کجایی ماهِ پشت ابر پنهانم؟ نمی دانم

کجایی ماهِ پشت ابر پنهانم؟ نمی دانم

چرا آواره کوه و بیابانم، نمی دانم
چه می خواهد غم عشق تو از جانم، نمی دانم
به سمت آسمان رو می کنم هر جمعه می پرسم
کجایی ماهِ پشت ابر پنهانم؟ نمی دانم
تو که هر هفته امضا می کنی پرونده مارا
نمی مانم چرا بر عهد و پیمانم، نمی دانم
در این عصر غم و تردید آقا با ظهور تو
به جا می ماند آیا دین و ایمانم؟ نمی دانم
نمی دانم که هستم آن زمان پای رکاب تو
چه هستم؟ کافرم گبرم مسلمانم، نمی دانم
فدای قلب پر مهرت که این شب ها پر از درد است
محرَم مثل تو ناحیه می خوانم، نمی دانم
چه می شد اینکه مانند شما خون گریه می کردم
خدا می کرد چون زینب (س) پریشانم، نمی دانم
شبیه حُر سرم زیر است پشت خیمه ارباب
نگاهش می کند امروز مهمانم؟، نمی دانم

شاعر: عباس احمدی

دانلود

امام حسین علیه السلام؛ انسان ضدّ غرور- بخش بیستم

امام حسین علیه السلام؛ انسان ضدّ غرور- بخش بیستم

آیت الله آقا مجتبی تهرانی

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِين

 وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعين.

«الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا»

 

زبان قال و زبان حال

جلسه گذشته وارد این بحث شدم که مغرورین، این مسائل را با هم که خلط می‏کنند و می‏خواهند اشتباهشان را توجیه کنند. کسانی که نسبت به سعادت، شقاوت و هلاکت خودشان سر دو راهی قرار می‏گیرند و راه شقاوت را در پیش می‏گیرند، می‏گویند: دنیا بود دیگر ما را فریب داد! من در جلسه گذشته جواب این حرف را دادم که دنیا زبان قال ندارد ولی دو زبان حال دارد. زبان قال همین آهنگ و صدا است، ولی زبان حال، کلام بدون آهنگ است، حالت و چگونگی دنیا است. دنیا دو زبان حال دارد. ما در جلسه گذشته به این مطلب رسیدیم که این حرف‌ها در معارف ما هست و حتّی این مسأله از خود قرآن برگرفته شده است.

علی(علیه‏السلام) در نهج البلاغه در موارد متعدد که در مورد مغرورین صحبت می‌کنند، بر روی همین نکته تکیه می‏کند. در جلسه گذشته خطبه‏ای را خواندم که حضرت وقتی این آیه شریفه را تلاوت می‏کرد، ایراد فرمود؛ «یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم»[۲] در خود آیه هم بحث از غرور است که حضرت هم آن جملات را شروع کرد به گفتن که دیشب خواندیم. حضرت در جاهای دیگر هم همین مطلب را می‏آورد، اما خیلی بازتر و واضح‌تر است که دنیا یک زبان دعوت به سوی خود دارد و یک زبان موعظه و اندرز.

زبان‌ دعوت و زبان اندرز

دنیا دو تا سخن دارد؛ یعنی علاوه بر این‌که به خود جذب می‏کند و زبان دعوت به مادیت و مظاهر مادیت دارد، یک سخن دیگری دارد که آن هم آشکار است؛ او به انسان پند و اندرز می‏دهد و موعظه می‏کند که اگر انسان این سخن دنیا را گوش کند، وقتی که بر سر دو راهی قرار می‌گیرد، مسیر صحیح را انتخاب می‏کند. یعنی خود این دنیا برای او، کمک کار می‏شود که او بتواند حیات جاودانه‏ای را که خوشی خالص دارد برای خودش تهیه کند. یک وقت می‏گویی دنیا یک زبانش دعوت به سوی خود است، یک زبانش هم پند و اندرز بوده و موعظه می‏کند؛ باید دانست که بحث موعظه صوتی غیر از موعظه عملی است. چون این اثر‌گذاریش بیشتر از حرف است. توجه کنید چه می‏خواهم بگویم.