أنا علی، ابنُ ذبیحِ کربلا

أنا علی، ابنُ ذبیحِ کربلا

أنا علی، ابنُ ذبیحِ کربلا
أنا علی، أنا بن مکة و منی
من یادگار غربت خون خدام
امام دوم قیام کربلام
آه از غمِ، غارت خیمه ها
از غربتِ، غروب نینوا
از قتلگاه، به روی نیزه رفت
سر بریده از قفا
(واویلا، غریب فاطمه حسین)

ای کربلا چه شد برادر حسین
بگو چه شد علی اکبر حسین
نشسته خون به گوش و گوشواره ای
سه شعبه و گلوی شیر خواره ای
سیلی زدند، به گوش طفلان حرم
شد کربلا، مدینه در چشم ترم
بار دگر، مانده میان شعله ها
پهلو شکسته مادرم
(یا زهرا خوش آمدی به کربلا)

شاعر: میلاد عرفان پور

دانلود

ده گانه های عاشورایی، دهم؛ حسن ختام برای حضرت مهدی موعود

ده گانه های عاشورایی
روضه های قرآنی

*دهم؛ حسن ختام برای حضرت مهدی موعود

ماجده محمدی

أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْکَهْفِ وَ الرَّقيمِ کانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً (٩) إِذْ أَوَي الْفِتْيَةُ إِلَي الْکَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً (١٠) فَضَرَبْنا عَلَي آذانِهِمْ فِي الْکَهْفِ سِنينَ عَدَداً (١١) ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصي‏ لِما لَبِثُوا أَمَداً (١٢) نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُديً (١٣) وَ رَبَطْنا عَلي‏ قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً (١٤)

آیا پنداشته ای که اصحاب کهف و رقیم از نشانه های بسیار شگفت انگیز ] و کم نظیر [ ما بوده اند؟ ولی بدان آنچه بر آدمیان می گذرد نظیر واقعه ای است که بر اصحاب کهف گذشت.
یاد کن زمانی را که آن جوانان در غار جای گرفتند و گفتند : پروردگارا ، از جانب خود رحمتی به ما ببخش و راه درست را به ما بنمای و در کاری که در پیش گرفته ایم راه نجاتی برای ما فراهم کن.
پس چند سالی در آن غار به آرامی بر گوش هایشان نواختیم و آنان را به خواب فرو بردیم.
سپس از خواب بیدارشان کردیم تا مشخص کنیم کدام یک از آن دو گروه مدت درنگشان را برشمرده اند.
ما داستان آنها را به دور از هر باطلی بر تو حکایت می کنیم . آنها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما آنان را هدایت، افزودیم.
و دل هایشان را استوار کردیم آن گاه که برخاستند و به سردمداران مشرک خود گفتند: پروردگار ما همان پروردگار آسمان ها و زمین است و ما هرگز به جای او معبودی را نمی پرستیم، زیرا اگر چنین کنیم، قطعاً سخنی گزاف و ناروا گفته ایم.

داستان کربلا شگفت انگیز تر است یا قصه ی اصحاب کهف؟
آیات تکان دهنده از زبان خون خدا...
سرود حماسه سازی فرزندان امت رسول الله
امامی که در تک تک لحظه های این نمایش ستودنی، به آیندگان می نگرد و نگران است.
حتی حالا که سر از بدنش جدا کرده و شهر به شهر و بیابان به بیابان او را گردانده اند.
پای کربلا که وسط می آید، اسطوره ها و افسانه ها رنگ میبازند و سر به زیر می اندازند...
اگر شگفتی داستان یاران غار در بیدار شدنشان پس از دوری گزیدن از شهر و خواب سیصد و نه ساله شان بود ،
بیش از هزار و سیصد سال است که
این حماسه
هر روز و هرسال
نمایش این اعجاز عجیب را چند باره و چندصد باره به روی صحنه می برد.
محرم که میشود به حصن حصین حسین پناهنده میشویم
و در تکیه اش، تکیه گاه می یابیم
و او بعد از غفلتی عمیق دوباره بیدارمان میکند
و قلب هایمان را مهر قوت و استقامت میزند
و با درونی استوارتر به سوی شهر و مردم همیشگی اش راهی می‌شویم
...
به راستی، داستان کربلا عجیب تر است یا سرنوشت اصحاب کهف؟

نویسندگان: وجیهه محمدطاهری – ماجده محمدی
تصویربرداری، نریشن و تدوین: برادران مفیدی کیا
سوگواره هنر و حماسه (هیئت محبین اهل بیت علیهم السلام) در دانشگاه هنر- تهران

شب اول؛ برای حضرت علی‌اکبر

شب دوم؛ برای حضرت عباس

شب سوم؛ برای امام حسین (ع)

شب چهارم؛ برای آغاز روزهای اسارت زنان و کودکان

شب پنجم، برای اصحاب امام حسین (ع)

شب ششم، برای امام سجاد (ع)

شب هفتم، برای هفتم امام حسین (ع)

شب هشتم، برای بی وفایی کوفیان

شب نهم، برای روزهای سخت اسیران کربلا

عزت و ذلت- بخش دوازدهم

عزت و ذلت- بخش دوازدهم

آیت الله العظمی آقا مجتبی تهرانی

بسم الله الرحمن الرحیم
والحمدلله رب العالمین وصل الله علی محمد وآله الطیبین الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
«مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً»

بحث ما راجع به قیام امام حسین علیه السلام بود که عرض‌کردم مجموعه‌ای از دروس معنوی، معرفتی و حتّی مادیِ دنیوی بود و یکی از موضوعاتي که در فرمایشات و حتّی عمل حضرت برجسته بود مسئلۀ عزت و ذلت و رابطة اين دو با موت و حیات بود. در جلسات گذشته به این نتیجه رسیدیم که عزت موهبتی الهی است كه زمینه‌هایی اکتسابی دارد. كسي که این زمینه‌ها را فراهم می‌کند، عبد است و كسي که عزت را عطا می‌کند، رب است. خودِ عزت هم دارای درجات، شدت و ضعف، است كه اين درجات هم زمینه‌هايي دارد که آن زمینه‌ها را، چه از نظر درونی چه از نظر بیرونی، عبد فراهم می‌کند و خداوند هم بر عزت او می‌افزاید. در اين جلسه مي خواهم از اين بحث ‌ها نتيجه گيري كنم. در روایتی که جلسة گذشته مطرح کردم آمده بود که صبر بر مصیبت موجب افزایش عزت است. چون خود صبر، اصلاً، دارای درجاتي است و هر مصیبتي هم با مصیبت ديگر متفاوت است، اگر مصیبت در بالاترین درجه آن به شخص وارد شود و صبر هم در بالاترين درجه تحقق يابد، خداوند در یک سطح بسیار عالی به او عزت عنایت می‌کند.

حسين علیه السلام در بالاترين درجات مصيبت، صبر و عزت

این بحث‌هايي كه شد بحث‌های روایی و معرفتی بود، حالا می‌خواهم تطبیق مصداقی کنم؛ این که امام حسین علیه السلام در بین اولیا‌ی خدا از نظر دلربايي و استیلاء بر قلوب، خیلی برجسته است، در این رابطه است. این یک امری الهی است وگتره نیست، حساب شده و دقیق است. در کوتاه‌ترین مدت، بزرگ‌ترین مصیبت وارد شد و درجۀ بسيار عالي از صبر تحقق يافت. پس سه مطلب در اينجا وجود دارد: کوتاه‌ترین مدت، بزرگ‌ترین مصیبت، بالاترين درجه از درجات صبر.