رابطه ماه محرم با ماه مبارک رمضان

🔸اگر کسی اوّل سالش برابر همین تاریخ‌ های عادی، اوّل محرم بود، این باید جمع بكند بین ماه محرم و ماه مبارك رمضان. دین همین كار را كرده؛ ماه محرم را با ماه مبارك رمضان, ماه مبارك رمضان را با ماه محرم با یك آهنگ جمع كرده. ببینید در ماه مبارك رمضان فرمودند شما مهمان خدا هستید: «أَنْفَاسُكُمْ فِیهِ تَسْبِیح‏ نومكم فیه عبادة»، گذشته از آن دستورهای خاصی كه دارید؛ اما همین كه بخوابید برای اینكه خوب روزه بگیرید و خوب نماز شب بخوانید، این خواب شما عبادت است. نَفَسی كه در ماه مبارك رمضان می‌كشید عبادت است: «أَنْفَاسُكُمْ فِیهِ تَسْبِیح‏ نومكم فیه عبادة». این برای ماه مبارك رمضان است.

🔸اما در محرم فرمود: «نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنَا تَسْبِیحٌ وَ هَمُّهُ لَنَا عِبَادَة»؛ فرمود این کسی كه در ماه محرّم، یك آه می ‌كشد این آه عبادت است! این چه محرّمی است؟! این چه ماهی است؟! این دین می خواهد ماه محرم را مثل ماه مبارك رمضان، ماه عبادت قرار دهد. این كتابی كه مرحوم آقا شیخ عباس قمی نوشته به نام نفس المهموم، از همین حدیث گرفته، «نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنَا تَسْبِیحٌ وَ هَمُّهُ لَنَا عِبَادَة». این شخص در محفل عزای حسینی نشسته یا در كوی و برزن مشغول حركت است! یك ناله‌ و آهی از دلش بر می خیزد، فرمود این ناله عبادت است، این آه عبادت است. برای مظلوميّت سالار شهیدان، كسی آه بكشد عبادت است، «نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنَا تَسْبِیحٌ وَ هَمُّهُ لَنَا عِبَادَة».

🔸در ماه محرم، انسان می تواند ماه محرّم خود را ماه مبارك رمضان كند، «نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنَا تَسْبِیحٌ وَ هَمُّهُ»؛ اگر مهموم شد غمگین شد برای كربلا، عبادت است. اهتمام ورزید كه نام حسین‌ بن علی (س) را احیا كند، عبادت است. همّتش همّت عاشورایی بود، عبادت است. آن ماه مبارك رمضان است كه «أَنْفَاسُكُمْ فِیهِ تَسْبِیح‏ نومكم فیه عبادة»، این ماه محرّم است كه «نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنَا تَسْبِیحٌ وَ هَمُّهُ لَنَا عِبَادَة».

بر تو سلام ای ماه غم! محرم!

رسیده با قد خم، هلال ماه ماتم
یه بارِ دیگه آقا، شد عزادارت عالم

دوباره خیمه ی عزا به پا شد
دوباره نذر خادما ادا شد
دوباره درد عاشقا دوا شد

ای دسته ی سینه زنا کجایید؟
بر تن کنید پیرهن سیاه بیایید
یارای امروز حسین شمایید... شمایید
(بر تو سلام ای، ماه غم! محرم!)

زیر این خیمه موندم، گریه کردم گریوندم
تو شبای تنهایی، روضه ی مسلم خوندم

یاد تو آبرو به من داده
دلمو کربلا فرستاده
عشق تو از سرم نیفتاده

از خشکی لبای تو حسین جان ...
با یاد بچه های تو حسین جان ...
جون می دن عاشقای تو حسین جان، حسین جان
(بر تو سلام ای، ماه غم! محرم!)

برپاست خیمه های تو دیگر بار

برپاست خیمه های تو دیگر بار
هر شب حکایت شب عاشوراست
ما میرسیم از پی بیعت باز
هرجا که خیمه های شما برپاست

دیوارها کتیبه اندوهند
درها به دشت کرببلا بازند
می پرسم از غمت که ملایک باز
با روضه ی تو گریه بیاغازند

این یک دهه مرید عطش هستیم
هر دم به یاد تشنه شدن هایت
در کوچه ی عزای تو می گردیم
لب تشنه مثل مسلم تنهایت

تحلیل وصیت نامه سیدالشهداء- بخش اول

مراقبت در تحریف واقعه عاشورا – توحید محور اصلی قیام

آیت الله سید محمد مهدی میرباقری
تحریف حقایق با بزرگ نمایی و کوچک نمایی آن


بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی سیِّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین. حضرت در وصیت نامه خود اینگونه فرموده اند که: «أَنَّ الْحُسَيْنَ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ جَاءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِ الْحَقِّ وَ أَنَّ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ حَقٌ‏ وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ وَ أَنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي ص أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَسِيرَ بِسِيرَةِ جَدِّي‏ وَ أَبِي‏ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع فَمَنْ قَبِلَنِي بِقَبُولِ الْحَقِّ فَاللَّهُ أَوْلَى بِالْحَقِّ وَ مَنْ رَدَّ عَلَيَّ هَذَا أَصْبِرُ حَتَّى يَقْضِيَ اللَّهُ بَيْنِي وَ بَيْنَ الْقَوْمِ بِالْحَقِ‏ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ‏ وَ هَذِهِ وَصِيَّتِي يَا أَخِي إِلَيْكَ‏ وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيب‏»(۱) قبل از بررسی وصیت نامه حضرت به عنوان مقدمه اشاره می کنیم که غلو و بزرگ نمایی یکی از تحریفاتی است که ممکن است نسبت به شخصیت ها و وقایع تاریخی رخ دهد؛ یعنی شخصیت را به قدری بزرگ کنیم که واقعی نباشد؛ ولی نقطه مقابل غلو این است که یک شخصیت را از منزلت حقیقی خودش تنزل دهیم؛ برای مثال: اگر علامه طباطبایی(ره) را فقط یک ادیب خوب معرفی کنیم، با اینکه صحیح است، ولی تحریف شخصیت ایشان است؛ اگر درباره یک مرجع بزرگ بگوییم که ایشان شرح لمعه را خوب تدریس می کنند، با اینکه صحیح است، ولی تحریف شخصیت اوست.

تحریف ائمه(ع) و حادثه عاشورا

درباره ائمه علیهم السلام هر دوی این تحریفات اتفاق افتاده است؛ گاهی آن ها را در حد خدا بالا می بردند، گاهی هم آن ها را در حد یک بشر معمولی تنزل می دادند؛ تا جایی که در تنزل شخصیت ایشان مقاماتی را برای آن ها ذکر می کردند که ما فراتر از آن را برای امام زاده ها قائل هستیم؛ یعنی همچنان که بالا بردن امام تا مقام خدایی غلو است، پایین آوردن امام از مقام حقیقی ایشان هم نادرست است؛ در روایت فرمودند: ما را از رتبه خدایی پایین تر بیاورید، آن گاه هر چه در وصف ما بگویید، دون شأن ماست؛ زیارت جامعه کبیره شامل اوصاف فوق العاده و محیر العقولی درباره ائمه علیهم السلام است؛ ولی می فرماید: «بکم فتح الله و بکم یختم بکم ینزل الغیث» سخن از لکم نیست؛ بلکه سخن از بکم است؛ و یا در همین زیارت آمده است: «عندکم ما نزلت به رسله و هبطت به ملائکه بکم یسلک الی الرضوان» با این حال همه این مقامات هم دون شأن امام است؛ امام فوق این هاست.