برای بانو فاطمه معصومه سلام الله علیها

برای بانو فاطمه معصومه سلام الله علیها

آمدی و بهشت را با خود
به دل این کویر آوردی
کوثرانه قدم زدی در شهر
خیرهای کثیر آوردی
آمدی و مشام هر کوچه
پر شده از شمیم احساست
یادگاری مادرت زهراست
عطر نام تو، نفحه‌ی یاست
به لب مردمان غمدیده
با حضورت تبسم آوردی
آمدی با فرشتگان از راه
آسمان را سوی قم آوردی
با تو بوی بهشت پیچیده
دم به دم در فضای بیت النور
آسمان آمده به پابوسی
آمده تا حرای بیت النور
حرف رفتن که می‌زنی ناگاه
دل قم کوچه کوچه می‌گیرد
یا کریمی که دل به تو بسته
از فراق تو آه می‌میرد
خاطر آسمانی ات انگار
گاه گاهی غبار غم دارد
بغض های شکسته‌ی ناگاه
چشم هایی که دم به دم دارد
شعله‌ی آه و ... قلب بی تابت
در تب اشتیاق می‌سوزد
باز هم قصه‌ی جدایی ها
جگرت از فراق می‌سوزد
چشم هایت دو چشمه کوثر شد
یاد داری وداع آخر را
دل خواهر چگونه تاب آورد
حسرت دیدن برادر را
زینب حضرت رضایی و
چشمهایی پر از شفق داری
دیدن غربت «ولی» سخت است
بانوی بی قرار حق داری
آمدی از مدینه تا ایران
برسانی چنین پیامت را
که تحمل نمی توانی کرد
لحظه ای غربت امامت را
سیره‌ی ناب فاطمی این است
راه را بر همه نشان دادی
تو شهید ولایتی بانو
در هوای امام جان دادی
سیره‌ی ناب فاطمی این است
مادرت پا به پای مولایش...
محسنش جای خود، خود مادر
پشت در شد فدای مولایش
بین کوچه کبود شد بازو
ولی اسباب رو سپیدی شد
آه دست شکسته‌ی مادر
بانی نهضت رشیدی شد
سیره‌ی ناب فاطمی یعنی
در شریعه رشادت عباس
تشنه لب از فرات برگشتن
دست و مشک و ... قیامت عباس
دست هایش قلم شدند آن روز
تا حدیث حماسه بنویسد
همه‌ی شعر را اگر شاعر
در دو مصرع خلاصه بنویسد:
هر کسی شد فدای مولایش
نام او در جهان علم گردد
مرقدش در تمامی عالم
قبله و کعبه و حرم گردد

شاعر: یوسف رحیمی

دانلود

سلام بر حضرت معصومه سلام الله علیها

سلام بر حضرت معصومه سلام الله علیها

السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِيجَةَ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ وَلِيِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا أُخْتَ وَلِيِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا عَمَّةَ وَلِيِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ .

امام حسین علیه السلام؛ انسان ضدّ غرور- بخش نوزدهم

امام حسین علیه السلام؛ انسان ضدّ غرور- بخش نوزدهم

آیت الله آقا مجتبی تهرانی

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِين

 وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعين.

«الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا»

 بررسی زمینه‌های غرور

سؤال اصلی این بود که شیطان‌های درونی و بیرونی از چه زمینه‏هایی برای ایجاد این اشتباه، استفاده می‏کنند؟ من در جلسه گذشته عرض کردم دو چیز به عنوان زمینه مطرح است که سرآمد آنها در ارتباط با بعد اعتقادی انسان یعنی کارکرد عقل است. یعنی با توجّه به این‌که ما عقل و وحی را حجت باطنی و ظاهری می‌دانیم و با این حال که هر دو نیز یک مطلب را به ما القا می‌کنند و یک راه را به ما ارائه می‏دهند، در عین حال اگر بر خلاف آن عمل می‏کنیم، دلیل و ریشه‌اش این است که معاد و قیامت را باور نکرده‏ایم. چون قیامت را باور نکرده‏ایم، باوری که از آن به یقین تعبیر می‌شود، به فریب‌ها‏ی شیطانی مغرور می‏شویم.

۱.     عدم اعتقاد به معاد

بحث ما جلسه گذشته همین بود و طبقات و انواع افراد در ارتباط با اعتقاد به معاد را مطرح کردم که اگر شخص به مسأله معاد که هم عقل آن را تأیید می‌کند و هم نقل، یقین داشته باشد، فریب شیطان را نخواهد خورد. اعتقاد به نشئه‌ای غیر از نشئه دنیایی که ابدی و جاودانه است و تنعّمش خالص است؛ همان چیزی است که مقصد و مطلوب انسان است. آنجا نشئه‌ای است که وجود دارد و اسمش قیامت است. اگر این به باور انسان آمده باشد، نه هیچ‌گاه فریب شیطان درونی را می‏خورد و نه شیطان بیرونی را. مطلب خیلی روشن است.

تأثیر باور به معاد در مغرور نشدن

حالا من یک روایتی که از علی(علیه‌السلام) می‏خوانم و بعد وارد جهت دوم می‏شوم. روایت از امیرالمومنین(علیه‌السلام) است که حضرت فرمودند: «مَنْ أَيْقَنَ أَنَّهُ يُفَارِقُ الْأَحْبَابَ وَ يَسْكُنُ التُّرَابَ وَ يُوَاجِهُ الْحِسَابَ وَ يَسْتَغْنِي عَمَّا يُخَلِّفُ وَ يَفْتَقِرُ إِلَى مَا قَدَّمَ كَانَ حَرِيّاً بِقِصَرِ الْأَمَلِ وَ طُولِ الْعَمَلِ»[۲] هر کس که یقین دارد که روزی از دوستانش جدا شده، خاک نشین گردیده، روزگار حسابرسی را دیده، هر چه بر جای گذارد او را بی‌نیاز نکرده و به اعمالی که از پیش فرستاده محتاج خواهد بود، سزاوار است که آرزویش را کوتاه و کارهای نیکش را زیاد کند.