بعد از تو هر زنی که به پاکی زبانزد است، سوگند خورده است که خیرالنسا تویی

هر کس هر آن چه دیده اگر هر کجا تویی
یعنی که ابتدا تویی و انتها تویی

در تو خدا تجلی هر روزه می کند
« آیینه تمام نمای خدا » تویی

میلاد تو تولد توحید و روشنی است
ای مادر پدر! غرض از روشنا تویی

چیزی ندیده ام که تو در آن نبوده ای
تا چشم کار می کند ای آشنا! تویی

ما بايد ببينيم فروردين ما چه زمانی است!

آیت الله العظمی جوادی آملی

ما الآن در آستانه فروردین هستیم مستحضرید كه ذات اقدس الهی اگر این شب و روز را یكسان خلق می‌كرد آن وقت ما فصول چهارگانه نداشتیم و دیگر ارزاق مردم تأمین نمی‌شد. اما نکته ای که باید به آن دقت داشت این است که این زمین است كه ۳۶۵ روز تلاش و كوشش كرد كه یك دور به دور آفتاب بگردد، ما فکر می­کنیم اگر زمین مثلاً پنجاه بار به دور خورشید گشت ما نیز پنجاه سال رشد کرده ایم، در حالی که اگر انسان پنجاه مطلب علمی فهمید پنجاه سالش است! ما باید ببینیم فروردین ما چه زمانی است! عمر هر كسی به اندازه فهم و علم اوست.
وجود مبارك امام صادق علیه السلام به مفضّل فرمود تو چهارتا كتاب بنویس كه بعد از مرگِ تو بچه‌های تو كتابِ تو را به ارث ببرند نه اینكه كتاب بخری و در كتابخانه بگذاری تا بچه‌ها ارث ببرند. ما تا نَفَس می‌كشیم باید دنبال سواد و علمی باشیم که مشكل جامعه را حل كند.
غرض این است كه این دو نكته باید ملحوظ شود؛ كه عیدِ ما به این نیست كه زمین به دور آفتاب بگردد تا ما عمرمان زیاد شود ما اگر دور شمسِ حقیقت حركتی كردیم آن وقت عمر ما زیاد می‌شود و بالا می‌آید. اگر دور اهل بیت علیهم السلام گشتیم و از معارف اینها استفاده كردیم و راه اینها را ادامه دادیم ما هم دور شمس گشته ایم و عمرمان زیاد شده است.

توحید، معیار در صلاح و فساد و جریان تحقق آنها در عالم

حجت الاسلام و المسلمین میرباقری سال ۹۲
بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله علی محمد و آله الطاهرین. وصیت نامه معروفی که از امام حسین(ع) نقل شده است، صدر و ذیلی دارد؛ صدر وصیت نامه این است که حضرت، برادر خودشان محمد حنفیه را وصی قرار می دهند و بعد می فرمایند: «أَنَّ الْحُسَيْنَ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ جَاءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِ الْحَقِّ وَ أَنَّ الْجَنَّه وَ النَّارَ حَقٌ‏ وَ أَنَّ السَّاعَه آتِيَه لا رَيْبَ فِيها وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ وَ أَنِّي‏ لَمْ‏ أَخْرُجْ‏ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّه جَدِّي ص أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَسِيرَ بِسِيرَه جَدِّي وَ أَبِي»[۱]‏ وجود مقدس سیدالشهداء(ع) وصیت می کنند و بعد چند شهادت می دهند.

آنچه که در صدر این وصیت نامه آمده، گاهی مغفول عنه واقع می شود یعنی وقتی می خواهیم توضیح بدهیم دامنه عبادت و قیام حضرت را، از این جا شروع می کنیم که «أَنِّي‏ لَمْ‏ أَخْرُجْ‏ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّه جَدِّي» در حالی که صدر این وصیت نامه، اصل است نسبت به قیام سیدالشهداء(ع) و این ذیل با آن صدر معنا می شود. اگر توحید را که «أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ» هست، قبول نکردیم و این که همه عالم، ذیل الوهیت حضرت حق قرار دارد و همه بنده اند و او اله، و اگر نپذیریم که باید توحید در عالم اقامه بشود و در حوزه ای که ما بندگان دارای اختیار هستیم، به الوهیت خدای متعال گردن بگذاریم؛ دیگر صحبت از صلاح و فساد و معروف و منکر بی معناست و به هیچ وجه نمی توان معروف و منکر و صلاح و فسادی را تعریف کرد. اگر شما اله را بردارید، هیچ مفهومِ اخلاقی دیگری در عالم پیدا نمی شود. همه مفاهیم نسبی می شوند و هر کسی برای خودش جامعه ای را معنا می کند، مثل سلایق که نسبی می شوند.

البته آنها هم در جای خودش یک پایگاهی دارند ولی فرض کنید انتخاب خوراک و پوشاک و رنگ لباس و غذا، سلیقه ایست و دیگر حسن و قبحی در آن نیست و خوبی و بدی اخلاقی ندارد این که مثلا من این غذا را بخورم یا آن غذا را، این خوبی و بدی اخلاقی ندارد و حسن و قبح اخلاقی پشتوانه او نیست. البته اگر دقت بشود، همان جا هم برمی گردد به حسن و قبح اخلاقی و توحید و شرک، یعنی اگر وقتی وارد رنگ لباس هم می شویم، رنگ لباس را ساده نگیریم. عده ای می گویند: آقا چه اشکالی دارد، سلیقه ایست من می خواهم سفید بپوشم یا مثلا قرمز بپوشم؟ نخیر این طوری نیست. اگر خوب در الگوی پوشاک و تغذیه دنبال بشود، بر می گردد به توحید و شرک.

لذا معیار خوب و بد، توحید است و اگر شما توحید را بردارید، دیگر خوب و بدی در عالم نمی ماند. حال در وصیت نامه، که حضرت چهار تا خصوصیت را نفی می کنند و می گویند من برای این چهار تا قیام نمی کنم «أَنِّي‏ لَمْ‏ أَخْرُجْ‏ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً» و جایش یک امر دیگری را می گذارند «وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّه جَدِّي» من می خواهم اصلاح بکنم در امت جد خودم، اگر شما توحید را بردارید، آن چهار امر با اصلاح آمیخته می شود و همه می توانند بگویند ما مصلحیم، همه می توانند ادعای اصلاح بکنند؛ درحالیکه معیار فساد و صلاح و افساد و اصلاح، همان توحید هست. اگر بنا شد همه عالم بر محور توحید بچرخد و که همه کائنات هم بر مدار توحید حرکت می کنند، البته در حوزه اختیار به ما انسان ها(چه اختیار فردی مان چه اختیار اجتماعی مان) اجازه دادند که این توحید را نپذیریم «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ»(بقره/۲۵۶)، و همه صلاح و فساد از همین جا پیدا می شود که ما این توحید را می پذیریم یا نمی پذیریم؛ اگر پذیرفتیم، می شود صلاح و اگر نپذیرفتیم، می شود فساد.