پرداخت هزينهٴ سنگين برای آزادی دين

آیت الله جوادی آملی

امام حسین (علیه السلام) برای رهانیدن دین الهی از اسارت امویان، هزینهٴ سنگینی پرداخت كرد. آن حضرت (علیه السلام) پیش از حركت به سوی كربلا، چند شب پیاپی به زیارت مزار پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) رفت و با آن حضرت چنین نجوا كردند: درود بر تو ای پیامبر خدا! من حسین، فرزند تو و فرزند زادهٴ توأم. این مردم جایگاه مرا نشناختند و حق مرا ضایع نمودند و حرمت مرا نگاه نداشتند. این است شكوهٴ من به پیشگاه تو تا به دیدارت بشتابم؛ «أنا الحسین بن فاطمة، أنا فرخك و ابن فرختك... إنّهم قد خذلونى و ضيّعونى و إنّهم لم یحفظونى و هذا شكواى إلیك حتّی ألقاك»[۱].

شب بعد، از خداوند خواستند تا وظیفهٴ ایشان را به آن حضرت (علیه السلام) بنمایاند: خدایا! من معروف را دوست دارم و از منكر بیزارم. به احترام این مزار و كسی كه در آن است، از تو می خواهم راهی پیش رویم نهی كه خشنودی تو در آن است؛ «و أنا اَسألك یا ذا الجلال و الإكرام بحقّ هذا القبر و من فیه ما اخترت من أمرى هذا ما هو لك رضی». آنگاه در حالت منامیه پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) را دیدند كه به او فرمودند: اكنون، پدر و مادر و برادرت در كنار من هستند. همهٴ ما مشتاق دیدار تو هستیم و تو را در بهشت درجاتی است كه جز با شهادت به آن نمی رسی[۲].


تاریخ نگاران نوشته اند كه امام حسین (علیه السلام) در خواب با پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سخن گفت؛ ولی گویا این گفت وگو در حالت «مناميّه» انجام شده بود. حالت منامیه، حالتی خواب گونه است كه انسان هنوز بیدار است و احكام بیدار بر او مترتب است، نه احكام خوابیده. در آن حالت، آنچه دیگران در رؤیای صادق می بینند، او در بیداری مشاهده می كند.

چنین حالتی چند بار برای سالار شهیدان پیش آمد. مثلا ً هنگام رفتن به سوی كربلا، امام حسین (علیه السلام) فرمودند: ﴿إنّا لله و إنّا إلیه راجعون﴾[۳]. امام سجّاد (علیه السلام) پرسید: چرا ﴿إنّا لله﴾ می گویید؟ فرمودند: اكنون در حالتی بودم كه به من خبر رسید، این قافله را مرگ بدرقه می كند[۴]. در صبح عاشورا نیز امام حسین (علیه السلام) در حالت منامیه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را دیدند كه فرمودند: تو امشب مهمان ما خواهی بود[۵].

امام حسین (علیه السلام) با آگاهی از فضای سیاسی سیاه زمانه، منتظر دستور وحیانی بودند تا تكلیف الهی خویش را انجام دهند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در حالت منامیه به او فرمودند: تو را در بهشت مقام والایی است كه جز با شهادت به آن مقام نخواهی رسید. خانواده و فرزندانت را نیز به همراه خویش ببر؛ زیرا خواست خداوند این است كه آنان اسیر شوند[۶]. برخی از دوستان و نزدیكان امام حسین (علیه السلام) به او گفتند: خاندان شما عزیزترین خاندان و خواهرت زینب كبرا (علیهاالسلام) عقیلهٴ بنی هاشم و بهترین زن روی زمین است. بنابراین، اینان را با خویش به عراق نبر تا اسیر امویان نگردند؛ ولی امام نپذیرفت؛ چنان كه انبیای سَلَف، پیشنهاد سازش یا كوتاه آمدن یا سكوت و تقيّهٴ طراحان نزدیك خود را نمی پذیرفتند.



[۱] ـ الفتوح، ج۵، ص۱۹؛ بحارالأنوار، ج ۴۴، ص ۳۳۷.
[۲] ـ الفتوح، ج۵، ص۲۰؛ بحار الأنوار، ج۴۴، ص۳۲۸.
[۳] ـ سورهٴ بقره، آیهٴ ۱۵۶.
[۴] ـ بحار الأنوار، ج۴۴، ص۳۷۹.
[۵] ـ كلمات الإمام الحسین (علیه السلام)، ص ۴۱۳.
[۶] ـ بحار الأنوار، ج۴۴، ص۳۲۸.

  • هیچ نظری یافت نشد
افزودن نظر