چون حرم نیست زائری هم نیست

چون حرم نیست زائری هم نیست

چون حرم نیست زائری هم نیست
خادمی نیست نوکری هم نیست
چون که گنبد ندارد این بقعه
پس یقیناً کبوتری هم نیست
هر که رفته بقیع میداند
خبر از قبر مادری هم نیست
دور تا د‌ور چون که دیوار است
مطمئن باش که دری هم نیست
نیمه شب ها به غیر نور ماه
به خدا شمع دیگری هم نیست
در مدینه علی غریب تر است
خبر از نام حیدری هم نیست
نه حیاتی نه حوض آبی هست
ظاهرا آب آوری هم نیست

فایل صوتی

سلام من به چهار امام بی حرم

سلام من به چهار امام بی حرم

سلام من به چهار امام بی حرم
شده دم به دم این نگرانی ام، که مدینه ندیده بمیرم
به هوای آن همه آرزو، نشود که بهانه نگیرم
مدینه! ای روضه ی ناتمام من
به شوکت و به غربتت سلام من
(ای مدینه ای، شهر روضه و گریه ی بی صدا
ای مدینه ای، سرزمین غریب رسول خدا )
...
شاعر: میلاد عرفان پور

فایل صوتی

صلوات بر امام صادق علیه السلام

صلوات بر امام صادق علیه السلام

اللَّهُمَّ صَلِّ وَ سَلِّمْ وَ زِدْ وَ بَارِكْ عَلَى السَّيِّدِ الصَّادِقِ الصِّدِّيقِ الْعَالِمِ الْوَثِيقِ الْحَلِيمِ الشَّفِيقِ الْهَادِي إِلَى الطَّرِيقِ السَّاقِي شِيعَتَهُ مِنَ الرَّحِيقِ وَ مُبَلِّغِ أَعْدَائِهِ إِلَى الْحَرِيقِ صَاحِبِ الشَّرَفِ الرَّفِيعِ وَ الْحَسَبِ الْمَنِيعِ وَ الْفَضْلِ الْجَمِيعِ الشَّفِيعِ ابْنِ الشَّفِيعِ الْمَدْفُونِ بِأَرْضِ الْبَقِيعِ الْمُهَذَّبِ الْمُؤَيَّدِ الْمُمَجَّدِ الْإِمَامِ بِالْحَقِّ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلَامُهُ عَلَيْهِ، الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ يَا جَعْفَرَ بْنِ مُحَمَّدٍ أَيُّهَا الصَّادِقُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ يَا سَيِّدَنَا وَ مَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِكَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاكَ بَيْنَ يَدَيْ حَاجَاتِنَا فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ.

دانلود فایل صوتی با صدای حاج میثم مطیعی

دین و دینداری- بخش نهم

دین و دینداری- بخش نهم

آیت الله مجتبی تهرانی

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِين
وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم أجمَعِين.

«هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»

عوامل استواری و تزلزل ایمان

در این جلسه به چند مطلب اشاره می‏کنم. اوّل اینکه قبلاً گفتیم که دو چیز موجب می‏شود ایمان متزلزل شود. روایتی را از امام صادق(علیه السلام) بیان کردم که دو نکته در آن بود و حالا می‏خواهم آن‏ها را تطبیق دهم. در روایت آمده بود، آنچه موجب می‏شود ایمان در دل انسان استوار بماند «وَرَع» است.[2] وَرَع آن حالتی در انسان است که به خود بگوید: «نکند من خلاف کنم»! در مقام عمل، به این حالت «پرهیز از حرام» گفته می‏شود.
وَرَع مانند تقوا یک ملکه است. تقوا ملکه‏ای است که دو پایه و اساس دارد؛ یک پایة آن «ایمان‏مستمر» و پایة دیگرش «عمل‏مکرّر» است. وَرَع نیز مانند تقوا ملکه‏ای است که وجودش در انسان باعث می‏شود ایمان در دل استوار بماند. در مقابل وَرَع، لااُبالی‏گری یعنی بی‏باکی نسبت به گفتار و کردار قرار دارد. این حالت است که موجب تزلزل ایمان می‏شود. لااُبالی‏گری ایمان را متزلزل می‏کند و وَرَع آن را پایدار می‏کند.
آنچه ایمان را زایل و ریشه‏کن می‏کند و از بین می‏برد، طَمَع است. طمع زیاده‏طلبی است؛ به این معنا که شخص به قدر کفایت دارد، ولی باز هم طلب می‏کند. در مقابل طمع، قناعت است؛ یعنی بسنده‏کردن به آنچه که خدا داده و مورد احتیاج او است. سریع‏ترین صفتی که در انسان زنده می‏شود، طمع است.
این زیاده‏خواهی جنبة فطری دارد. انسان فطرتاً میل و طلبش بی‏نهایت است و سقفی ندارد. اگر تمام دنیا و مافیها را به او بدهی سیر نمی‏شود. این جزء فطریّات انسان است و هر انسانی این‏گونه است. از طرفی چون طلب انسان بی‏نهایت است، پس یک مطلوب بی‏نهایت هم وجود دارد. طلب بی‏نهایت، مطلوب بی‏نهایت می‏خواهد.
حالا اگر این طلب بی‏نهایت، در مطلوب متناهی و مادیّت صرف شود، طمع به وجود می‏آید. یعنی چون روح او با این امور مادّی محدود سیر نمی‏شود، باز هم طلب می‏کند و زیاده‏خواهی می‏کند. بنابر این، متعلّق طلب انسان باید مطلوب بی‏نهایت باشد تا روح او آرام بگیرد. امّا هنگامی که انسان این طلبِ نامتناهی را در مسیر مطلوبِ متناهی قرار می‏دهد، گرفتار طمع می‏شود.
خدا طلب بی‏نهایت را به ما عنایت فرموده برای اینکه به سوی مطلوب بی‏نهایت حرکت کنیم که آن مطلوب بی‏نهایت خودِ او است؛ چون خودش بی‏نهایت است. امّا بعضی این مسیر را به سوی مطلوب متناهی تغییر می‏دهند و لذا دائم «هَل مِن مَزید» می‏گویند، ولی به جایی نمی‏رسند. چون مطلوبشان متناهی است.
پس گفتیم که لااُبالی‏گری ایمان را متزلزل می‏کند و طمع و حسّ زیاده‏طلبیِ مادیّت، موجب زایل شدن ایمان می‏شود و ایمان را از بین می‏برد. در این زمینه روایات متعدّدی داریم که فهرست‏وار بیان می‏کنم. یک روایت از پیغمبر اکرم(صل الله علیه و اله و سلم) است که فرمودند: «أَفْضَلُ دِينِكُمُ الْوَرَعُ».[3] بهترین چیز برای دین شما وَرَع است. چون اگر وَرَع نباشد، انسان لااُبالی‏گری می‏کند و دین می‏لغزد و متزلزل می‏شود. بعد هم طمع می‏آید و ایمان را نابود می‏کند.
به‏طور کلّی طمع یکی از شاخه‏های شهوت است. قُوای انسان عبارتند از غضب، شهوت، وهم و عقل. طمع یکی از شاخه‏های شهوت محسوب می‏شود. اگر بنا باشد زیاده‏خواهی در وجود کسی ریشه بگیرد، دین از بین می‏رود. لذا در روایتی از علی(علیه السلام) آمده است: «أديَنُ النَّاسِ مَن لَم تُفسِدِ الشَّهوَةُ دِينَهُ».[4] یعنی پایدارترین افراد در دین کسانی هستند که شهوت، دینشان را فاسد نکند.