زمان ظهور

آیت الله حائری شیرازی

 نیاز جهاد به مردم وفادار

امام حسین علیه السلام همان امام حسن علیه السلام است. همان نور و همان حقیقت است که جابه جا می شود. آنها آن چنان به خداوند متعال نزدیکند که نمی توان بین آنها فرق گذاشت. همه ائمه یکی هستند. «کُلُّهُمْ نُورٌ واحِد». امام حسن مجتبی علیه السلام می دید که در آن شرایط که افراد تربیت و ساخته نشده اند، برخورد با معاویه درست نیست.

امام علی علیه السلام می فرماید: «وَ مُجْتَنِي الثَّمَرَةِ لِغَيْرِ وَقْتِ إِينَاعِهَا كَالزَّارِعِ بِغَيْرِ أَرْضِه» (آن کس که ميوه را در وقت رسیدنش نچيند، چون كشاورزى است كه بذر را در زمين ديگرى بکارد). یعنی زحمتش را او کشیده و صاحب زمین سودش را می برد، چون غاصب است و باید اجاره این کار را بدهد.

امام حسن علیه السلام هم دید که وقت پیروزی نرسیده، پس باید ضعف نشان ندهد. حمران بن اعین از امام باقر علیه السلام سؤال کرد: قیام شما چه زمانی است؟ حضرت به این مضمون فرمود: اگر خانواده و خویشان و آشنایانت اهل وفا هستند، بدان قیام ما نزدیک است. یعنی وقت برداشتن ثمره وقتی است که احساس شود، وفا در جامعه زیاد شده است. اگر کسی می خواهد ببیند ظهور نزدیک است یا نه، به اطراف و قبیله و شهرش نگاه بکند و ببیند وفاداری شان چطور است. اگر وفا زیاد شده، بداند ظهور نزدیک است و اگر وفا کم است، بداند نزدیک نیست.

الآن هم مرجعیت -که به نیابت از امام زمان فعالیت می کند و دست امام زمان عجل الله روی آن است- اگر در غیر از این موسم و این زمان می خواستند قیام بکنند، مخالفان [از این قیام] بهره برداری [سوء] می کردند؛ چون وفای مردم کامل نشده بود. قیام حضرت امام حسین علیه السلام قیامی اساسی است؛ چون بعد از تربیت و ساخته شدن افراد است.

اصحاب امام زمان عجل الله هم افراد تربیت شده و ساخته شده ای هستند. آنها بدون اذن آن حضرت قدمی برنمی دارند. ولی امام حسن علیه السلام در آن زمان دید وفایی نیست و باید با معاویه صلح کند. آن حضرت می دانست که بعد از پذیرفتن صلح، مردم درباره اش چه خواهند گفت، ولی با شهامت تمام آن را پذیرفت و تحمل کرد و شکایتی هم نکرد.

 


کتاب آئینه تمام نما/فصل بصیرت و بینش حسینی/ صفحه 36

کیفیت ورود اسرای کربلا به شام و مجلس یزید

المزار الكبير ـ في زِيارَةِ النّاحِيَةِ ـ : رُفِعَ عَلَى القَنا رَأسُكَ ، وسُبِيَ أهلُكَ كَالعَبيدِ ، وصُفِّدوا فِي الحَديدِ فَوقَ أقتابِ المَطِيّاتِ ، تَلفَحُ وُجوهَهُم حَرُّ الهاجِراتِ ، يُساقونَ فِي البَراري وَالفَلَواتِ ، أيديهِم مَغلولَةٌ إلَى الأَعناقِ ، يُطافُ بِهِم فِي الأَسواقِ. المزار الكبير : ص ٥٠٥ ، مصباح الزائر : ص ٢٣٣ ، بحار الأنوار : ج ١٠١ ص ٢٤١ و ص ٣٢٢ .

ترجمه: در «زيارت ناحيه مقدّسه» ـ : سرت را بر نيزه كردند و خانواده ات را مانند بندگان، اسير نمودند و با زنجير آهنين، به بند كشيدند و بر روى مَركب هاى بدون جهاز، سوار نمودند و باد داغ نيم روزى، صورت هاشان را مى سوزانْد. آنان را در دشت ها و صحراها مى راندند و دستانشان را به گردن هايشان بسته بودند و آنها را در بازارها مى چرخاندند.

دل های سوگوار فقط از تو گفته اند

دل های سوگوار فقط از تو گفته اند
جان های بی قرار فقط از تو گفته اند
جمع ستارگان همگی هم صدای ماه
هرشب هزار بار فقط از تو گفته اند
ای تشنه ی غریب که دنیاست تشنه ات
لب های روزه دار فقط از تو گفته اند
ای بهترین شکوه شکفتن! درخت ها
در حسرت بهار فقط از تو گفته اند
آه ای قرار آخر دل‌ها که عاشقان
در ساعت قرار فقط از تو گفته اند
هنگام کارزار، شهیدان روزگار
در خون و در غبار فقط از تو گفته اند
ای کشته ی فتاده به هامون، شهیدها
گمنام و بی مزار فقط از تو گفته اند
بر نی خوشا تلاوتی از کهف و از رقیم
نی های اشک بار فقط از تو گفته اند
دیرست که اهالی صحرا به دیدن
هر اسب بی سوار فقط از تو گفته اند
ای سروری که پیر غلامان عاشقت
از مهد تا مزار فقط از تو گفته اند
در سطر سطر ناحیه شرح تو خوانده ایم
چشمان انتظار فقط از تو گفته اند

معیت با امام و آثار و برکات آن؛ حرکت ذیل برنامه جامع نبی اکرم

آیت الله سید محمد مهدی میرباقری محرم الحرام سال 96
هجرت از نفس به سوی خدا در معیت معصوم
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین احمده و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»(توبه/119) به ما دستور داده شده که در معیت و همراهی وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت ایشان که صادقین حقیقی هستند، قرار بگیریم. همان کسانی که در مقام بندگی خدای متعال در مقام صدق هستند و وعده هایشان را با خدای متعال عمل کردند و در مقام دستگیری از بندگان خدا با بندگان خدا خلاف نمی گویند و صادق هستند. این همراهی مقتضای تقوای الهی است و متقی بودن یعنی همراه وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت شان در عالم حرکت کنیم.
همراهی با معصومین علیهم السلام، همراهی در یک سیر و سفر و حرکت است. قرآن می فرماید «يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ»(انشقاق/6) ما یک مسیر پر رنجی در پیش رو داریم و با عبور از این مسیر به سمت خدای متعال حرکت می کنیم. «إِنَّا لِلَّـهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ»(بقره/156) و این بشارت بزرگی است که مقصد ما خدا است و ما به سمت او حرکت می کنیم. در این سفر باید همراه با وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت شان باشیم و در این همراهی، ما حتماً باید از نفس خودمان هجرت کنیم. انسان تا با نفس خودش سفر می کند، همسفر معصومین و اولیاء خدا نیست. مهمتر اینکه باید از همراهی اولیاء طاغوت فاصله بگیریم؛ زیرا اگر انسان با آنها همراه شد، دیگر نمی تواند با خدای متعال و اولیاء الهی همراه باشد. جدا شدن از نفس و دیگران و با آنها سیر نکردن شرط اول همراهی با معصومین علیهم السلام است. در این سیر، چشم و گوش و حواس ظاهری و عقل و قلب و لبّ و سرّ ما؛ و همه امکانات و قوای فراوانی که خدای متعال به ما داده، در این سفر باید با معصوم همراه کرد. همراهی و معیت با معصوم به این معنا نیست که ما هم عرض معصوم راه برویم؛ بلکه حقیقت این است که سیر ما با معصوم، سیر سایه و صاحب سایه، سیر حقیقت و شعاع آن و سیر پرتو خورشید با خورشید می شود. این تعابیر در روایات معصومین علیهم السلام در نسبت بین مومن و امامش آمده است. مومن اگر با امامش همراه شد و لوازم همراهی را رعایت کرد و خالی از هوای نفس شد، نسبتش به امام نسبت شعاع خورشید به خورشید می شود «إِنَّ رُوحَ الْمُؤْمِنِ لَأَشَدُّ اتِّصَالًا بِرُوحِ اللَّهِ مِنِ اتِّصَالِ شُعَاعِ‏ الشَّمْسِ‏ بِهَا»(1) اتصال روح مومن به روح الهی که وجود مقدس امام علیه السلام است، از اتصال شعاع خورشید به خورشید بیشتر است. در روایات فرمودند که شیعیان ما به طرف ما بر می گردند، مثل شعاع خورشید که بر به سمت خورشید می گردد. بنابراین همراهی ما با معصوم همراهی تابع و متبوع است؛ یعنی ما باید تابع باشیم و آنها متبوع هستند؛ واقعاً باید سایه امام باشیم و در تبع امام حرکت کنیم و به فرموده قرآن همراهی اطاعت است «مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّـهَ»(نساء/80) باید ما مقام طوع پیدا کنیم و مطیع بشویم، مقام تبعیت پیدا کنیم «فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي»(ابراهیم/36) مقام تبعیت، مقام طوع، مقام تسلیم لوازم این همراهی است.
بنابراین همراهی ما با امام در مسیری که به سمت خدای متعال طی می کنیم، همراهی دو هم عرض نیست، بلکه همراهی اصل و فرع است. اگر همراه شدیم، امام اصل و ما فرع می شویم و به تبع امام حرکت می کنیم؛ زیرا امام ما را سیر می دهد.