آن که دل ها را گرفتار تو کرده زینب است

آن که دل ها را گرفتار تو کرده زینب است

آن که دل ها را گرفتار تو کرده زینب است
هر دو عالم را خریدار تو کرده زینب است
آنکه کرده کربلا را کعبه ی دل ها، حسین
عرش را مدیون دربار تو کرده زینب است
آنکه بعد از بوسه بر رگهای تو قدش خمید
گریه ها بر زخم بسیار تو کرده زینب است
آنکه جای حضرت ام البنین در کربلا
مادری بهر علمدار تو کرده زینب است
آنکه در گودال نزد حضرت زین العباد
یاد از عشاق و زوار تو کرده زینب است
آنکه نطقش چون علی برنده تر از ذوالفقار
گرم تر از پیش، بازار تو کرده زینب است
آنکه از خصم لعین، پیراهنت را پس گرفت
شیعیان را زار و بیمار تو کرده زینب است
آنکه با صوت حزین و گریه ی جانسوز خود
دشمنان را هم عزادار تو کرده زینب است

شاعر: جواد حیدری

دانلود

امام حسین علیه السلام؛ انسان ضدّ غرور- بخش هفدهم

امام حسین علیه السلام؛ انسان ضدّ غرور- بخش هفدهم

آیت الله آقا مجتبی تهرانی

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِين

 وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعين.

«الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا»

وعده خدا به خوشی جاودانه

ما در این زمینه آیات متعدِّده‌ای داریم که من فقط به عنوان نمونه، دو آیه را عرض می­کنم؛ جهت هم دارد چون می­خواهم این آیات را با فرمایش امام حسین(علیه­السلام) ارتباط دهم. در سوره فرقان می­فرماید: «قُلْ أَ ذلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتي‏ وُعِدَ الْمُتَّقُون‏»[۲] بگو این دنیا بهتر است یا بهشت جاودان که به پرهیزکاران وعده شده است؟ از این آیه معلوم می­شود که خداوند جاودانگی را برای انسان در نشئه دیگر وعده کرده است. برای چه کسانی وعده کرده است؟ اسمشان را هم برده است، می‌فرماید: برای کسانی که اهل تقوا هستند. در سوره رعد دارد: «مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتي‏ وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ أُكُلُها دائِمٌ وَ ظِلُّها تِلْكَ عُقْبَى الَّذينَ اتَّقَوْا وَ عُقْبَى الْكافِرينَ النَّار»[۳] عاقبت کار کسانی که متّقی هستند، این‌چنین است.

تطبیق خطبه امام حسین با آیات قرآن کریم

حسین(علیه­السلام) در همان اوّل خطبه گفت: «عبادَ اللهِ اِتَّقوا الله» یعنی آن چیزی که در نهاد شما است، یعنی زیستن دائم و بهتر زیستن، با تقوا حاصل می‌شود. شما راه را گم کردهاید. جمله کوتاه اوّلش این است: «عباد الله اتقوا الله». بعد می­فرماید: «و کونوا مِن الدنیا علی حَذَرٍ» نشئه جاودانگی جای دیگر است؛ این دنیایی که شما می­بینید، تقاضای شما را برآورده نمی­کند. حضرت شروع می­کند دنیا را شرح می­دهد؛ چون حالات دنیا جزو وجدانیات و واقعیاتِ خارجی بود و خودشان می­توانستند ببینند، لذا حضرت وارد شرح دنیا شد. پس چرا در عین حال که می­بینیم، باز به همین دنیا دل می­بندیم؟! با این که می­بینیم دنیا ناپایدار است، می‌خواهیم از این دنیا، برای خودمان پایداری به دست آوریم. خودمان داریم می­بینیم که دنیا آمیخته به ناخوشی است، با این حال می­خواهیم از آن خوشی بگیریم. این حماقت از کجا آمده است؟ این تعبیرهایی که می­کنم، همه متن روایات است؛ من نمی‌خواهم ادبیاتِ بد داشته باشم، این تعبیر در روایت علی(علیه‌السلام) است که فرمود: «أحمقُ الحُمَق الإغترار»[۴]