هر دو حرم هم صفا و هم مروه ...

دلم براي محرم ، عجيب دلتنگ است
براي روضه ي شاه غريب دلتنگ است
و عطر سيب حرم كنج شش گوشه
براي بوسه به قبر حبيب دلتنگ است
برای خواندن یک جامعه به محضر عشق
برای ندبه و امن یجیب دلتنگ است
برای اذن دخول و برای تل و خیام
برای روضه ی یابن الشبیب دلتنگ است
برای هر دو حرم هم صفا و هم مروه
برای ساقی و چشم نجیب دلتنگ است
میان مردم عالم به یاد قصه ی وصل
دلم چنان به خزان عندلیب دلتنگ است...

بیمار شدن از من و عیسی شدن از تو

(برای جوادالائمه علیه السلام )

در خلوت یاران اثری بهتر از این نیست
در چله گرفتن ثمری بهتراز این نیست
ما خُمِّ شراب از جگر غوره گرفتیم
در میکده ی ما هنری بهتر از این نیست
سجاده بیارید که تا صبح نخوابیم
در بین سحرها ، سحری بهتر از این نیست
ما درد نگفتیم ولی باز دوا کرد
در شهر، طبیب دگری بهتر از این نیست
حق داشت بنازد پدر پیر مدینه
در هیچ کجایی پسری بهتر از این نیست
گفتند جواد است سر راه نشستیم
در جمع گدایان خبری بهتر از این نیست
پر کرد به اجبار خودش کیسه ی ما را
در کوچه ی ما رهگذری بهتر از این نیست
گفتند سلامی بده و زائر او باش
دیدیم در عالم سفری بهتر از این نیست
پس زائر یاریم توکلت علی الله
ما عبد نگاریم توکلت علی الله

جلسه درس اخلاق آیت الله العظمی جوادی آملی (1396/05/19)

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم

«الحمد لله ربّ العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمّد صلّي الله عليه و آله و سلّم و اهل بيته الأطيبين الأنجبين سيما بقيت الله في العالمين، بهم نتولّي و من أعدائهم نتبرّء الي الله».

ماه پربرکت ذي‌قعده از يک نظر تقريباً اختصاصي به وجود مبارک امام رضا(سلام الله عليه) دارد، چون اينطوري که گفتند در آغاز اين ماه خواهر کريمه‌اش به دنيا آمده، يازده اين ماه خود آن حضرت، 23 به بعد زيارت مخصوص وجود مبارک امام رضاست، پايان اين ماه هم که شهادت و رحلت امام جواد، فرزند امام رضا(سلام الله عليه) است. همه ما مخصوصاً کساني که حوزوي و دانشگاهي‌اند، از نورانيت امام رضا بايد بيش از اين بهره ببريم. القابي که براي ائمه(عليهم السلام) ذکر مي‌کنند، اين القاب پيام خاص دارد؛ يعني برنامه مهم و رسمي آن امام در همين لقب ظهور مي‌کند. درباره وجود مبارک حضرت حجّت(سلام الله عليه) که به قيام نام برده مي‌شود، براي اينکه او قائم به دين است. دين با تبليغ و سخنراني و کتاب‌نوشتن در سطح جامعه افکار ديني را حفظ مي‌کند؛ اما جامعه را ديندار و زنده بکند از آنِ امامي است که به دين قيام بکند، با اسماي ديگر اين مشکل حل نمي‌شود.