نیایش امام سجاد ع در ابراز فروتنی و تواضع

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِی التَّذَلُّلِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ :
رَبِّ أَفْحَمَتْنِی ذُنُوبِی، وَ انْقَطَعَتْ مَقَالَتِی، فَلَا حُجَّةَ لِی، فَأَنَا الْأَسِیرُ بِبَلِيَّتِی، الْمُرْتَهَنُ بِعَمَلِی، الْمُتَرَدِّدُ فِی خَطِیئَتِی، الْمُتَحَيِّرُ عَنْ قَصْدِی، الْمُنْقَطَعُ بِی. قَدْ أَوْقَفْتُ نَفْسِی مَوْقِفَ الْأَذِلَّاءِ الْمُذْنِبِینَ، مَوْقِفَ الْأَشْقِيَاءِ الْمُتَجَرِّینَ عَلَيْكَ، الْمُسْتَخِفِّینَ بِوَعْدِكَ سُبْحَانَكَ أَيَّ جُرْأَةٍ اجْتَرَأْتُ عَلَيْكَ، وَ أَيَّ تَغْرِیرٍ غَرَّرْتُ بِنَفْسِی مَوْلَايَ ارْحَمْ كَبْوَتِی لِحُرِّ وَجْهِی وَ زَلَّةَ قَدَمِی، وَ عُدْ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِی وَ بِإِحْسَانِكَ عَلَى إِسَاءَتِی، فَأَنَا الْمُقِرُّ بِذَنْبِی، الْمُعْتَرِفُ بِخَطِیئَتِی، وَ هَذِهِ يَدِی وَ نَاصِيَتِی، أَسْتَكِینُ بِالْقَوَدِ مِنْ نَفْسِی، ارْحَمْ شَيْبَتِی، وَ نَفَادَ أَيَّامِی، وَ اقْتِرَابَ أَجَلِی وَ ضَعْفِی وَ مَسْكَنَتِی وَ قِلَّةَ حِیلَتِی. مَوْلَايَ وَ ارْحَمْنِی إِذَا انْقَطَعَ مِنَ الدُّنْيَا أَثَرِی، وَ امَّحَى مِنَ الْمَخْلُوقِینَ ذِكْرِی، وَ كُنْتُ مِنَ الْمَنْسِيِّینَ كَمَنْ قَدْ نُسِيَ مَوْلَايَ وَ ارْحَمْنِی عِنْدَ تَغَيُّرِ صُورَتِی وَ حَالِی إِذَا بَلِيَ جِسْمِی، وَ تَفَرَّقَتْ أَعْضَائِی، وَ تَقَطَّعَتْ أَوْصَالِی، يَا غَفْلَتِی عَمَّا يُرَادُ بِی. مَوْلَايَ وَ ارْحَمْنِی فِی حَشْرِی وَ نَشْرِی، وَ اجْعَلْ فِی ذَلِكَ الْيَوْمِ مَعَ أَوْلِيَائِكَ مَوْقِفِی، وَ فِی أَحِبَّائِكَ مَصْدَرِی، وَ فِی جِوَارِكَ مَسْكَنِی، يَا رَبَّ الْعَالَمِینَ.

نیایش آن حضرت در ابراز فروتنی و تواضع برای خدای تعالی
پروردگار من، گناهانم زبانِ مرا بند آورده و رشته‌ی سخنم را از هم گسسته است و من عذری اقامه نتوانم كرد. پس همچنان اسیرِ گرفتاری و گروگانِ كردار خویشتنم. در میان گناهان سرگردانم، و از مقصد خود بیراه شده‌ام و دستم از چاره كوتاه است.
من خود را در جایگاه گنهكارانِ سرشكسته قرار داده‌ام؛ در جایگاه شوربختانی كه با تو گستاخی می‌ورزند و تهدیدهایت را سبك می‌شمارند.
پاك و منزّهی تو، به چه جرئتی با تو گستاخی كردم؟ و با كدامین فریب خود را به ورطه‌ی نابودی افكندم؟
ای مولای من، بر من رحمت آور كه به صورت بر زمین افتاده‌ام و از راه لغزیده‌ام. به حِلم خود از نادانی‌ام درگذر، و به احسان خود از بدكرداری‌ام، كه به گناه خود اقرار دارم و به خطای خود معترفم. اینك این دست من و این سَرِ من كه برای قصاص از خود آن را با فروتنی تسلیم كرده‌ام. بر پیری‌ام و پایان گرفتنِ روزگارم و نزدیك شدنِ مرگم و ناتوانی و درویشی و بیچارگی‌ام رحمت آور.
مولای من، به من رحم كن آن گاه كه پایم از دینا بریده شود، و یادم از خاطر آفریدگان برود، و همچون كسی كه یكباره از یاد رفته است، به جمع فراموشان درآیم.
مولای من، آن گاه كه چهره و حالتم دگرگون شود و جسمم بپوسد و اندامم پاره گردد و بندبند وجودم از هم بگسلد، بر من رحمت آور، كه وای بر غفلت من از آنچه در پیش رو دارم.
مولای من، در آن روز كه از گور خود به درآیم و زنده شوم، به من رحم كن، و در آن روز جای ایستادنِ مرا برای حساب در میان دوستدارانت قرار ده، و چنان كن كه با دوستانت به سوی میزان روانه شوم و در سایه‌ی قربِ تو منزل گزینم، ای پروردگار هستی‌ها.

دانلود فایل صوتی

همچنان تیغ در گلو دارد

ماه می آید از خم کوچه، چهره ای دائم الوضو دارد
پینه بر دست هاش و نعلینش اثر وصله و رفو دارد
مرد تنهاست، مرد غمگین است، کمرش از فراق خم شده است
ساغر شادیش اگر خالی است، باده غم سبوسبو دارد
ضربان صدای او جاری ست: با یتیمی به خنده مشغول است
سر تقسیم سهم بیت المال با صحابه بگو مگو دارد
باز امروز بغض نخلستان تا به سرحد انفجار رسید
باز امشب به استناد کمیل، ماه با چاه گفتگو دارد
کاهگل های کوچه مرطوبند، اشک دیوار را درآورده ست
ناله خانم جوانی که هرچه دارد علی ازاو دارد

امام حسین علیه السلام انسان ضدّ غرور- بخش چهلم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم؛ بسم اله الرحمن الرحیم؛ الحمد لله ربّ العالمین
و صلّی الله علی محمد و آله الطّیبین الطّاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین.
«الاسلام بدؤه محمدیّ و بقاؤه حسینیّ»

مروري بر مباحث گذشته
بحث ما راجع به خطبه شریفه­ای بود که امام حسین(علیه­السلام) در سال پنجاه و هشت هجری، يعني دو سال قبل از واقعه عاشورا در منا ایراد فرمودند. عرض کردم این خطبه سه بخش داشت که بخش اوّل را بحث کردیم. در بخش دوم، به طور اختصار اموری را که از این خطبه شریفه برداشت می­شد، بيان كرديم و هر دو بخش جواب‏گوی یک سنخ مسائلی بود که بنی‏امیّه در آن موقع با بدعت گذاشتن و نقل­های دروغین از پیغمبر در اجتماع مسلمین ايجاد کرده بودند. بالأخره از این مجموعه ترسیمی نسبت به کسانی که از نظر الهی برای گرفتن زمام امور جامعه مسلمین و هدایت کردن جامعه مسلمین منصوب هستند، به دست می­آمد و به تعبیری امام حسین(علیه­السلام) امام را از زبان امام تعریف کرد که زبان امام همان زبان الهی بود.
در جلسه گذشته وارد بخش سوم این خطبه شدیم. بخش دوم خطاب به همه مردم بود که مردم نباید بنشینند و تماشاگر باشند که حکام اسلام در قلمرو اسلام هر کار خلاف شرعی بکنند و این‏ها سکوت کنند، باید تذکّر بدهند که حتی خود امیرالمؤمنین علی(علیه­السلام) راجع به خودش می­فرماید: من را هم نصیحت کنید که جلسه گذشته به آنها اشاره کردم.
بخش سوم و خطاب به رهبران ديني