آیا عزاداری های ما مقبول است؟

ما دلمان می ‌خواهد ببينيم عزاداری ما مقبول است يا نه همان‌طوري كه علاقه‌ منديم ببينيم كه نماز ما مقبول است يا نه، روزه ما مقبول است يا نه، علاقه ‌منديم بفهميم عزاداري ما مقبول است يا نه؟

🔸برای هر كدام از اينها علامتی ذكر كردند ما الآن به خوبی می توانيم بفهميم نمازی كه خوانديم مقبول شد يا نشد; زيرا خدا نماز را معرفي كرد كه آثار نماز اين است كه نماز، انسان را از بدي و زشتی پاك می ‌كند «إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَي عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ» ما اگر تا شب امتحاناتی پيش آمد به لطف الهی دست ما آلوده نشد، چشم ما آلوده نشد خدا را شاكر باشيم كه اين نماز [ظهر و عصر] ما قبول شد اگر خدای ناكرده در امتحاناتي كه از ظهر تا شب پيش مي‌آيد چشم و گوش ما دست ما آلوده شد مطمئن باشيم اين نماز مقبول نيست براي اينكه نماز آن است كه انسان را از زشتی باز دارد اگر کسی تشنه است و مايعی را خورد و سيراب نشد معلوم می شود آب نبود چون آب آن است كه رفع عطش بكند نماز آن است كه جلوی بدی را بگيرد اين معرفی نماز است البته حقيقت نماز در قيامت روشن می ‌شود ولی اينكه به ما گفتند: «حاسبوا أنفسكم» اهل محاسبه باشيد معلوم می شود راه باز است.

🔸اگر روزه‌ ای گرفتيم ببينيم اين روزه مقبول است يا نه اين هم يك راه دارد چون فرمودند: «الصوم جُنّة مِن النار» جُنّه يعنی سپر، روزه سپر از آتش گناه است, آتش جهنم است اگر كسی روزه گرفت و امتحانی پيش آمد و اين سپر بود و نگذاشت آتش گناه به او برسد خدا را شاكر باشد كه روزه او قبول شد.

🔸عزاداری هم همين‌طور است ما عزاداری كه كرديم اگر ان‌ شاءالله عاقل شديم و عامل شديم خدا را شكر كنيم كه اين عزاداری ما مقبول است برای اينكه طبق زيارت «اربعين»، سالار شهيدان (س) خونش را داد برای همين دو كار: مردم عاقل بشوند, مردم هدايت بشوند; هم بفهمند، هم عمل كنند نه بيراهه بروند نه راه كسي را ببندند اين وظيفه ماست. بنابراين در نحوه عزاداری چه خودمان چه دوستانمان همه بايد مواظب اين كار باشيم كاری انجام بدهيم كه نتيجه و خروجیِ آن، عقل و عدل باشد.
آیت الله جوادی آملی

بزرگم کرده نام تو شگفتا نام زیبایت

بزرگم کرده نام تو شگفتا نام زیبایت
گرفته در دل و جانم بنازم داغ گیرایت
اگر هر دم بمیرم در میان روضه های تو
دمادم زنده خواهم شد به امداد مسیحایت
چه رازی هست در دیدار تو ای یوسف زهرا
که بینا می‌کند یعقوب را ذوق تماشایت
بخوان قرآنِ بی‌شیرازه آیات عجیبت را
هنوز از نیزه می‌آید به گوش آوای زیبایت
چه از سمّ ستوران رفته بر آن جان روحانی
چه حالی رفته بر زینب، فدای قدّ و بالایت
مگر قدری بگیرد تشنگی را از لب اصغر
دمادم می‌چکد آب حیات از مشک سقایت
چه اکسیری به عرش تشنه پاشیدی؟ چه خونی را؟
که تا صبح قیامت حل نخواهد شد معمایت
بر آمد دود آه عاشقان از خیمه های تو
ولی ای داغ اعظم کی توان دادن تسلّایت؟

شاعر: میلاد عرفان‌پور

نجوا با امام زمان (عج)

ای فاطمه را شمیم کی می آیی
جان بخش تر از نسیم کی می آیی
یابن الشهب الثاقبه کی می تابی
یابن النبا العظیم کی می آیی

*از انتظار دیده یعقوب شد سفید
هیچ آفریده چشم به راه کسی مباد*
صائب تبریزی

تبیین جریان اختلاط کفر و ایمان و تفکیک آنها ذیل سوره مبارکه بینه- بخش اول

آیت الله سید محمد مهدی میرباقری محرم الحرام سال ۹۵

شفاعت امامان خیر و شر از پیروانشان

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم. بخش مهم و عمده ای از معارف قرآن مربوط به جریان ولایت حقه معصومین علیهم السلام و پیروان و محبین آنها و مومنین و همچنین جبهه مقابل هست. این تعبیر در روایات ما به اشکال مختلفی آمده است مرحوم فیض در صافی حدیثی نورانی از امیرالمومنین علیه السلام را نقل کرده اند «نَزَلَ الْقُرْآنُ أَثْلَاثاً: ثُلُثٌ فِينَا وَ فِي عَدُوِّنَا؛ وَ ثُلُثٌ سُنَنٌ وَ أَمْثَالٌ؛ وَ ثُلُثٌ فَرَائِضُ وَ أَحْكَام»(۱) قرآن در سه بخش نازل شده البته این سه بخش مساوی نیست بلکه در واقع سه دسته است: یک بخش از معارف قرآن در مورد ما اهل بیت و محبین ماست. یک بخش از سه بخش معارف قرآن هم نسبت به دشمنان و دشمنان انبیاء گذشته است یعنی داستان اهل بیت و پیروانشان در طول تاریخ و دشمنان اهل بیت و دشمنان انبیاء گذشته که آنها هم در واقع دشمنان اهل بیت اند که این بخش عمده ای از معارف قرآن هست و یک بخش هم فرایض و احکام است. در تفاسیر روایی وقتی تأویل و باطن قرآن را توضیح می دهد بخش عمده ای از آیات مربوط به داستان اهل بیت علیهم السلام و جبهه مقابل آنهاست.

یکی از نکات کلیدی ای که در مطالعه و فهم قرآن به ما کمک می کند دیدن همین دو جبهه هست. خیلی وقتها خطابهای قرآن ناظر به تک تک آدم ها نیست؛ بلکه ناظر به این دو جریان هست. مثلاً آن عقوبت های سنگینی یا آن ثواب های فراوانی که ذکر می کند برای این دو جبهه یعنی ائمه و پیروان جبهه حق و جبهه باطل ائمه باطل به تبع ائمه باطل پیروانشان است و مخاطب اصلی هم در هر دو جبهه ائمه این دو جبهه هستند. در قیامت هم اینگونه است. قرآن می فرماید «يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ»(اسراء/۷۱) روز قیامت وقتی مردم را صدا می زنند تا در محشر حاضر شوند، با ائمه شان صدا می زنند. در کتاب کافی بابی به این نام هست «بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِمَامَانِ إِمَامٌ يَدْعُو إِلَى اللَّهِ وَ إِمَامٌ يَدْعُو إِلَى النَّار»(۲) کمک ها و دستگیری ها و شفاعت هایی در دنیا به دو صورت است، قرآن می فرماید «مَّن يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُن لَّهُ نَصِيبٌ مِّنْهَا وَمَن يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُن لَّهُ كِفْلٌ مِّنْهَا وَكَانَ اللَّـهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقِيتًا»(نساء/۸۵) شافعین دو دسته اند یک دسته شفاعت در امور حسنه و یک دسته شفاعت در امور سیئه می کنند. ممکن است شفیع واسطه در یک امر بدی باشد و شفاعت در امر خیر نکند. او دستگیری و کمک به پیشرفت کار می کند و محور است؛ یعنی شانه زیر بار می دهد و دیگران را هم در وادی می کشد؛ ولی وادی شر است. از طرف دیگر یک عده هم کمک و دستگیری و شفاعت می کنند و کار را جلو می برند ولی شفاعتشان حسنه است. در فهم قرآن این نکته مهمی است.

همز و لمز مقام اهل بیت و جایگاه دشمنان آنها