سلام بر بدن تو سلام بر سر تو

سلام بر بدن تو سلام بر سر تو
سلام بر لب خشکیده و مطهر تو
به بوسه گاه گلویت و بوسه ی جدت
سپس سلام به رگ های پاک حنجر تو
به تار و پود سیاه لباس گریه کنان
تمام این دهه ی جانگداز آخر تو
فقط سلام که عرض ارادتی باشد
خدا کند برسد از دلم به محضر تو
سلام های مکرر نثار جسمت ، بر
هزار و نهصد و پنجاه جای پیکر تو
سلام من به تو و اضطراب چشمانت
به خیمه های فروزان در برابر تو
سلام من به تو و " مادر " و به اجدادت
سپس سلام به " پیراهن " معطر تو
سلام من به تو و نیزه ای که خم گردید
ادب نمود به بانوی ما ، به دختر تو
سلام من به علی اکبر و حبیب و زهیر
و صد سلام به سقای ماه منظر تو
اگر به محضر خواهر سلام من برسد
بگو : " فدای تو و تار و پود معجر تو"

 دانلود فایل صوتی

جلسه درس اخلاق (1396/05/26) حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم

«الحمد لله ربّ العالمين و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمّد (صلّي الله عليه و آله و سلّم) و اهل بيته الأطيبين

بخش پايانی ماه پربرکت ذي‌قعده، گذشته از زيارت اختصاصي وجود مبارک امام رضا(سلام الله عليه)، متعلّق به شهادت امام جواد(سلام الله عليه) است. روز آخر اين ماه يعنی سهشنبه آينده، سالروز شهادت امام نهم امام جواد(سلام الله عليه) هست. کلام اين ذوات قدسی نور است.

يكي از كلمات نوراني امام جواد(سلام الله عليه) اين است كه «مَن أصغی إلى ناطِقٍ فَقَد عَبَدَهُ فإن كانَ النّاطِقَ عن اللّه‏ِ فقد عَبَدَ اللّه‏َ وإن كانَ النّاطِقَ عن إبليسَ فقد عَبَدَ إبليسَ»؛[1] فرمود هر كس گوش به حرف گوينده‌اي مي‌دهد و منظور از اين گفتن, تنها گفتن در قبال نوشتن يا رفتن و مانند آن نيست, اگر در سوره «ق» ذات اقدس الهي فرمود: ﴿ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ﴾؛[2] انسان هيچ حرفي نمي‌زند مگر اينكه فرشته‌اي مراقب او و آماده اوست اين قول در قبال فعل يا رفتن نيست، اين قول كنايه از مطلق كار اوست. انسان هر كاري كه مي‌كند، فرشتهای که مراقب و آماده است؛ نه اينکه يکی رقيب است و ديگری عتيد، بلکه آنكه در دوش راست است او هم رقيبي است عتيد و آنكه در سمت چپ است او هم رقيبي است عتيد﴿ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ﴾ نه «رقيبٌ و عتيد». «عتيد»؛ يعني مستعد و آماده, «رقيب» هم يعني مراقب, «مراقب» به كسي مي‌گويند كه رقبه مي‌كشد. اينكه مي‌گويند سركشي كرد؛ براي اينكه سر بلند نکند، سر خم بكند نمي‌بيند طرف چگونه تقلّب مي‌كند، بايد گردن بكشد رقبه بكشد سر بكشد ببيند كه چه مي‌كند. آنها گردن و سر ندارند؛ ولي سركشي كردن آنها با اطلاع کامل آنهاست. هيچ ممكن نيست كسي حرفي بزند, نيّتي بكند, كاري انجام بدهد، مگر اينكه اگر ـ إن‌شاءالله ـ خوب باشد، آن فرشته‌اي كه رقيب است, مراقب است، رقبه يعنی گردن مي‌كشد و آماده است او ضبط مي‌كند ﴿وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظينَ ٭ كِراماً كاتِبينَ ٭ يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ﴾[3] و اگر ـ خداي ناكرده ـ بد باشد آن‌كه در قسمت چپ نشسته است او هم رقيب است, مراقب است, رقبه مي‌كشد, گردن مي‌كشد و آماده است. آن‌كه طرف راست است كه مأمور ضبط نيّات و اعمال و اقوال و كتابت‌ها و سيره‌ها و سنّت‌هاي نيك است، هر چه ديد مي‌نويسد؛ اما آن‌كه مسئول نوشتن سيّئات ماست، او دستش باز نيست كه هر چه خواست و ديد بنويسد. برخي از كارها را ذات اقدس الهي حتي اجازه نمي‌دهد اين فرشته‌اي كه مأمور اقوال و گفتار و رفتار ماست او بنويسد. اگر ما ـ إن‌شاءالله ـ سعي كرديم هم آبروي خودمان را حفظ كنيم, هم آبروي نظام را, هم آبروي جامعه را, آبروي هيچ كسي را نريختيم.

به پي ميكده گفتم كه چيست راه نجات ٭٭٭ بخواست جام مي و گفت عيب پوشيدن[4]