دیگه بی تو خنده بر لب حرومه

دیگه بی تو خنده بر لب حرومه

مرحوم حسين سعادتمند

دانلود

رحم الله عمی العباس

رحم الله عمی العباس

قالَ الصّادِقُ جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدٍ عليه السلام : كانَ عَمُّنَا العَبّاسُ بنُ عَلِىٍّ نافِذَ البَصيرَةِ، صٌلبَ الإِيمانِ، جاهَدَ مَعَ أبى عَبدِ اللّه ِ وأبلي بَلاءً حَسَناً، ومَضي شَهيداً.
ترجمه: عمويمان عبّاس بن على عليه السلام ، تيزبين بود و ايمانى استوار داشت . همراه ابا عبد اللّه عليه السلام جنگيد و آزمونى نيكو داد و به شهادت رسيد.

دل و دست تو چشمه کرم است
حُرمتت مثل کعبه محترم است
شاهدی جز تو کیست در عالم
که به باب الحوائجی علم است
رویت ای ماه هاشمی رخسار
نور "مستوحشینَ فی الظلم" است
تا صدای تو در دلم جاری است
نغمه های تو "دافعُ النقم" است
برق شمشیر شب‌شکاف تو نیز
سایه لطف "سابغُ النعم"است
جَهد تو در جهاد عاشورا
جنگ با کفر و قهر با ستم است
تا تویی پاسدار خیمهء وحی
اهل بیت رسول را چه غم است؟
چه بگویم که گفت خیر الناس
رحم الله عمی العباس

شیخ صدوق در کتابهای الأمالي و خصال از امام سجادع علیه السلام روایت کرده:
رَحِمَ‏ اللَّهُ‏ الْعَبَّاسَ‏ فَلَقَدْ آثَرَ وَ أَبْلَى وَ فَدَى أَخَاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّى قُطِعَتْ يَدَاهُ فَأَبْدَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ بِهِمَا جَنَاحَيْنِ يَطِيرُ بِهِمَا مَعَ الْمَلَائِكَةِ فِي الْجَنَّةِ كَمَا جَعَلَ لِجَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَنْزِلَةً يَغْبِطُهُ بِهَا جَمِيعُ الشُّهَدَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.
ترجمه: حضرت سجاد عليه السّلام فرمود: خدا حضرت عباس را رحمت كند! حقا كه امام حسين را بر خويشتن مقدم داشت و جان خود را فداى آن حضرت نمود تا اينكه دستهاى مباركش قطع شد. خداى مهربان در عوض دستهاى عباس‏ عليه السّلام دو بال‏ به وى عطا كرد تا بوسيله آنها در بهشت با ملائكه پرواز نمايد. كما اينكه اين نعمت را نيز به جعفر بن ابى طالب عطا كرد.

ای فدایی راه دین عباس
شاهد مکتب یقین عباس
داشتی در قیام عاشورا
ید بیضا در آستین عباس
تو علمدار فضل اللهی
در سپاه مجاهدین عباس
چون تو در مذهب وفا داری
کیست سردار راستین عباس
چه بگویم که گفت خیر الناس
رحم الله عمی العباس
رنگ و بوی علی و احمد و آل
در وجود تو هست در همه حال
ای کتاب مکارم اخلاق
ای حسن سیرت و حسین خصال
میشود در عوالم ملکوت
دستهای بریده ات پر و بال
تو همان عبد صالحی که نماز
با سلام تو میرسد به کمال
دست یزدان در آستین داری
اثر سجده بر جبین داری
چه بگویم که گفت خیر الناس
رحم الله عمی العباس

*
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سيماهُمْ في‏ وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى‏ عَلى‏ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظيما

شاعر: استاد شفق

دانلود

عباس بن علی

عباس بن علی

غزاله صباغیان طوسی

abbas

بسم الله الرحمن الرحیم
قمر بنی هاشم بود. نه که مثل ماه باشد، خود ماه بود! چهره اش، خلق و خویش، سخاوتش، جنگاوری اش، ادبش... اباالفضل نمونه نداشت.
برادرهایش را با لبخند روانه میدان کرده بود. شانه هایشان را فشرده بود و گفته بود می­خواهم ثواب داغ برادر دیدن را هم ببرم. بروید نشان دهید که فرزند علی بن ابی طالب هستید، بروید مادر را سرفراز کنید پیش فاطمه(س). رفته بودند و سه داغ بزرگ نشسته بود روی دل عباس. بدن قطعه قطعه اکبر را دیده بود، چهره خونین قاسم از جلو چشمانش دور نمی شد، می خواست انتقام خون اصحاب را بگیرد، انتقام خون پسران عمه را... عطش میدان رفتن هر لحظه توی وجودش بیشتر می شد. شوق شمشیر زدن برای حسین، تشنگی را هم از یادش برده بود. اما وقتش نمی رسید، نوبتش نمی شد. قوت قلب قافله عباس بود.. باید تا آخر می ماند. محکم می ماند. تا دشمن از ترس ضرب شستش نگاه چپ به خیمه ها نکند. حالا وقتش رسیده بود. همه رفته بودند و نوبت عباس شده بود. روحش داشت به سمت میدان پر می کشید. که برود، شمشیر بزند، رجزهای حیدری بخواند، و به درک واصل کند همه آن نامردان را. مگر همه این سال ها برای چنین روزی آماده نشده بود؟! تمرین نکرده بود؟ شمشیر نزده بود؟ اما نوبت عباس که شد، حسین(ع) گفت: برادر! آب بیاور... تشنگی دارد بچه­ها را می­کشد. سرش را انداخت پایین و گفت چشم. حسرت انتقام توی دل عباس ماند.

عزت و ذلت- بخش نهم

عزت و ذلت- بخش نهم

آیت الله العظمی آقا مجتبی تهرانی

بسم الله الرحمن الرحيم و الحمدلله رب العالمين،
و صلّي الله علي محمد و آله الطيبين الطاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم؛

«مَنْ كانَ يُريدُ العِزَّة فَلِلّهِ العِزَّةُ جَميعاً»

انقطاع باید در دل جای بگیرد

يك طلب داريم، يك مطلوب داريم. بله! اصلاً همۀ ما اينطور هستيم و اين جزء فطرت ماست. همۀ­ ما عزت مي­خواهيم و همه­ هم از ذلت متنفريم، يعني از اينكه سلطه بر ما داشته باشند متنفريم، ذلت اين است ديگر. همۀ ما از بي­نيازي خوشمان مي­آيد و آن را مي­خواهيم و از فقر و سلطۀ غير بر خود متنفريم. اين را به شما بگويم كه در فقر هم يك نوع سلطه است. هم عزت­طلبيم، هم غنا‌طلبيم. اين را مي­خواهيم، اما بحث در اين است كه اين خواسته در قلب من وارد بشود و دلم آرام بگيرد! اين حالت بايد در دل جاسازي شود. تا در دل جاسازي نشود، دل آرام نمي­گيرد چون به آنچه كه مي­خواسته، نرسيده است. من اين را مقدمتاً گفتم تا گام به گام جلو بروم.

مطلب ديگري هست و آن اينكه در موجبات عزت ما گفتيم كه اين مقدمات از نظر دروني، انقطاع و بريدن از غير خداست. اين انقطاع بايد در دل بيايد تا خدا به آدم عزت را عنايت بكند. حتي مسئلۀ غناي حقيقي هم، معنايش همين است. غنا يعني خودم را بي­نياز بدانم و تا منقطع از ديگران نشوم خودم را بي نياز نمي دانم. لذا اين دو، يعني عزت و غنا، از اين جهت با هم مشتركند؛ كما اينكه آن چيزهايي كه در مقابل اينها هم قرار مي‌گيرند هم همين‌گونه‌اند، يعني فقر و ذلت هم هر دو از اين جهت مشتركند. اصلاً فقر، چه بسا عين ذلت است! فقر خودش عين ذلت است، اينكه من خودم را هميشه محتاج كسي ببينم معنايش اين است كه او مسلط بر من باشد و من هميشه زيردست او هستم.

بهترین کتابهایی که درباره عاشورا خوانده ام- 7

بهترین کتابهایی که درباره عاشورا خوانده ام- ۷

taamoli dar nehzat ashoora

محسن حسام مظاهری

تأملی در نهضت عاشورا
رسول جعفریان
انصاریان
(چاپ جدید: علم)

رسول جعفریان برای هرکس که سر و کار با تاریخ و کتابهای تاریخی داشته باشد، نام آشنایی است. پژوهشگر و نویسنده‌ای پرکار که فهرست کتابهای تکالیفی و تصحیحی اش او را از هر معرفی ای بی نیاز می‌کند.
کتاب "تاملی در نهضت عاشورا" تنها کتاب مستقل وی در موضوع عاشوراست و دوازده مقاله را شامل میشود. موضوعات مقالات متنوع است: از معرفی و بررسی منابع تاریخ عاشورا نظیر مقتل ابومخنف و روضه الشهدا تا تحلیل واقعه عاشورا و بررسی نتابج آن و نیز تحریفاتی که در روایت عاشورا رخ داده است.
طبعا رویکرد مولف به همه این مقولات، رویکرد تاریخی است و البته از همین منظر گاه به ارزیابی تحلیل و نظرات کلامی و غیرتاریخی در تحلیل عاشورا هم پرداخته است. ارائه داده های تاریخی فراوان و زبان استدلالی از ویژگی‌های مثبت کتاب است.
در مقاله سوم، جعفریان گزارشی مختصر ولی دقیق از عاشورا و در حقیقت یک مقتل کوتاه ارائه می‌کند. اگر فرصت مطالعه همه کتاب را ندارید، پیشنهاد میکنم لااقل این فصل را بخوانید.

این کتاب را می توانید از اینجا در فرمتهای مختلف دریافت نمایید.