تکیه بر تیغ خودت کردی، رو به نامردان نیاوردی


در این فتنه که برپا کرده دنیا
که می سوزاند با وسوسه دل را
به تو دل گرمم که مجروح و خونین
به شمشیرت تکیه کردی یا مولا
تکیه بر تیغ خودت کردی
رو به نامردان نیاوردی
تا بماند سنّت مردی
تو معیار غیرت، علمدارغیرت
حسین جانم آقا، تو معمار غیرت
حسین جانم مولا

سلام ای دشت پر بلا، نینوا
سلام ای قتلگاه اهل ولا
تو را می خوانم تا در تن جان دارم
فقط کربلا کربلا کربلا
غیرت ما اعتبار ماست
شور داغ تو عیار ماست
مرگ سرخت اختیار ماست
تویی ایمان من، تویی قرآن من
منم قربان تو، تویی سلطان من
حسین جانم مولا

عطش خیمه ی تنهایی مولاست
حریمی که بهترین جای دنیاست
کجا از تحریم و تهدید می ترسه
کسی که شب عاشورا با آقاست
بی تو از هر دو جهان سیریم
با تو جان داریم و می میریم
ما امان نامه نمی گیریم
به نامت سرمستیم، ره دشمن بستیم
به عالم می گوئیم، در این خیمه هستیم
حسین جانم مولا

بررسی حقیقت حکمت و ارتباط با شکر نعمات الهی / جایگاه صراط و امام در حقیقت شکر

آیت الله میر باقری

حکمت و حقیقت شکر

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی سیِّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین. قرآن کریم فرموده است: «وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَميد»(لقمان/۱۲)، در این سوره خدای متعال می فرماید: ما به جناب لقمان حکمت دادیم. در روایات آمده که بر لقمان وحی شد که حکمت را می پذیرید یا نبوت را؟ پاسخ داد اگر نبوت وظیفه و تکلیف است می پذیرم، ولی اگر تکلیف نیست نمی پذیرم. بنابراین خدای متعال حکمت را به او عطا کرد. خدای متعال در قرآن همه دنیا را با همه وسعتش متاع قلیل می داند، ولی در مقابل در مورد حکمت فرموده است: «وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثيرا»(بقره/۲۶۹)، اگر به کسی حکمت دادیم به او خیر کثیر دادیم.

خدای متعال حکمت هایی را که به لقمان عطا کرده است را در ذیل این آیه مبارکه بیان کرده است. اولین جمله ای که تفسیر این حکمت به حساب می آید در این سوره این است. «وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَميد»، حکمتی که به لقمان عطا کردیم این است که شکر خدا را بجا بیاورد «أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ» این اساس حکمت است.

البته حکمت های دیگری از حضرت لقمان در همین سوره بیان شده، ولی شاید این تفصیل اصلی آن حکمتی است که خدای متعال به حضرت لقمان عطا کرده است. اگر کسی به این نکته رسید که باید شاکر خدای متعال باشد و قوای او در مقام شکر خدای متعال قرار گرفت این حکیم است. البته بعد یک نکته را اضافه کردند که اگر کسی در شکر نعمت ها غنای حضرت حق را ملاحظه نکرد باز هم حکیم نیست. حکیم آن کسی است که هم شکر می کند و هم وقتی خدا را شکر می کند می داند که خدای متعال به این شکر نیازمند نبوده است «وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ»، و می داند اگر کفران نعمت های خدای متعال را هم بکند باز هم خدای متعال حمید و محمود و ستوده است، کفران ما موجب نمی شود که او مشکور نباشد، چه ما شکر بکنیم چه شکر نکنیم او محمود و حمید است.

صد مرد آتش بگیرند، یک زن در آتش نماند (روضه برای آتش نشانان قهرمان)

گل جای خود دارد ای کاش، آهن در آتش نماند
من دوست دارم که حتی، دشمن در آتش نماند
راه گریزی ندارم، می سوزم و می نویسم
صد مرد آتش بگیرند یک زن در آتش نماند

دانلود فایل صوتی