سلام من به چهار امام بی حرم

(غربت بقیع و مدینه)

شده دم به دم این نگرانی ام، که مدینه ندیده بمیرم

به هوای آن همه آرزو، نشود که بهانه نگیرم

مدینه! ای روضه ی ناتمام من

به شوکت و به غربتت سلام من

(ای مدینه ای، شهر روضه و گریه ی بی صدا

ای مدینه ای، سرزمین غریب رسول خدا )

به خدا که تحمل غربتت، برده طاقت عالم و آدم

ای حکایت غربت فاطمه، روضه خوان تو بوده محرم

کاش میشد و کبوتر بقیع بودم

تمام عمر نوحه گر بقیع بودم

(ای مدینه ای، شهر روضه و گریه ی بی صدا

ای مدینه ای، سرزمین غریب رسول خدا )

بنشیند اگر دل خون من، به مقابل گنبد خضرا

به تسلی داغ پیمبرم، جان فدا کنم از غم زهرا

سلام من به چار امام بی حرم

سلام من به مادر شهیده ام

(ای مدینه ای، شهر روضه و گریه ی بی صدا

ای مدینه ای، سرزمین غریب رسول خدا )

شاعر: میلاد عرفان پور

أنا علی، ابنُ ذبیحِ کربلا

أنا علی، ابنُ ذبیحِ کربلا

أنا علی، أنا بن مکة و منی

من یادگار غربت خون خدام

امام دوم قیام کربلام

آه از غمِ، غارت خیمه ها

از غربتِ، غروب نینوا

از قتلگاه، به روی نیزه رفت

سر بریده از قفا

(واویلا، غریب فاطمه حسین)

ای کربلا چه شد برادر حسین

بگو چه شد علی اکبر حسین

نشسته خون به گوش و گوشواره ای

سه شعبه و گلوی شیر خواره ای

سیلی زدند، به گوش طفلان حرم

شد کربلا، مدینه در چشم ترم

بار دگر، مانده میان شعله ها

پهلو شکسته مادرم

(یا زهرا خوش آمدی به کربلا)

شاعر: میلاد عرفان پور

جدایی صفوف حق و باطل به وسیله بینه الهی

آیت الله میرباقری- محرم 1395

براساس این معنا این سوره خیلی به عرض ما ربط پیدا نمی کند؛ ولی یک معنای دیگری در این آیه محتمل است و آن این است که کفار و مشرکین به خصوص ائمه کفر دنبال این هستند که همه اراده های انسانی را مسخر خودشان بکنند و حاضر نیستند جدا بشوند و مسیرشان را از مسیر مومنین جدا بکنند؛ بلکه آنها می خواهند با ما باشند تا زمام اختیار ما را هم به دست بگیرند و ما هم تحت سلطه آنها باشیم. می خواهند همه مِلک و مُلک در اختیار آنها باشد و خدای متعال هست که اینها را منفک می کند؛ یعنی یک تفکیکی صورت می گیرد و تا تفکیک نباشد انفکاک نیست. خدای متعال آنها را جدا می کند. آنها که آمیخته و مختلط اند و با ما زندگی می کنند و اینگونه در جوامع مومنین نفوذ دارند و اخلاق و صفات رذیله و جهل خودشان که از آن تعبیر به علم می کنند و سنت های خودشان را به جامعه جهانی القاء می کنند و می خواهند سلطه پیدا بکنند و جامعه مومنین را رها نمی کنند. آنها می خواهند همه چیز در اختیارشان باشد. این داستان کفار و مشرکین است حتی الان هم به اشکال مختلف همان جریان است، شیاطین و اولیاء طاغوت و فراعنه دست بر نمی دارند و دنبال این هستند که یک سلطه کامل پیدا کنند و همه را تحت سلطه خودشان ببرند اما خدای متعال با فرستادن بینه صفشان را جدا می کند؛ البته این یک سنت کلی است و خیلی اختصاص به امت ما هم ندارد ظاهر این آیه «لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ و َالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ» بیان یک سنت است که اینها منفک نمی شوند تا این که یک رسولی بیاید که بینه است و حق و باطل را روشن می کند و با تلاوت او این صفها جدا می شوند و آنها مجبور می شوند که رها بکنند؛ والا آنها دست از سر مومن برنمی دارند مگر کسی بیاید و حساب مومنین و صف خوب و بد را جدا کند؛ و آن شخص رسول است. اگر رسول نیاید همه تحت سلطه کفار باقی می مانند. انبیاء می آمدند صفها را جدا می کردند. اگر عاشورا و صفین نباشد صفها جدا نمی شوند. آنها آمده و خودشان را متصل کردند و خودشان را حق دانسته و حق را متعلق به خودشان می دانند و ما بقی را باطل می دانند. سنت هایشان را قرآن اینگونه ذکر می کند که استهزاء و تحقیر می کنند و دست بردار نیستند. خدای متعال هست که تنظیم می کند و رسول و بینه ای را می فرستد که آنها منفک می شوند. این بیان یک سنت دیگری است که سنت تفکیک حق و باطل از همدیگر است، اینها در این عالم بر اساس آیات و روایات اختلاطی پیدا کردند که تا صفات هم پیش رفته ولی وقتی رسول الهی می آید و صحائف مطهره را می خواند در اثر تلاوت رسول حقیقت واضح می شود بینات می آید و جبهه ها روشن می شود و صفها از همدیگر تفکیک می شوند.

عاشورا و صفین؛ کوره داغ جدایی حق و باطل