عزت و ذلت- بخش دوم

عزت و ذلت- بخش دوم

آیت الله العظمی آقا مجتبی تهرانی

بسم الله الرحمن الرحيم و الحمدلله رب العالمين،
و صلّي الله علي محمد و آله الطيبين الطاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم؛

«مَنْ كانَ يُريدُ العِزَّة فَلِلّهِ العِزَّةُ جَميعاً»[1]

بحث ما راجع به قیام امام حسین علیه السلام و ابعاد گوناگون این حركت و درس­هایی است كه در ربط با ابعاد گوناگون انسان مطرح است. ابعاد معنوی انسان، معرفتی انسان، انسانیت انسان و بالاخره مسایل روابط اجتماعی و ماديِ دنیوی، همه و همه، یك مجموعه­ای از دروس است.

چگونگی تعلیم در مكتب امام حسین علیه السلام

من این را عرض كنم كه در جلسۀ گذشته یك نكته را تذكر ندادم كه حالا عرض می كنم. و آن اینكه این تعلیم، فقط تعلیم مفهومی نبود. چون الان تا می گوییم: «درس و تعلیم»، آن چیزی كه متداول است، به ذهن آدم می­آید و آن این است كه یك استاد هست و بعد هم شاگردانی و بعد هم این استاد مفاهیمی را به آنها القا می­كند، اما كاری به مصادیق آن مفاهیم ندارد. امام حسین علیه السلام مفاهیم را القا كرد، اما مصادیقش را هم عرضه كرد یعنی به آنچه كه گفته بود، عمل كرد. جلسه گذشته اگر یادتان باشد من راجع به امام حسین علیه السلام چهار موقعیت را مطرح كردم كه فرمایشاتشان را در آن چهار موقعیت بیان كردند. مدینه، مكه، بین راه مكه و كوفه، و بالاخره آخر كار كه من از داخل آنها عناوینی را گرفتم كه می خواهم روی آن عناوین بحث كنم. اما اینطور نبود كه صرفاً خطبه خوانده باشد و به قول ما مثل اوستایی باشد كه بیاید سر كلاسِ درس، تدریس بكند و تشریفشان را ببرند. اصلاً این كار را نكرد. آنچه را كه گفته بود، در خارج تحقق بخشید و به تعبیر ما طلبه ها مصادیقش را ارائه كرد. عظمت اینجاست. اینكه می گوییم: «درس هایی از مكتب حسین علیه السلام»، خیال نكنید مثل درس های معمولی است، نخیر! این خبرها نیست. ایشان عملاً نشان داد. توجه كنید! من می خواستم این قسمت را که جلسه گذشته نگفته بودم، عرض كنم.

من چهار موقعیت را گفتم، حرف­ها را هم بیان كردم وحالا از این به بعد انشاءالله روی آنها بحث می كنم. عظمت امام حسین علیه السلام در این جهت بود كه گفت و به آن عمل هم كرد. نشان داد كه یك انسان با همۀ این ابعادی كه دارد باید در این عالم چگونه زندگی كند؛ یعنی اگر ما بخواهیم ابعاد وجودی­ یك انسان را تحلیل كنیم، بعد معنوی دارد، بعد معرفتی دارد كه دل اوست، بعد انسانی دارد كه چیزهای ملكوت انسانی است كه اصلاً خودش مسئله­ای است، روابط اجتماعی دارد، همۀ اینها در او هست. انسان، مجموعه­ای است. حال این سئوال مطرح است که ما نسبت به ابعاد مختلف انسان چه كرده ایم؟

امام (علیه السلام) معنای حیات و ممات را عملاً نشان داد، معنای زنده بودن و مرده بودن را نشان داد. و این را در قالب عزت و ذلت ریخت، كه چه بسا انسان ها، بیشتر، به این دو عنوان عنوان عزت و ذلت آشنا هستند. البته امام در كنار این معانی، موت و حیات را هم معنا كرد، خوب دقت كنید، در كنار عزت و ذلت، موت و حیات را هم معنا كرد. من رابطه بین این دو را بعداً بحث می كنم. فقط چون دیشب تقریباً فهرست وار و تند تند، فرمایشات ایشان را در آن چهار موقعیت می­خواندم، این موضوع را می خواستم عرض كنم.