برگرد ای توسل شب زنده دارها

برگرد ای توسل شب زنده دارها
پایان بده به گریه ی چشم انتظارها

از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو
حاجت روا شوند هزاران هزارها

یکبار نیز پشت سرت را نگاه کن
دل بسته این پیاده به لطف سوارها

از درد بی حساب فقط داد میزنم
آیا نمیرسند به تو این هوارها

ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها

باید برای دیدن تو "مهزیار" شد
یعنی گذشتن از همگان "محض یار" ها

دیگر برای تو صدقه رد نمیکنم
بیهوده نیست اینکه گره خورده کارها

یکبار هم مسیر دلم سوی تو نبود
اما مسیر تو به من افتاد بارها

شب ها بدون آمدنت صبح می شوند
برگرد ای توسل شب زنده دارها

این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند
یا ایها العزیز تمام ندارها
علی اکبر لطیفیان

حق و باطل

🔹در زمان معاويه جلسه ای با حضور او برقرار شد که عدّه اي در آن شرکت کرده بودند.
امام حسين(علیه السلام) هم در آن جلسه حضور داشتند.
بحث هایی در میان آنها شد؛ از جمله در مورد عقل بحثی در گرفت.

🔆امام حسين در مورد عقل، در آن جلسه فرمودند:
«لَا يَكْمُلُ الْعَقْلُ إِلَّا بِاتِّبَاعِ الْحَقِّ»
عقل کسي کامل نمی شود مگر اينکه به حق عمل کند.

🔹یعنی اگر کسی به حق عمل نکند، عقلش ناقص است. صِرف ادراک و تمييز دادن که نشانۀ کمال عقل نیست. باید وقتی حق را شناختی، هم آن را بگویی هم پایش بایستی و عمل کنی! عقل چنین آدمی کامل است.

🔹مي دانيد معاويه چه گفت؟
« فَقَالَ مُعَاوِيَةُ: مَا فِي صُدُورِكُمْ إِلَّا شَيْءٌ وَاحِدٌ»
گفت: در دلهای شما یک چیز است؛ آن هم حق است.

🔅ببين دشمن چطور اعتراف مي کند!
معاویه در همان مجلس گفت: در سينه هاي شما يک چيز بيشتر نيست؛ و آن هم عمل به حق است. نمي گوید: در دل تو، یک چیز بیشتر نیست، بلکه می گوید: «مَا فِي صُدُورِكُمْ» یعنی در دل شما اهل بيت فقط حق است؛ همۀ شما اهل بیت چنین آدمهائی هستید.

*منبع روایت: بحارالانوار، ج75، ص 127
مرحوم حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی

درد خود را به چاه و نخلستان، مرد تنهای خانه خواهدگفت

ترجیع‌بند مدح امیرالمؤمنین(ع)
(بند: یازدهم)

قصه را تازیانه خواهدگفت
در و دیوار خانه خواهدگفت
آتش از راه می‌رسد، آنگاه
با زبان زبانه خواهدگفت
درد خود را به چاه و نخلستان
مرد تنهای خانه خواهدگفت
رازهای نهانی شب را
موی زینب به شانه خواهدگفت
مثل تسبیح، مثل تسبیحات
اشک او دانه دانه خواهدگفت
که چرا از مسافر تابوت
قصه‌های شبانه خواهدگفت
تا ابد از مزار خاکی او
که ندارد نشانه خواهدگفت
سخت باران گرفته و شاعر
باز با این بهانه خواهد گفت:
که علی دست قادر ازلیست
رشته‌ی ماسوی به دست علیست

توحید و تمسک به اسماء الله در برطرف شدن فقرها

آیت الله میرباقری سال94.

مرحله إحکام و تفصیل آیات قرآن در ارتباط با توحید در عبادت

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم الحَمدُ للهِ رَبِّ العالمینَ و صَلّی اللهُ عَلی سَیِّدنا محمّدٍ و آلِه الطّاهرینَ و لَعنةُ الله علی أعدائهم أجمعین. قرآن کریم در سوره مبارکه هود فرموده است: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ * أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ * وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ»(هود/1-3) بیان شد که در این آیات مبارکات که در آغاز سوره مبارکه هود است، خدای متعال از دو مرحله تحقق قرآن بحث می کند: یکی مرحله إحکام قرآن؛ همه آیات قرآن به این معنا، همه آیات محکمات هستند. و در مرحله بعد، مرحله تفصیل آیات قرآن است که در این کتاب، علم خدای متعال و حکمت او تجلّی کرده است. «من لدن حکیم خبیر»

این کتابی که در یک مرحله، مرحله إحکام آیات است، در مرحله دیگر، همان آیات تفصیل پیدا می کند، چیست؟ این کتاب این است «ان لا تعبدوا الا الله» همه این کتاب از آغاز تا انجام، همین است. من از جانب خدا آمده ام و شما را انذار می کنم، به شما بشارت می دهم. همه انذارها و بشارت های قرآن، اگر نبی اکرم مبشراً ونذیراً است، هم بشارت هایی به ما می دهد و هم انذارهایی می کند، ما را نسبت به آن بیم می دهد که از آنها غافل هستیم. همه بشارت ها و انذارها در همین خلاصه می شود که «ان لا تعبدوا الا الله» دعوت انبیاء الهی در قرآن، دعوت شان همین است، به اقوام شان می فرمودند «لا تعبدوا الا الله» به توحید در عبادت دعوت می کردند که در مقام بندگی فقط الله تبارک و تعالی را عبادت کنید و غیر او را عبادت نکنید. یک مرحله ای که در قرآن توضیح داده شده، این است که «لا اله الا الله» «الله لا اله الا هو» «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» یک مسأله این است که خدای متعال در قرآن مکرر با بیان های گوناگون این حقیقت را بیان کرده است که «لا اله الا الله» بعد به دنبالش می فرماید «ان لا تعبدوا الا الله انی لکم منه نذیر و بشیر» و اگر از این مسیر خارج شدید و غیر خدا را پرستش کردید، «ان استغفروا ربّکم» از خدای متعال درخواست استغفار کنید که گذشته ها را تدارک کند «ثم توبوا الیه» با همه وجود به طرف خدای متعال برگردید و او را پرستش کنید.

الله یعنی حقیقت جامع اسماء حسنی

خب حالا این دو جمله را ترجمه می کنیم، یکی «لا اله الا الله» و دیگری «لا تعبدوا الا الله». عبارت اول که «لا اله الا الله» است نفی الوهیت می باشد و می فرماید الهی جز الله تبارک و تعالی نیست. إله منحصر است به الله تبارک و تعالی. فقط او اله است. «هو الذی فی السماء اله و فی الارض اله»(زخرف/84) هم در سماوات و عوالم بالا، هم در ارض، در همه عوالم، اله اوست، جز او الهی نیست. اله کیست؟ اله را در یک قدم گاهی تعریف کردند، گفتند که آن کسی است که در مقابل او، تحیّر و تضرّع و خشوع و تذّلل می کنید. اََلَه یعنی تضرّع، تذّلل. اله یعنی آن کسی است که در مقابلش خشوع و تذّلل و تواضع می شود.