صاحب این سفره است دست کریم حسن

باز شب قاسم و باز شمیم حسن
صاحب این سفره است دست کریم حسن
سبط نخست نبی، نور دل فاطمه
مشرق و مغرب همه، غرق نعیم حسن
از صف صفین بپرس، وز جمل و نهروان
تا نگری دشمنان، کشته ز بیم حسن
همدم او بی وفا، هجمه و تیر جفا
نیست یکی و دو تا، هتک حریم حسن
حرمت او را شکست، راه به تابوت بست
تیر به تابوت زد، خصم لئیم حسن
ما که تباهیم و بس، نامه سیاهیم و بس
کاش شفاعت کند لطف قدیم حسن
آه از آن ساعتی، که آمد و از حسین
بی زره اذن قتال، خواست یتیم حسن
زینب اگر دیده ای، تو جگرش را به تشت
در نگر اینک به دشت، فرق دو نیم حسن

شباهت شهادت حضرت عبدالله بن حسن "علیه‌السلام" با حضرت عباس "علیه‌السلام"

منبع: لهوف؛ سیدبن طاووس: ص 173

خَرَجَ عَبدُ اللّهِ بنُ الحَسَنِ بنِ عَلِيٍّ وهُوَ غُلامٌ لَم يُراهِق مِن عِندِ النِّساءِ، فَشَدَّ حَتّى وَقَفَ إلى جَنبِ الحُسَينِ عليه السلام، فَلَحِقَتهُ زَينَبُ ابنَةُ عَلِيٍّ لِتَحبِسَهُ، فَأَبى وَامتَنَعَ امتِناعاً شَديداً، وقالَ: وَاللّهِ لا افارِقُ عَمّي، فَأَهوى بَحرُ بنُ كَعبٍ وقيلَ: حَرمَلَةُ بنُ الكاهِلِ إلَى الحُسَينِ عليه السلام بِالسَّيفِ. فَقالَ لَهُ الغُلامُ: وَيلَكَ يَا بنَ الخَبيثَةِ، أتَقتُلُ عَمّي؟ فَضَرَبَهُ بِالسَّيفِ، فَاتَّقاهَا الغُلامُ بِيَدِهِ، فَأَطَنَّها إلَى الجِلدِ، فَإِذا هِيَ مُعَلَّقَةٌ. فَنادَى الغُلامُ: يا عَمّاه‏…

ترجمه: عبد اللّه بن حسن بن على كه هنوز جوانى نابالغ بود، از نزد زنان بيرون دويد و خود را به كنار حسين عليه السلام رساند. زينب عليها السلام دختر على عليه السلام، در پى‏اش رفت تا او را نگاه دارد؛ امّا او تسليم نشد و به هيچ روى نپذيرفت و گفت: به خدا سوگند، از عمويم جدا نمى‏شوم. بحر بن كعب (و گفته شده كه حرملة بن كاهِل)، شمشير را به سوى حسين عليه السلام فرود آورد. نوجوان به او گفت: اى مادرْخبيث! آيا عموى مرا مى‏كُشى؟ بحر، با شمشير به او زد. جوان، دستش را سپر كرد كه قطع شد و از پوست، آويزان شد. پس فرياد بر آورد: اى مادر!

دریافت فایل صوتی

نیاز همگان به پیام

هیچ كس نمی تواند بگوید: من از مراسم سوگواری سالار شهیدان بی نیازم؛ خواه شیعه یا سنّی، خواه كلیمی یا مسیحی یا زرتشتی و خواه مسلمان یا كافر؛ زیرا حسین بن علی (علیه السلام) گفتارها، رفتارها و نوشتارهای فراوانی در سطوح مختلف ارائه كرده است. به برخی فرمودند: اگر مسلمان نیستید، آزاد اندیش باشید و خاصیت آزاد اندیشی و آزادمنشی این است كه انسان نه سلطه پذیر باشد، نه سلطه گر؛ «إن لم یكن لكم دین و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا أحراراً فى دنیاكم»*. درس آزادگی نشانهٴ آن است كه جنبهٴ انسانی كربلا همچنان محفوظ است و اگر كسی به مبدأ و معاد عالَم معتقد نبود، به اصل حرّیت بشر اعتقاد دارد و كربلا معلّم حرّیت جوامع بشری است.
بنابراین، هیچ انسانی بی نیاز از بهره برداری از مراسم كربلا نخواهد بود و هیچ عالم و اندیشوری مستغنی از رهنمود عاشورا نیست؛ حتّی زاهدان و عابدان كه در بین راهند و حكیمان و متكلّمان كه به پایان راه نزدیكند و عارفان و شاهدان واصل كه به قلّهٴ بلند پایانی این راه رسیده اند، آن ها نیز جزو مستمعان راستین پیام حسینی اند؛ زیرا جریان كربلا، مجاهدان نستوه جهاد اصغر را می پروراند، مجاهدان متخلّق و عالمان اخلاق جهاد اوسط را هدایت می كند و نیز عارفان به مقام فَناء در فِنای الهی را می پروراند و به آن ها دستور «محو قبل الصحو و صحو بعد المحو» می دهد.

محاسبه نفس یکی از حالات اهل ذکر و امری ضروری در رشد انسان

آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری محرم 96

مروری بر مطالب جلسات گذشته

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدُ لله رَبِّ العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین. در جلسه های گذشته بیان شد در خطبه 222 نهج البلاغه از حضرت علی علیه السلام نقل شده است که ایشان این آیه شریفه را تلاوت کردند «يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الاصَالِ * رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تجارَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ»(نور/37-36) خداوند متعال در این آیه شخصیت هایی را معرفی می کند که هیچ تجارت و خرید و فروشی آنان را از توجه به خداوند متعال، اقامه صلات، ایتاء زکات و دستگیری از بندگان خدا و ماموریتی که در کمک به آنان دارند باز نمی دارد. در این خطبه اوصاف این افراد بیان شده است که در دو جلسه گذشته چند نکته از آن را بیان کردیم به برخی از آن ها اشاره می کنم.(1)

این افراد کسانی هستند که به امام رسیده اند و الّا تا زمانی که انسان به امام نرسد، جزو اهل الذکر نمی شود. انسان باید وارد خانه هایی شود که ذکر الهی در آن وارد شده است. بیرون این خانه ها امکان دست یابی به ذکر نیست هرچند ممکن است انسان اذکار لفظی بگوید یا حتی ریاضت قلبی بکشد تا توجهاتی در نفس خود ایجاد کند زیرا اگر این ها در مسیر ولایت امام و ذیل آن نبود، این ریاضات برای انسان حجاب ایجاد می کنند. بنابراین قرآن عده ای را توصیف می کند که در این بیت نور آمده اند که نور هدایت الهی و اهل بیت(ع) در این خانه ها نازل شده و در پرتو این نور و هدایت است که به مقام ذکر می رسند. خلاصه مطلب این است که آیه فوق بیان احوال کسانی است که به امام شان رسیده اند و در بیت النور او قرار دارند و با او سیر می کنند. فلذا بیان شد که ذکری اهلی دارد «وَ إِنَّ لِلذِّكْرِ لَأَهْلًا أَخَذُوهُ مِنَ الدُّنْيَا بَدَلًا فَلَمْ تَشْغَلْهُمْ تِجَارَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَنْهُ» این ذکری که اهل ذکر آن را بدل از دنیا گرفتند، همان توجه به مقامات قرآن و نبی اکرم و امام است که حقیقت ذکرند و تفصیل قرآن، تفصیل ذکر است. پس مقصود از ذکر، این اذکار و اوراد لفظی نیست.

همچنین بیان شد که حضرت علی(علیه السلام) این انسان ها به امام رسیده را توصیف می کنند که در این توصیف، ابتداءاً از مقامات قلب صحبت می کنند که قلب می تواند به مقام ذکر برسد و در اثر ذکر، قوای عقل فعال می شود که فرمود: «فَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ يَقَظَةٍ فِي الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ وَ الْأَفْئِدَةِ». اگر با چراغ و نور بیداری، گوش، چشم و قلب انسان روشن شود، انسان وارد ذکر می شود و چنین افرادی که خودشان بیدار شده اند، دیگران را نیز هدایت و بیدار می کنند. در فراز بعد توضیح احوال این افرادی بود که وارد سیر قلبی شده اند و با امام سیر می کنند که پرده ها از دل آنان کنار می رود و حقایق عالم برزخ و قیامت و عوالم بعدی را در همین عالم مشاهده می کنند که فرمود: «حتَّى كَأَنَّهُمْ يَرَوْنَ مَا لَا يَرَى النَّاسُ وَ يَسْمَعُونَ مَا لَا يَسْمَعُونَ».