او ناخدای پنجمی این سفینه بود..

او ناخدای پنجمی این سفینه بود..

تنهــــاتـــرین غـریب دیار مدینــــه بود
او مرد علم و زهد و وقار و سکینه بود
صـدباب علــم از کلماتش گشــوده شد
در بین عالمــــان، به خدا بی قرینه بود
این خــــانواده نسل نجــــات و هدایتنـد
او ناخــدای پنجمی از این سفینــــه بود
نان آور همیشــــه هـر کـــــودک یتیـــم
بر شانه های خسته او جـــای پینـه بود
آتش گرفتـــه باغ دلش از شـــــراره ای
سهــــم امام خسته ما زهـــــر کینه بود
همواره آسمـــان دلش رنگ لاله داشت
هفتاد و چند داغ شقـــایق به سینه بود
دشت نگـــاه او پر گلهــای اشــک بود
یادآور حکــایت سقـــــا و مشـــک بود

شاعر: یوسف رحیمی

دانلود فایل صوتی

یک روز در عزای خودت می کشی مرا

یک روز در عزای خودت می کشی مرا

یک روز در عزای خودت می کشی مرا
در اوج روضه های خودت می کشی مرا
یک روز سرخ، مثل غروب محرمی
آقا خودت برای خودت میکشی مرا
گاهی فراز نیزه و گاهی نشیب طشت
در مروه، در صفای خودت میکشی مرا
آن لحظه ای که دخترکت را کنیز خواند
آن لحظه پا به پای خودت میکشی مرا
ای قاری کلام خدا، روی نیزه با
تفسیر آیه های خودت میکشی مرا
شیب الخضیب، زیر تکاپوی تیغ ها
با قطعه قطعه های خودت میکشی مرا

شاعر: حسین خدایار

دانلود فایل صوتی

بررسی صفات متقین در سوره مبارکه بقره / بخش اول

بررسی صفات متقین در سوره مبارکه بقره / بخش اول

ایمان به غیب و ارتباط تقوی و عالم غیب

حجت الاسلام و المسلمین میرباقری- سال ۹۲

خلاصه ای از ترجمه آیات ابتدایی سوره بقره

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنة علی اعدائهم. در آیات ابتدایی سوره مبارکه بقره آیات مهمی وجود دارد که قصد داریم در این شب ها به آنها بپردازیم و ارتباط کتاب و متقین را اشاره کنیم. می فرماید: «بسم الله الرحمن الرحيم * الم * ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ * الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ * والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ * أُوْلئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»

در این فراز خدای متعال صفاتی را برای متقین بیان کرده که انشاء الله این صفات را ترجمه می کنیم. خدای متعال می فرماید متقین کسانی هستند که این شش ویژگی را دارند: 1- ایمان به غیب دارند، 2- نماز و صلات را اقامه می کنند، 3- از آنچه که ما به آنها روزی داده ایم انفاق می کنند، 4- به آنچه بر شما (نبی اکرم(ص)) نازل شده ایمان دارند. 5- به آنچه بر انبیاء سابقین نازل شده ایمان دارند، 6- اهل یقین و ایقان به آخرت هستند. در ادامه می فرماید متقین مستمر بر هدایت پروردگار هستند و این دسته هستند که اهل فلاح و رویش و سعادتند. سپس قرآن از دو گروه کفار و منافقین یاد می کند که در مقابل متقین قرار دارند. بنابراین خداوند در آغاز قرآن مردم را سه دسته می کند: متقین، کفار و منافقین. برای هر کدام نیز صفاتی را ذکر می کند و می فرماید این کتاب هدایت خاص برای متقین است. گرچه قرآن برای همه مردم هدایتهایی دارد و حجت را بر همه تمام می کند، ولی هدایت، دستگیری و راهبری که انوار قرآن می کند، مختص به متقین است.

مراتب و مقامات قرآن

در این آیه نورانی قبل از بحث هدایت و صفات متقین، بحث کتاب مطرح است: «ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ» قرآن این کتاب الهی در حالی که هیچ ریب و شک و تردیدی در او نباشد، این کتاب هدایت خاص می کند و آن هدایت خاص مخصوص به متقین است. متقین آن کسانی هستند که هیچ ریبی در مورد کتاب الهی ندارند.

قرآن کتابی است که خدای متعال این کتاب را بر وجود مقدس نبی اکرم(ص) نازل کرده است که این پیامبر مردم را به وسیله این کتاب از ظلمات به سمت نور هدایت کند: «أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيد»(ابراهیم/1) کتابی است که خدای متعال می فرماید: «و َلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا»(شوری/52) کتابی است که سراسر نور است و خدای متعال به وسیله انوار قرآن کسانی را هدایت می کند که بنده خدا هستند، جزء عباد الله هستند و خدای متعال اراده اش به هدایت آنها تعلق گرفته است. هرگاه خدای متعال بخواهد بنده ای را هدایت کند با این کتاب هدایت می کند. صفات و خصوصیات دیگری که برای قرآن بیان شده شفا، رحمت و هدایت است. این کتابی که «تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ ء»(نحل/89) است، همه حقایق در او مندرج است. این کتاب رشته متصل بین ما و خدای متعال است. یک منزلت از قرآن همین الفاظی است که ما می خوانیم، البته الفاظ قرآن هم وحی است به نبی اکرم(ص)، عین الفاظی که به ایشان وحی شده برای مردم بیان کردند و چیزی از خودشان در الفاظ قرآن کم و زیاد نکردند. ولی ورای این لفظ حقایقی است، قرآن درجاتی دارد، ظاهر و باطنی دارد، تا هفتاد باطن و بیش از آن. خلاصه قرآن یک رشته متصل بین ما و خدای متعال است و خدای متعال در این کتاب تجلی کرده است: «لَقَدْ تَجَلَّى اللَّهُ لِخَلْقِهِ فِي كَلَامِهِ وَ لَكِنَّهُمْ لَا يُبْصِرُون»(1) خدای متعال در کتابش تجلی کرده و ما محروم از مشاهده آن تجلیات الهی هستیم. قرآن رشته ای است که هیچ کجا منقطع نمی شود، مراتب و مقاماتی دارد و درجات ما هم به اندازه درجات برخورداری از این کتاب است. اگر در روز قیامت گفته می شود «اقْرَأْ وَ ارْقَ فَيَقْرَأُ ثُمَّ يَرْقَى»(2) بخوان و بالا برو، به اندازه ای که قرآن در ما محقق شده باشد در قیامت درجه داریم و لذا می فرماید که درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است. یعنی به اندازه ای که قرآن در ما جاری شده، به اندازه ای که قرآن ما را تطهیر کرده و از شرک و غفلت پاک کرده و به اندازه ای که حقایق قرآن که سراسر حقایق توحید است در ما محقق شده، به همان اندازه ما در بهشت درجه داریم.