زيارت حضرت زينب كبرى عليها السلام

زيارت حضرت زينب كبرى عليها السلام


بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
اَلسَّلامُ عَلى آدَمَ صِفْوَةِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلى
سلام بر آدم، برگزيده خدا. سلام بر
نُوح نَبِيِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلى اِبْراهيمَ خَليلِ اللهِ،
نوح، پيامبر خدا. سلام بر ابراهيم، خليلِ خدا.
اَلسَّلامُ عَلى مُوسى كَليمِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلى
سلام بر موسى، هم سخن خدا. سلام بر
عيسى رُوحِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يـا رَسُولَ اللهِ،
عيسى، روحِ خدا. سلام بر تو اى رسول خدا.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يـا خَيْرَ خَلْقِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ
سلام بر تو اى بهترين خلق خدا. سلام بر تو
يـا صَفِيَّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يـا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ
اى برگزيده خدا. سلام بر تو اى محمد بن عبدالله
اللهِ خـاتَمَ النَّبِيّينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَميرَ
خاتم پيامبران. سلام بر تو اى امير
الْمُؤْمِنينَ عَلِيَّ بْنَ اَبي طالِب وَصِيَّ رَسُولِ اللهِ،
مؤمنان على بن ابى طالب وصى پيامبر خدا.
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا فاطِمَةُ سَيِّدَةَ نِسـاءِ الْعـالَمينَ،
سلام بر تو اى فاطمه سرور بانوان دنيا و آخرت
اَلسَّلامُ عَلَيْكُمـا يـا سِبْطَيْ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ،
سلام بر شما اى دو نوه پيامبر رحمت
وَسَيِّدَيْ شَبـابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يـا
و دو آقاى جوانان اهل بهشت. سلام بر تو اى
عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَ الْعـابِدينَ وَقُرَّةَ عَيْنِ
على بن الحسين، آقاى عابدان و نور ديده
النّـاظِرينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يـا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىّ
بينندگان. سلام بر تو اى محمد بن على،

امام حسین علیه السلام؛ انسان ضدّ غرور- بخش بیست و دوم

امام حسین علیه السلام؛ انسان ضدّ غرور- بخش بیست و دوم

آیت الله آقا مجتبی تهرانی

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِين

 وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعين.

«الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا»

 

جهل منشاء غرور است
به‌طور خلاصه و برای جمع‌بندی مباحث گذشته باید بگوییم که منشاء غرور جهل و نادانی است. در روایت هم داریم که غرور مربوط به درون خود انسان است؛ نه این‌که مغرور از اول عقل و درک ندارد، بلکه با این‌که شعور و فهم دارد و هم زبان عقل را می‌فهمد و هم زبان وحی را، اما هواهای نفسانی مانع می‌شوند. یعنی هواهای نفسانی انسان است که جلوی دید عقل را می‏گیرد و نمی‏‏گذارد آن‏چه را که آن ادراک می‏کند، روی دل انسان اثر کند؛ هواهای نفسانی و امیال حیوانی مانع می‌شوند که قلب آن‏چه را که وحی برای ما آورده است را نفهمد و اینها اثرگذار نباشند.
نفس، دشمن‌ترین دشمنان
در آثار معرفتی ما و معارف اسلامی ما هم این وجود دارد که نقطه مرکزی انحراف و فریب، امیال و هواهای نفسانی است؛ «أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْكَ»[۲] همین موجب می‏شود که انسان بر سر دو راهی‌ها که رسید، راه اشتباه را انتخاب کند. بحث، بحث انتخاب است. خود انسان انتخاب می‏کند و مسأله دل‌بردن و سلب اختیار مطرح نیست، بحث دل‌دادگی به دنیا است. این حرف‏ها اشتباه است، چون دنیا هیچ وقت دل آدم را نمی‏برد، بلکه انسان خودش دل به او می‏سپارد. سر دو راهی هم که رسیدیم آنجا است که هواهای نفسانی، انتخاب من را برای تشخیص مسیر سعادت به سمت خویش سوق می‏دهد و این قهری است. نفس به سوی چیزهایی دعوت می‏کند که همسو با تمایلات نفسانی، شهوت و غضب من است. شهوت در ارتباط با مال است و غضب در ارتباط با جاه و ریاست است. این خلاصه بحث ما بود.
آخرین خطبه پیغمبر اکرم
لذا ما می‌بینیم که این مسألۀ دو راهی را ما در روایات داریم. در یک روایت داریم که انسان بر سر دو راهی که قرار می‌گیرد، انتخابش چه اثری خواهد داشت. این روایت یک مقدمه دارد که من می‌خواهم آن را ابتدا بگویم. پیغمبراکرم در مدت عمرشان برای مسلمین خیلی خطبه خوانده است. آخرین خطبه‏ای را که پیغمبراکرم خوانده و بعد از آن هم وفات کردند، این خطبه است. این جملات برای آخرین خطبۀ پیغمبر است که حضرت بعد از آن دیگر خطبه نخواند. من بخشی از آن را برایتان می‏خوانم. حضرت فرمود «أَلَا وَ مَنْ عَرَضَتْ لَهُ دُنْيَا وَ آخِرَةٌ» هر کس بر سر دو راهی دنیا و آخرت قرار بگیرد، «فَاخْتَارَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ لَقِيَ اللَّهَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَيْسَتْ لَهُ حَسَنَةٌ يَتَّقِي بِهَا النَّارَ» و دنیا را برمی‌گزینند، در قیامت خدا را ملاقات می‌کنند در حالی که هیچ سپری از حسنات در برابر آتش جهنم ندارند. کسانی که سر دو راهی قرار می‏گیرند و سراغ تمایلات نفسانی‏شان، می‏روند بدانند که وقتی قیامت شود، تعبیر لقای الهی برای اشاره به قیامت است، دیگر چیزی ندارد که بخواهد با آن جلوی جهنم را بگیرد.
«وَ مَنِ اخْتَارَ الْآخِرَةَ عَلَى الدُّنْيَا وَ تَرَكَ الدُّنْيَا لَقِيَ اللَّهَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ هُوَ عَنهُ رَاضٍ»[۳] و هر که آخرت را برگزیند، روز قیامت خدا را در حالتی ملاقات می‌کند که از او راضی است. سر دو راهی که قرار گرفت، نگاه کند و ببیند که مشروع است یا نامشروع. دنیایی که در اینجا آمده است، دنیای نامشروع است. این را من قبلاً توضیح دادم. «لَقِيَ اللَّهَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ هُوَ عَنهُ رَاضٍ» کسی که دنیای نامشروع را کنار گذاشت و سراغ قیامت رفت یعنی سراغ چیزی رفت که رضایت الهی در آن است، در روز قیامت، ملاقاتش با حق در حالی است که خدا از او راضی است.

زینب طلوع دیگری از نور فاطمه است

زینب طلوع دیگری از نور فاطمه است

آنان که مشق اشک مرتب نوشته اند
با خط عشق این همه مطلب نوشته اند
آنان که بال گریه در آورده اند را
هم دوش انبیاءِ مقرب نوشته اند
این چند خط مختصر اما مفید را
هر روز خوانده اند که هر شب نوشته اند
تقدیر دو پیالۀ ما را هزار سال
پیش از شروع گریه لبالب نوشته اند
تکلیف چشم های مرا از همان نخست
از روی اشک حضرت زینب نوشته اند
یعنی که تشنگی ام از این مشرب است و بس
یعنی امام گریۀ ما زینب است و بس
ای دختر تجلی توحید آمدی
ای ماه! روی دامن خورشید آمدی
ای لاله ای که قبل شکوفایی ات حسین
هرگز چنین شکفته نخندید آمدی
هر چند در حجاب ولایت نهفته ای
روشن تر از تمام موالید آمدی
در خانۀ زمینی زهره از آسمان
ای ماه، ای ستارۀ ناهید آمدی
راهی دراز را به هوای برادرت
با صد هزار آرزو - امید آمدی