لبَّیک یا حسین

لبَّیک یا حسین، یعنی در معرکه، تا پای جان بمان، بگذر از سر

لبَّیک یا حسین، یعنی نعش پسر، یعنی در این وداع، صبر مادر

یعنی باور کنی کربلا را

یعنی تاب آوری طعنه ها را

یعنی بیعت کنی با شهادت

یعنی صبر جمیل بر مصیبت

بشنو ای دل، هل من معین، می آید از، کرب و بلا

(لک لبَّیک یابن الزهرا، عاشورایی ست لبَّیک ما)

(لبَّیک یا حسین یا ثارالله)

هم‌عهدی با شهید، عهد ما با خداست، «مِنْهُمْ مَنْ‏ يَنْتَظِر [۱]»، تقدیر ماست

می‌خوانیم: «ربَّنا ثَبِّتْ‏ أَقْدامَنا [۲]»، تقدیر دشمنان، شمشیر ماست

لبَّیک یا حسین حسرت ما

لبَّیک یا حسین حجت ماست

از پیکار مدام، ترس مان نیست

تا « إِحْدَى‏ الْحُسْنَيَيْن [۳]»، قسمت ماست

با نغمه ی «وَ الْعادِيات [۴]» جان می‌گیریم در میدان ها

(لک لبَّیک یابن الزهرا، عاشورایی ست لبَّیک ما)

(لبَّیک یا حسین یا ثارالله)

شناخت دستگاه شرک و کفر و جریان عظیم ظلمت در مقابل دستگاه توحیدی نبی اکرم - بخش اول

آیت الله سید محمد مهدی میرباقری سال ۹۵

انواع شرک و کفر از منظر آیات و روایات-بخش اول

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین. در روایت فرموده اند: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ قَالَ إِنَّ بَنِی أُمَیةَ أَطْلَقُوا لِلنَّاسِ تَعْلِیمَ الْإِیمَانِ وَ لَمْ یطْلِقُوا تَعْلِیمَ الشِّرْكِ لِكَی إِذَا حَمَلُوهُمْ عَلَیهِ لَمْ یعْرِفُوهُ»(۱) این حدیث را در کافی شریف مرحوم کلینی نقل کردند. حضرت فرمودند بنی امیه، جلوی تعلیم ایمان را نگرفتند و رها گذاشتند که ایمان به مردم معرفی بشود؛ ولی راه تعلیم کفر را بستند که مردم، کفر را نشناسند و وقتی آنها را بر کفر وادار می کنند، متوجه نباشند. شاید ناشی از همین تلاش گسترده دستگاه باطل و شیاطین و دشمنان نبی اکرم و اهل بیت بود که کفر، به یک امر شخصی، به یک گزاره، به یک سلسله اعتقادات ساده تفسیر شد و یا حتی گاهی می بینید شرک و کفر، عدمی معنا شده است؛ یعنی گفتند شرک و کفر، امر عدمی است؛ اینکه در بعضی از مشرب های کلامی و فلسفی، اینها را از امور عدمی دانستند شاید ناشی از تلاش همین دستگاه بنی امیه است برای اینکه این حقیقت شناخته نشود. در حالی که بر اساس معارف ما، شرک، یک امر زندة فعالِ برنامه ریزی شده است. شرک و کفر دنبال تدبیر زندگی انسان ها، دنبال صف بندی مقابل انبیاء و دنبال سد کردن راه انبیاء است و اتفاقاً شناختن و مقابله و درگیری با او، مقدمه ایمان است. جامعه و انسان، مجبور به ایمان نیست ولی اگر بخواهد مومن بشود، به تعبیر قرآن «فَمَنْ یكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ»(بقره/۲۵۶) قدم اول، کفر به آنها و إعراض از آنها است. آنها یک جریان فعالی هستند و وظیفه امروز ما همین است که این جریان کفر و شرک را به خوبی بشناسیم و بعد راه های نفوذ آن را ببندیم.

یکی از مظاهر اصلی شرک و کفر، انکار خدای متعال یا اعتقاد به آلهه و بت ها و پرستش بت ها و پرستش ستارگان و خورشید است. این یک نوع شرک مرسوم در دوران های گذشته بوده که شرک آشکار است که بت هایی که خودشان درست می کردند را می پرستیدند؛ یا خورشید و ماه را می پرستیدند. وجود مقدس نبی اکرم هم مأمور شدند و این شرک را ویران کردند و این بتکده ها را از بین بردند و در قرآن مکرر نقل شده انبیاء با این جریان ها مقابله می کردند. داستان حضرت ابراهیم خلیل، یکی از آشکارترین آنها است. مردم بت هایی را می پرستیدند و بتکده هایی بپا کرده بودند. ظاهر این شرک این است که مردم برای خدای متعال شریک قرار می دادند و این بت ها و ماه و خورشید و امثال اینها را در تدبیر عالم لااقل شریک خدای متعال می دانستند. اینکه شرکی که در اقوام گذشته بوده آیا انکار خدای متعال بوده یا نه؟ از قرآن استفاده می شود که از خیلی از آنها وقتی سوال کنند که خالق کیست می گویند خدای متعال. ولی لااقل در تدبیر عالم، به شریک و آلهه برای خدا قائل بودند. تا آنجایی که کار به پرستش ماه و خورشید و سنگ و چوب ها و بت هایی که خودشان از خرما و امثال اینها درست می کردند رسید. در احوال یکی از همان کفار و مشرکین آمده است که گفته بود من وقتی یاد دوران جاهلیت می افتم خنده ام می گیرد. ما در بیابان ها و جاهای سخت که بودیم، قبل از خواب، یک بتی را با خرما درست می کردیم که محافظ ما باشد و صبح هم که بر می خواستیم همان را به عنوان صبحانه مصرف می کردیم. این یکی از انواع شرک است.