وای از این بازی که تو با صبر «حیدر» می‌کنی

وای از این بازی که تو با صبر «حیدر» می‌کنی
چشم بر هم می‌نهد، چادر که بر سر می‌کنی
آه ای «اَمّن یُجیبِ» دختران بی پناه
«زینب»ت را پس چرا این گونه «مضطر» می‌کنی
با توام در! با تو تا دیوارها هم بشنوند
عشقِ «یاسین» است این یاسی که پرپر می‌کنی
قصه‌ی پهلوی تو بغض خدا را هم شکست
اشک او را شبنم آیات کوثر می‌کنی
بازوانی را که این شلاق‌ها بوسیده‌اند
جای لب‌های «محمد» بود، باور می‌کنی؟
با عبورت آخرین بار است از بوی بهشت
کوچه‌های شهر غمگین را معطر می‌کنی
بی حرم می‌مانی و از حسرت گلدسته‌هات
در مدینه خون به قلب هر کبوتر می‌کنی
نیمه‌شب مثل نسیم از کوچه‌ها رد می‌شوی
شاعران مست را بی‌تابِ مادر می‌کنی
مثل آن روزی که پیشاپیش مردم می‌رسی
با نگاهی این غزل را هم تو محشر می‌کنی

سخنی از آیت الله جوادی آملی

يک بيان نورانی از حضرت امام (سَلامُ الله عَلَيْه) است که چند بار هم نقل شد، فرمود «تَزَاوَرُوا»، به زيارت يکديگر برويد، ترک نکنيد يکديگر را، خود زيارت شما که يکديگر را ترک نمی ‌کنيد يک حسنه‌ ايد،، براي اينکه در همين زيارت، چون شيعيان ما هستيد، حرف‌ های ما را نقل می کنيد «تَزَاوَرُوا»، براي اينکه شما چند نفر شيعيان ما که دور هم جمع می ‌شويد، به هر حال حديثی از ما نقل می کنيد، «فَإِنَّ فِي زِيَارَتِكُمْ إِحْيَاءً لِقُلُوبِكُمْ وَ ذِكْراً لِأَحَادِيثِنَا وَ أَحَادِيثُنَا تُعَطِّفُ بَعْضَكُمْ عَلَي بَعْض»، فرمود سخنان ما شما را به صورت يک امت واحده درمی ‌آورد.
آیت الله جوادی آملی

روضه ی زهرای اطهر می کشد ما را

ای رفیقان! سوز سینه آمد/ شعله های داغ کینه آمد
ابرهای تیره ی بارانی/ از شب تار مدینه آمد
آخرش هم داغ مادر می کشد ما را
روضه ی زهرای اطهر می کشد ما را
ما شهیدانِ غم آن کوچه ایم، ای دل!
ما هنوز اندر خم «آن» کوچه ایم، ای دل!
می کشد ما را، غربت مولا
ذکر لب هایش، پر مزن زهرا
یازهرا مادرم وای مادر ...

السلام ای مادر غم پرور/ السلام ای دلخوشی حیدر
می شود بعد از تو بس تنهاتر/ فاتح بدر و حنین و خیبر
اینکه میگویم فقط بینی و بین الله:
فاطمه جان! بعدِ تو هم صحبتم شد چاه
فاطمه! بعد از تو حیدر می شود تنها
ذکر سلمان و ابوذر آه و واویلا
آه و وایلا، از غم زهرا
می شود حیدر، بیش از این تنها
یازهرا مادرم وای مادر ...

ذکر ما ذکر شهیدان باشد/ فاطمیه عید قربان باشد
ما فدایی های مادر هستیم/ جان ما قربان جانان باشد
یاد آن شبهای روضه در دل سنگر
مجلس روضه به نام حضرت مادر
یاد آن شب گریه ها و خوشه چینی ها
پر کشیدن با نوای "مادرم زهرا..."
"مادرم زهرا..." / ذکر یاران بود
هرکه می دیدی / مرد میدان بود
یازهرا مادرم وای مادر...

بررسی حقیقت حکمت و ارتباط با شکر نعمات الهی / جایگاه صراط و امام در حقیقت شکر- بخش اول

آیت الله سید محمد مهدی میرباقری سال 94

حکمت و حقیقت شکر

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی سیِّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین. قرآن کریم فرموده است: «وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَميد»(لقمان/12)، در این سوره خدای متعال می فرماید: ما به جناب لقمان حکمت دادیم. در روایات آمده که بر لقمان وحی شد که حکمت را می پذیرید یا نبوت را؟ پاسخ داد اگر نبوت وظیفه و تکلیف است می پذیرم، ولی اگر تکلیف نیست نمی پذیرم. بنابراین خدای متعال حکمت را به او عطا کرد. خدای متعال در قرآن همه دنیا را با همه وسعتش متاع قلیل می داند، ولی در مقابل در مورد حکمت فرموده است: «وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثيرا»(بقره/269)، اگر به کسی حکمت دادیم به او خیر کثیر دادیم.

خدای متعال حکمت هایی را که به لقمان عطا کرده است را در ذیل این آیه مبارکه بیان کرده است. اولین جمله ای که تفسیر این حکمت به حساب می آید در این سوره این است. «وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَميد»، حکمتی که به لقمان عطا کردیم این است که شکر خدا را بجا بیاورد «أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ» این اساس حکمت است.