هر روز زيارت عاشورا بخوانيد ...

🔸سرّ اين كه سفارش كرده ‏اند هر روز زيارت عاشورا بخوانيد و نسبت به اهل‏ بيت (عليهم ‏السلام) تولّی داشته و بر آنان صلوات و درود بفرستيد و از دشمنانشان تبرّی بجوييد، براي آن است كه طرز فكر معاندان ايشان منفور شود و گرنه هم ‏اكنون سخن از معاويه و يزيد نيست تا آنها را لعنت كنيم. نام و ياد آنها رخت ‏بربسته و قبرشان نيز زباله ‏دانی بيش نيست، الآن سخن از فكر و راه يزيد و يزيديان عصر است.

🔸زن فرعون وقتی كه به درگاه الهی دعا كرد، نگفت خدايا مرا فقط از فرعون نجات بده بلكه گفت: «ربّ ابْنِ لي عنْدك بيتاً في الجَنّة ونجّني من فرْعوْن وعمله ونجّني من القوْم الظالمين» یعنی مرا از فرعون و فرعونيان، كه طرفداران سنّت سيّئه و رفتار ناپسند او هستند، نجات بده. تفكرّ برای هميشه باقی می‏ ماند هر چند كه اسم و عنوانش تغيير پيدا كند.

حماسه و عرفان ص ۳۱۰

آیت الله جوادی آملی

سخت است وقتی روضه وصف دختری باشد

سخت است وقتی روضه وصف دختری باشد
حالا تصور کن به دستش هم، سری باشد
حالا تصور کن که آن سر، ماهِ خون رنگی
در هاله‌ای از گیسویی خاکستری باشد
دختر دلش پر می‌کشد، بابا که می‌آید،
موهای شانه کرده‌اش در معجری باشد
ای کاش می‌شد بر تنش پیراهنی زیبا ...
یا لااقل پیراهن سالم‌تری باشد
سخت است هم شیرین زبان‌ باشی و هم فکرت
پیش عموی تشنه‌ی آب آوری باشد
با آن‌همه چشم انتظاری باورش سخت است
سهمت از آغوش پدر تنها سری باشد
شلاق را گاهی تحمل می‌کند شانه
اما نه وقتی شانه‌های لاغری باشد
اما نه وقتی تازیانه دست ده نامرد
دور و برِ گم گشته‌ی بی‌یاوری باشد
خواهرتر از او کیست؟ او که، هر که آب آورد،
چشمش به دنبال علی اصغری باشد
وای از دل زینب که باید روز و شب انگار
در پیش چشمش روضه‌های مادری باشد
وای از دل زینب که باید روضه‌اش امشب
«بابا ! مرا این بار با خود می‌بری؟» باشد
بابا ! مرا با خود ببر ، می‌ترسم آن بدمست
در فکر مهمانی و تشت دیگری باشد
باید بیایم با تو، در برگشت می‌ترسم
در راه خار و سنگ‌های بدتری باشد
باید بیایم با تو، آخر خسته شد عمه
شاید برای او شب راحت تری باشد؟

دل های سوگوار فقط از تو گفته اند

دل های سوگوار فقط از تو گفته اند
جان های بی قرار فقط از تو گفته اند
جمع ستارگان همگی هم صدای ماه
هرشب هزار بار فقط از تو گفته اند
ای تشنه ی غریب که دنیاست تشنه ات
لب های روزه دار فقط از تو گفته اند
ای بهترین شکوه شکفتن! درخت ها
در حسرت بهار فقط از تو گفته اند
آه ای قرار آخر دل‌ها که عاشقان
در ساعت قرار فقط از تو گفته اند
هنگام کارزار، شهیدان روزگار
در خون و در غبار فقط از تو گفته اند
ای کشته ی فتاده به هامون، شهیدها
گمنام و بی مزار فقط از تو گفته اند
بر نی خوشا تلاوتی از کهف و از رقیم
نی های اشک بار فقط از تو گفته اند
دیرست که اهالی صحرا به دیدن
هر اسب بی سوار فقط از تو گفته اند
ای سروری که پیر غلامان عاشقت
از مهد تا مزار فقط از تو گفته اند
در سطر سطر ناحیه شرح تو خوانده ایم
چشمان انتظار فقط از تو گفته اند

سه ساله پس از رنج صد ساله، رسیده نفس‌های پایانش

شب است و من و بغض ویرانه
من و آرزوی سحر دیدن
به جای تسلا پس از دوری
سر غرق خون پدر دیدن

نبودی ای مهربان، که بی تو بستم زبان
که در چشم دشمن نلرزد صدایم
در این غربت دم به دم، انیس قرآن شدم
که تو خوانده ای آیه آیه برایم

با تو دارم/ گلایه ها فراوان
از شب های/ اسارت و بیابان
کو دستانت؟ / روی مرا بپوشان

(در ویرانه خوش آمدی پدرجان)

بیابان هم از سوز آه من
گرفته شراره به دامانش
سه ساله پس از رنج صد ساله
رسیده نفس‌های پایانش

غمت را دارم به جان، صبورم چون عمه جان
ببین ذکر یا فاطمه بر لبانم

توگفتی ز باغ بهشت، گرفتم سراغ بهشت
که آنجا همیشه کنارت بمانم

درقلب من/ تویی همیشه مهمان
گفته بودی/ که زنده اند شهیدان
باور دارم/ که زنده ای پدرجان

(در ویرانه خوش آمدی پدرجان)


​شاعر: میلاد عرفان پور

دانلود فایل صوتی

معیت با صادقین و ارکان آن در سیر الی الله و ارتباط آن با تقوی الهی – بخش اول

آیت الله میرباقری - سال ۹۴

تببین معیت با صادقین

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمینَ و صلّی الله علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین. قرآن کریم فرموده است: «یا أَيُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقینَ»(توبه/۱۱۹) در این آیه نورانی خداوند متعال مؤمنین را به تقوای الهی و همراهی با صادقین امر کرده است. شاید عبارت «و کونوا مع الصّادقین» تفسیر از امر به تقوای اللهی باشد. یعنی تقوای الهی به این است که انسان در تمام کارها و شئونی که دارد با صادقین باشد. اگر با صادقین بود، متّقی است و اگر از صادقین فاصله گرفت متّقی نیست. در روایات، صادقین به ائمه(ع) تفسیر شده اند. که ذیل این آیه چند نکته وجود دارد.

نکته اول: ظاهرا به یک معنا صادقین کسانی هستند که در عهد خود با خداوند متعال صادق می باشند و پای قول و قراری که با خداوند متعال بسته اند ایستاده اند. همانگونه که قرآن می فرماید: «مِنَ الْمُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدیلاً»(احزاب/۲۳). یعنی در میان مؤمنین شخصیت هایی وجود دارند که نسبت به عهدشان با خداوند، صادق هستند و پای آن ایستاده اند. تعدادی از آنها راه را طی کرده و به آخر رسانده اند که فرمود: «فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ» که این عبارت از آیه در روایات به حمزه سیّدالشّهداء و حضرت جعفر برادر امیرالمؤمنین که به شهادت رسیده بودند تفسیر شده است. اما برخی دیگر نیز منتظر بودند که می فرماید: و «مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ» که این عبارت به امیرالمؤمنین که در انتظار بودند تفسیر شده است. بنابراین اولین معنای ساده آن، کسی است که قرارهایی با خدا بسته و بر قرارهای خود ایستاده است. حال این عهد چیست؟ عهدی که تمام مردم حتی انبیاء با خداوند بسته اند، قرار بندگی است. از همه این قرار را گرفته است که در قرآن کریم می فرماید: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى»(اعراف/۱۷۲). نسبت به این عهد، برخی پای بند بودند اما برخی دیگر پای بند نبودند. در آن عالم، بعضی ها وقتی در پاسخ به «أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ»، «قالُوا بَلى» را گفتند در امتحان مردود شدند. در روایت دارد آتشی برافروخته شد و دستور داده شد در این آتش بروید. اصحاب یمین رفتند ولی اصحاب شمال نرفتند و دیدند که آتش بر اصحاب یمین که امتثال امر کردند گلستان شد. گفتند: خداوندا ما توبه می کنیم، امتحان را تکرار کن. امتحان برای بار دوم گرفته شد، باز اصحاب یمین رفتند اما اصحاب شمال نرفتند.

هنگامی که برای بار دوم دیدند آتش بر اصحاب یمین گلستان شد، از خداوند متعال تقاضا کردند امتحان را تکرار کند. برای بار سوم اصحاب یمین رفتند و اصحاب شمال نیز تا جلوی آتش رفتند اما بازهم ورود نکردند. در این زمان بود که دو صف از هم جدا شد. طبق روایات اولین کسی که در آن عالمی که عهد گرفته شد با خداوند متعال قرار بست، وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت و سپس انبیاء و اولیاء بودند. پس عهد بندگی یک نوع عهد است که قرآن کریم می فرماید: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ یا بَنی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبین * وَ أَنِ اعْبُدُونی هذا صِراطٌ مُسْتَقیم»(یس/۶۰-۶۱). خداوند با ما عهد کرد که فقط او را بپرستیم و از عبودیت غیر از خداوند پرهیز کنیم. این عهد در واقع عهد «لا إِلهَ إلّا اللَّه » است. این یک عهد است، که ائمه «ع» به نحو تام به این عهد وفا کردند، و در مقام بندگی و عبادت هستند.