جهان به روضه مهیاست شام عاشوراست

جهان به روضه مهیاست شام عاشوراست
چقدر خون به دل ماست شام عاشوراست
به زخم های شما اسب ها دوانیدند
نه مرهم و نه مداواست شام عاشوراست
کجاست نی که حکایت کند جدایی را؟
سر تو بر سر نی هاست شام عاشوراست
به جاست، علقمه گرتا ابد ببارد خون
فرات تشنه ی سقاست شام عاشوراست
خیام دشمن تو پر شد از غنیمت ها
سر خیام تو دعواست شام عاشوراست
چگونه یاری طفلان کند غل و زنجیر
به پای زینب کبراست شام عاشوراست
چه حکمت ست عذاب خدا نمی آید
دگر چه جای مداراست شام عاشوراست
چه ها شده ست خدایا که جن و انس و ملک
پی تسلی زهراست شام عاشوراست

شاعر: میلاد عرفان پور

خط خون- تماشاگه راز

شهید مرتضی آوینی

فصل دهم- راوی:

حسین دیگر هیچ نداشت که فدا کند، جز جان که میان او و ادای امانت ازلی فاصله بود... و اینجا سدره المنتهی است. نه... که او سدره المنتهی را آنگاه پشت سرنهاده بود که از مکه پای در طریق کربلا نهاد... و جبرائیل تنها تا سدره المنتهی همسفر معراج انسان است . او آنگاه که اراده کرد تا از مکه خارج شود گفته بود: من کان فینا باذلاً مهجته و موطناً علی لقاءالله نفسه فلیرحل معنا، فاننی راحل مصبحا ان شاءالله تعالی. سدره المنتهی مرزدار قلمرو فرشتگان عقل است. عقل بی اختیار. اما قلمرو آل کسا، ساحت امانتداری و اختیار است و جبرائیل را آنجا بار نمی دهند که هیچ ، بال می سوزانند . آنجا ساحت انی اعلم ما لاتعلمون است ، آنجا ساحت علم لدنی است ، رازداری خزاین غیب آسمان ها و زمین؛ آنجا سبحات فنای فی الله است و بقای بالله ، و مرد این میدان کسی است که با اختیار ،از اختیار خویش درگذرد و طفل اراده اش را در آستان ارادت قربان کند ... و چون اینچنین کرد، در می یابد که غیر او را در عالم اختیار و اراده ای نیست و هر چه هست اوست. اما چه دشوار می نماید طی این عرصات! آنان که به مقصد رسیده اند می گویند میان ما و شما تنها همین «خون» فاصله است ؛ تا سدره المنتهی را با پای عقل آمده ای، اما از این پس جاذبه جنون ، تو را خواهد برد... طیّّّّّّ این مرحله دیگر با پای اراده میسور نیست ؛ بال می خواهد و بال را به عباس می دهند که دستانش را در راه خدا قربان کرد. این حسین است که عرصات غایی خلافت تکوینی انسان را تا آنجا پیموده است که دیگر جز جان میان او و مقصود فاصله نیست. آنان که با چشم ظاهر می نگرند او را دیده اند که بر بالین علی اکبر علی الدنیا بعدک العفا گفته است و بر بالین قاسم عزَّ والله علی عمک ان تدعوه فلا یجیبک او یجیبک ثم لا ینفعک و اکنون بر بالین ابی الفضل عباس می گوید: الان انکسر ظهری و قلت حیلتی ،اما حجاب های نور را نمی بینند که چه سان از هم دریده و رشته های پیوند روح را به ماسوی الله چه سان ازهم گسسته ! نه ماسوی الله ، که اینجا کلام نیز فرشته سان فرو می ماند.مردانگی و وفای انسان نیز به تمامی ظهور یافت و آن قامت مردانه عباس بن علی با دستان بریده بر شریعه فرات، آیتی است که روح از این منزلگاه نیز گذشته است و عجیب آن است که آن باطن چگونه در این ظاهر جلوه می کند. بعدها امّ البنین دررثای عباس سرود

یامن رای العباس کر علی جماهیر النقد

عظمت عاشورا به عظمت معرفتی آن است ...

دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی

اساس عالم بر عقل و عشق است و طبیعتاً مظهر کامل آن، واقعه کربلا و محرم است. واقعه کربلا اوج زندگی است؛ عصاره است.
حضرت سیدالشهدا(ع) همان طور که مظهر عشق الهی است مظهر کامل عقل الهی هم است، سید الشهداء (ع) اگر عقل الهی نداشت، عشق الهی هم نداشت. عقل امام حسین (ع) و سایر اولیاء از عشقشان جدا نیست.
واقعه کربلا ارزش معرفتی دارد و عظمت گناه دشمنان او هم به علت عظمت جهل آنها بوده است.

صلوات بر امام حسین علیه السلام - خواجه نصیرالدین طوسی

أللّهمَّ صلِّ وَ سَلِّم وَ زِد وَ بارِک عَلی السّید الزّاهد ، الامام العابد ، الراکع الساجد ، ولی المَلَک الماجد ، و قتیل الکافر الجاحد ، زین المنابر و المساجد ، صاحب المحنة و الکرب و البلاء ، المدفون بارض کربلاء ، سبط رسول الثَّقَلین ، نور العینَین ، مولانا و مولی الکونین ، الامام بالحقّ أبی عبدالله الحسین صلوات الله وسلامه علیه

دانلود فایل صوتی

تمییز و به خلوص رسیدن جبهه حق و باطل در محیط درگیری عالم دنیا- بخش اول

آیت الله سید محمد مهدی میرباقری سال ۹۵

پایان کار سدکنندگان مسیر هدایت الهی

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین. مسیر جبهه حق و باطل وقتی به نقطه پایان می رسد خدای متعال این دو جبهه را کاملاً از هم تفکیک می کند تمام خوبی هایی که متعلق به جبهه انبیاء و اولیاء الهی است یکجا در بهشت و همه بدیها و صفات رذیله هم در جهنم محقق می شود و دیگر هیچ ارتباطی بین این دو نیست و جهنمی ها هیچ نفوذی در بهشت ندارند و هیچ وسوسه ای نمی توانند بکنند. ولی قبل از آن در مسیر و به خصوص در دار دنیا یک آمیختگی و اختلاطی بین این دو جبهه شده و مومن و کافر کنار هم نشسته اند. در یک دنیا زندگی می کنند با هم معاشرت و نشست و برخاست دارند روی هم تاثیر می گذارند و از همدیگر اثر می پذیرند شکل و فرهنگ و اخلاق همدیگر را می گیرند؛ ولی این ارتباط ماندگار نیست. خدای متعال با بیان های مختلفی در قرآن توضیح داده که این دو جریان از هم جدا می شوند. به عنوان مثال در سوره مبارکه انفال صحبت از انفاق کفار هست و خدای متعال می فرماید که حق و باطل چگونه از هم جدا می شوند «إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا يُنفِقُونَ أَموَالَهُم لِيَصُدُّوا عَن سَبِیلِ اللَّـهِ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَیهِم حَسرَةً ثُمَّ يُغلَبُونَ وَالَّذِینَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ يُحشَرُونَ * لِيَمِیزَ اللَّـهُ الخَبِیثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ يَجعَلَ الخَبِیثَ بَعضَهُ عَلَى بَعضٍ فَيَركُمَهُ جَمِیعًا فَيَجعَلَهُ فِی جَهَنَّمَ أُولَئِكَ هُمُ الخَاسِرُونَ»(انفال/۳۶-۳۷) آنها مالشان را خرج می کنند تا راه خدا را ببندند که مردم در راه خدا حرکت نکنند. انفاق گاهی موجب دعوت به خدا می شود در زیارت سیدالشهداء چنین آمده است که «اشهد انک قد اقمت الصلاه و آتیت الزکاه»[۱] آن زکاتی که ایتاء می کنند فقط زکات مال نیست بلکه هرچه خدا به آنها داده به محبین و آن کسانی که شایسته هستند انفاق می کنند. آن زکات برای دعوت مردم به سوی خداست. در آنجا فقط مسئله پر کردن شکم های گرسنه و پوشاندن پاهای بی کفش نیست نمی خواهند فقط بدن های عریان را لباس بپوشانند بلکه انفاقی است که همه را دعوت به خدا می کند؛ اما یک عده هم مالشان را انفاق می کنند که راه خدا را ببندند اما این مالها روز قیامت مایه حسرت آنهاست و علیرغم این خرجی که برای صد کردن راه خدا می کنند به مقصد نمی رسند و مغلوب می شوند فقط اموالشان تلف شده و باعث حسرت یوم القیامه است. همه آنها با تمام تلاشی که می کنند در روز قیامت جمع و در جهنم محشور می شوند. خدای متعال اینگونه طیب و خبیث را از هم جدا و ممتاز می کند؛ کافر و مومن و انسان صالح و فاسق را خدای متعال از هم جدا می کند و همه خبایث را یکجا متراکم می کند و همه خباثت ها متجمع می شوند و در جهنم قرار می گیرند. کسانی که اینگونه عمل می کنند خدای متعال آنها را با هم جمع و در جهنم قرار می دهد؛ اینها اهل خسارت اند زیرا امکاناتشان را علیه راه خدا خرج کردند و نتیجه این خرج کردن هم پیروزی و غلبه نشد؛ یعنی اینطور نشد که راه خدا را ببندند؛ بلکه فقط خودشان مسیر خودشان را به سوی هدایت الهی بستند. این تدبیر و سنت الهی است. جبهه خبایث به مقصد نمی رسند؛ با اینکه در دنیا کار می کنند و امکانات و آبرو و مالشان را خرج می کنند که راه خدا را ببندند، اما مغلوب می شوند و خسارت می کنند. خدای متعال اینها را متجمع می کند یعنی این متفرقات همه جمع و وارد جهنم می شوند. این بدیها و خبیث هایی که پراکنده بودند به صورت متجمع وارد جهنم می شوند.

دلیل آمیختگی طینت مومن و کافر در بدو خلقت