ای غمت معجزه گر، ای حرمت معجزه گاه

ای غمت معجزه گر، ای حرمت معجزه گاه

ای غمت معجزه‌گر! ای حرمت معجزه‌گاه!
شب مصیبت‌زده‌ی توست که پوشیده سیاه

خبر داغ تو بر دل متواتر بوده‌ست
غم تو ارث رسیده‌ست به ما آه به آه

رفتی و از تو فقط عطر تو آمد به خیام
بعد از آن مانده تو را این همه دل چشم‌به‌راه

کاروان‌ها همه آهنگ زیارت دارند
هر که دارد هوس کرب‌وبلا بسم‌الله

اربعین است و جهان دل به غمت می‌بندد
اشک محراب طواف حرمت می‌بندد

اربعین آمده و عطر محرم با اوست
کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست

اربعین شد دل ما در سفر کرب‌وبلاست
ای نسیم سحر! آرامگه یار کجاست؟

باز در دل غم مولای غریب است مرا
اربعین است و غم شیب خضیب است مرا

اربعین است و جهان یکسره هیئت شده است
حرم یار مهیای زیارت شده است

اربعین شوق حضوری‌ست که جابر دارد
کربلا بار نخست است که زائر دارد

أَلسَّلامُ عَلَی‌الشَّیْبِ الْخَضیبِ،
حسین حسین حسین

أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ،
حسین حسین حسین

دانلود

امام حسین علیه السلام؛ انسان ضدّ غرور- بخش یازدهم

امام حسین علیه السلام؛ انسان ضدّ غرور- بخش یازدهم

آیت الله آقا مجتبی تهرانی

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِين

 وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعين.

«الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا»

مروری بر مباحث گذشته

بحث ما راجع به قیام و حرکت امام حسین(علیه­السلام) بود. قیام حضرت صحیفه‏ای از درس‏هایی در ابعاد گوناگون معرفتیِ معنوی، فضیلتی انسانی، دنیوی، اخروی، فردی و اجتماعی برای ابنای بشر بود. من عرض کردم امام حسین(علیه­السلام) مُصلحی غیور و انسانی ضد غرور بود. بحث ما به اینجا رسید که امام حسین(علیه­السلام) همان طور که در وصیتنامه‏شان نوشته بودند، برای اصلاح امت، یعنی هم اصلاح ظاهری و هم اصلاح باطنی، قیام کردند؛ هم برای روش رفتاری دادن به امت و هم از نظر باطنی برای اصلاح بینش، تا امّت بتوانند بین حق و باطل تمیز بدهد.

امشب در این جلسه می‏خواهم دو مطلب را عرض کنم؛ اوّل این‌که بینش، ادراکات درونی است و به معنای تمییز دادن و تعقّلی است که انسان بتواند حق را از باطل تشخیص دهد. عرض کردم این امر وارداتی از بیرون نیست، بلکه هر بشری دارای این بینش است. اما حُجُب و موانع بر سر راه است که باید برطرف شود تا انسان بتواند حق و باطل را تمیز دهد. در اینجا من یک سؤال مطرح می‏کنم.

هدف از بعثت انبیا؛ اصلاح روش‌ها و بینش‌ها

بعثت انبیا، ارسال رُسُل، انزال کُتُب آسمانی، شریعت‏ها و مأموریتی که انبیا داشتند، هم در ارتباط با مسائل رفتاری و روش دادن که احکام الهیه در شرایع است بود و هم از آن طرف در ارتباط با متذکّر شدن مسائل درونی به ابنای بشر بود. یعنی هم بُعد بیرونی دارد و هم بُعد درونی دارد. در آیه شریفه خطاب به خود پیغمبر اکرم است که می­فرماید: «اُدْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَة»،[2] امت را با دو موردِ حکمت و موعظه حسنه به راه پروردگارات دعوت کن. در قالب اصطلاح ما طلبه‏ها و در اصطلاح کلامی، حکمت مربوط به عقل نظری است و موعظة حسنه، مربوط به عقل عملی است.