آرام جان زينب

آرام جان زينب

مرحوم حسين سعادتمند

دانلود

بهترین کتابهایی که درباره عاشورا خوانده ام- 4

بهترین کتابهایی که درباره عاشورا خوانده ام- 4

ashoora book

محسن حسام مظاهری

از عاشورای حسین تا عاشورای شیعه

محمد اسفندیاری
انتشارات خیمه
در این سالها بسیاری افراد درباره آسیب شناسی عزاداری حرف زده اند. صحیح و غلط. به جا و نا به جا. اهل و نااهل. معمولا هم آنقدر حرف‌ها آشفته و تکراری و غیر دقیق بوده است که باید بگوئیم آسیب شناسی عزاداری خودش به یک آسیب تبدیل شده است.
حساب این کتاب و نویسنده اش اما از همه آن حرفها و صاحبانشان جداست. آقای اسفندیاری... فردی ست به معنای دقیق کلمه محقق و محققی است آزاده، دقیق و باوسواس که انتخاب کلماتش روی حساب است.
کتاب از عاشورای حسین تا عاشورای شیعه هم به نظرم یکی از بهترین آثار ایشان و از بهترین کتابها در موضوع نقد فرهنگ عاشورا و مواجهه ما با عاشورا است.

 

 

هرسال یک دهه دل من شور می زند...

هرسال یک دهه دل من شور می زند...

غزاله صباغیان طوسی

kheime

از لحظه ای که اسم کربلا را شنید، دل زینب بی تاب شد. مردهای کاروان که شروع به برپاکردن خیمه ها کردند، مضطرب تر شد. این بار چینش خیام متفاوت تر از بارهای قبل بود، انگار نه برای اقامتی موقت آماده می شدند. هرکدام از میخ های خیمه ها که در زمین کوبیده میشد انگار در قلب او فرو می‌رفت. تمام آن ساعت ها بغض چنگ انداخته بود به گلوی زینب و مدام از خودش می پرسید مگر چند روز قرار است اینجا بمانیم؟ بیابان که جای ماندن نیست. بادهای پریشان بیابان با خودشان بوی عزا می آوردند. همه چیز خبر از آن اتفاق موعود می‌داد که سالهای دور مادر با اشک و التهاب برایش تعریف کرده بود. از همان لحظه حزن و آشوب دل زینب شروع شد. هرروز که می‌گذشت انگار صد زن عزادار در سرش شیون می کردند...غم همه وجودش را گرفته بود. این غصه پردرد خیال رفتن نداشت. تا ظهر عاشورا، خلوت خیمه و دستی که حسین(ع) بر قلب خواهر گذاشت. تمام آن اندوه و پریشانی یکباره پرکشید. دل خواهر آرام گرفت. زینب صبور شد. نه، زینب خود صبر شد... بیتابی ما هم از اول محرم شروع می شود. تا روز عاشورا بی قرار و ماتم زده ایم. سرگردان و مضطربیم.. ظهر عاشورا که می‌گذرد همه آرام می‌شوند. مصیبت تازه شروع شده ولی عزادارها برمی گردند خانه هایشان، تکیه ها کم کم جمع می شود، بغض مجالس کمرنگ می شود... انگار این روزها ما همه، تپش های قلب زینبیم. ظهر عاشورا حسین(ع) آرام‌مان می کند...

ای باطن غم تو غم کربلا حسن

ای باطن غم تو غم کربلا حسن

ای باطن غم تو غم کربلا حسن
میراث دار غربت شیر خدا حسن
ای شاهد مصیبت فرق شکافته
ای شاهد غم در و دیوار، یا حسن
ای زخم خورده، زخم زبان خورده از همه
سردار دست بسته ی قحط وفا حسن
عمری اگرچه زیستی ای زاده ی علی
هر روز را شهید شدی، مرحبا حسن
بخشیده اند مال، کریمان به مردمان
بخشیده ای تو آبروی خویش را حسن
هرگز نبود با تو ولی با حسین بود
هفتاد یار صادق و بی ادعا حسن
افتاد جسم قاسم و عبداللهت به خاک
شد نذر آخر تو چه زیبا ادا حسن

شاعر: میلاد عرفان پور

دانلود

عزت و ذلت- بخش ششم

عزت و ذلت- بخش ششم

آیت الله العظمی آقا مجتبی تهرانی

بسم الله الرحمن الرحيم و الحمدلله رب العالمين،
و صلّي الله علي محمد و آله الطيبين الطاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم؛

«مَنْ كانَ يُريدُ العِزَّة فَلِلّهِ العِزَّةُ جَميعاً»[۱]

بحث ما راجع به قيام و حركت امام حسين عليه السلام بود كه عرض كردم این حرکت مجموعهاي از دروس در ابعاد گوناگون معنوي، معرفتي، انساني و حتي ماديِ دنيوي بود. يكي از دروس برجسته این حرکت تحت عنوان عزت و ذلت و موت و حيات است كه اين عناوین هم با هم رابطه دارند. در جلسات گذشته ما معنا كرديم كه به حسب آيات و آنچه كه در معارف اسلامي وارد شده است عزت يك امر موهبتي الهي است و در ارتباط با قلب است. تسخير قلبي است. عزت واقعي و حقيقي عبارت از همان استيلاي بر قلب است.

عزت، امري موهبتي و موجبات عزت، اموري اكتسابي

اما جلسۀ گذشته عرض كردم كه اين امر موهبتي و اعطاييِ الهي، موجباتي دارد كه آن موجبات اكتسابي است، كه البته حالا آن را در قالب اصطلاح ريختم ولي در جلسۀ گذشته عاري از اصطلاح صحبت كردم. خود عزت موهبتي است و آیه «تُعِزُّ مُنْ تَشاء وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاء»[2]، اين مطلب را ميرساند كه این موهبت، الهي است. عزت را او عنايت ميكند و همچنين مقابلش را هم او عنايت مي كند و اوست كه خوار ميكند. اما موجبات عزت به معناي آن چيزي است كه زمينه ساز مي شود كه خداوند اين عنايت را بفرمايد. زمينه سازي براي اين اعطاي الهي، يك امر اكتسابي است و انسان بايد زمينه را فراهم كند كه خداوند انسان را عزيز كند. جلسۀ گذشته من عاري از اصطلاح صحبت كردم، حالا ميخواهم آن را در قالب اصطلاح بريزم تا به تعبيرطلبگي ما براي آنهايي كه اهلش هستند سهل التناول باشد. عزت موهبتي و «مَوْهِبَةٌ اِلَهِيَّةٌ» است؛ اما موجباتي دارد كه انسان بايد فراهم كند تا اين اعطاي الهي به او بشود و اين موجبات اكتسابي است و انسان بايد آن را فراهم كند.