بی شک بدون لطف تو من غرق می شدم

بی شك بدون لطف تو من غرق می شدم
ای كشتی نجات من و یاورم حسین
لطفی كه كرده ای تو به من مادرم نكرد
ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین

دانلود فایل صوتی

عمه جان امام های منی

سفره دار قديمي دنيا
اي كريم شفيعه ي فردا
گنبدت را نگاه مي كرم
خوش به حال پر كبوترها
پيش تو بي اراده مي گويم
السلام عليك يا زهرا
طعم سوهان شهر تو برده است
تلخي كام روزه دار مرا
كار خورشيد مي كند آري
ذره اي را كه مي بري بالا
با همين شور و حال و تاب و تبم
راهي جاده ي سه شنبه شبم
سجده ها و قيام هاي مني
‌هدف احترام هاي مني
السلام عليك يا بانو
تو عليك السلام هاي مني
زينب دومي و بعد رضا
عمه جان امام هاي مني
لحظه هاي خوش حرم رفتن
استواري گام هاي مني
در دلم با تو درد و دل كردم
يكي از هم كلام هاي مني
انعكاس جمالي زهرا
حضرت زينب امام رضا

استفاده از فقرها و نیازها در مسیر شکوفایی فطرت الهی- بخش اول

آیت الله میرباقری سال 94

 سیر در درجات و مقامات ولایت معصومین، سیر در وادی توحید

بسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم الحَمدُ للهِ رَبِّ العالمینَ و صَلّی اللهُ عَلی سَیِّدنا محمّدٍ و آلِه الطّاهرینَ و لَعنةُ الله علی أعدائهم أجمعین. قرآن کریم در سوره مبارکه هود فرموده است: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ * أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ * وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى‏»(هود/1-3) بیان شد تمامی انذارهایی که انبیای الهی و در صدر آنان، وجود مقدس نبی اکرم فرمودند، انذار از پرستش غیر خدای متعال هست و تمام بشارت هایی که دادند، بشارت نسبت به توحید در بندگی خدای متعال و پرستش و عبادت خدای متعال هست. منتهی این پرستش غیر، فقط شرک جلی نیست. بلکه هر نوع عبادت حتی عبادت خفی، از غیر خواستن، به غیر تکیه کردن و از او ترسیدن همه اینها داخل در شرک است و آن عبادتی که ما باید به آن برسیم، اخلاص در بندگی، مقامی است که همه شئون حیات ما غرق در محبت خدای متعال و اخلاص در بندگی، آن هم بندگی از سر محبّت و حبّ باشد. آن توحیدی که حضرت ما را دعوت کردند چنین توحید جامعی است و آنچه که ما را از آن پرهیز دادند، شرک به مفهوم وسیعش هست.

نکته دوم این بود که برای این که از ظلمات شرک نجات پیدا کنیم و انوار توحید در قلب ما جاری شود و نورانی به نور توحید شویم، باید توجه داشته باشیم در عالم دو تا وادی است، یکی وادی توحید و وادی ولایت الله است و دیگری وادی ظلمات و شرک. باید از آن وادی ظلمات نجات پیدا کنیم و به این وادی نور برسیم. همه انذارها باطنش انذار از بودن در آن وادی ظلمات، بودن با اولیاء طاغوت و بودن با شیاطین انس و جن است. همه انذارها و هشدارها هم؛ آنها هستند که ما را به شرک و کفر دعوت می کنند و شرک و کفر را در ما اقامه می کنند. و همه بشارت های قرآن به بودن با نبی اکرم و اهل بیت شان و بودن در وادی توحید است. اگر ما به وادی ولایت نبی اکرم، نبوت نبی اکرم و ولایت اهل بیت شان راه پیدا کنیم، به وادی توحید راه پیدا کردیم. آن وقت سیر ما در وادی توحید، سیر در درجات و مقامات ولایت آنهاست. به هر مقامی که در ولایت آنها برسیم، به همان اندازه موحّد هستیم و به همان اندازه از شرک نجات پیدا کردیم و به هر اندازه ای که متمسک به اولیاء طاغوت باشیم، به همان اندازه مشرک و ملحد هستیم. پس همه انذارها این است که انسان از اولیاء طاغوت بپرهیزد، کفر به آنها بورزد، به آنها اعتماد نکند، از آنها تبعیت نکند و به آنها دل نبندد. اگر دلبستگی به آنها پیدا شد، آنها آدم را در وادی شرک می برند. این طرف هم دلبستگی تام به نبی اکرم و اهل بیت شان است و تبعیت تام از آنان که ما را در وادی توحید سیر می دهند و به مقام کمال در توحید می رسانند. دست آنان در شفاعت باز است. هم می توانند و هم مأذون هستند که ما را شفاعت کنند در مقامات قرب پیش ببرند.

اعراض از شرک، روی گردانی از بت ها و آلهه در عین توجه به نیازمندی انسان

دو نکته کوتاه را اشاره کنم. یک نکته این است که در سیر در وادی توحید، اگر به ما می گویند از غیر بپرهیزید و غیر خدا را نپرستید، این به معنی اعراض از نیازها و خط کشیدن روی نیازهای ما نیست. خب ما نیاز به خوردن داریم، باید در این طبیعت هم هستیم، باید از همین غذا تغذیه کنیم، از همین هوا تنفس کنیم، از همین آب بیاشامیم، از نور همین خورشید استفاده کنیم، همسر داشته باشیم، دوست داشته باشیم، خانه داشته باشیم، شغل داشته باشیم. نمی شود اینها را در این دنیا نداشته باشیم. پس اعراض از شرک به معنی نادیده گرفتن نیازها نیست. انسان نباید خیال کند مشرک نباشد، یعنی نباید بخورد، نباید بخوابد، نباید سوار مرکب شود. این نیست. انبیاء موحدترین آدم ها هم سوار مرکب می شدند، در این دنیا از همین غذاهایی که ما می خوریم تا در این دنیا بودند تناول می فرمودند، از همین هوا تنفس می کردند. اینها شرک نیست. به معنی نادیده گرفتن نیازها نیست. به معنی رو گردانی از بت ها و آلهه ای است که هیچ کاره هستند و هیچ نیازی از ما را رفع نمی کنند. شیطان ما را به این توهم می اندازد که اینها برای ما کار می کنند. پس اعراض از شرک، اعراض از نیازمندی ها و ترک نیاز نیست. ما نمی توانیم نیاز نداشته باشیم. ما فقیر هستیم. اعراض از شرک یعنی اعراض از الهه. نیازها را به سوی این آلهه دروغین نبر که هیچ کاره هستند، هیچ نیازی از ما را رفع نمی کنند. ما در همین مسیری که نیاز پیدا می کنیم و نیازهای خودمان را ارضاء می کنیم، در همین مسیر موحد می شویم.