آنها بگویید، چرا که خداوند، لعنت کننده، دشنام دهند، زخم ‏زبان زن بر مؤمنان، زشت‏ گفتار، بدزبان و گداى سمج را دشمن مى‏ دارد و با حیا و بردبار و عفیفِ پارسا را دوست دارد.
    احتیاط در سخن گفتن و پرهیز از گفتن حرفها نیشدار و خطرناك كه ممكن است به قیمت جان تمام شود .حکایت شده است كه
    شبی دزدی استادانه به هر طرف می تاخت . در اثنای راه گذر او بر كارگاه دیبا بافی افتاد كه جامه لطیف و زیبا می بافت و انواع تكلیف در آن به كار می برد و اصناف نقشهای بدیع و صورت های دلفریب در آن پدید آورده و نزدیك آمده بود كه آن جامه را تمام كند و از كارگاه بر گیرد . دزد با خود گفت : وضع موجود را از دست نباید داد و یافته ها را رها كرد ، صواب آن است كه ساعتی این جا مقام كنم چندان كه مرد دیبا باف ، این جامه از كار فرو گیرد بخشبد .
    من فرصت به غنیمت دارم و جامه را از وی ببرم . پس به حیلتی كه توانست در اندرون كارگاه او آمد و در گوشه ای مخفی نشست و استاد دیبا باف ، هر تاری كه در پیوستی . گفت : ای زبان به تو پناه می برم و از تو یاری می طلبم كه دست از من بداری و سر مرا در تن نگاه داری . مرد وقتی دیبا را تمام كرد و از كارگاه آن را پائین آورد ، آن را نیكو پیچید و از آن پرداخته شد .
    طلیعه صادق دزد از خانه بیرون آمد به سركوی منتظر نشست ، چندان كه مرد از عبادت خود دست كشید ، جامه برداشت و عزم سرای وزیر كرد ببیند او چه گوهری را ظاهر خواهد كرد چون به سرای وزیر رفت و وزیر به بارگاه آمد و در صفه بار نشست و پرده برداشتند ، استاد دیبا باف پیش تخت رفت و جامه عرضه داشت ، چندان كه جامه را باز كردند و حسن صنعت و لطف آن را دیدند ، حیران شدند و بر تناسب آن صورت غریب و تناوب آن نقوش بدیع ، تحسین ها كردند .
    پس رای از او سئوال كرد كه : این جامه ، سخت خوب پرداخته ای ، اكنون بگو كه این جامه را به چه كار آید ؟
    آن مرد گفت : بفرمای تا این جامه را در خانه نگهدارند تا روزی كه تو را وفات رسد . این جامه را به صندوق تو اندازند . وزیر از این سخن برنجید و فرمود تا آن جامه را بسوزانند و آن مرد را به زندان ببرند و زبان او را حلقومش بیرون كشند .
    مرد دزد آن جا ایستاده بود و آن حال را می دید ، چون حكم وزیر را شنید ، خندید . وزیر ، نظر برخنده او افتاد . او را در پیش خود خواند و از سبب خنده او پرسید مرد گفت : اگر مرا به گناه نكرده عقوبت نفرمایی و به مجرد قصد عزم ، بر ارتكاب جنایت مواخذه نكنی ، صورت حال ان مرد را بگویم . وزیر او را ایمن گردانید . مرد دزد حال مناجات او را باز گفت ، وزیر چون آن حكایت را شنید ، گفت : بیچاره تقصیر نكرده است ، اما شفاعت او به نزدیك زبان مقبول نیفتاده است . پس رقم عفو بر جریمهٔ او كشید و او را بفرموده تا قفل سكوت بر دهن نهد . چه كسی كه بر زبان خود اعتماد ندارد ، او را هیچ پیرایه به از خاموشی نیست.
    خوش اخلاق به کسی گفته می‌شود که با گشاده‌رویى، زبانی ملایم و برخوردی شاد و محبت‌آمیز با مردم روبرو می‌شود، و در هر شرایطی این توانایی را دارد که با خوش‌رویى برخورد کند.
    بعضى از مردم به طور طبیعى خوش اخلاق و خوش برخوردند و این یکى از مواهب الهى است که نصیب هر کس نمی‌شود. کسی که دارای اخلاق نیکو است، باید خدا را با تمام وجودش شکر گوید، ولى گروهى چنین نیستند، اما می‌توانند با تمرین و ممارست و به کار بستن اصولی دقیق، حسن خلق و خوش اخلاقی را در وجود خود زنده کنند و چنان در عمق جانشان نفوذ کند که طبیعت ثانویّه شود. برخی از راه‌کارهای تحصیل خوش اخلاقى و مبارزه با بداخلاقى، عبارت‌اند از: توجه به ارزش و آثار معنوی و مادی خوش اخلاقى و آثار نیک آن و همچنین زشتى بداخلاقى، تمرین و ممارست، مطالعه احوال انسان‌های خوش اخلاق و بداخلاق و پرورش عواطف انسانی.
    یكى از اقوام امام سجاد علیه السلام ، نزد حضرتش آمد و شروع به ناسزا گفتن كرد. حضرت در جواب او چیزى نفرمودند چون از مجلس آن شخص ‍ برفت ، حضرت به اهل مجلس خود فرمود: شنیدید آنچه را كه این شخص ‍ گفت الان دوست دارم كه با من بیایید و برویم نزد او تا جواب مرا از دشنام او بشنوید.
    آنان گفتند: ما همراه شما مى آییم و دوست داشتیم كه جواب او را مى دادى . حضرت حركت كردند و این آیه شریفه را مى خواندند: (آنان كه خشم خود را فرو نشانند و از بدى مردم در گذرند (نیكو كارند) و خدا دوستدار نكوكاران است .)
    راوى این قضیه گفت : ما از خواند این آیه فهمیدیم كه حضرت به او خوبى خواهد كرد.
    پس حضرت آمدند تا منزل آن شخص و او را صدا زدند و فرمودند كه به او بگویند على بن الحسین علیه السلام است .
    چون آن شخص شنید كه حضرت آمده ، گمان كرد حضرت براى جواب گوئى دشنام آمده است !
    حضرت تا او را دیدند فرمودند: اى برادر تو نزدم آمدى و مطالبى ناگوار و بد گفتى ، اگر آنچه گفتى از بدى در من است از خداوند مى خواهم كه مرا بیامرزد، و اگر آنچه گفتى در من نیست ، خداوند ترا بیامرزد.
    آن شخص چون چنین شنید میان دیدگان حضرت را بوسید و گفت : آنچه من گفتم در تو نیست ، و من به این بدى ها سزاوارترم .

افزودن نظر