برگـرد عمـو! دل هـوس آب نـدارد

ای اهل حرم میر علمدار نیامد
سقای حرم سید و سالار نیامد
علمدار نیامد علمدار نیامد
ای هم‌سفـران مـاه بنـی هاشمیان کو؟
آرام دل و دیده و آرامش جان کو؟
آیینه‌ی عشق از پی دیدار نیامد
علمدار نیامد علمدار نیامد
دل‌هـای پریشـان شـده شیرازه ندارد
گنجـایش انـدوه و غـمِ تازه ندارد
دل خون شد و مجنون شد و دلدار نیامد
علمدار نیامد علمدار نیامد
آن گل که چمن عاشق بوسیدن او بود
آن ماه که ما را هوس دیدن او بود
صد بار به ما سر زد و این بار نیامد
علمدار نیامد علمدار نیامد
برگـرد عمـو! دل هـوس آب نـدارد
امشب بـه خدا دیده‌ی ما خواب ندارد
ای پردگیـان محـرم اسـرار نیامد
علمدار نیامد علمدار نیامد

دریافت فایل صوتی

حزن و گریه دائم اهل ذکر و منشأ آن و اهمیت آن در سیر الی الله

آیت الله میرباقری
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدُ لله رَبِّ العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین. وجود مقدس امیرالمؤمنین(علیه السلام) در خطبه 222 می فرمایند: «يَتَنَسَّمُونَ بِدُعَائِهِ رَوْحَ التَّجَاوُزِ رَهَائِنُ فَاقَةٍ إِلَى فَضْلِهِ وَ أُسَارَى ذِلَّةٍ لِعَظَمَتِهِ لِكُلِّ بَابِ رَغْبَةٍ إِلَى اللَّهِ مِنْهُمْ يَدٌ قَارِعَةٌ يَسْأَلُونَ مَنْ لَا تَضِيقُ لَدَيْهِ الْمَنَادِحُ وَ لَا يَخِيبُ عَلَيْهِ الرَّاغِبُونَ»(1) حضرت امیرالمؤمنین(ع) در این بیان نورانی اوصاف آن شخصیت هایی را توصیف می کنند که خداوند در قرآن اینگونه آنان را معرفی کرده است: «رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تجارَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلَوةِ وَ إِيتَاءِ الزَّكَوةِ»(نور/37) حضرت در ذیل یکی از فرازهای این خطبه که به توصیف حالات آنان می پردازند، می فرمایند «جَرَحَ طُولُ الْأَسَى قُلُوبَهُمْ وَ طُولُ الْبُكَاءِ عُيُونَهُمْ» دوام و طول حزنی که در آنان است قلوب و طول گریه چشمان اهل ذکر را مجروح کرده است. آنان برای هر دری که به سوی رغبت به سوی خدای متعال گشوده می شود، دست کوبنده ای دارند و آن را رها نمی کنند. از کسی سؤال می کنند که در محضر او هیچ گاه وسعت ها به تنگی و ضیق نمی رسند و کسانی که اهل رغبت اند هیچ گاه در آنجا مایوس و محروم نمی شوند. در پایان این خطبه حضرت دستوری می دهند که «فَحَاسِبْ نَفْسَكَ لِنَفْسِكَ فَإِنَّ غَيْرَهَا مِنَ الْأَنْفُسِ لَهَا حَسِيبٌ غَيْرُك» خودت را برای خودت محاسبه کن! غیر از تو دیگران برای خود حسابرسی دارند که آن حسابرس تو نیستی!

تاثیر ناپذیری از آمد و شدهای دنیا قدم اول در سیر الی الله

رفتی و این ماجرا را تا فصل آخر ندیدی

زبان حال حضرت زینب (س) با اباالفضل العباس (ع):

رفتی و این ماجرا را تا فصل آخر ندیدی
عباس من! دیدی اما مانند خواهر ندیدی
آن صورت مهربان را، محبوب هر دو جهان را
وقتی غریبانه می‌رفت بی یار و یاور ندیدی
آری در آوردن تیر بی دست از دیده سخت است
اما در آوردن تیر از نای اصغر ندیدی
حیرانی یک پدر را با نعش نوزاد بر دست
آن بهت و ناباوری را در چشم مادر ندیدی
شد پیش تو نا امیدی، تیر نشسته به مشکت
مثل من اطراف عشقت انبوه لشکر ندیدی
بر گودی گرم گودال خوب است چشمت نیفتاد
چون چشم ناباور من دستی به خنجر ندیدی
دلخونی اما برادر دلخون‌تر از من کسی نیست
آخر تو بر خاک صحرا مولای بی سر ندیدی
قلبت نشد پاره پاره، آن شب خرابه نبودی
آنجا سر یک پدر را در دست دختر ندیدی
سقا! تو ساغر ندیدی، در تشت زر، سر ندیدی
جای نیِ خیزران بر لبهای دلبر ندیدی