صلوات بر امام حسین (علیه السلام)

صلوات خواجه نصیرالدین طوسی:

أللّهمَّ صلِّ وَ سَلِّم وَ زِد وَ بارِک عَلی السّید الزّاهد ، الامام العابد ، الراکع الساجد ، ولی المَلَک الماجد ، و قتیل الکافر الجاحد ، زین المنابر و المساجد ، صاحب المحنة و الکرب و البلاء ، المدفون بارض کربلاء ، سبط رسول الثَّقَلین ، نور العینَین ، مولانا و مولی الکونین ، الامام بالحقّ أبی عبدالله الحسین صلوات الله وسلامه علیه

دانلود فایل صوتی

مناجات شعبانيه

«بسم الله الرحمن الرحیم»

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ

مُسْتَكِينا لَكَ مُتَضَرِّعا إِلَيْكَ رَاجِيا لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي

خداوندا، برمحمد و خاندان محمد درود فرست و آن دم که تو را خوانم، دعایم بشنو؛ و چون تو را ندا دهم ندایم بشنو؛ و آنگاه که با تو راز گویم، به من رخ بنمای که [از همه جهان و جهانیان] به سوی تو گریخته‌ام و در پیشگاهت ایستاده‌ام، نالان و زاران و بی‌برگ و نوا، و به پاداشی که نزد توست امیدوارم.

وَ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَ تَخْبُرُ حَاجَتِي وَ تَعْرِفُ ضَمِيرِي وَ لا يَخْفَى عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِي وَ مَثْوَايَ وَ مَا أُرِيدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِي وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِي وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِي

و تودانی که در دل چه دارم و از نیازم آگهی و نهادم می‌شناسی؛ و کار این سرای و آن سرایم برتو پوشیده نیست. [و تودانی] آنچه خواهم که به زبانم رانم و بنمایم و خواسته‌ام گویم و آنچه برای سرانجام خویش بدان امیدوارم.

وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِيرُكَ عَلَيَّ يَا سَيِّدِي فِيمَا يَكُونُ مِنِّي إِلَى آخِرِ عُمْرِي مِنْ سَرِيرَتِي وَ عَلانِيَتِي وَ بِيَدِكَ لا بِيَدِ غَيْرِكَ زِيَادَتِي وَ نَقْصِي وَ نَفْعِي وَ ضَرِّي

سرورا، سرنوشتم به دست توست و هر آنچه تا واپسین دم حیاتم، نهان و عیان از من سرزند، تو دانی. و کاستی و فزود و سود و زیانم تنها به دست توست نه دگری.

إِلَهِي إِنْ حَرَمْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَرْزُقُنِي وَ إِنْ خَذَلْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُنِي

معبودا، اگر مرا از رزقت ناکام گردانی، کیست که روزی‌ام دهد؟ و اگر به خواری‌ام کشانی، کیست که یاری‌ام دهد؟

إِلَهِي أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَ حُلُولِ سَخَطِكَ

معبودا، از خشم تو و فرود آمدن کیفرت به تو پناه برم.

امام حسین علیه السلام؛ انسان ضدّ غرور- بخش سی و چهارم

امام حسین آموخت که
«راه بقاي دين، كشته شدن است؛ پس از مرگ نترسید»!

اعوذ بالله من الشیطان الرّجیم؛ بسم الله الرّحمن الرّحیم؛ و الحمد لله ربّ العالمین
و صلّی الله علی محمّد و آله الطّیّبین الطّاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین.
«الاسلام بدؤه محمدیٌّ و بقاؤه حسینیٌّ»

مروري بر مباحث گذشته
بحث ما راجع به قيام و حركت امام حسين عليه­السّلام بود که گفته شد اين قيام هدفمند بود. هدف از قیام هم بقاي اسلام بود و حضرت نیز سال­ها براي اين قيام برنامه ريزي كرده بودند. به اين مناسبت خطبه‌اي را مطرح كرديم كه حضرت در سنه پنجاه و هشت هجري در منا براي بيش از هزار نفر صحابه پيغمبر و تابعين ايراد فرمودند. در آن خطبه اشاره مسأله قيام وجود دارد، يعني حضرت از قبل پيگير اين مسأله بوده­اند.
اين خطبه سه بخش داشت، ما مقداري از بخش سوم را در جلسه گذشته مطرح كرديم، امّا بقيّه فرمايشات حضرت را به‌طور اختصار در اين جلسه عرض مي‌كنيم.
«اجرای احکام» و «همه امور اجرایی» باید به دست علما باشد
حضرت در جمع صحابه و تابعين خطبه می‌خواندند. ایشان به آن دانه درشت‌هايي كه در جامعه و زير سايه اسلام به موقعيّت رسيده بودند، خطاب فرمودند: «وَ أَنْتُمْ أَعْظَمُ النَّاسِ مُصِيبَةً لِمَا غُلِبْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ مَنَازِلِ الْعُلَمَاءِ لَوْ كُنْتُمْ تَسْمَعُونَ ذَلِكَ بِأَنَّ مَجَارِيَ الْأُمُورِ وَ الْأَحْكَامِ عَلَى أَيْدِي الْعُلَمَاءِ بِاللَّهِ الْأُمَنَاءِ عَلَى حَلَالِهِ وَ حَرَامِهِ» مصيبت شما از مصائب همه مردم سهمگين‌تر است! زيرا که در جامعه امروز، منزلت و مقام علمي‌تان را از شما باز گرفته‌اند! يعني آن موقعيّت دینی‌اي را كه بايد شما در جامعه اسلامي داشته باشيد، از شما گرفته‌اند. چون در حقيقت امور اداري قلمرو اسلامي، صدور احكام قضايي و يا مسايل اجرايي بايد به دست دانشمندان روحاني‌ای باشد كه امين به حقوق الهي و دانا به به حلال و حرام هستند.
علّت دوری علما از جایگاه اجتماعی‌شان، دوری از حق است
«فَأَنْتُمْ الْمَسْلُوبُونَ تِلْكَ الْمَنْزِلَةَ وَ مَا سُلِبْتُمْ ذَلِكَ إِلَّا بِتَفَرُّقِكُمْ عَنِ الْحَقِّ» در اينجا است كه حضرت به صراحت مي‌فرمايد اينكه اين منزلت را از دست داديد هيچ علتي ندارد جز اينكه شما از دور محورِ حق و حكم الهي پراكنده شده‌ايد. «وَ اخْتِلَافِكُمْ فِي السُّنَّةِ بَعْدَ الْبَيِّنَةِ الْوَاضِحَةِ»، يعني شما بايد بر محور اسلام، قانون اسلامي و حكم الهي عمل مي‌كرديد، امّا عمل نكرديد و درباره سنّت و سيره هم كه دلايل آن روشن بود و كيفيّت آن هم وجود داشت، اختلاف پيدا كرديد.
بعد حضرت مي‌فرمايد: «وَ لَوْ صَبَرْتُمْ عَلَى الْأَذَى وَ تَحَمَّلْتُمُ الْمَؤُونَةَ فِي ذَاتِ اللَّهِ كَانَتْ أُمُورُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ تَرِدُ وَ عَنْكُمْ تَصْدُرُ وَ إِلَيْكُمْ تَرْجِعُ» اگر شما بر شكنجه و ناراحتي شكيبا بوديد و سختی‌ها را تحمّل مي‌كرديد یا در راه خدا حاضر به تحمّل ناگواري‌ها مي‌شديد، «تصويب مقرّرات» نزد شما آورده مي‌شد؛ نه آن جنايتكاراني كه سر كار هستند. یعنی قوانين به دست شما صادر مي‌شد و شما مرجع كارها بوديد.