ای سلطان ادب + وَداعاً یا صَدیقی


شعر فارسی: میلاد عرفان پور
(شعر عربی: احمد حسن الحجیری (از بحرین

ای سلطان ادب و سالار اهل وفا
The commander of the loyal, Oh sovereign of respect

ای سوگت عین رجز، سردار کرببلا
General of Karbala, Your grief, a war cry in effect

در ابرِ خون مرو ای، ماه زیبای حسین
Don’t go in the cloud of blood, beautiful moon of Hussain

آماج تیر و تبر! سرو رعنای حسین
Spears and axes target you, lone platoon of Hussain

تشنه از فرات / آمدی برادرم
You come my brother, thirsty, from the yearning of Furaat,

قلب پاک تو/ خون شد از غم حرم
Sorrow submerges the tents, wounding your untainted heart,
آمده پی / دیدن تو مادرم
Follows, to come and see you, my mother
آه از این وداع
Alas! The pain from leaving each other

(بر غم حسین، شاهدی خدای من)
ای خدای من
My Lord, you are witness to the pain of Hussain

روضة الشهدا

بهترین کتابهایی که خوانده ام
محسن حسام مظاهری
روضة الشهدا
ملاحسین واعظ کاشفی
انتشارات معین

باید اعتراف کرد که در دوره‌ی معاصر، در حق روضة ‌الشهدا و مؤلفش بی‌انصافی شده است. بخش مهمی از این مسأله هم مربوط به نوع مواجهه و برخورد شهید مطهری با این کتاب است. به نظر من آن مرحوم، در نقد روضة الشهدا ره افراط پوییده و جاهایی پا از دایره‌ی انصاف بیرون نهاده است؛ مشابه رفتارش در نقد شریعتی. به‌همین دلیل لازم است ما از این کتاب ارزشمند و فاخر و بسیار مهم اعاده‌ی حیثیت کنیم. روضة الشهدا شناسنامه‌ی مجالس عزاداری عاشورا در ایران است. سالیان سال این کتاب شمع محفل سوگواران حسینی بوده است. زبان ادبیانه و نثر دلنشین و روان کتاب، آن را در زمره‌ی میراث ارزشمند ادب شیعی و فارسی قرار می‌دهد. روضة الشهدا برخلاف گزاره‌ی رایج، نخستین مقتل فارسی عاشورا نیست؛ اما تردیدی نیست که مؤثرترین مقتل فارسی در طول تاریخ بوده است. همچنان‌که امروز هم پس از چهار قرن هنوز مجالس عزای حسینی به نامی برگرفته از عنوان این کتاب شهرت دارند. البته روضة الشهدا یک منبع تاریخی نیست و نباید به آن به‌مثابه‌ی یک مقتل معتبر مراجعه کرد. کاشفی به عاشورا منظری عرفانی داشته، نه تاریخی و اسنادی. در روایت آن واقعه هم داستان‌سرایی‌هایی کرده است که اعتبار تاریخی کتابش را مخدوش می‌سازد؛ نظیر آنچه درباره‌ی عروسی قاسم نوشته است. (بماند که میزان تحریفات عاشورا در روضة الشهدا با آنچه یکی دو قرن بعد امثال ملاآقای دربندی در آثارشان مرتکب شدند، ناچیز است.) با این‌همه کاستی اعتبار تاریخی، از ارزش بالای معنوی، ادبی و نیز اجتماعی روضة الشهدا نمی‌کاهد. از این کتاب، چند تصحیح موجود است که از آن میان، من تصحیح آقایان ذوالفقاری و تسنیمی را پیشنهاد می‌کنم.

آماده باش مقصد ما در سفر یکی ست

آماده باش مقصد ما در سفر یکی ست
سرهایمان جداست ولی بال و پر یکی ست
این ها برای کشتن ما صف کشیده اند
از هر کجای دشت بپرسی خبر یکی ست
دار و ندارمان همه در بین خیمه هاست
آتش که شعله ور بشود خشک و تر یکی ست
حتی به روی اکبر من تیغ می کشند
با اینکه با پیامبر از هر نظر یکی ست
تنها به این گناه که فرزند حیدریم
تنها به این دلیل که ما را پدر یکی ست
آیا کسی نمانده که یاری کند مرا
اینجا میان این همه لشکر اگر یکی ست
عباس من برادر من نور چشم من
طرز مصاف کردن تو با پدر یکی ست
تنها رجز بخوان و بگو یا علی مدد
در چشم شیر ، یک نفر و صد نفر یکی ست
چشم انتظار آمدنت از شریعه اند
حالا دعای اهل حرم بیشتر یکی ست
شمشیرها به دور تنت حلقه می زنند
چون جمع تیغ ها همگی ضربدر یکی ست
بعد از من و تو زینب اگر نشنود بدان
خونین بدن زیاد ولی خون جگر یکی ست
از بس حروف پیکر پاکت مقطعه ست
پائین پای مرقد و بالای سر یکی ست
غرق ستاره است تن من ولی هنوز
در آسمان بی کسی من قمر یکی ست

شاعر : احمد علوی

تمییز و به خلوص رسیدن جبهه حق و باطل در محیط درگیری عالم دنیا- بخش دوم

آیت الله سید محمد مهدی میرباقری سال 95

استقامت در راه خدا شرط امداد جبهه حق از جانب خدای متعال

بنابراين خداي متعال، هم جبهه حق و باطل را جدا مي کند و هم جبهه حق را تمحيص مي کند. داستان از اين بالاتر است و در اين سوره ادامه پيدا مي کند، در آيه 152 يک تعبير لطيفي است که داستانِ امروز ما است حتی لازم نيست بگوييم تطبيق است؛ بلکه اصلا داستانِ امروزِ ما، همين است. اين، سنت هاي مستمر است. مي فرمايد «وَ لَقَد صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعدَهُ إِذ تَحُسُّونَهُم بِإِذنِهِ حَتَّى إِذا فَشِلتُم وَ تَنازَعتُم فِي الأَمرِ»(آل عمران/152)، وقتي درگير با کفار بوديد و استقامت مي کرديد خداي متعال وعده اي به شما داده بود که وعده هاي خودش را نقد کرد تا اینکه به سستي گراييديد و با هم نزاع کرديد؛ يک عده اي در جبهه حق که با هم بودند، استقامت کرده بودند و در اثر اين استقامت، طعم پيروزي را چشيده بودند به دنبال دنيا رفتند و سست شدند و در مسير راه خدا، استقامت را از دست دادند و با همديگر درگير شدند. این آیات می فرماید: خداي متعال آنچه دوست مي داشتيد از پيروزي، به شما نشان داد. نشان داد خدا وقتي کمک کند با دست خالي مي شود پيش رفت. طعم پيروزي و غلبه و برتري جبهه حق را چشيديد ولي سست شديد. معصيت کرديد. خداي متعال ابتداي راه، از انسان، انتظارات ندارد. وقتي پيش مي رود، لطف خدا، کرامت خدا، عنايات خدا را مي بيند؛ در این مرحله ترک اولي را هم گاهي خدا نمي پذيرد خدای متعال می فرماید فکر مي کرديد مگر مي شود مقابل يک رژيمِ با تمام قدرت ايستاد؛ اما خداي متعال نشان تان داد که با دست خالي هم مي شود، نه احتياج به آن شيوه هاي مبارزات پيچيده مسلحانه است و نه احتياج به مبارزاتِ پارلمانتاليستي و حزبی و غیر اينها است و بدون اینها خداي متعال مي تواند پيروز بکند و در درگيري با قدرت هاي بزرگ، خدا نشان داد مي شود شاخ آنها را شکست.